تنها میان نور ماه
ارديبهشت 03, 1398 27

چشمم به تاریکی این شب آسوده گشته است

in سخنی به نظم و نثر by سید مصطفی مصطفوی
نظم نوشته هایی چند، باز مانده از سروده های فروردین ماه 1398، روزهایی خاطره انگیز و به یاد ماندنی، مملو از غم های بزرگ و شادی های طرب انگیز، در پس نعمتِ بارش های فراوان و باور نکردنی، غم سیل و... که عده ایی از ما را با خود برد و... : این قصه را به غصه نوشتند ای تند باد خزان عشق بتاز بر تن رنجور ما کنون این قصه را به غصه نوشتند دوباره نویس تو شرح عشق کنون من پاکنویس ز تو خواهم، زین چرک نویس ها، دگر بار نویس شرح این فراق، تو کنون خواهم که پاک کنی چهره ها ز زخم، بر تاختنی تند، به تندباد غم کنون سروده شده در تاریخ 29 فروردین 1398 چشمم به تاریکی این شب آسوده گشته است خفاش شدیم و ز نور هم گریزانیم از هر پنجره و روزنه ایی هم در آزاریم فرارییم ز نور و روشنی و دیدن، ز دیدن و فهمیدن و عقل، هم بیزاریم‎ چشمم به تاریکی این شب آسوده گشته است از نور هم، و روشنی اش هم گریزان و بیزاریم‎ ترسم که این عادت بد، خُلق من شود کین گونه که از هر چه نور و روشنی است، بیزاریم گر آفتاب بتابد به روی زرد و سیاه من گویم نتاب کز سپیدی رخ تو هم بیزاریم‎ این است عاقبت گود نشینی به غارها ماندیم و خوشیم چونکه زیر هزار…
بسوز ای شمع وجودم بدین نوا
فروردين 30, 1398 53

کین شکوه ما را ز هزار وصل، خوش تر است

in سخنی به نظم و نثر by سید مصطفی مصطفوی
 کین شکوه ما را ز هزار وصل، خوشتر است بگذار و بگذر ای نسیم سحر، زین خفته بر مزار [1] نه پیامی ببر، نه بیار، که ما را به غم خوش است غلتیدگان بر غم دوران، با غم و درد شدند قرین، نه عشرتی خواهند و نه ناز نگاهی، که غم خوش است این سفره ی می و عشرت، تو جمع کن که نیست، ما را نیازی به عشرت و می، کین غم خوش است ای سر خوشان وصل روید از کنار و بر کین هِجر خوشتر است، وین غم خوش است ظلمش نکو می دارم و از مهر فراری ام، چون او پسندد این، این ظلم هم خوش است فریاد از دلم به هوا خواست، که ندانم، چه خواهد او، اما همین بدانم که آنچه خواست او، خوش است تسلیم گشته ام من به خواست و مدار او این است ابتلای ما، که همین نیز خوش است صبا تو نیاور از او هیچ نشانی، که نزد من، او حاضرست و بی اعتنایی اش، باز هم خوش است ما را به شِکوه فرو گذار و بگذر ازین، کین شکوه هم ما را ز هزار وصل، خوش است ما را به قافیه های شعرِ می اش سپرد و رفت خواهم که دل سپرم من بدین جام چند لیکن سپردن دل، کار ما نبود و نیست جامی سپرم دل، که زنده کند خلق عالمی لیکن به عالمی جستم، نبود جام و نیست هست این جام را، بی رحم ساقی ایی، می ریزد و، ندهد…
کلیسای مهم نوتردام در حال سوختن
فروردين 27, 1398 112 4

کاش نوتردامی نباشد و راز و نیازها به خلوت دل باز گردد

in دل نوشت ها و نظر داشت ها by سید مصطفی مصطفوی
دیشب ناگهان بسیاری از کانال های مهم خبری تلویزیون های جهانی برنامه های عادی خود را قطع کردند و لنز دوربین های آماده و اضطراری خود را به شعله های آتشی سپردند که از سقف کلیسای بزرگ و تاریخی نوتردام پاریس (Notre Dame Cathedral) به آسمان زبانه می کشید و کنگره آن را آنقدر زیر ضربات زبانه ی شعله های خود گرفت، تا فرو بریزد. شعله های آتش نه شرمی از خدای این کلیسا داشتند، و نه ملاحظه بیش از 900 سال دعاهایی را کردند که زیر این سقف خوانده شده بود، نه اشک های نهصد ساله ریخته شده بر کف آن برای نجاتش اثری داشت، و نه چشم های نگران معتقدانی که در آن لحظات بر خود می لرزیدند که عبادت گاه شان در حال سوختن است، و از همه مهمتر خدای این کلیسای تاریخی و مهم، هم دست روی دست گذاشت و مثل همه ما به تماشا نشست، تا نه ساعت تلاش آتش نشانان پاریس به ثمر نشیند و تمام هنر خود را بکار گیرند و در نهایت آتش را مهار کنند. و انگار همه این تلاش ها در این مسیر بود که، شرایط برای آمدن رییس جمهور فرانسه (امانوئل مکرون) فراهم شود، و او بیاید و بگوید که ما آن را دوباره خواهیم ساخت. اما براستی این همه لجاجت قدرتمندان بر تخت بیت…
تصویری خیالی از کالکی منجی هندوها، در حال نبرد آخر الزمانی خود
فروردين 25, 1398 42

انتظار برای جنگی سخت، جهت رهایی از جنگ و خشونت

in دل نوشت ها و نظر داشت ها by سید مصطفی مصطفوی
انتظار ظهور منجی، برای معتقدان به دین نسبتا تازه تاسیسی مثل اسلام، اکنون نزدیک به 12 قرن و یا با مقیاس نسلی به قولی بیش از سیزده و یا چهارده نسل طول کشیده است، و هنوز از آمدن منجی خبری نیست و این امر برای معتقدان به دین قدیمی همچون یهود، که آنان نیز هنوز منتظر ظهور منجی ایی به نام "مسیح" هستند، و یا هندوها و...، هزاران سال، و صدها نسل است که این انتظار ادامه دارد و... با احتساب قدمت و تواتر تاکید بر مساله انتظار برای ظهور منجی در بین اکثر ادیان جهان می توان نتیجه گرفت، انتظار به صورت عقلی (فارغ از اعتقادات شخصی و فرقه ایی)، نه در دراز مدت قابل گذشت و بی اعتنایی است، و نه می توان در کوتاه مدت بدان دل بست؛ زیرا بشارت برای آمدن یک منجی تقریبا در تمام ادیان موسوم به "بشری" و "الهی" مشترک است، و لذا نمی توان بدان بی اعتنا بود، و این امر می تواند گویای مبنایی واقعی بر این امر باشد، و بنا بر اصل فراگیری امری در ذهن بشر هم که شده، می توان بدان توجه کرده و روی آن مطالعه علمی نمود، و لذا لازم است که این نظریه از لحاظ تاریخی و علمی به صورت مستقل و خارج از اعتقادات مذهبی محقق، مورد کنکاش بی…
بهار گل ها
فروردين 19, 1398 65

‎ برون بیا تو ز پرده، خودی نشانم ده

‎ برون بیا تو ز پرده، خودی نشانم ده کنار گذری می خواهم به خلوت دل که دل را سزاوارِ گذر از دل است و بس محتاج آن دلی شدم که زنده است به عشق عشق است سرانجام، سزاوار این دل و بس هیچم مپرس که دل را کجا نهم من می نهم دل و رازم به دل، و بس در خلوتم سخن عشق می کنم با یار به خلوت دل، راز و نیازست و بس این مستی و خماری و این جام و این لبم تنها تلالویی میان رخ و جام دلبرست و بس حکم است ما را که جام نهیم از پی جام زیرا که جام ز یار است و، با دوام و بس هر جام که نوشیده شد زان لب یار به گاه مستی زان پس این…
بهاری به طراوت گل های بهاری
فروردين 18, 1398 58

جانی مخواهم از تو جدا، زین مجال عشق

جانی مخواهم از تو جدا، زین مجال عشق مستی بدین وادی سرگردانی ام مخواه کین وادی غم است و، درمانم آرزوست ‎ درمان مجو ز منِ زارِ و غم سرشت، غم می فزایدت که نه اینرا، من آرزوست سلطان عشق نشسته است بر کران، شادی ز عشقِ جهاندارم آرزوست یک نیم نگاهی ز سر عشق و دلبری از آن محیطِ، طرب افزایم آرزوست خونین دلی نشسته است بر لب جام، جامی زان لبِ جامِ دُر افشانم آرزوست گویند که آرزو بر جوانان نه عیب بود من را به صبح، دیدار رخِ جانانم آرزوست عطار گشت هفت شهر عشق را به دمی، من دم به دم به عشق، دیدارم آرزوست…
درونمایه مثبت او در چهره اش هویداست
فروردين 16, 1398 82

درونمایه مثبت جمشید مشایخی در چهره اش هویدا بود

چهره آرام، دلنشین و هنری استاد جمشید مشایخی را عرصه هنر ایران هرگز از یاد نخواهد برد؛ او هنرمندی با تجربه و مسلط به کار خود بود، که به طور کم نظیری دل و چشم ایرانیان را به هنر خود، برای سال ها جلب، روشن و خیره کرد؛ در جمعی نشسته بودیم که یکی از حاضرین خبر فوت ایشان را داد، از این بابت خیلی متاسف شدم، گرچه انگار عده ایی منتظر خبر مرگ ایشان بودند و برای مرگ او روز شماری کردند، و بارها خبر مرگش را در زمان حیات او، ناجوانمردانه منتشر کردند، که این امر باعث واکنش شدید استاد شد، و چقدر سقوط اخلاقی…

نظرات (0)

امتیاز 0 خارج از 5 بر اساس 0 رای
هیچ نظری در اینجا وجود ندارد

نظر خود را اضافه کنید.

  1. ارسال نظر بعنوان یک مهمان ثبت نام یا ورود به حساب کاربری خود.
Rate this post:
پیوست ها (0 / 3)
مکان خود را به اشتراک بگذارید
عبارت تصویر زیر را بازنویسی کنید. واضح نیست؟

دیدگاه

ارتباطات انسانی شاید از بهترین شاخص های انسانیت ما انسان هاست، که تبلور آن در رویارویی تفکر و تبادل احساسات با دیگران حاصل می شود، امروزه فن آوری های جدید به کمک انسان آمده و شرایطی را فراهم نموده اند که بتوان به طور سریع و وسیع با هم در ارتباط باشیم، نوشته هایم در این سایت، سیاه مشق هایی است که در کلنجار با دل، به نوشته در آمده و لزوما درست و یا نادرست نیست.

آخرین خبر رویتر