هنوز به دنبال چیزی هستم که ارزش ایستادن داشته باشد

15 دی 1397
Author :  
کاش زنگی مرا از این خواب بیدار کند

از بس نشستم؛ صاف شدم‎،

غمگینم از این همه نشستن ها،

خود را دوباره، ایستاده می خواهم،

حتی در غبار،

و یا حتی در حال حرکت در توفان،‎

کاش دلیلی برای ایستادن دوباره بیابم،

کاش روزی بتوانم دوباره خود را ایستاده ببینم.

چونان مردان مرد،

ایستاده حرف بزنم،

 اما اینبار نه با زبان،

بلکه با دست هایم‎، سخنم را عرضه دارم،

خسته شدم از بس در حالت درازکش، سخن گفتم،

کاش در آخرین روزهایم، در حالت ایستاده بمیرم،

همانطور که سلیمان، بر عصای خود ایستاد و مرد.

نشستگان مرده اند،

درازکش شده ها، فراموش شده اند،

ما هم در دیار درازکش شده ها، گم شدیم،

شاید هم زنده به گور شده ایم و نمی فهمیم،

استادم دایم هنر بندگی، نشستن، درازکش بودن را، در گوشم زمزمه و خوب به من آموخت،

شاید هم هنر ایستادن را نیز گفت

ولی من نفهمیدم، که چطور و برای چه باید ایستاد،

او نگفت که این چیست، که ارزش ایستادن را دارد.

و من هنوز به دنبال چیزی هستم که ارزش ایستادن داشته باشد

نیافته ام،

آنگاه که بیابم هرگز نخواهم نشست،

تا مرگ مرا درازکش کند

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

نظرات (0)

امتیاز 0 خارج از 5 بر اساس 0 رای
هیچ نظری در اینجا وجود ندارد

نظر خود را اضافه کنید.

  1. ارسال نظر بعنوان یک مهمان ثبت نام یا ورود به حساب کاربری خود.
Rate this post:
پیوست ها (0 / 3)
مکان خود را به اشتراک بگذارید
عبارت تصویر زیر را بازنویسی کنید. واضح نیست؟

دیدگاه

ارتباطات انسانی شاید از بهترین شاخص های انسانیت ما انسان هاست، که تبلور آن در رویارویی تفکر و تبادل احساسات با دیگران حاصل می شود، امروزه فن آوری های جدید به کمک انسان آمده و شرایطی را فراهم نموده اند که بتوان به طور سریع و وسیع با هم در ارتباط باشیم، نوشته هایم در این سایت، سیاه مشق هایی است که در کلنجار با دل، به نوشته در آمده و لزوما درست و یا نادرست نیست.

آخرین خبر رویتر