به انتظار کدام صبح در هپروت خیال فرو رفته ایی!
  •  

22 اسفند 1401
Author :  
مجسمه امیرکبیر رو به طلوع در انتظار صبح

هرگز دیگر به انتظار صبح نخواهم نشست،

دیگر به استقبال صبح نخواهم رفت،

صبح با من است،

در من است،

با بیداری ام طلوع خواهد کرد؛

طلوع صبحی بی من، چه معنی خواهد داشت؟!

 

تو ای پرنده ی بی قرارِ فراز دریاها!

کدام ژرفا، تو را در خود غرق کرد؟!

کدام افق، تو را در خود در ربود؟!

که در دریایی از خیال، سرگردانت کردند،

در آتشی از جهل سوزاندند،

 

ققنوس وار از خاکسترت برخیز،

باز یاب خود را، ای پر پروازهای بلند!

به انتظار کدام صبح در هپروت خیال فرو رفته ایی!

صبحت را خود بساز،

ای خالق صبح روشن

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn
 مصطفی مصطفوی

پست الکترونیکی این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

نظرات (0)

Rated 0 out of 5 based on 0 voters
هنوز نظری ثبت نشده است

نظر خود را اضافه کنید.

  1. ثبت نظر به عنوان مهمان.
Rate this post:
پیوست ها (0 / 3)
Share Your Location
عبارت تصویر زیر را بازنویسی کنید. واضح نیست؟

دیدگاه

چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.

نظرات کاربران

- یک نظز اضافه کرد در  کم هزینه ترین پایان بر ضعیف ت...
«سقوط مشکوک» بالگرد رئیس‌جمهوری ایران؛ چرا روایت رئیس دفتر او بر ابهامات حادثه می‌افزاید؟ ابهامات رو...
- یک نظز اضافه کرد در  کم هزینه ترین پایان بر ضعیف ت...
«زندگی، جنگ و دیگر هیچ» داستان زندگی مردم ایران و سیاست‌های حاکم بر کشور محمدجواد مظفر مرحوم اور...