آبان است، کویر و دکتر فاطمی، و دردها
مطلب ویژه
  •  

23 آبان 1397
Author :  
چهره خندان دکتر فاطمی در دیدار با دکتر مصدق

گرفتار اندیشه ایی وسواسی شده ایم، که حتی بزرگان اندیشه و عمل این ملک و این قوم هم در آن نمی گنجند، هزار دلم نا دلم کردیم، تا دل هامان راضی شود، یک کوچه ناقابل را به نام مردی به بزرگی استقلال این کشور کنیم، او که صنعت و ثروت نفت ایران را ملی کرد، و به پای این عمل خود جان، ثروت و زندگی اش را فدا نمود، اما آنقدر راحت و بی دغدغه هزاران مدرسه، خیابان را به نام کسی کردیم، که حتی بعد از افتادن طشت رسوایی خیانت ش، نیز از نامش بر نگرداندیم؛ او که دست در دست کودتاچیان و عاملان استبداد و استعمار، شد، تا نهضت و برنامه ملی –  میهنی همین مرد بزرگ را ناکام کرده، و به حصر مادام العمرش فرستادند، تا همانجا در تنهایی و بی کسی بمیرد، و درس عبرتی شود، برای هر که با استعمار و سلطه خارجی، در این کشور صادقانه در نبرد اُفتد.

کویر و نائین، علاوه بر فرش های زیبا، گوهرهای دیگری هم دارد، که شهره آفاقند، و گرچه هر وقت نام کویر می آید دلهره و غم نیز سرازیر می شود، اما کویر هم خود نعمتی است بزرگ، که وقتی از آن می گذری دلت هوای آسمان می کند، تا همنشین ماه و ستارگان ش شوی، اما جغد شب خیز این سرزمین، را تحمل نشستن و گفتن و شنیدن با ستارگان نیست، هر دم آرامش مان را بهم می زند تا روی آرامش را نبینیم و همیشه در خوف و خطر غارت این و آن باشیم؛

از خیابان ولیعصر تهران که به سمت پارک لاله می پیچیم، هنوز مردم از "میدان فاطمی" می گویند، زیرا که او سکاندار سیاست خارجی دولت مردمی و ملی دکتر مصدق بود، و به اذعان خود دکتر، اولین پیشنهاد دهنده طرح ملی شدن نفت، و خارج شدن ثروت ایران از تیول خارجی ها؛ اما همین میدان ناقابل و خفیف را هم ما به "میدان جهاد" تغییر نام دادیم، تا از او هم نامی نماند؛ چرا؟! آنها که کرده اند، خود جواب دهند.

دکتر سید حسین فاطمی در سیاست و عمل خود، آنقدر در دل شیفتگان استبداد و استعمار کینه کاشته بود، که کودتاچیان و ساقط کنندگان دولت مردمی و ملی دکتر مصدق، از جان رهبر دکتر فاطمی، گذشتند، و مصدق را به حصر بردند، اما از جان دکتر سید حسین فاطمی نتوانستند، بگذرند و او را در حالی که در تب 40 درجه ناشی از زخم های کودتا می سوخت، و تنها 37 سال بیشتر سن نداشته، چهار روز پیش، در چنین روزهایی (19 آبان 1333) به چوبه ایی بسته و تیرباران ش کردند، در حالی که با همان تن تب دار فریاد می زد "زنده باد ایران"؛ تا به سان دیگر نوابغ این ملک و ملت همچون سهروردی، ابن مقفع و... به سن چهل نرسیده، بهار عمرش خزان شود، و دل های تنگ کودتاچیان با خون او خنک گردد، هر چند فاطمی اگر زنده هم می ماند، باز انسان هایی از این سلک در بین تروریست های سفارشی، بودند که او را سر به نیست کرده، کما این که کردند و موفق نشدند، و حتی هنوز هم از کرده خود نادم و پشیمان نبوده و نیستند، و بر اقدام تروریستی خود پای می فشارند.

دکتر سید حسین فاطمی وزیر خارجه دولت دکتر مصدق

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn
 مصطفی مصطفوی

پست الکترونیکی این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

نظرات (13)

Rated 0 out of 5 based on 0 voters
This comment was minimized by the moderator on the site

یادی از استاد اخلاق
Posted: 19 Jan 2021 09:57 AM PST
لطف‌الله میثمی
به مناسبت بیست‌وششمین سالگشت رحلت مهندس مهدی بازرگان
۲۶ اردیبهشت ۴۰ نهضت آزادی ایران تأسیس شد. در خرداد همان سال در روز عاشورا، مهندس بازرگان در باشگاه نهضت واقع در خیابان فلسطین سخنرانی کرد و گفت: ثقه‌الاسلام را در یکی از میدان‌های شهر تبریز به دار زده بودند ولی مردم دعا می‌کردند «خدایا لعنت بفرست به اولین کسی که به محمد و آل محمد ظلم کرد». ولی به قاتل مظلومی که در دسترس آن‌ها بود و او را می‌دیدند توجهی نمی‌کردند. زنده‌یاد بازرگان با جرئت و شهامتی بی‌سابقه گفت من می‌گویم: «اللهم العن من قتل دکتر سید حسین فاطمی، پروردگارا کسی که دکتر سید حسین فاطمی را کشت از رحمتت محروم کن». جمعیت هم با صلوات هماهنگ و بلند او را لبیک گفتند. او مستقیماً به شاه اشاره کرد که قاتل دکتر فاطمی بود و مصداق ظالم و مظلوم را مشخص نمود. در روند نواندیشی دینی صحبت مهندس یک نوآوری بود. بدین معنا که در آموزش‌های جاری کاری به مصداق نداشتند و فقط گفته می‌شد که ظلم بد است اما ظالم را مشخص نمی‌کردند.
بعدها در ریشه‌یابی این آموزش‌ها به شرح مثنوی علامه جعفری تبریزی برخورد داشتم که می‌گفت منطق صوری که اساس آموزش‌های جاری است، سه ادعا ندارد؛ نخست درباره عمق اشیا، دوم درباره آینده و سوم درباره مصداق. این در حالی است که سراسر قرآن صحبت از ژرف‌نگری، آینده‌نگری و مصداق اندیشی است.
مهندس حسن عبودیت و من در شب یلدای سال ۴۲ در ارتباط با دادگاه سران نهضت آزادی بازداشت شدیم. بعد از مراحل بازجویی و شکنجه که به انفرادی قزل‌قلعه رفتیم مهندس عبودیت آنچه بر سرش آمده بود برایم تعریف کرد. او را به‌شدت شکنجه کرده بودند و آثار آن روی بدنش بود. بعداً مهندس عبودیت را به زندان قصر بردند و با راهنمایی مهندس بازرگان او به دادستان وقت، تیمسار صدوقی، نامه‌ای می‌نویسد و مهندس بازرگان این نامه را در دادگاه نهضت می‌خواند که اشک حضار درمی‌آید. عبودیت را به پزشکی قانونی برده و شکنجه‌ها تأیید می‌شوند.
در سلول که باهم بودیم می‌گفت مهندس بازرگان به من گفت می‌خواهی نذری یادت بدهم که آزاد شوی؟ بعد ادامه داد نذر کن آزاد که شدی مبارزه با ستم‌شاهی را ادامه بدهی و دومرتبه به زندان برگردی. مهندس عبودیت از آرامش بی‌نظیر و حل شدن مهندس در مبارزه مستمر با ستمشاهی و اخلاق نیکوی او بسیار متأثر شده بود و می‌گفت صحبت‌های مهندس آرامش زیادی به من داد.
در سال ۶۴ در تپه‌های سوهانک با مهندس مهدی و مهندس عبدالعلی بازرگان قدم می‌زدیم. از ایشان پرسیدم شما که ولایت فقیه را باور نداشتید چگونه در سال ۵۸ به قانون اساسی رأی دادید؟ ایشان گفت فضای مخالفت با قانون اساسی و قانون‌گرایی به‌حدی شدید بود که بر آن شدیم به نفس قانون‌گرایی که در خطر بود رأی بدهیم. این درس راهبردی ایشان کمک زیادی به من، دوستانم و ملت ایران کرد و اثر چشمگیر آن را در خرداد ۷۶ و ۸۸ دیدیم. روحش شاد.

مصطفوی
This comment was minimized by the moderator on the site

علی سجادی دکتر فاطمی، اسطوره سیاسی من!
"اگر ملی شدن نفت خدمت بزرگی است تمام آن افتخار، از آن کسی که اول این پیشنهاد را نمود و آن کس شهید راه وطن دکتر حسین فاطمی است"
این جمله دکتر مصدق خود به تنهایی بیانگر روح بزرگ و نبوغ سیاسی دکتر حسین فاطمی ست!
@sokhanranihaa
حسین فاطمی، روزنامه نگار، سیاستمدار و دارای دکترای حقوق از فرانسه و در حقیقت نزدیکترین فرد به دکتر مصدق و یار وفادار او در تمام مراحل ملی شدن صنعت نفت و مغز متفکر دولت او بود!
او بی شک کلیدی‌ترین وزیر کابینه مصدق و تندروترین مخالف استعمار انگلیس و همچنین شاه و سلطنت در آنروزها بود، بطوریکه فکر "حکومت جمهوری" اولین بار از سوی او مطرح شد در زمان نخست وزیری مصدق، دکتر فاطمی وزیر امور خارجه و سخنگو و مشاور مصدق بود
او از باهوش ترین و زیرک ترین ودر عین حال وطن پرست ترین نخبگان سیاسی ایران در آن روزگاران بود
دکتر فاطمی نابغه ای بود که تمام نبوغش را در جهت یاری رساندن به مصدق در شکست دادن انگلیس و کوتاه کردن دست استعمار پیر از سرمایه های ملی بکار گرفته بود و با همراهی دکتر مصدق بر مخوف ترین سازمانهای استعماری بین المللی آنروزگاران غالب گشتند
دکتر فاطمی بعد از شهریور ۱۳۲۰ که فضای سیاسی ایران نسبتا باز می‌شود، نشریه باختر امروز را در تهران منتشر می‌کند نکته جالبی که درخصوص او و ابزار رسانه ای که در دست داشت این است که دکتر فاطمی میکوشد شعار «خدا، شاه، میهن» را که در آن زمان بسیار مطرح بود به شعار «خدا، ایران، آزادی» تغییر دهد
دکتر فاطمی یکبار توسط مخالفان تندرو مذهبی و گروه فدائیان اسلام ترور شد که خوشبختانه جان سالم بدر برد اما پس از کودتای سیاه 28 مرداد و سرنگونی دولت مصدق توسط نیروهای شاه و ساواک دستگیر و اعدام شد...
پس از دستگیری مصدق و دکترفاطمی بعد از کودتای 28 مرداد از شاه راجع به سرنوشت آنها پرسیده بودند:
پاسخ شاه بسی جای تامل دارد:
- در این مورد زیاد فکر کرده‌ام، مصدق محاکمه می‌شود و نهایتا به سه سال محکوم خواهد گشت ولی یک استثناء وجود دارد و آن، حسین فاطمی است، او بلافاصله اعدام خواهد شد!
البته اعدام دکتر فاطمی ظاهرا به‌دستور مستقیم چرچیل انجام میگردد، او طی نامه محرمانه‌ای در ۳۰ سپتامبر ۱۹۵۳ از شاه می‌خواهد حال که مصدق در کودتا کشته نشده است از اعدام او صرف‌‌نظر کند اما درباره دکتر فاطمی چنین می‌نویسد: برای فاطمی بهترین جواب اعدام است!
و سرانجام در حکمی از پیش نوشته شده حسین فاطمی در سحرگاه 19 آبان 1333 اعدام (تیرباران) شد
دکتر فاطمی قبل از اعدام خود چنین زیبا سخن میگوید:
"برای جامعه و ملتی که می‌خواهد زنجیرهای گران بندگی و غلامی را پاره کند، این طور رنج‌ها و جان سپردنها و قربانی دادن‌ها امری عادی و بسیار ساده تلقی میشود، تنها آتش مقدسی که باید در کانون سینهٔ هر جوان ایرانی برای همیشه زبانه بکشد این آرزو و آرمان بزرگ و پاک است که جان خود را در راه رهایی جامعه و نجات ملت خود از چنگال استعمار و فقر و بدبختی و ظلم و جور بگذارد"
روحش شاد و راهش پر رهرو باد...

مصطفوی
This comment was minimized by the moderator on the site

سرکار خانم آذر منصوری در توئیتر خود به مناسبت شهادت دکتر سید حسین فاطمی نوشتند :

به یاد شهید وطن دکتر حسین فاطمی
سینه‌اش را تفتیش کردند
غیرِ قلبش چیزی نیافتند
و قلبش را تفتیش کردند
غیرِ ملت اش چیزی نیافتند
صد‌ایش را تفتیش کردند
غیرِ اندوهش چیزی نیافتند
اندوهش را تفتیش کردند
غیرِ زندانش چیزی نیافتند
زندانش را تفتیش کردند
غیرِ خودشان را در بند نیافتند

مصطفوی
This comment was minimized by the moderator on the site

شصت و شش سال پیش در بامداد نوزده آبان حسین فاطمی در سی و هفت ساله‌گی تیرباران شد. این عکس که بعد لورفتن محل اختفای او و بعد دستگیری‌اش برداشته شده در اسفند سی و دو بسیار عجیب است و عملن به ضد میلِ دستگیرکننده‌گان تبدیل شده. مردی ریشو و تنها در محاصره‌ی انبوهی از افسران. این‌که فاطمی که بود و آیا تندروی‌هایی که در کلمات یا برخی رفتارهای‌اش علیه خانواده‌ی سلطنتی در اعدام‌اش موثر بودند بحثی‌ست دگر. بی‌تردید «زبانِ سرخی» داشت که نسَب می‌برد از میرزاده‌ی عشقی و البته قهرمان‌اش محمد مسعود.
اما آن‌چه بر بدن او رفت در دو سال آخر زنده‌گی‌اش شگفت است. اول که آن نوجوان محمد عبدخدایی در ظهیرالدوله به او شلیک کرد و باعث شد طحال و کبدش آسیب جدی ببیند و بعد هم در دوران دست‌گیری طی یک سناریو قرار شد جمعی «خودجوش» با چاقو او را که دست بسته بود و مقابل دادگستری به قتل برسانند که شجاعت خواهرش به آن‌ها این اجازه را نداد ولی چند ضربه‌ی کارد از آدم‌های شعبان جعفری بر تن‌اش فرورفت. می‌گویند به شدت شکنجه شد. طوری‌که وقتی قرار بر اجرای حکم شد حتا توان ایستاده نداشت. برخی گفته‌اند روی همان برانکارد به او شلیک کرده‌اند و برخی گفته‌اند به هر مشقتی بوده ایستاده.
فاطمی یک ملی‌گرای تمام‌عیار بود که ابایی از ابراز تنفر نداشت نسبت به شاه و به خصوص اشرف پهلوی. برخی می‌گویند برای پست وزارت خارجه‌ی دولت مصدق بیش از حد جوان بود و برخی نیز معتقدند روح ناآرام و عشق‌اش به جمهوریت و ایران نمی‌گذاشت سیاست‌ورزی باهوش‌تر باشد. فرزانه ابراهیم‌زاده در گزارشی خواندنی از ترور او به دست عبدخدایی می‌گوید وقتی گلوله به او‌ خورد پشت تریبون بود و فریاد زد «سوختم». و انگار این سوختن دردناک بدن و جان‌اش تا لحظه‌ی اعدام‌اش نیز او را رها نکرد. این روزها کمتر کسی او را به یاد می‌آورد اما این عکس حتا بی‌آن‌که بدانیم چه مناسبتی دارد بیان‌گرِ فدرتی‌ست که او در جمع دارد در عین اسارت. نگاهی قدرتمند و راسخ.
می‌گویند وقتی اعدام‌اش شروع شد گفت «بسم‌الله الرحمن الرحیم. پاینده باد ایران. زنده باد مصدق». جنازه‌اش قرار بود در مسگرآباد دفن شود که با مقاومت خواهر جگرآورش رفت به ابن‌بابویه. فاطمی مصداق همان مصرع دهخداست «یاد آر ز شمع مرده یاد آر». فارغ از کارنامه‌ی سیاسی‌اش و این‌که آیا مرد سیاست بود یا نه، چه‌گونه مُردن را بلد بود و این اتفاق کوچکی نیست. جوان افتاد و تنها و حالا شصت و شش سال است که ترورکننده‌گان و چاقوزننده‌گان به او سعی می‌کنند خود را تطهیر کنند. و چه شبیه است قصه‌ی او به حسنک وزیر در روایت بیهقی.
✍️مهدی یزدانی خرم

مصطفوی
This comment was minimized by the moderator on the site

مشتی به دهانِ فاطمی بکوب تا بداند هیبتِ انگلیس بازی کردنی نیست!
در خاطرات مرحوم آيت‌الله سيدرضا موسوی زنجانی چاپ شده كه از مراجع به خصوص آيت‌الله بروجردی پيگيری می ‌كنند كه جلوی اعدام دكتر فاطمی را بگيرند! مرحوم آيت‌الله بروجردی به آيت‌الله زنجانی پاسخ می ‌دهند كه «کینه ی انگليس‌ها نسبت به دكتر فاطمی آن قدر عميق است كه هيچ كاری از دست هيچ كس برنمی آيد.»
سر دنیس رایت سفیر بازگشته انگلیس به تیمور بختیار چنین می‌گوید: « در نخستین فرصت مشتی به دهان فاطمی بکوب تا بداند هیبت امپراطوری انگلیس بازی کردنی نیست!»
دکتر حسین فاطمی؛ «من برای آن كشته می ‌شوم كه نخستين اقدامم در وزارت خارجه، بستنِ سفارت و قطع رابطه با انگلستان بود. هيچ مايوس نيستم، از هر قطره خون من هزاران نهال می ‌رويد و با تاييد خداوند قهار انتقام اين ملت ستم ديده را از استعمار ناپاك می گيرد»

مصطفوی
This comment was minimized by the moderator on the site

عدام دکتر حسین فاطمی در 19 آبان ماه سال1333 ....

حسین فاطمی وزیر امور خارجه مصدق پس از محاکمهٔ در دادگاه نظامی(7مهر)به دلیل اقدام برای برکناری شاه و اقدام علیه سلطنت در سحرگاه 19 آبان 1333 اعدام شد.

سید حسین فاطمی وزیر امور خارجه ایران بود که پس از کودتای 28 مرداد به اعدام محکوم شد.
طرح «جمهوری» در آن مقطع از سوی فاطمی بود..

به گفتهٔ دکتر مصدق، فکر ملی شدن نفت پیشنهاد حسین فاطمی بود.
فاطمی را همراه با دکتر علی شایگان چهره‌های برجسته جناح چپ دولت مصدق می‌نامیدند.

او پیش از اعدام، از ترور توسط محمد مهدی عبدخدایی جان به در برده بود.

در 25 بهمن 1330 فاطمی که نماینده مردم تهران نیز بود در حین سخنرانی بر مزار محمد مسعود توسط محمدمهدی عبدخدایی عضو جمعیت فدائیان اسلام ترور شد که نافرجام ماند و گلوله به قلب او آسیبی نرساند.

حسین فاطمی در مورد ترور خود چنین می‌گوید :

«برای جامعه و ملتی که می‌خواهد زنجیرهای گران بندگی و غلامی را پاره کند، این‌طور رنج‌ها و جان سپردنها و قربانی دادن‌ها باید امری عادی و بسیار ساده تلقی شود.
تنها آتش مقدسی که باید در کانون سینهٔ هر جوان ایرانی برای همیشه زبانه بکشد این آرزو و آرمان بزرگ و پاک است که جان خود را در راه رهایی جامعه و نجات ملت خود از چنگال استعمار و فقر و بدبختی و ظلم و جور بگذارد»

سید حسین فاطمی سرانجام پس از محاکمهٔ در دادگاه نظامی (7 مهر) به دلیل اقدام برای برکناری شاه و اقدام علیه سلطنت در سحرگاه 19 آبان 1333 اعدام شد.

گفته شده که اشرف پهلوی در اعدام ایشان اصرار زیادی می‌ورزید و نهایتاً در قبرستان ابن بابویه شهر ری در کنار کشتگان قیام سی تیر به خاک سپرده شد.

دکتر فاطمی قبل از اعدام گفته بود:

ما سه سال در این کشور حکومت کردیم و یک نفر از مخالفان خود را نکشتیم برای آنکه ما نیامده بودیم برادرکشی کنیم ...
ما برای آن قیام کردیم که ایران را متحد کرده و دست خارجی را از کشور کوتاه کرده ...
و معتقد بودیم اگر در گذشته بعضی از هم وطنان ما در اثر فشار اجانب تحت نفوذ آن‌ها قرار گرفته‌اند و منویات آن‌ها را اجرا کرده‌اند، بعد از آنکه به نهضت استقلال نائل شدیم رویه سابق را ترک خواهند گفت ولی افسوس که عاقبت گرگ زاده گرگ شود...

دکتر مصدق بعد از مرگ وی چنین گفت:

«اگر ملی شدن نفت خدمت بزرگی است از آن کسی که اول‎
در چنین روزهایی...

پس از کودتای_28_مرداد ...

روزنامه کیهان نوشت :

«.. پس از تظاهرات دامنه دار مردم تهران و شهرستان ها حکومت دکتر مصدق ساقط شد و سرلشکر زاهدی زمام امور را به دست گرفت....
از صبح دیروز تا عصر در تمام تهران به مردم ایران که نشان دادند شاه دوست هستند ، علیه دکتر مصدق و حزب توده تظاهرات دامنه داری به عمل آوردند ...

مراکز احزاب ایران، نیروی سوم، پان ایرانیست و ادارات جرائد باختر امروز، کشور، شورش، حاجی بابا، شهباز و به سوی آینده از طرف مردم همیشه در صحنه، خراب و طعمه حریق شدند...»


تاریخ معاصر ایران https://t.me/joinchat/AAAAAEEhqxx3Z00nJrdwFg

مصطفوی
This comment was minimized by the moderator on the site

رادیکالیسمِ فاطمی… Posted: 17 Aug 2020 11:07 AM PDT حسین نقاشی

مگر میشود از کودتا ٢٨مرداد و محمد مصدق سخن گفت و از شهید حسین فاطمی سخن به میان نیاورد؟!
او که در آخرین سخنش پیش از اعدام گفت:

پاینده باد ایران. زنده باد دکتر محمد مصدق!

بگمانم از مهم‌ترین خصلت‌های فاطمی، رادیکالیسم(ریشه‌نگری) او بود. همان چیزی که او را خار چشم ‎استبداد و دلشیفتگانِ رژیم تبهکار ‎پهلوی کرده است.

وی که در تابستان۳۲ علنا در آرزوی الغاء ‎”سلطنت” و اعلام ‎”جمهوریت” بود در نخستین شماره دور جدید باختر امروز در ۱۴تیر۱۳۲۱ سرمقاله‌ای نوشت با عنوان “خدا-ایران-آزادی” در برابر و در تخفیف شعار استبدادیِ “خدا-شاه-میهن”

فاطمی بهمراه علی شایگان جناح چپِ دولت مصدق را تشکیل میدادند و به گفته مصدق فکر ملی شدن صنعت نفت،از ایده‌های فاطمی بود.

درباره اعدام او مطالب مختلفی نقل شده است.از جمله‌ مهم‌ترین آنها که نشان‌دهنده‌ی بغض و نفرت عوامل خارجی کودتا و محمدرضا پهلوی از اوست،در این دو متن بروشنی هویداست:

پریوش سطوتی همسر فاطمی دربارهٔ اعدام او می‌گوید:

«ده روز قبل از این‌که حکم اعدام دکتر فاطمی اجرا شود، آن‌ها در جریان حکم اعدام بوده‌اند و این احتمال را نیز می‌داده‌اند که شاید دکتر عفو شود. در آن زمان جمال امامی وکیل مجلس و دارای نفوذ در ارگانهای دولتی آن روز، علی‌رغم اختلاف نظرهایی که با دکتر فاطمی داشت، به دیدن شاه رفته و از شاه خواسته‌بود که حکم اعدام را لغو کند. او به شاه گفته‌بود که فاطمی بیمار است و چندین عمل بر روی طحال و قلب داشته و بهتر است که او اعدام نشود، ولی شاه به خواسته او توجه نکرد و حکم اعدام فاطمی اجرا شد»

آیت الله سید رضا زنجانی(از روحانیان مدافع مصدق و از بانیان نهضت مقاومت ملی پس از کودتای۲۸مرداد۳۲) تلاش بسیاری برای جلوگیری از اعدام فاطمی می‌کند و حتی از آیت الله بروجردی هم کمک می‌خواهد و بروجردی در پاسخ او چنین می‌گوید:

«انگلیسیها از او کینه به دل دارند، شاه هم ضعیف است و کاری نمی‌شود کرد.»

مصطفوی
This comment was minimized by the moderator on the site

کاش ظریف یک‌بار فاطمی می‌شد…

Posted: 07 Jul 2020 10:50 AM PDT

صادق زیباکلام

غم‌انگیز‌تر از تلاش تندروها در له کردن وزیرِخارجه در مجلس، دفاع دکتر ظریف بود. همه تلاش او در برابر امواج توهین‌ها و اتهامات تندرو‌ها آن بود که چگونه دلتان می‌آید به من این حرف‌ها را بزنید.

(حرف ظریف این بود که) من با شهید سلیمانی سری سوا داشتم و مثل یک روح در دو بدن بودیم. اگر باور نمیکنید از جناب سیدحسن نصرالله بپرسید. اگر باز هم باور نمیکنید از حشدالشعبی، از حزب‌الله لبنان و از سایر انقلابیون بپرسید، من تمام برنامه‌هایم با هماهنگی با انقلابیون منطقه است. چطور دلتان می‌آید من را متهم به غرب‌گرایی و سازش با آمریکا بنمایید.

به‌عبارت دیگر، همه تلاش آقای دکتر ظریف آن بود که در پاسخ به حملات تندروها در مجلس بگوید که حالا ظاهر من ممکن اسا یک مقدار مرتب و شیک باشد با ریش پورفسوری؛ ولی اشتباه نکنید! من مورد تایید همه انقلابیون هستم و با آنها هم هماهنگم.

ای کاش به‌جای آن رویکرد محقرانه و ملتمسانه در قبال تندروها، ایشان برای یک‌بار هم که شده در طول قریب به چهل سال عمر دیپلماتیک‌شان حاضر می‌شدند بایستند و به‌جای آنکه قربان صدقه تندروها بروند، که با وی مهربان باشند و او را تایید کنند؛ به آنها می‌گفتند که چه کسی امروز می‌بایستی پاسخگو باشد. من یا شما؟

من باید پاسخگو باشم یا شما که با سیاست‌های خارجی‌تان، کشور را به این روز انداخته‌اید؟ من بایستی پاسخگو باشم یا شما که چهل سال است با اصرار بر ایدئولوژی آمریکاستیزی، غرب‌ستیزی، استکبارستیزی، تیشه بر ریشه منافع ملی کشور زده‌اید؟

چقدر و تا به کی مملکت بایستی تاوان اصرار شما بر پیشبرد صدور انقلاب، شعار نابودی اسراییل و مرگ بر آمریکا را بپردازد؟

دلار به چندهزار و سکه به چندمیلیون تومان باید برسد تا شما به خود آیید که چهل سال است اصرار بر آمریکاستیزی چه بلایی بر سر کشور آورده؟

ای‌کاش آقای ظریف به‌جای اصرار بر اینکه اگر من را قبول ندارید، از قاسم سلیمانی می‌پرسیدید؛ به تندروها می‌گفتند که اگر شما به استراتژی آمریکاستیزی، حضور در یمن، شعار نابودی اسراییل، حمایت از دیکتاتوری بشار اسد و حزب‌الله اعتقاد دارید، چرا یک‌بار هم که شده از مردم نمی‌پرسید آیا مردم آن سیاست‌هارا قبول دارند یا نه؟

اگر به‌درستی آن سیاست‌ها واقف هستیدو یقین دارید، پس چرا وقتی پای پرداخت هزینه آن سیاست‌ها می‌رسد، انگشت اتهام را به سمت دولت می‌گیرید؟

پس چرا وقتی آن سیاست‌های انقلابی اقتصاد کشور را به سمت نابودی سوق می‌دهد، انگشت اتهام را بسمت دولت می‌گیرید؟

چرا به مردم صادقانه نمی‌گویید که آن سیاست‌ها بالطبع یک بهایی و یک هزینه‌هایی دارند. اما به‌واسطه اهمیت‌شان و به‌واسطه ضرورت‌شان، به‌واسطه صدور انقلاب و مبارزه با آمریکا ما بایستی آن هزینه‌ها را بپردازیم.

چرا در عوض پرداخت آن هزینه‌ها را به دولتی که آه ندارد تا با ناله سودا کند و هشتش گرو نهش است، حوالت می‌دهید؟ چرا وقتی اصرار بر مبارزه با نابودی اسراییل و غیره دلار را می‌رساند به بیست‌هزار تومان، از دولت می‌‌خواهید که پاسخگو باشد؟

ای کاش جناب ظریف برای یک بار هم که شده در هیبت وزیرخارجه دکتر مصدق شهید راه وطن، دکتر سیدحسین فاطمی، ظاهر می‌شدید.

مصطفوی
This comment was minimized by the moderator on the site

سید حسین فاطمی معروف به دکتر فاطمی (زاده ۱۲۹۶ در نایین - درگذشته ۱۹ آبان ۱۳۳۳ در تهران) سیاست‌مدار و روزنامه‌نگار ایرانی و از ۱۳۳۱ تا ۱۳۳۲ وزیر امور خارجه ایران بود که پس از کودتای ۲۸ مرداد محاکمه و به اعدام محکوم شد. طرح «جمهوری» در آن مقطع از سوی فاطمی بوده‌است، به گفتهٔ دکتر مصدق، فکر ملی شدن نفت پیشنهاد حسین فاطمی بود. فاطمی را همراه با دکتر علی شایگان چهره‌های برجسته جناح چپ دولت مصدق می‌نامیدند. او پیش از اعدام، از ترور توسط محمد مهدی عبدخدایی جان به در برده بود. او همچنین در دوران وزارت بالاترین نشان کشوری معروف به «نشان همایون» را از دست شاه دریافت کرد. وی با سپهبد مهدی رحیمی باجناغ بوده‌است.
در ۲۵ بهمن ۱۳۳۰ فاطمی که نماینده مردم تهران نیز بود در حین سخنرانی بر مزار محمد مسعود توسط محمدمهدی عبدخدایی نوجوان ۱۵ ساله[ و عضو جمعیت فدائیان اسلام ترور شد که نافرجام ماند و گلوله به قلب او آسیبی نرساند. محمد مهدی عبد خدایی دربارهٔ این ترور می‌گوید:
به محض این که ماشه اسلحه را کشیدم، اسلحه را بر زمین انداختم. در آن زمان آقای عباس گودرزی نامی بود که در تجریش جگر می‌فروخت و بهش می‌گفتند «عباس جیگرکی» که خم می‌شود و اسلحه را برمی‌دارد که مردم به سمتش هجوم می‌برند و او را می‌زنند. من در تمام این صحنه‌ها حاضر بودم چون کسی باورش نمی‌شد که یک نوجوان ۱۵ ساله با کلت کمری دکتر فاطمی را زده باشد. … ایستادم و تکبیر گفتم. پس از این بود که جمعیت به طرف من برگشتند.
دستگیری
حسین فاطمی پس از کودتای ۲۸ مرداد نزد دوستانش در خفا بود تا ۶ اسفند که دستگیر شد.
پریوش سطوتی همسر فاطمی در مورد نحوه دستگیری همسرش در اسفند سال ۱۳۳۲ می‌گوید: «دکتر فاطمی بعد از ۲۸ مرداد، دو الی سه ماه در منزل یکی از نزدیک‌ترین دوستانم مخفی بود. پس از گذشت چند ماه به منزل دکتر محسنی که داروساز بود رفت و تا زمان دستگیری در آنجا سکونت داشت. در آن زمان رژیم شاه در تمام مناطق تهران به دنبال فاطمی بود و جایزه زیادی را برای سر دکتر تعیین کرده بود. یکی از خدمه‌های خانه دکتر محسنی خبر مخفی بودن دکتر فاطمی در آن خانه را به بیرون منتقل کرد و ساواک به آن خانه ریخت و دکتر را دستگیر کرد. ارتشبد نصیری بلافاصله پس از دستگیری دکتر فاطمی، با ماشین وی را به دم کاخ برد تا به شاه دستگیری دکتر فاطمی را اطلاع دهد.»
همان ابتدای دستگیری دکتر فاطمی تصمیم گرفته می‌شود در حین دادرسی توسط یک حرکت به ظاهر خودجوش مردمی به دست شعبان جعفریو مریدانش به قتل برسدکه وی و خواهرش مجروح می‌شوند.
فریدون مظاهر تهرانی شاهد این ماجرا می‌نویسد:
«ناگهان شعبان بی مخ و یارانش با چاقوهای برهنه به دکتر فاطمی حمله‌ور شده و ضرباتی چند وارد کردند. خانمی که بعداً فهمیدم خانم سلطنت فاطمی خواهر دکتر فاطمی است و از طریق خبر رادیو مطلع شده بود که برادرش را دستگیر کرده و به محل دفتر فرمانداری نظامی تهران که آن موقع در داخل کاخ شهربانی (ساختمان فعلی وزارت‌خارجه روبروی کتابخانه ملک) بود آورده‌اند خود را به آن محل رسانده که مصادف با حمله چاقوکشان به دکتر فاطمی شده و خود را سپر بلا کرده‌بود. حمله کنندگان شش ضربه به دکتر فاطمی و ۱۰، ۱۱ ضربه به خانم سلطنت فاطمی وارد کردند. دکتر فاطمی را درحالی که روی زمین افتاده بود و خون از بدنش جاری بود با همان جیپی که آورده بودند از محل دور کردند. در آن تاریخ رئیس کل شهربانی سپهبد مهدی‌قلی علوی مقدم، فرماندار نظامی تهران سرتیپ تیمور بختیار و فرمانده گارد شاهنشاهی سرتیپ نعمت‌الله نصیری (ارتشبد بعدی) بودند.»
سید حسین فاطمی سرانجام پس از محاکمهٔ غیرعلنی در دادگاه نظامی (۷ مهر) به دلیل اقدام برای برکناری شاه و اقدام علیه سلطنت در سحرگاه ۱۹ آبان ۱۳۳۳ اعدام شد. اشرف پهلوی در اعدام ایشان اصرار زیادی می‌ورزید و نهایتاً در قبرستان ابن بابویه شهر ری در کنار کشتگان قیام ۳۰ تیر به خاک سپرده شد. سیف پور فاطمی، برادر حسین فاطمی در خصوص نحوه اعدام وی می‌گوید «حسین را وقتی برای اعدام بردند که بسیار ناخوش احوال و بیمار بود. او را برای اجرای حکم با برانکارد و در حال تب بردند و نصیری و بختیار با شلیک سه گلوله او را از بین بردند»

مصطفوی
This comment was minimized by the moderator on the site

فاطمی، شاهدِ (گواهی‌بخشِ) دیپلماسی نهضت‌ملی

Posted: 12 Nov 2019 07:57 AM PST

احسان شریعتی
اعدام دکتر حسین فاطمی، مسئول دیپلماسی خارجی دولت منتخب و مردمی دکترمصدق، و «نخستین پیشنهاددهندهٔ طرح ملی‌شدن صنعت نفت» (به‌تصریح رهبری نهضت)، رُخدادی بس تأثربرانگیز و مؤثر در تاریخ معاصر ایران به‌شمار می‌آید، از دو جنبه: نخست، در سطح بین المللی، این اقدام رژیم کودتا، نقاب از چهرهٔ فریبکارانهٔ سیاست خارجهٔ دولت‌های انگلیس و امریکا برگرفت و جهان‌خواری عریان استعمارگران را به نمایش گذارد، و به‌عبارتی‌دیگر درجهٔ پای‌بندی این قدرت‌ها به حقوق بین‌الملل و حرمت موازین دموکراسی و حقوق بشر و شهروندان را عیان ساخت ؛ و از دیگر سو، در صحنهٔ داخلی، به نُماد ملی‌گرایی مردمی بدل شد، و خط سرخ جداکنندهٔ مرزهای استقلال و وابستگی، مقاومت و سازش (یا فرار شماری از «همرهان سست‌عناصر»)، و نشانی از آغازِ دورانِ مبارزات قهرآمیز بعدی در کشور ما بود.
دیپلماسی خارجی مستقل و مبتنی بر «حاکمیت یا سیادت ملی» (حقِ تعیینِ سرنوشت) و سیاست «موازنهٔ منفی» (میان ابرقدرت‌های غرب-و-شرق)، نیازی به شعر-و-شعارسرایی‌های صوری و بی‌محتوا ندارد ؛ به‌عکس، این دیپلماسی با حضور فعال در مجامع و محکمه‌های قانونی جهان، و پیوستن به کنوانسیون‌های حقوقی موجّه، به مطالبه و احقاق حقوق نادیده‌گرفته‌شدهٔ ملت می‌پردازد و غیرمشروع و غیرقانونی بودن مداخله‌جویی و تحریم و محاصره‌گری و معامله‌های قدرت‌های بزرگ علیه ملت‌ها را، خطاب به افکار عمومی جهان، اثبات می‌کند.
این دیپلماسی ملی در برابر دو گرایش دیگر در سیاست خارجی متمایز می‌شود: یکی، سیاست سازش و مماشات و معامله‌گری سبک بازاری، که در تاریخ معاصر ایران در مشی قوام‌السطنه نمود می‌یافته است (و در نظام کنونی نیز جناح‌ و فراکسیون‌های پراگماتیست موسوم به سازندگی و «اعتدال‌گرا» و ..، به‌دنبال این خط‌مشی اند) ؛ دیگر، سیاست به‌اصطلاح «سازش‌ناپذیری» که زمانی حزب توده و زمانی دیگر جناح موسوم به «خط امام»، و بعدها «اصول‌گرایان» حامی دولت پیشین، و امروز «دلواپسان» پیشه کرده و می‌کنند و نتایج آن را دیده‌ایم و می‌بینیم.
در برابر سیاست خارجهٔ «چماق و هویج» (carrot & stick) اتخاذشده توسط ترامپ ادمینیستریشن (تحریمِ حداکثری برای بالابردنِ نرخ‌ها در معاملهٔ بازاری آتی)، دیپلماسی ملی و مردمی، در اجتناب از دو بیراههٔ انحرافی فوق، «راه سومی»، جز تقویت همبستگی ملی (اتحاد جبهه‌ای‌ در داخل) و بین المللی ندارد (فراخوان به سازمان‌های مردم‌بنیاد غیردولتی، اتحادیه‌های صنفی، نهادهای حقوق‌بشری و..، به صحنه آمدن روشنفکران و جوامع مدنی در جهت بسیج افکار عمومی جهان).
آنها که «رادیکالیسم» شهید فاطمی را مورد انتقاد قرار می‌دهند، غالبا در این کلام دکتر مصدق تأمل لازم را نکرده‌اند که : «اینجانب به ملی بودن صنعت نفت و جنبهٔ اخلاقی آن، بیش از جنبهٔ اقتصادی آن معتقدم..، کار تدنی (پستی) اخلاقی به جائی رسیده که باعث ننگ ھر ایرانی شده است!”

مصطفوی
This comment was minimized by the moderator on the site

داستان شهادت این مرد در این آدرس اینترنتی را امروز باز مجدد خواندم بسیار درس آموز است
http://kheradgan.ir/%D8%A7%D8%B2-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%AA%D8%A7-%D8%AC%D8%A7%D9%86%D8%A8%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%86-%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D9%81%D8%A7%D8%B7%D9%85%DB%8C/

مصطفوی
This comment was minimized by the moderator on the site

برادر خیلی تند میری
اول تکلیف برای خودت روشن کن بعد استاد و مدارک جمع کن نمایش بده

حسین
This comment was minimized by the moderator on the site

با عرض سلام و سپاس
مطالب حقیقی و تلخ روزگار سیاست و دلسوزان ایران نگاشته اید
بسیار گوش نواز و یاد یاران که دیگر نیستند زنده کرده است
برقرار و پیروز باشید

محمد
هنوز نظری ثبت نشده است

نظر خود را اضافه کنید.

  1. ثبت نظر به عنوان مهمان.
Rate this post:
پیوست ها (0 / 3)
Share Your Location
عبارت تصویر زیر را بازنویسی کنید. واضح نیست؟

دیدگاه

چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.

کامنت ها

رئیس کل دادگستری استان تهران گفته «تعداد قابل توجهی از پرونده‌های آشوب‌ها و اغتشاشات اخیر» در دادسرا...
دولت رئیسی دولتی درمانده است نه کم خرج خبرگزاری تسنیم نوشته است: از نظر صندوق بین المللی پول دولت_س...