SJ TheDaily - шаблон joomla Форекс

  

ورود ثبت نام

ورود به حساب کاربری

نام کاربری *
رمز ورود *

ایجاد حساب کاربری

گزینه های * دار الزامی می باشند.
نام *
نام کاربری *
رمز ورود *
تائیدیه رمز ورود *
نشانی پست الکترونیک *
تائیدیه نشانی پست الکترونیک *
کد امنیتی *
Reload Captcha

بگذار لاله ها دوباره برویند این بار، بر جشن انسان شدن انسان

27 آبان 1397
Author :  

بگذار لاله ها دوباره برویند این بار، بر جشن انسان شدن انسان

جنگ ای معرکه، ای واقعه ی خونبار    ای آوردگاه خون، و جان ستاندنِ انسان

برو تو ز کوچه های شهر ما، رخت ببند    که این وادی بسیار آلوده است، بخونِ انسان

شهرهامان مکرر ز خون شده رنگین    خانه هامان مکرر پر ز غم، از عزای انسان

دست بردار ز شهر و کاشانه ی خراب ما،      برو تو تابوت مساز، اینقدر برای انسان

خدا همه را، برای زندگی آورده است    برو تو ماشه مرگ مکش، چنین برای انسان

چقدر جیب که پر کردی از طلا و نقره     برو تو دست بردار، کنون ز جانِ انسان

چه گورها که به خون آلوده است، کنون     هکتار، هکتار خفته اند، در آن انسان

کجاست منجی، کجاست درک حضور      که تا کند آزاد، ز آوازِ مرگ این انسان

چشم ها به آسمان شده سپید، از پی او       برو تو چشم، به عقل دار، و کن خود انسان

حکایت، حکایت مرگ است و آتش و شرر    که افتاده هم بر جان، و هم خرمنِ انسان

سرود مرگ می سرایند این جنگ سالاران     بدین وادی خون چگانِ، مرگ و نیستی انسان

همه به نام من، به کام خود، جنگ سروده اند       سرود مرگ و نبرد در جهانِ غمبار انسان

الا سرود صلح و دوستی! کجاست آشوب نوای تو       که گم شدی چنین، در هیاهوی مرگ و نیستی انسان

مرا به جنگ می خوانند، دمادم، به هر سحری   سحر که نه، صبح بی ثمر نبردِ انسان با انسان

حکایت جنگ است، و خون است، و نبرد      شه نامه اییست، برای چه؟ برای نابودی انسان؟!

برو تو ای شه شبگرد، و شب نشین شب     پلاس نکبت جنگ، جمع می کن تو از مزارِ انسان

بگذار لاله ها دوباره برویند این بار،       نه بر مزار کَسانم، که بر صحنه جشنِ انسان شدن انسان

سرود سرکش مرگ است و نیستی است این،    حکایت این دیو جاه طلب و خون ریز این انسان

سروده شده در تاریخ 27 آبان 1397

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to Google PlusSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

کاربرانی که در این گفتگو شرکت کرده اند

نظرات (2)

امتیاز 0 خارج از 5 بر اساس 0 رای
This comment was minimized by the moderator on the site

چه بوی امروز همراه صبا بود
که جانم تازه گشت و روحم آسود...

صبا گفتی که بوی یارم آورد
که جانی در تن بیمارم آورد

#وحشی_بافقی


@Asharr67

This comment was minimized by the moderator on the site

دوستی برایم در خصوص این شعر نوشت :
سلام
وقت بخیر
چقدر شعر جالب و تاثیرگذاری سرودی
ترکیبی از شجاعت مردانه همراه با دلسوزی اجتماعی و لطافت روح
که در این دوران نیاز جامعه ماست
درود بر شما

البته چون فایل صوتی باز نشد، هم از شنیدن صدای دلنشین شما محروم شدم و هم در چند فراز کمی با وزن و قافیه همراه نبودم

درود بر شما

هیچ نظری در اینجا وجود ندارد

نظر خود را اضافه کنید.

  1. ارسال نظر بعنوان یک مهمان ثبت نام یا ورود به حساب کاربری خود.
Rate this post:
پیوست ها (0 / 3)
مکان خود را به اشتراک بگذارید
عبارت تصویر زیر را بازنویسی کنید. واضح نیست؟

دیدگاه من

ارتباطات انسانی شاید از بهترین شاخص های انسانیت ما انسان هاست، که تبلور آن در رویارویی تفکر و تبادل احساسات با دیگران حاصل می شود، امروزه فن آوری های جدید به کمک انسان آمده و شرایطی را فراهم نموده است که بتوان سریعتر و وسیعتر با هم در ارتباط باشیم، نوشته هایم در این سایت، سیاه مشق هایی است که در کلنجار با دل به نوشته در آمده و لزوما درست و یا نادرست نیست.

"آخرین خبر رویتر"