گویا تقدیر ما بر سوختن است و بر آن پایانی نیست

19 مرداد 1399
Author :  
صورت مان بر هورم این آتش می سوزد

 

در این میانه تابستان و شکستن اوجش، دلم باز به داغی روزهای اوج چله تابستان است، هنوز به رغم شکستن داغی اش، سوختن مان را انگار پایانی نیست، گویا تقدیر ما بر سوختن است و بس، چرا که چه در چله تابستان و چه در چله زمستان، این سوختن ها بی وقفه ادامه دارد، حتی آفتاب بی جان وسط چله زمستان نیز پوست نحیف ما را می سوزاند و اگر آن را از دیدش پس نکشیم، چون ذغال سیاه می کند، و در حالی که به نور این خورشید سوزان سخت محتاجیم، اما انگار خورشید را وظیفه ایی جز سوختن ما نیست، می خواهم از این ملک سوزناک بگریزم، اما کجا را می توان یافت که از سوختن و خورشید توان گریخت.

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn
0 Comment 78 Views
Tag :
 مصطفی مصطفوی

پست الکترونیکی این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

نظرات (0)

There are no comments posted here yet

نظر خود را اضافه کنید.

  1. Posting comment as a guest. Sign up or login to your account.
پیوست ها (0 / 3)
Share Your Location
عبارت تصویر زیر را بازنویسی کنید. واضح نیست؟

دیدگاه

ارتباطات انسانی شاید از بهترین شاخص های انسانیت ما انسان هاست، که تبلور آن در رویارویی تفکر و تبادل احساسات با دیگران حاصل می شود، امروزه فن آوری های جدید به کمک انسان آمده و شرایطی را فراهم نموده اند که بتوان به طور سریع و وسیع با هم در ارتباط باشیم، نوشته هایم در این سایت، سیاه مشق هایی است که در کلنجار با دل، به نوشته در آمده و لزوما درست و یا نادرست نیست.

کامنت ها

“واقعیت آشکار این است که سیاره‌ی ما دیگر نیازی به افرا...
sadeghZibakalam @sadeghZibakalam ایکاش آقای رئیس جمهور و سایر مسئولین ...