طرود بندرگاهی میان تلاطم زلزله های شدید و کویر خشن

08 فروردين 1398
Author :  
درخت گز در میان رمل های کویر طرود

مقدمه :

شهرستان شاهرود دارای اقلیم های متفاوت آب و هوایی در یک زمان واحد بوده، که قابلیت های گردشگری بسیار خوبی را بدین منطقه داده است، یکی از این موارد چشم اندازهای حاشیه کویر، فضای دلکش و دست نخورده طبیعی ایی با گیاهان و حیوانات خاص کویری، که منحصر به این منطقه می باشد. وقتی موضوع دیداری از دیدنی های اطراف شاهرود پیش کشیده شد، همراهان رفتن به کویر رضا آباد را پیشنهاد دادند، ولی سفر بیست و پنج سال قبلم به طرود (Torud) [1] و خاطرات خوبی که از مردم، خرما، نخلستان، کویر نمک آن و... در ذهن داشتم، مرا به پیشنهاد سفر به این منطقه ترغیب کرد.

با وجود این که این دومین سفرم به طرود بود، اما باز برایم تازگی داشت، آن موقع ها جاده اصفهان به شاهرود وجود خارجی نداشت، و مسیری که ما طی کردیم، جاده محلی به دل کویر محسوب می شد، ولی اکنون این مسیر به یک جاده درجه دوم بین استانی (مابین استان های اصفهان و سمنان) تبدیل، و راه جنوب و شمال کشور را بسیار نزدیک کرده و امکانات زیادی را راهی این دیار فراموش شده و دور نموده است، و بدین ترتیب تردد در این مسیر افزایش یافته، و نوع اتومبیل هایی که در این جاده آمد و شد دارند، بسیار متفاوت از گذشته است.

مسافرین مسیر طرود بعد از طی 130 کیلومتر از شهرستان شاهرود در جهت جنوب و به سمت کویر، اینجا در طرود، و در مسیر معلمان، جندق، نایین و...، می توانند به پمپ بنزین دست یافته و مهمترین دلهره سفر در جاده های کویری، یعنی تامین انرژی و آب و غذا را حل کنند.

 در مسیر رفت، تپه های رملی "چاه جام" بسیار دیدنی بود، و عده ایی مسافر هم درآنجا توقف کرده بودند، اما ما به امید دیدن بهتر از آن، بی اعتنا از کنارش گذشتیم؛ ظهر شده بود که در 15 کیلومتری طرود به "سینه بند" [2] رسیدیم، و شاید این همان شیبی باشد که شما را به دریایی از دوری، سکوت، خطر و... خواهد برد، که بدان کویر گویند، و طرود در حاشیه این دریای کُشنده و خطرناک، اما زیبا قرار دارد، شاید از این روست که به طرود "بندرگاه" [3] هم گفته اند.

بهترین توقفگاه در طرود محل بین خرابه های طرود قدیم، و باغات نخلستان است که می توان اتراق کرده از آب قنات آن استفاده کرده و آتشی افروخت و چای آتشی تدارک دید و از مناظرش لذت برد، ما هم همین کار را کردیم و گشتی در میان نخلستان ها زده و سپس دیداری از خرابه های ناشی از زلزله 1331 طرود، در همان محل داشتیم، و این خود بخشی از دیدارهای ما در نیم روز باقی مانده از 4 فروردین تا شب بود.

Click to enlarge image IMG_7399.JPG

ارتفاع نزدیک به چهار هزار متری شاهوار از کویر طرود شاهرود

طرود سرزمین زلزله های عظیم :

گسل فعال و زلزله خیز طرود، بارها زمین زیر پای مردم مقاوم و قدرتمند این روستا را محکم لرزانده است، به طوری که گفته می شود، این نگین ارزشمند حاشیه دشت کویر ایران، زخم عمیق سه دوره ویرانی ناشی از زلزله را در خود دارد، و این طرودی که اکنون دیده می شود در واقع چهارمین طرودی است که ساخته شده و اکنون محکم و استوار پابرجاست؛ و منطقه ایی که شاید بتوان آن را شهر موتور سیکلت ها نامید، چرا که در خیابان هایش بیشتر از هر چیز شما موتور سیکلت می بینی که غوغای صدای دلخراش شان آسایشی برای ماندن نمی گذارد.

یکی از زلزله های مهم آن مربوط به سال 241 [4] خورشیدی، و مقارن با زمانی است که سردار بزرگ ایرانی یعقوب لیس صفار، پرچم استقلال از سلطه عُمال خلیفه بغداد را در دست گرفت، و بعد از سلطه بر سیستان، در ادامه قیام خود، هرات را ضمیمه مناطق تحت سلطه خود کرد؛ قیام ارزشمندی که یکی از نتایج آن زنده کردن زبان پارسی بود، [5] تا این زبان باستانی زیر خاکستر سلطه زبان عربی نمیرد، و این زبان کهن چون ققنوسی از زیر خاکستر سلطه بیرون جهد، تا به سرنوشت زبان محلی مردم شامات (فلسطین، اردن، سوریه)، شمال افریقا (مصر، لیبی، تونس، مراکش، الجزایر) دچار نشود، چرا که زبان باستانی مصر بزرگ، مغلوب مهاجمان عرب زبان خود شد و اکنون از زبان باستانی آنان اثری نیست، و زبان عربی جایگزین زبان های محلی در مصر متمدن و کهن، و دیگر مناطق مذکور گردید.

و گرچه این سردار بزرگ ایرانی در ایالت خراسان، مشغول زنده کردن زبان و فرهنگ ایرانی در سرزمین پدران خود بود، اینجا در ایالت قومس، و در همسایگی اش، زمین دل پر خود را از عقده های متراکم درونی اش خالی می کرد، تا یکی از زلزله های بزرگ و رتبه دار جهانی، رخ دهد و نزدیک به یکصد هزار ایرانی را به کام مرگ برد.

آخرین باری که طرود محکم لرزید، تا زمین بار دیگر، بارهای جمع شده در درونش را در زیر پای این مردم مقاوم تخلیه کند، شش و نه دهم ریشتر [6] زلزله ایی بود که باعث کشته شدن نزدیک به 800 تن از این مردم شد، که گفته می شود این تعداد یک چهارم جمعیت این منطقه مسکونی را در زمان این زلزله بزرگ شامل می شده است.

به رغم اینکه این زلزله در ساعت یازده و چهل و چهار دقیقه صبح روز 23 بهمن ماه 1331 [7] روی داد، که در ساعات میانه روز است، و معمولا مردم بیدارند و در خارج از محل خواب و استراحت خود هستند، لیکن به علت عمق کم این زمین لرزه و نزدیکی آن به سطح زمین، این مقدار کشته، و نزدیک به 700 مجروح برجای نهاد؛ و زمین بار سخت و تحمل ناپذیر خود را تخلیه کرد، اما غم بزرگی را بر دل این مردم نشاند.

خوشبختانه دولت دکتر محمد مصدق [8] به کمک این مردم شتافت و دو راه را پیش روی آنان گذاشت یکی انتقال به نزدیکی های ورامین و اسکان جمعی بازماندگان این زلزله در آن منطقه، و دوم ساخت دوباره روستا در محل بود، که اکثر بازماندگان، به ماندن رغبت داشتند و ماندند؛ و دولت وقت در کنار خرابه های روستای تاریخی طرود، جایی جدید را برای شان ساخت، که اینک نیز هنوز پابرجاست، و شامل نزدیک به 90 خانه یکجور است، که در 9 کوچه شرقی – غربی، به صورت ویلایی و منظم، ساخته شده اند و حاصل توجه این دولت برای به سامان رساندن دوباره این روستا، دو سال بعد در سال 1333 به بهره برداری رسید، که شامل پستخانه، مدرسه، بهداری هم بود،

و متاسفانه این زمانی بود که دیگر آن نخست وزیر در راس دولت نبود، و دولت دکتر محمد مصدق مغلوب شاهنشاهی شد که با کودتای 28 مرداد علیه این دولت ملی و مردمی، حاکمیت مطلق بر امور کشور داشت، و در اثر این کودتا مصدق برکنار و در حصر خانگی قرار گرفت، تا تاوان وطن پرستی و عدم همراهی خود را با استبداد داخلی و استعمار خارجی پس دهد، و تا آخر عمر، زندگی غمباری را در حصر و تنهایی سرکند، و در همانجا بمیرد و این مرد صادق در سیاست، و درستی در تصمیم، غریبانه مُرد و در همان محل حصر توسط چند تن از دوستانش غسل داده شده و دفن شد.

اما آنچه بر جای ماند، اراده این مرد بزرگ و پاک سیاست ایران بود، و نشان داد که اراده مصدق و مردم طرود از خشم کودتاچیان و طبیعت خشن، قدرتمند تر بود. لذا طرود نیز چون مصدق زخم عمیق خشونت این کشتار و این زلزله ها را برتن خود دارد، اما مردم طرود باز به عشق ماندن در وطن، صبر را برای ساخته شدن خانه هایی که دکتر مصدق برای شان قصد داشت بسازد، بر مهاجرت به اطراف ورامین ترجیح دادند و ماندند، تا طرود همچنان باقی بماند، و چون نگینی بر حاشیه دشت کویر ایران همچنان بدرخشد.

این زلزله که بنا به گفته شاهدانش خاک و غبار غلیظ و تلخی را بر کام مردمانش نشاند، ولی شیرینی خرماهای بر نخل ها نشسته این روستا، که هنوز چشم در چشم آبی زلال دارند که از قنات آن جاریست، زندگی را در این نقطه ی محاصره شده در حصار کویر، را جاری می کند.

و خانواده های باقی مانده از خشونت و مرگ زلزله را بر ماندن و ادامه فرا می خواند، من با نسلی از این مردم در این سفر مواجهه شدم که عده ایی از آنان نسل برخاسته از این خاکسترند. او که آب قنات را بر کاله (کرت) های سیرکاری و شلغم کاری خود باز کرده بود، می گفت: "خانواده ما شامل 14 برادر از دو همسر پدرم بودند، که همه در این زلزله کشته شدند و فقط پدرم زنده ماند، و از همسر سومی که اختیار کرد، ما به دنیا آمدیم."

امروز "خیابان حافظ" در شاهرود شاهد حضور اهالی این روستا در شهر است، کسانی که بعد از آن زلزله عظیم و آن کشتار، ترجیح دادند به شهر آمده و از امکانات در اختیار زلزله زدگان در شهر استفاده کرده و محله ایی را برای خود تدارک ببینند و در شاهرود ساکن شوند. گرچه مهاجران حاشیه دشت کویر بعد از انقلاب هم محله های دیگری در شهرک هایی اطراف شهر را مقصد مهاجرت به شهر قرار دادند، و امروز این مردم که بسیار مهربان و ساده زیستند، در شاهرود زیادند.

Click to enlarge image IMG_7433.JPG

ویرانه های باقی مانده از زلزله 1331 طرود - شاهرود

شهدای خفته بر مزار طرود :

قرار شد شب را در منزل یکی دوستان سر کنیم، میهمان نوازی طرودی ها را قبلا هم چشیده بودم و این دومین بار بود، ولی با استقرار در محل، من سری هم به مزار شهدای دهستان طرود زدم، زیارت قبور شهدایی که جان خود را نثار وطن و مردم خود کردند؛ بر سنگ قبور این شهدا بعد از شهادت شان نوشته اند :

  • بسم رب الشهدا و الصدیقین، برادر سرباز شهید علی احمدی فرزند حسین متولد 1339 که در تاریخ 6/5/1360 در کربلای دزفول به درجه رفیع شهادت نایل گردید. یارب شهیدان در شهادت ها چه دیدند، از ما بریدند سوی تو هجرت گزیدند. پیرایه وابستگی از تن دریدند، آزاد گردیدند و سویت پر کشیدند.
  • بسم رب الشهدا و الصدیقین، برادر سرباز شهید رضا عرب حجی فرزند عرب علی، متولد 1338، که در تاریخ 2/1/1361 در کربلای کرخه نور بدرجه رفیع شهادت نایل گردید. آنان که ره عشق گزیدند همه، در کوی شهادت آرمیدند همه، در معرکه و کون فتح از عشق است، زیرا که سپاه او شهیدند همه
  • بسم رب الشهدا و الصدیقین، برادر پاسدار شهید ابراهیم ربیعی فرزند حسن متولد 1330 که در تاریخ 7/5/1361 در کربلای شلمچه عملیات رمضان بدرجه رفیع شهادت نایل گردید. "به یاد خداوند بزرگ و با رهنمودهای امام بزرگوارمان خمینی کبیر از میان همه راهها راه جهاد فی سبیل الله را انتخاب کردم، امیدوارم که در این مسیر رضای خدا را حاصل کنم و دشمنان اسلام بدانند که همیشه خون بر شمشیر پیروز است." قسمتی از وصیت نامه شهید
  • بسم رب الشهدا و الصدیقین، برادر سرباز شهید علیرضا کلانتری، فرزند محمد متولد 1347 که در مورخ 22/4/1367 در منطقه عملیاتی فکه بدرجه رفیع شهادت نایل گردید." بدانید که محور همه عبادات ولایت است و اگر شما نسبت به ولایت فقیه که تجلی حضرت مهدی است، سست و بی تفاوت باشید مورد سوال و مواخذه خداوند قرار خواهید گرفت." قسمتی از وصیت نامه شهید
  • بسم رب الشهدا و الصدیقین، برادر بسیجی شهید حسینعلی کلانتری، فرزند حاج ذوالفقار، ولادت 1343 وفات 6/2/1366 که در کربلای شلمچه عملیات کربلای 5 به درجه رفیع شهادت نایل گردید. شغل کارگر. "هدف از آمدن من به جبهه تنها رضای خداوند و مقابله با زورگویان و استکبار جهانی بوده است." قسمتی از وصیت نامه شهید
  • بسم رب الشهدا و الصدیقین، برادر بسیجی شهید سید حسین موسوی فرزند سید حبیب الله متولد 1349 که در تاریخ 6/10/1365 در کربلای شلمچه عملیات کربلای 4 به درجه رفیع شهادت نایل گردید. شغل محصل، "برادرانم مگذارید که لحظه ای اسلحه من بر زمین باشد زیرا که باید از شرف و عزت و دین دفاع کرد." قسمتی از وصیت نامه شهید
  • بسم رب الشهدا و الصدیقین، برادر بسیجی شهید سید جابر طباطبایی فرزند نصرت الله متولد 1349 که در تاریخ 14/9/1364 در کربلای جزیره مجنون بدرجه رفیع شهادت نایل گردید شغل دانش آموز "برادرانم وصیت من به شما این است که بفکر اسلام و قرآن باشید و از ولایت فقیه پشتبانی نمایید تا آسیبی به کشور نرسد و خواهرانم امیدوارم که شما نیز رسالت زینبی خود را در جامعه پیاده کنید." قسمتی از وصیت نامه شهید
  • بسم رب الشهدا و الصدیقین، برادر بسیجی شهید علیرضا میری فرزند محمد متولد 1345 که در مورخه 16/8/1362 در منطقه عملیاتی غرب کشور پنجوین بدرجه رفیع شهادت نایل و پیکر پاکش پس از 14 سال بخاک سپرده شد. قسمتی از وصیت نامه شهید "من با آگاهی تمام و دید کامل این راه را که همان راه حسین ع است انتخاب نموده و به ندای هل من ناصر ینصرنی حسین که از حلقوم خمینی کبیر بیرون آمده لبیک گفته ام."
  • بسم رب الشهدا و الصدیقین، برادر سرباز شهید حسین عامری فرزند ابراهیم متولد 1339 که در تاریخ 14/7/1359 در کربلای دزفول بدرجه رفیع شهادت نایل گردید. دست از تن و تن ز سر جدا باید رفت، از دشت بلا بهر بقا باید رفت، غفلت ننما که خصم دون بیدار است، از پا منشین به کربلا باید رفت.
  • بسم رب الشهدا و الصدیقین، برادر بسیجی شهید حسن احمدی فرزند مرادعلی متولد 1349 که در تاریخ 11/12/1364 در کربلای فاو (عملیات والفجر 8) به درجه رفیع شهادت نایل گردید. شغل کارگر، هر قطره خون من یکی لاله شود، هر آه دلم هزارها ناله شود، فردا که ز خاک من بردید گل سرخ، گل خانه هزار و خاکم از ژاله شود.

Click to enlarge image IMG_7703.JPG

طرود شاهرود - سرباز شهید علی احمدی فرزند حسین

نوروز ایام جشن های عروسی در طرود:

با غروب آفتاب موسیقی زنده مراسم عروسی یکی از اهالی محل، که ترانه هایی به گویش محلی می خواند، مرا به خود جلب کرد، تا سری هم به مراسم آنان که در کوچه و بسیار ساده در مقابل منزل شان برگزار شد بزنم، این مراسم در اختیار جوانان بود، و وقتی من رسیدم خواننده ی ارکستر این مراسم، در حال خواندن اشعار و ترانه هایی زنده و به زبان محلی بود، و جوانان طرودی هم دو به دو، رقص محلی با چوب انجام می دادند، که شاید در ریشه ی خود، تمرین یکی از فنون رزم در ایران باستان باشد، از دو نفر حاضر در این میدان، که یکی دو چوب (مانند چوب نیزه) در دست داشت و به گرد میدان رقص خاصی را دایره وار می زد، و دیگری نیز در پی او، با یک چوب ترکه مانند از شاخه های نخل به دست، که به سان شمشیر آنرا گاه در هوا و زمین می چرخاند، و او را تعقیب می کرد.

فرد صاحب ترکه هرگاه قصد زدن این ترکه بر پای او را می کرد، او نیز دو چوب را طوری حمایل می کرد، تا از پاهای خود در مقابل این هجوم محافظت کند، که ترکه به پاهایش اصابت نکند. این چوب ها دست به دست می شد و ترکه دار مهاجم، جای چوبدار مدافع را می گرفت و فرد دیگری وارد میدان شده و نقش ترکه داری را بازی می کرد و...  

 بدنبال آن عده ایی از جوانان برای آوردن داماد به درب منزلش رفتند، و او را در حالی که روبوسی می کردند، با دست زدن و ضرب زدن همراهی کرده، و به محل رقص جمعی خود آوردند، و متعاقب آن به اکثر لهجه اقوام ایرانی (مازنی، گیلانی، کردی، ترکی، عربی و...) ترانه ها و اشعاری را خواندند و به سبک آن اقوام نیز رقصیدند، سپس تعدادی از اهل داماد روی پشت بام منزل رفته و برای شرکت کنندگان نوشابه، رانی، کیک، پفک و چیپس و... به همراه اسکناس پرتاب کردند، و جوانان با شوق آن ها را در میان هوا شکار می کردند. بعد از مدتی رقص و آواز این صحنه تمام شد و مراسم های بعدی را رها کردم و برای خواب و آمادگی برای ادامه دیدارها در فردا (5 فروردین) به محل خواب و استراحت بازگشتم.

آنچه بارز بود سادگی مردمی بود که در این عروسی حاضر شده بودند، و به غیر از داماد شاید بقیه هیچ لباس خارق العاده ایی بر تن نداشتند، و با همان لباس معمول همیشگی بر تن، در عروسی حاضر شده بودند، و خیلی ساده با این مراسم برخورد کردند. به نظر می رسد تجمل های شهری گری، هنوز در بین این مردم با فرهنگ و خوب گسترش نیافته، و برای رفتن به این گونه مراسم ها، دچار مشکل زیادی خود را نمی کنند، و از این لحاظ خیلی لذت بردم، مراسمی ساده که حضور همه در آن آسان بود.

Click to enlarge image IMG_7726.JPG

جشن عروسی در ایام نوروز در طرود - شاهرود

نمکزار طرود در حاشیه دشت کویر:

صبح به قصد دیدار از معدن نمک که در سفر قبلی آنجا را دیده بودم، از روستا خارج شدیم این معدن به فاصله بین شش تا هفت کیلومتری روستاست، ولی به رغم این که از اهالی آدرس گرفته بودیم، ولی به علت ورود به حاشیه های دشت کویر و این که کویر مشخصه خاصی ندارد، موفق به پیدا کردن آن نشدیم.

این معدن نمک چشمه ایی بود که آبی زلالی از آن خارج می شد، و در دشت جاری شده و بعد از بخار آب، لایه هایی از نمک، مثل یخ زدن آب، تشکیل می شد؛ ظاهرا این معدن در تابستان چنین خاصیتی دارد و اکنون که اول بهار است چنین کارکردی ندارد، اما همین بهانه ایی شد که کمی در دل کویر وحشت هم پیش برویم، و خطر و وحشت حرکت در دشت کویر را هم حس کنیم، هر چه جلو می روی از پوشش گیاهی کم می شود، در عوض شن زارهای ناشی از شسته شدن زمین زیر باران و یا حرکت سیل ها، اضافه می شود.

مقدار زیادی رفتیم، حدود بیست کیلومتر ولی این معدن نمک را نیافتیم. یک اتومبیل دیگر هم در این مسیر به ما پیوست، او از اهالی روستا بود، سراغ معدن نمک را از ایشان گرفتیم، گفت جاده فرعی آن را به نظر می رسد که رد کردید، ایشان پیشنهاد داد حال که تا اینجا آمده اید برای خود از سنگ های زیبای اکواریمی کویر جمع آوری کنید.

همین کار را هم کردیم چند کیلومتری با آنها همراه شده و آدرس آنجا را گرفته و این خود بخش پیش بینی نشده ایی برای دیدار ما از طرود بود.  سنگ های زیبایی که کریستال های نمک بود، سنگ مرمر و... کمی سنگ برداشتیم و به سرعت برگشتیم زیرا بارندگی در سمت قبله شروع شده بود و به سمت ما در حرکت بود، و در صورت باریدن، خروج از زمین های کویری تقریبا محال می شود، زیرا گل و لای زمین های سست کویری، حرکت اتومبیل ها را کاملا مختل خواهد کرد. 

Click to enlarge image Torod 058.JPG

نقوش زیبای سنگ های طرود در اثر تفاوت شدید دمای شب و روز کویر- شاهرود

قنات تاریخی طرود :

آنچه طرود را طرود می کند، آب زلال و گوارایی است که بعد از حدود شش کیلومتر دالان های زیر زمینی، در محل روستا از زمین خارج می شود، قناتی که روزگاری 90 لیتر بر ثانیه آبدهی داشته، و اکنون این مقدار به نصف کاهش یافته است. و در مهد نمکزار کویر، شیرینی آب آن دل این مردم خوب را به ماندن در محل ترغیب می کند، زلزله سال 1331 خرابی هایی را به این قنات هم تحمیل کرد، اما مردم محل دو شبانه روز از این آب را هزینه لایروبی و تعمیر دوباره این سازه تاریخی مختص ایرانیان باستان کردند، و آن را دوباره زنده و جاری نمودند.

 قناتی که اکنون علیرغم خشک سالی های مداوم چند ساله ی اخیر، 12 اینچ آب را به مردمان تشنه در حاشیه دشت کویر هدیه می کند، و بعد از قرن ها همچنان جاریست، و حدود 50 هکتار از باغ ‌ها و نخیلات و مزارع روستای طرود را سبز نگهداشته است، اما این قنات را علاوه بر خطر خشکسالی چند ساله اخیر، امروز خطر بسیار مهمتری هم تهدید می کند، و آن حفر چاه های عمیقی است که تاکنون سه حلقه از آن در این روستا و اطراف آن زده شده است؛ و این را باید در واقع تیر خلاصی دانست که بر تن مجروح این قنات بسیار مهم شلیک شده است؛ سیاست گذاران آب و دستگاه های مربوطه به سیاست های آب، به قنات ها بعنوان میراث ارزشمند ایران توجه نکرده اند و صدور اجازه حفر چاه های عمیق، ایستگاه پایانی عمر قنات ها را در ایران رقم زده اند، و متاسفانه در اثر سیاست های بدون مطالعه این دستگاه های تصمیم گیر، تاکنون مرگ قنات های بسیاری را در ایران شاهد بوده ایم، و علاوه بر این که سفره های آب های زیر زمینی کشورمان را که میراث ارزشمند و ماندگاری از قرن ها ذخیره کردن است، و برای آیندگان به عنوان ذخیره ایی حیاتی باید حفظ می شد، را به باد بی تدبیری خود داده اند، صنعت ایرانی قنات را نیز نابود کرد.

بلایی که بر سر قنات های روستای ما و روستاهای اطراف در پشت بسطام هم آمد و اکنون سه قنات پر آب روستای گرمن جای خود را به چاه های عمیقی داده اند که سفره های آب غنی میلیون ها ساله ذخیره را مثل زالو می مکند و از خود کویری خشک را تا چند سال آینده بر جای خواهند گذاشت.

اما اگرچه این قنات در طرود همچنان جاریست و آبش محصولات بسیار خوبی را به مردم این منطقه هدیه می دهد، اما خطر مرگ برای این قنات از طریق بیماری سرطان چاه های عمیق حفر شده، در انتظارست و اگر مردم طرود به خود نیامده و علیه سرطان اقدامی نکنند، دیر یا زود قنات شان به سرنوشت قنات های خشک مبتلا و این امر به مرگ آن نیز منجر شده، و اگر زلزله های عظیم طرود نتوانست آنان را خانه کن کند، بی آبی طرودی ها را مجبور به ترک محل سکونت خود کرده و آواره شهر و حاشیه شهر خواهد کرد؛ به گفته یکی از اهالی، یکی از این چاه ها حفر شده توانایی آبدهی در حد بیش از 30 اینچ را دارد، این یعنی فاجعه.

اما این قنات هنوز نمرده و به نظر می رسد از قلیل قنواتی است که در شهرستان شاهرود هنوز زنده است و آب می دهد و می تواند به عنوان یک اثر تاریخی و فرهنگی و اقتصادی حفظ شود، و تصمیم سازان میراث فرهنگی، محیط زیست، سازمان آب و... همه و همه می توانند به حفظ این میراث بزرگ قدم پیش نهاده و این قلیل قنوات باقی مانده را حفظ کنند. قناتی که در زیر پای آب گوارایش اکنون مزارع سیرکاری شده، یونجه زارها، گندم کاری ها، مزارع شلغم، درخت های زیبا و ارزشمند خرما که به برکت اقدامات اداره کشاورزی، نهال های نسل پر باری از ده ها هکتار درخت های خرمای بم، که به این منطقه آورده شده است، نوید سبزی و زیبایی بزرگی را در دل کویر می دهد، نوید ادامه طرود و ادامه زندگی بندرگاهی در حاشیه کویر، نوید نخلستان های جدید و پر بار.

و اگر طرود بتواند از شر چاه های عمیق خلاص شود و به آب قنات پرآب خود قناعت کند، شاید بهشتی جدید در حاشیه دشت کویر ایران رقم خورده و مقصد گردشگران و فیلم سازانی شود که کارگردانانش به دنبال لوکیشن های سرزمین "میان رودان" هستند، همانگونه که کارگردان بزرگ و هنرمند سریال مختار، جناب آقای میرباقری این منطقه را برای تهیه صحنه هایی از این سریال استفاده کردند.

به غیر از آن مردم زیادی هستند که قصد دیدار از دشت کویر را دارند و طرود می تواند مقصد گردشگرانی باشد که در آن اقامت کرده و آن را سکوی سرزدن به حاشیه های دشت کویر بزرگ ایران کنند. طرود می تواند به یک قطب گردشگری تبدیل شود، اگر بتواند میراث تاریخی خود که همان قنات، نخیلات، خرابه های زلزله و... است، را حفظ کند، تا گردشگران عاشق تاریخ و طبیعت را به خود جذب و میزبانی کند.

طرود می تواند محصولات حاصل از پشم و استخوان شتر، بز و گوسفند (کلاه، دستکش، شال و لباس) را به کمک هنر صنایع دستی به محصولات قابل ارایه تبدیل و به بازدید کنندگان خود ارایه کند. خرما، شلغم، سیر، انجیر، زیتون، انارهای خوب طرود می تواند منبع درآمد خوبی برای اهالی آن باشد. فرش های زیبای بافندگان طرود، نمد و... می تواند دوباره جایگاه خود را بدست آورد. گیاهان کویری که هر کدام دارویی برای دردهای کنونی بشرِ زخمی از مواد شیمیایی و آلودگی است، منبع در آمد دیگری برای طرود می تواند باشد.

 این ها به همراه سنگ های زیبای دشت کویر می توانند به محصولاتی قابل ارایه به گردشگران، تبدیل و در محل به خیل آنان فروخته شود و ثروت و آبادانی را برای این مردم به ارمغان آورد. این امر با حرکت خود جوش مردم این روستا، در کنار عزم مسولان برای نجات قنات طرود، و تحرک گردشگری و اصلاح آبیاری و استفاده بهینه از آب قنات پرآب طرود، و حفظ و حراست از آن میسر می گردد.

طرود روزگاری دارای بارش های دومتری برف بر ارتفاعات خود در زمستان بوده است، و مزارع پنبه آن غوزه هایی را مملو از الیاف لطیف ارزانی مردمی می کرد، که صنعت فرش آن شهره بوده است؛ طرود می تواند خود را بازیابد این امکان برای طرود و مردمش هست تا محیطی آرام را در حاشیه دشت کویر برای خود حفظ کرده و در تکاپوی ثروت، موفق شوند و خود را اسیر آوارگی و بیکاری شهرها نکنند و بمانند و چون اجدادشان افتخار بیافرینند، در سایه این آب شیرین و زمین شور، خربزه های طرود بی نظیر بوده اند، به طوری که یکی از محصولات عمده آن خربزه هایی بود که به خربزه های مشهدی که شهره آفاقند، طعنه شیرینی می زده است.

طرود صاحب مردانی بوده است که جوال های بافته شده از پشم شتر و یا موی بزهایش 90 من (270 کیلو) غلات از جمله گندم و جو را در خود جای می داده است و مردان قدرتمندش این جوال های سنگین را به سان قهرمانان بر پشت شترهای خود سوار کرده و به تمام روستاهای اطراف شاهرود و دامغان می بردند و می فروختند، بلند کردن این جوال های سنگین هم مبنای کُرکُری خوانی های ورزشی و قدرت شان بود که به رخ هم می کشیدند.

گوشت شترها و گوسفندان آن در تمام منطقه به فروش می رفته است. کاروان های شتر این منطقه در تمام مناطق شهرستان شاهرود و حومه شهره بودند، و خار از کویر می خوردند و بار غم از دل این مردم بر می داشتند. کاروان های حمل بار توسط شترهایش شاید بود، که جنوب ایران را به شمال وصل می کرد و همین کاروان ها بودند که بار از بارانداز حاشیه دشت کویر بر می داشتند، و به همین دلیل از طرود به عنوان "بندرگاه" یاد شده است، چرا که دریای بزرگ دشت کویر را این روستای مهم در حاشیه اش به ساحل و بندری تبدیل می کرد، که بارهای شرقی و غربی و یا در مسیر شمالی و جنوبی را باراندازی، و یا همان بندرگاهی، بر ساحل دریای بزرگ کویر وحشتناک باشد.

طرود می تواند میزبان گردشگرانی باشد که خواهان حس کردن گرمای 60 درجه کویری اند و در عین حال در همین منطقه درختان نخلی هست که با نسیمی گوارا، اقامتی دلنشین را برای رهگذران می تواند فراهم نماید، بهشتی سرد و لطیف در میان جهنمی داغ و سخت. جایی که در گرمترین زمان در تیرماه، گاه درجه حرارت به ۶۰ درجه و در شب در بین ۲۵ تا ۳۰ درجه متفاوت است. تنش گرما و سرمایی که سنگ ها را هم می شکند و به رمل تبدیل می کند.  

Click to enlarge image IMG_7425.JPG

سیرکاری های پای نخلستان های طرود شاهرود

 بازمانده های طرود قدیم :

خرابه های باقی مانده از زلزله طرود نشان از قدمت بسیار زیاد این سکونت گاه بشری در حاشیه دشت کویر دارد، حفر خانه ها در دل عوارض طبیعی و دره های ناشی از سیل در میان کلوت ها، از طریق حفر دهلیزها که به آن سم/ثم می گویند نشان از قدمت حاقل 6 الی 7 قرن دارد، و ما نیز به محل قدیم روستای گرمن که حفر شده در دل دره های کلوت هاست، "سم/ثم کهنه گرمن" می گوییم، لذا این واژه ظاهرا اشتراک معنایی در این منطقه هم دارد، همین معنی را طرودی ها به خانه های کنده شده در کلوت ها سم/ثم اطلاق می کنند، و لذا کندن محل سکونت در دل دره های کلوت ها را سم/ثم گویند.

در این خرابه ها، میراث شکوهمند معماری چندین قرن، توسط این مردم منحصر به فرد را می توان دید، که شکوه و عظمتی باور نکردنی دارد. چینش خشت های بزرگِ طاق ضربی های آن بسیار زیبا و حیرت انگیز است، خشت های در ابعاد 50 سانتیمتر نشان از قدرت بدنی سازندگان آن دارند و به نظر می رسد که هرچه تاریخ به ما گذشته است از طول و عرض خشت ها هم کاسته شده است که اکنون خشت ها به 20 سانت کاهش یافته اند.

نگاهی گذرا به خرابه ها نشان می دهد که اکثر خانه های دست ساز در زلزله 1331 ویران شده اند، ولی بیشتر خانه های کنده شده در دل خاک رس کلوت ها سالمند. تبحر سازندگان این خانه ها در معماری، نشان از پیشرفت صنعت معماری آنان دارد. و تو وقتی در میان این خرابه ها قدم می زنی با مردمی همقدم می شوی که شهر زیبای آنها در چند ثانیه با خاک یکسان شد، و دلهره خرابی و افراد فرو رفته در خاک سَرَند شده ناشی از زلزله، تو را به فکر می اندازد که جان آدم ها به ثانیه ایی پایان می یابد، و حادثه ایی می تواند کار تمام انسان ها را به چند ثانیه تمام کند.

طرود را به لحاظ سازه های معماری، در چند دوره و چند نوع سازه می توان دید :

  • سازه های مسکونی حفر و کنده شده در دل کلوت ها (ثم/سم)
  • سازه های مسکونی خشت ساز با سقف های ضربی زده زیبا، و طاق ضربی های حیرت انگیز
  • سازه های مسکونی دولتی بعد زلزله که در کوچه های صاف و یک اندازه در سال 1331 ساخته شده اند
  • سازه های مسکونی شخصی ساز بعد از انقلاب
  • سازه های مسکونی طی ده سال گذشته

که به جز چند مورد از سازه های مسکونی بخش آخر، مابقی هرگز توان تحمل زلزله های متوسط را هم ندارند و چنانچه زلزله ایی تکرار شود منجر به ویرانی و کشتاری دوباره خواهد شد.

 اینجا در طرود حسینیه، زینبیه و... ندارند، و کارکرد این گونه اماکن خوشبختانه به عهده همان مساجد است، و در تعدد مساجد آن نیز ظاهرا مسایل طایفه ایی دخیل بوده است، تا قبل از زلزله ظاهرا یک مسجد داشته اند که همان مسجد امام رضای فعلی می باشد، ولی بعد از زلزله چند مسجد طی همان حساب و کتاب های طایفه ایی در طرود ساخته شده است، که تا قبل از ساخت مراکز اداری و دولتی، شاید آباد ترین اماکن این منطقه مساجد بودند، اکنون مرز های طایفه ایی به نسبت قبل کمرنگ شده است.   

مثل بسیاری از مناطق دیگر ایران سو مصرف مواد مخدر در این منطقه نیز گسترش دارد و می توان آثار این بلیه را در چهره هایی دید، و حاکمیت نیز اقداماتی برای مبارزه با آن انجام داده است لیکن مهمترین عامل نابودی این بلای خانمان برانداز، تصمیم خود انسان هاست که ظاهرا هنوز مردم ایران به این نتیجه نرسیده اند که خود را از این امراض نجات دهند و تا ملتی به این مرحله نرسد، مبارزه حاکمیتی هم موفق نخواهد بود، توسعه مراکز درمان سو مصرف مواد مخدر هم تا زمانی موفق است که مردم خود به مبارزه برخیزند.

اما طرود می تواند خود را باز یابد و به بارانداز گردشگرانی تبدیل شود، که به اکتشاف کویر به این بارانداز حاشیه اقیانوس کویر آمده اند.

Click to enlarge image IMG_7412.JPG

سبک خانه های ساخته شده در زمان دکتر مصدق بعد از زلزله

[1] - مختصات: ۳۵°۲۵′۳۸″ شمالی ۵۵°۰′۵۵″ شرقی

[2] - سرازیری قبل از رسیدن به طرود را سینه بند می گویند، که از گردنه ایی آغاز و تا طرود ادامه دارد، دوست همراهم در سفر قبلی لطیفه ایی از اتوبوس های مسافربری طرود در 40 سال قبل می گفت که، این اتوبوس بسیار قراضه بود و حتی پدال ترمز زیر پای راننده به چرخ های عقب وصل نبود و شاگرد اتوبوس ترمز آن را در عقب اتوبوس می کشید، و سیم ترمز هم نداشت و از لیف خرما طنابی درست کرده بودند که راننده اتوبوس وقتی از این سرازیری به سوی طرود سرازیر می شد شاگرد را صدا می کرد که "لیف رو بکش" و شاگرد از این جا لیف یا همان سیم ترمز را می کشید تا اتوبوس 15 کیلومتر پایین تر بایستد. البته این اغراق های محلی بود که به صورت طنز بیان می شد، و قاعدتا درست نیست.

[3] - طرود را بندرگاه هم نامیده اند

[4] - سال 862 میلادی

[5] - طی دو قرن و نیم سلطه اعراب بر ایران، فضا به سمتی برده شده بود که تمام مکاتبات اداری به زبان عربی نوشته می شد، و کم کم این وضع به فضای گفتگوهای روزانه هم سرایت می کرد تا مردم به عربی با همدیگر سخن گویند و لذا یعقوب لیث صفار دستور داد زان پس تمام مکاتبات اداری و دولتی به زبان پارسی نوشته و مبادله گردد.

[6] - قدرت این زلزله شش و چهار دهم هم ذکر شده است.

[7] - 12 فوریه 1953

[8] - دولت محمد مصدق از اردیبهشت ۱۳۳۰ تا  28 مرداد ۱۳۳۲ پابرجا بود و در زمان این زلزله هنوز دچار کودتا نشده و نخست وزیر، روانه حصر خانگی پایان ناپذیر خود نشده بود، تا این مرد سیاست ایران در تنهایی حصر خانگی بماند تا بمیرد.

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

کاربرانی که در این گفتگو شرکت کرده اند

نظرات (1)

امتیاز 0 خارج از 5 بر اساس 0 رای
This comment was minimized by the moderator on the site

با تبریک و شادباش سال جدید
ریباترین متن امسال و دریچه ای ریبا ازایران باز نمودید
عکسهای زیبا با قلم ریبا شما شگفتی خاصی ایجاد نمود
دلم را برای ایران بی قرار تر نمود
سپاس از شما دوستی عزیزی که این مطلب برایم ارسال نمود
برقرار و پیروز باشید

هیچ نظری در اینجا وجود ندارد

نظر خود را اضافه کنید.

  1. ارسال نظر بعنوان یک مهمان ثبت نام یا ورود به حساب کاربری خود.
Rate this post:
پیوست ها (0 / 3)
مکان خود را به اشتراک بگذارید
عبارت تصویر زیر را بازنویسی کنید. واضح نیست؟

دیدگاه

ارتباطات انسانی شاید از بهترین شاخص های انسانیت ما انسان هاست، که تبلور آن در رویارویی تفکر و تبادل احساسات با دیگران حاصل می شود، امروزه فن آوری های جدید به کمک انسان آمده و شرایطی را فراهم نموده اند که بتوان به طور سریع و وسیع با هم در ارتباط باشیم، نوشته هایم در این سایت، سیاه مشق هایی است که در کلنجار با دل، به نوشته در آمده و لزوما درست و یا نادرست نیست.

آخرین خبر رویتر