ریزش برگ های نو به نو، تابوت ها از آمدن نمی مانند

18 دی 1398
Author :  
خانه ها ویران و قبرستان ها آباد

تابوت ها را سوار بر موجی از غم، دست به دست می کنیم، تا بدن ها در خاک سرد گور، موج نشان غم های بی پایان ما باشند، این روزها دل ها در تلاطم مرگ های نو به نو، ریزش برگ های تازه به تازه، و بلاهای بی پایان، خون است، و این پاره پاره های خون دل را، این تابوت هاست، که بدین سو، و آن سو می کشند.

زمانه ی آدمکُش ما را، انگار قصدی بر آتش بس نیست، از این گورستان، به گورستانی دیگر در رفت و آمدیم، انگار ناف این سال های بلاخیز را با گور و گورستان بریده اند، هر دم باید به مشایعت خود تا خاکی سرد، در رفت و آمد باشیم؛ آن یکی را جاده، دیگری را سرما، و این یکی را تحریم، و آنرا دشمن، این را خود، و آن را غم نان و... می کُشد،

در هجوم امواج قتل و غارت جان ها، ما مانده ایم، و پریدن از قبری به قبری دیگر، و این چنین است که خانه ها مان ویران، قبرستان هامان، هر روز آبادتر از دیروز،

و تابوت ها از آمدن نمی اُفتند!

خدایا بس است دیگر! ختمش کن!

هر چند می دانم که این نیز از تصمیم تو نیست، و ختمش نیز با ماست!

اما گویا ما را بر ختمش، هنوز تصمیمی نیست!

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn
سید مصطفی مصطفوی

پست الکترونیکی این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

نظرات (4)

This comment was minimized by the moderator on the site

درخت می‌گوید: شاخه‌هایم را خواهم شکست
امشب آتش خواهم گرفت
برخواهم خواست!
چراغ‌های خانه دیوانه‌‌اند
بی هیچ دلیلی خاموش می‌شوند،
روشن می‌شوند.

کودک می‌گوید: زمستان است
دریا و قایق دورند و
مردم زمین را حفر می‌کنند
عمیق می‌کَنند و
همیشه دفن می‌کُنند.

خورشید می‌گوید: خوابم برد و
در خواب دیدم که یک قمری هستم
با شکمی دریده و خونین.

و قایق می‌گوید: خسته‌ام
می‌خواهم بخوابم
ولی شب ژرف است
ولی شب تاریک است
و ماهی ندارد.

This comment was minimized by the moderator on the site

ما مردمان خاورمیانه ایم
بعضی هایمان درجنگ
کشته میشویم
بعضی در زندان
بعضی در جاده می میریم
و بعضی در دریا
حتی بلندترین کوه ها هم
از ما انتقام می گیرند
چرا که ما شغلمان مردن است!

This comment was minimized by the moderator on the site

جمهوری توسعه نامتوازن محمد فاضلی
مرور رخدادهای دو سه روز گذشته نکته بسیار مهمی را آشکار می‌سازد:
واقعه اول، ایران به نوعی از بازدارندگی (نظامی – سیاسی) در مقابل بزرگ‌ترین قدرت سیاسی، نظامی، اقتصادی و فرهنگی جهان می‌رسد و به هر دلیل، آمریکا از تداوم حمله به ایران خودداری می‌کند.
واقعه دوم، پنجاه و نه نفر در مراسم خاکسپاری سردار شهید قاسم سلیمانی به علت ازدحام جمعیت خود را از دست می‌دهند.
واقعه سوم، هواپیمای اوکراینی سقوط می‌کند و ده‌ها ایرانی در آن کشته می‌شوند و تأسف‌بارتر آن‌که مشخص می‌شود شمار زیادی از آن‌ها دانشجویان نخبه ایرانی شاغل به تحصیل در دانشگاه‌های کانادا بوده‌اند.

هر قدر واقعه اول می‌تواند موفقیت حکمرانی نظامی، امنیتی و سیاسی در بعد خارجی و مقابله با یک کشور خارجی را به جهاتی نشان دهد و موفقیت به حساب آید، دو واقعه دیگر وجوهی تلخ از حکمرانی در جمهوری اسلامی ایران را نشان می‌دهد. سؤالات مهمی مطرح است:

آیا ما سازمان اداری و عقلانیت بوروکراتیکی داریم که پس از مشاهده تجمعات میلیونی در اهواز، مشهد و تهران برای تشییع سردار سلیمانی، قادر نیست ازدحام جمعیت در زادگاهش را پیش‌بینی کرده و مانع بروز فاجعه شود؟

آیا نظام اداری ما هنوز به «سندروم برگزاری مراسم» مبتلاست و از برگزاری مراسم جشن قهرمانی تیم‌های ورزشی تا بزرگ‌ترین تشییع جنازه یک نظامی در ایران برایش فرقی نمی‌کند و همه را به نحوی به یک فاجعه اداری، رسانه‌ای و انسانی تبدیل می‌کند؟

آیا همه پروازهایی که به مقصد کانادا، آمریکا یا اروپا می‌روند، این تعداد فارغ‌التحصیل دانشگاه‌های برتر را در خود جای می‌دهند؟ این جوانان عزیز برای چه می‌روند؟ آیا ناخرسندی‌ها و ناامیدی‌های جامعه ایرانی، منبع تأمین نیروی انسانی کارآمد برای غرب نشده است؟

این سه رخداد در کنار یکدیگر، خصیصه بسیار مهمی از جمهوری اسلامی ایران را آشکار می‌سازند: عدم توازن توسعه؛ جمهوری توسعه نامتوازن.

کشوری شده‌ایم که مردم‌اش با غرور و سوگوارانه سردارشان را به خاک می‌سپارند و اکثریت‌شان از بازدارندگی نظامی-امنیتی و کارآمدی دیپلماتیک برای ممانعت از جنگی ویران‌گر خوشحال‌ هستند.

این مردم اما زیر دست و پای یکدیگر در مراسمی که می‌توانست فاجعه به بار نیاورد، می‌میرند و کسی مسئولیت نمی‌پذیرد. این مردم هر روز ده‌ها نفر از یکدیگر را در جاده‌ها با تصادفات می‌کشند. شمار زیادی از این مردم به بالندگی فرزندان‌شان در جغرافیای ایران ناامید شده‌اند و با یک چشم اشک و یک چشم خون، خوشبختی فرزندان‌شان را در سرزمین‌هایی می‌جویند که با وطن‌شان سر جنگ دارند.

شماری از مردمان جمهوری توسعه نامتوازن، در حالی خرسند و سرشار از غرور بازدارندگی نظامی و امنیتی سر بر بالین می‌گذارند که بیکارند، گاه نان شب ندارند و برای هزینه درمان‌ درمانده‌اند.

قصدم برشمردن عدم توازن‌های توسعه در ایران امروز نیست والا بسیار می‌توان برشمرد از ناخرسندی‌های مردمان مغرور از بازدارندگی نظامی و امنیتی. قصدم فقط طرح این پرسش است که «حکمرانان جمهوری توسعه نامتوازن، چه زمانی و در فردای کدام رخدادی، تصمیم می‌گیرند در فرایندهای منجر به این عدم توازن خسارت‌بار و فرساینده بازنگری کنند؟»

سؤال دیگر آن است که «آیا می‌شود در حالی که روندهای اقتصادی، محیط‌زیستی، اجتماعی و فرهنگی هر روز بر عدم توازن‌ها می‌افزایند، تا ابد بازدارندگی نظامی-امنیتی را ادامه داد؟» سرداران شهید تا چه زمانی مثل فرشته نجات باید از راه برسند و زخم‌های وارد آمده بر انسجام اجتماعی ناشی از ناکارآمدی و کم‌خردی را مرهم بنهند؟

ذخیره سرمایه اجتماعی ناشی از شهادت «سردار شهید، سرباز وطن، قاسم سلیمانی» برای مدارا و مهربانی با تشییع‌کنندگان متکثر و پرشمارش برای زمینه‌سازی توسعه متوازن به‌کار گرفته می‌شود یا برای بازسازی تراژیک-کمیکی از دهه شصت، برای نمک‌پاشیدن بر زخم‌ها و افزودن بر عدم توازن‌ها، تا مسافران پروازهای تهران-کیف پرشمارتر شوند؟

آمریکا و بالاخص آمریکای دونالد ترامپ همواره سرشار از خطر تمدنی برای ایران ماست و من یک سخنرانی او را پایان خطر نمی‌بینم، اما مهم‌تر این است که در سایه همین مقدار بازدارندگی سیاسی، نظامی و امنیتی، برای بهبود حکمرانی و برقراری توازن توسعه چه کاری می‌شود.

امام علی (ع) فرموده‌اند «الفُرصَه تمُّر مرِّ السَحاب فانتَهِزوا فُرَصَ الخَیّر» (فرصت مانند ابر از افق زندگی می‌گذرد، مواقعی که فرصت‌های خیری پیش می‌آید غنیمت بشمارید و از آن‌ها استفاده کنید.) فرصت را برای بهبود حکمرانی در جمهوری توسعه نامتوازن غنیمت بشمارید. #شبکه_توسعه @I_D_Network http://vrgl.ir/sa3ju

This comment was minimized by the moderator on the site

There are no comments posted here yet

نظر خود را اضافه کنید.

  1. Posting comment as a guest. Sign up or login to your account.
پیوست ها (0 / 3)
Share Your Location
عبارت تصویر زیر را بازنویسی کنید. واضح نیست؟

دیدگاه

ارتباطات انسانی شاید از بهترین شاخص های انسانیت ما انسان هاست، که تبلور آن در رویارویی تفکر و تبادل احساسات با دیگران حاصل می شود، امروزه فن آوری های جدید به کمک انسان آمده و شرایطی را فراهم نموده اند که بتوان به طور سریع و وسیع با هم در ارتباط باشیم، نوشته هایم در این سایت، سیاه مشق هایی است که در کلنجار با دل، به نوشته در آمده و لزوما درست و یا نادرست نیست.

کامنت ها

حج یکی از احکام واجب در اسلام است، و بر مسلمانان فرض شده...
امانت دارِ امام ع باش، نه اسیرِ رسوم ! محمّد حسین کریم...