چه سودا کرده ایی با دل؟! تو ای یکه سوار دل
  •  

27 خرداد 1403
Author :  

گرفتارم به دام تو،

به جان تو!

حتی،

 به وقتِ خشم از بی وفایی های بی پایانُ،

وَز دلمردگی های فراقُ،

وَز ندیدن های بی پایان،

چه سودا کرده ایی با دل؟!

تو ای یکه سوار دل!

و من از عشق هم بُگذشتم ای تنهاترین معشوقِ هر عاشق!

و اکنون در میان دشت ها و کوه ها،

سرگردانِ بی عشقی!

به گاهِ حُزنِ بی عشقی،

دلم باز از پی عشقی دگر در نَردگاه عشقِ تو جُنبید،

میان هر غم و شادی،

دلم یکدم هوایت می کند، ای جان!

گرفتارم به تو من،

به جان تو!

گَهی خشمی نثارت می کنم، ای جان!

گهی اشکی سرازیر از فراقت می کنم، ای جان!

گهی حسرت کشان مقهورم، یکه و تنها،

گهی رسوا میان سوز و سرمای نبودن در کنارِ تو،

گهی جولان دهم من، بی تو ای رسواگرِ دل های مفتونان!

 

کجایی عشقِ رسوایم!

تو را من در کدامین پَستوُ دیوار جُویم من؟

تو را من در کدامین، گُلِ بی خار جویم من؟

شگفتا!

من تو را هر دم، میان تلی از آوار، یا در میان خار هم دیدم،

نه در خاری، نه در گُل،

تو پنهانی!

هویدایی به جان تو!

تو ای پیداترین موجود این هستی!

کجایی تو؟!

نگاهم تیز می گردد،

میانِ جنگلِ زیبا،

میان مزبله هم گاه،

تو را من گاه، بسانِ یک گُلِ زیبا، اما پر خار هم دیدم،

و من، می بینمت هر دم،

هر جا رو کنم یکدم،

در سایه روشن های هر بیدادگاهِ ظُلمِ بنیانکن!

تو را من در میان مِهر، و این بیداد هم دیدم،

فراری هستی از چشمم،

چشمم آشناست با تو!

گریزی نیست از چشمم،

دیدنت را عادتی دیرینه دارد چشم،

تو را من در میان چنگ و دندانِ سلّاخانِ عصر، هم دیدم،

تو را در تارهای، گلوی خصم بِشنیدم،

تو را من در میانِ مِهرِ مَهرویان،

میان نور بَر کَنده، زان خورشید مَشرقگون،

تو را در روشنای چشمِ غمخوارانِ زار هم دیدم،

تو را من بارها و بارها،

میان پنجه ی خونین هر جَرّار هم دیدم،

تو را دیدم، ولی گُم کَردمت باز،

میان این همه تزویر،

میان این همه خدعه،

میان این همه بیدادِ از این نفسِ عصیانگر!

تو را می جویمت ای عشق!

به دیدارت همین دم، هر دمی من سخت مشتاقم،

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn
 مصطفی مصطفوی

پست الکترونیکی این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

نظرات (1)

Rated 0 out of 5 based on 0 voters
This comment was minimized by the moderator on the site

.
آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای گفت: افزایش مشارکت در انتخابات اولویت اول است.

رهبر معظم انقلاب،
افزایش مشارکت درست مثل سالهای 76 و 88 و 96 کاملاً به ضرر مملکت است زیرا کاندیدای مورد وثوق جنابعالی رأی نمی‌آورد و شما از ملت خدازده انتقام می‌گیرید.
بر سینه‌ی خود به عاریت نیش مبند، الماس به دل بیشتر از ریش مبند.
چون آتش اگر سوختنت داعیه نیست، چون شمع به رشته شعله بر خویش مبند.

سرور گرامی،
تنها راه نجات میهن اتحاد ماست که هم‌صدا جمهوری اسلامی را تشویق به انجام دو فوریت نماییم:
1- قطع دشمنی با آمریکا برای دفع تهدیدات خارجی.
2- به رسمیت شناختن حق آزادی بیان مصوب قانون اساسی جهت حل مشکلات داخلی.
با تشکر از توجه شما.

محمدرضا کیانفر
هنوز نظری ثبت نشده است

نظر خود را اضافه کنید.

  1. ثبت نظر به عنوان مهمان.
Rate this post:
پیوست ها (0 / 3)
Share Your Location
عبارت تصویر زیر را بازنویسی کنید. واضح نیست؟

دیدگاه

چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.

نظرات کاربران

- یک نظز اضافه کرد در غوطه ور میان شادی و غم، به است...
«مخواب که آنان نخوابیده‌اند» نامه عبدالکریم سروش به مسعود پزشکیان تاریخ انتشار: ۱ مرداد ۱۴۰۳ دریاب...
- یک نظز اضافه کرد در مشت بر دهان کوبیدن؟! دکتر پزشک...
Akbar Ganji @GanjiAkbar تقصیر پزشکیان است یا مشاورانش؟؟!!! کدامیک اشتباهات مهلک را بر عهده خوا...