گویا تقدیر ما بر سوختن است و بر آن پایانی نیست
  •  

19 مرداد 1399
Author :  
صورت مان بر هورم این آتش می سوزد

 

در این میانه تابستان و شکستن اوجش، دلم باز به داغی روزهای اوج چله تابستان است، هنوز به رغم شکستن داغی اش، سوختن مان را انگار پایانی نیست، گویا تقدیر ما بر سوختن است و بس، چرا که چه در چله تابستان و چه در چله زمستان، این سوختن ها بی وقفه ادامه دارد، حتی آفتاب بی جان وسط چله زمستان نیز پوست نحیف ما را می سوزاند و اگر آن را از دیدش پس نکشیم، چون ذغال سیاه می کند، و در حالی که به نور این خورشید سوزان سخت محتاجیم، اما انگار خورشید را وظیفه ایی جز سوختن ما نیست، می خواهم از این ملک سوزناک بگریزم، اما کجا را می توان یافت که از سوختن و خورشید توان گریخت.

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn
1927 Views
Tag :
 مصطفی مصطفوی

پست الکترونیکی این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

دیدگاه

چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.

نظرات کاربران

- یک نظر اضافه کرد در نسل Z و فریاد برابری خواهی در ...
Blue bug ۹ اوت Kafkasbluebug گفتگوی تاریخی عجیبی میان «هیندوتوا» (Hindutva) و صهیونیسم وجود دارد که ...
- یک نظر اضافه کرد در «نام من فلسطین است و من زنده خ...
حقیقت اهمیت دارد ۱۹ اگوست @politicsusa46 تاریخ، فرانچسکا پائولا آلبانیز را به عنوان کسی به یاد خواهد...