مطالب نویسنده

سینه هاشان مالامال از کینه و دل هاشان از سنگ

مصطفوی 20 خرداد 1395 8340 کلیک ها

خاتمی میهمان ناخوانده مراسم تحلیف نشود /  کار خاتمی با عذرخواهی هم حل نمی‌شود.          

نماینده مردم تهران با بیان اینکه حضور خاتمی در مراسم تحلیف به دلیل دعوت نشدن وی فرض دقیقی نیست، گفت: بعید است روحانی برای مراسم تحلیف میهمان ناخوانده با خودش بیاورد. زهره طبیب‌‌زاده نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی در گفت‌وگو با خبرنگار پارلمانی خبرگزاری فارس با بیان اینکه مجلس از خانمی برای حضور در مراسم تحلیف دعوت نکرده است، گفت: اینکه گفته می‌شود، ممکن است آقای خاتمی به عنوان مهمان ویژه و یا در کنار آقای رئیس‌جمهور به مراسم تحلیف بیاید، فرض دقیقی نیست چون آقای خاتمی می‌داند که نباید به مراسمی که دعوت نشده برود. وی با بیان اینکه حضور بدون دعوت خاتمی در مراسم تحلیف پختگی و سابقه سیاسی وی را زیر سؤال می‌برد، تصریح کرد: از آقای روحانی هم بعید است که مهمان ناخوانده با خودش به مراسم تحلیف بیاورد چرا که ایشان فردی مجرب و سیاستمدار هستند و می‌دانند که با حضور خاتمی در مراسم تحلیف، تعامل مجلس و دولت در آغاز راه مختل خواهد شد. طبیب‌زاده گفت: در صورتی که در مراسم تحلیف، خاتمی همراه رئیس‌جمهور به مجلس بیایید قطعا نمایندگان سکوت نخواهند کرد چرا که این کار خارج از عرف است. وی با بیان اینکه خاتمی از سران فتنه است و باید محاکمه شود، تاکید کرد: گرچه خاتمی از فتنه88 تاکنون از مردم عذرخواهی نکرده است اما بنده معتقدم عذرخواهی امثال خاتمی کمکی به حل موضوع نخواهد کرد. نماینده مردم تهران با بیان اینکه «خاتمی مستقیم یا غیرمستقیم در شهادت22 جوان بسیجی دست داشته است»، اظهار داشت: انتظار نداریم در مراسم تحلیف میزبان کسی باشیم که جوانانی چون غلام حسین کبیری به موجب توطئه‌های آنان شهیده شده‌اند. طبیب‌زاده در پایان گفت: برخی‌ها می‌خواهند با تحمیل کردن خاتمی به روحانی مجلس و دولت آتی را درگیر مسائل حاشیه‌ای کنند بنابر این بهتر است آقای روحانی هوشیارانه عمل کند.

به این خبر که از سوی خبرگزاری فارس منتشر شده است توجه کنید. ببینید که این ها چگونه با رقیب سیاسی خود سخن می کنند. سینه هاشان مالامال از کینه است. دل هاشان از سنگ. انگار رقیب سیاسی خود را نه می شناخته و نه ذره ای از او در دلشان محبت وجود دارد. از رقیب سیاسی خود شدیدا متنفرند و به خونش تشنه. انگار تنها مرگ رقیب است که آنها را راضی و راحت می کند و مجبور به ارسال پیام تسلیتی دروغین که برای بازمندگانش معمولا ارسال می دارند. شمشیری که باید در برابر خصم گرفته شود را سال هاست که به سوی رقبای سیاسی خود گرفته و تشویه حساب سیاسی کرده و از او قربانی می گیرند و هرچه قربانی هم می گیرند دل هاشان آرام نمی گیرد و باز قربانی جدید می خواهند. اگر فرصتی یابند دشنه های خود را در سینه همه رقبای سیاسی خود از ریز و درشت فرو خواهند کرد و از اجسادشان پشته خواهند ساخت. دایما در کمین رقبا نشسته اند تا نیش های زهر آگین به کینه و نفرت خلوص داده اشان را در بدن رقبا فرو کنند و جان او را برای همیشه بگیرند و از دستش راحت شوند و تا آن موقع دلشان آرام نمی گیرد. 

آنها می خواهند  که تنها میدان دار سیاست کشور باشند و کسی ساز مخالفت با آنها را نزدند که البته همه چیز دست به دست هم داد تا در هشت سال گذشته بدون رقیب این گونه کشور را سکانداری کنند! ولی باز وقتی رقیبی زنده در میدان ندیدند دل هاشان آرامش نداشت و با اعصاب خردی تمام به جان هم کیشان  و هم سنگران سیاسی خود افتادند و بی سابقه ترین افشاگری ها را از همدیگر کردند و بدترین برچسب ها را به همقطاران خود زدند و از هم پرده دری ها کردند.

 اینان گذشته از برخورد با هم قطاران شان به دشمنی تمام و کمال با رقبا سخن می گویند. این کینه و خشم را در سخنان شان خطاب به اسراییل و امریکا هم نمی توان یافت و... این همان سقوطی است که سال هاست گرفتارش هستیم و این افرادی که کرسی های این انقلاب را اشغال کرده اند تا آن را به نابودی کامل نکشند نه دست بردارند و نه آرامش می گیرند. انگار هیچ ماموریتی غیر از این هم ندارند و نداده اند شان.  

از سایه و شبح رقبای سیاسی شان هم می ترسند و رقیب سیاسی برایشان همچون عزراییل ملک مامور خداوند است که اگر لحظه ای با او روبرو شوند جان از بدن شان خارج خواهد شد و کاملا از چنین لحظه ای بیمناک و شدیدا گریزان. خدا این کشور و این انقلاب را از شر این گونه افکار خلاص کند. انشاالله. این بیماری خطرناک سال هاست که به جان این کشور افتاده است و همچون بختکی بر بدن نحیف و خسارت دیده آن سوار شده و تسلط یافته و قصد رها کردن آن را هم ندارد.

این خانم نماینده محترم اصلا به روی خود هم نمی آورد که بعد از انتخاب ایشان  به نمایندگی - مردم ایران اخیرا انتخابی دیگر هم کرده اند و آقای روحانی جدیدترین انتخاب مردم است و گویا مردم از این انتخاب خواسته و منظور جدیدی را بیان داشته اند شدیدا نگران خدشه دار شدن پختگی و سابقه سیاسی آقای خاتمی شده و رییس جمهور منتخب مردم را تهدید می کند که اگر حامیانت را با خودت به مراسم تحلیف خود بیاوری روابط مجلس! و دولت جدید مختل می شود و لابد مجلس! انتقام آن در آینده از آقای روحانی خواهد گرفت ؟!! این در حالی است که  آقای خاتمی به همراه آقای هاشمی رفسنجانی از حامیان اصلی آقای روحانی در نبرد نا برابر انتخاباتی اخیر بود و بسیاری از آرای مردم دل بسته به اصلاح کشور با هدایت آقای خاتمی روانه جبهه آقای روحانی شد.

از سوی دیگر همزمان با تهدیدات این سوی اتلانتیکی که قبل از به میدان آمدن آقای روحانی به سوی ایشان روانه است! از آن طرف اتلانتیک هم صداهایی به تهدید برای منتخب مردم همزمان بلند می شود و تحریم های فلج کننده جدیدی به ایشان هدیه می کنند و انگار امریکایی ها هم فهمیده اند که رییس جمهور منتخب با چه جماعتی در داخل روبروست که در آستانه مراسم تحلیف او را از نظر دور داشته و با تحریم های جدید و شدید خوش آمدش گفتند.  البته هم نباید انتظاری غیر از این داشت و تعجب کرد زیرا در کشوری که رییس جمهور منتخب هنوز به میدان نیامده با چنین شمشیرهای آخته و تیزی در داخل روبروست و باید با آن دست و پنچه نرم کند چرا امریکایی ها باید به این دولت تخفیف دهند؟!!.

امریکایی ها هم البته خیلی نفهم تشریف دارند که  برای نابودیی این انقلاب هزینه می کنند تا آن را از بین ببرند در حالی که این آقایان و خانم ها بدون این که هزینه ای از جیب دشمنان ایران خرج شود خود کمر به نابودی همدیگر و نهایتا انقلاب بسته اند و در این راه سال هاست که همچون شیر می غرند و از توان این کشور صرف می کنند و مصالحه نمی کنند و کوتاه نمی آیند دیگر نیازی به امریکا و اقداماتش نیست تا این انقلاب را به بن بست برساند.

جناب دکتر روحانی! خدا می داند که شما چگونه خواهید توانست این بار امانت الهی و مسولیتی را که مردم  شریف ایران بر دوش شما گذاشته اند را به مقصد برسانید؟ در حالی که هنوز نیامدید این ها صفوف خود را آماده پذیرایی از شما کرده اند! یک عده بوق ها و شیپور هایشان را به رسواییت آماده نواختن کرده اند و به کمین نشسته اند و عده ای دیگر ظرفیت کرسی هایی که بر آن تکیه زده اند را آماده می کنند که مقابل تو بایستند و در حالی که مشغول صیقل شمشیرهاشان هستند تحمل نمی کنند که لااقل به میدان بیایی و رجز می خوانند و تهدید می کنند.

و تازه این موانعی است که در این سوی اتلانتیک داری در  آن سوی دیگر اتلانتیک هم که  آقای احمدی نژاد در این هشت ساله ریاست جمهوریش زحمت شبانه روزی کشیدند و جبهه ضد ایرانی را کاملا منسجمشان کرده و در این راه هم اسراییلی ها و امریکایی ها لازم نیست کمترین هزینه یی کنند و زحمتی برای انسجام  این جبهه بکشند و...

ولی دکتر عزیز و منتخب مردم! آگاه باش که این انقلاب به خون شهدا قایم است و همان خون های پاک نخواهند گذاشت که کینه فرعونیان که تماما در سحرهای عظیم و وحشت زایشان خود را به رخ شما و همکاران و حامیان شما می کشند زیاد دوام آورند و اگر شما به خداوند توکل و به این مردم تکیه کنی تمامی این سحرها باطل خواهد شد. بگذار آنان با کینه هاشان زندگی کنند که خداوند دل ها و جان های گنهکار آنان را به همین طریق در این دنیا عذاب خواهد داد تا روز محشر فرا رسد و ترازوی خداوندی به میان آید و آنگه ببنیم که مرد و نامرد کیست.

تا آن موقع باید به خدا متوجه بود و خالصانه به کار و تلاش برای مردمی مشغول شد که به فرموده امام خمینی (ره) از ملت زمان رسول لله هم بهترند. پس از این کینه پراکنی ها نهراس که اسلام و اسلامیان از این بدتر هم در تاریخ خود بارها و بارها به خود دیده اند و تاریخ نشان می دهد که تنها آنهایی ماندند که حق بودند. و این قانون خداوندی است که حق پایدار بماند و لذا تنها وظیفه ما در این دنیا در مدار حق بودن و استقامت است. تن خود را برای زهر کینه آنان آماده کن و با توکل به خدا در صحنه ایی این چنینی قدم بنه که مردان مرد در این صحنه هاست که جوهره خود را نشان خواهند داد و یا جاودانه شده و یا ملعبه دست شیاطین جن و انس خواهند شد که در این صورت جز تباهی و بد نامی و بد عاقبتی نسیبی از این دنیا نخواهند برد. 

شهوت و میل به پایین کشیدن حریف و بدنانم کردن او تمام مقررات معمول کار سیاسی و حتی شایستگی اخلاقی را در ذهن این ها به فراموش برده و تحت الشعاع قرار داده است و صحنه ای را که در آن قرار دارند و خساراتی که ادبیات و نوع رفتارشان بر جامعه و قشر های مردم خواهد گذاشت را به هیچ وجه در نظر نمی گیرند و این همان سقوط اخلاقی و حتی سقوط در بدیهی ترین نرم هایی اجتماعی زیستن است که باید در هر جامعه معمول رعایت شود که اگر چه رعایت نکردنش از عموم هم نفرت انگیز می نماید لیکن عدم رعایتش از سوی افرادی که کرسی هایی از جامعه را اشغال کرده اند خود خسارت را صد چندان می کند.   

 

+ نوشته شده در جمعه یازدهم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 1:14 شماره پست: 315

علی (ع) را به علی (ع) بشناسیم، نهج البلاغه منبع خوبی است

مصطفوی 20 خرداد 1395 3099 کلیک ها

این روزها و شب ها، ایام علی بن ابی طالب (ع) است، دیشب محراب مسجد کوفه ضربتی را شاهد بود، که فرق محراب دارش را شکافت؛ و در این ساعات و ساعاتی چند دیگر او (ع) باید به درد ضربه ی شمشیر هم رزمش در صفین، و زهری که از عصاره کینه های خفته در دل های مریض و بی رحم آلوده بود، دست و پنجه نرم کند تا در بیست و یکم ماه رمضان جان را تسلیم رضای حق کرده و به کاروان گذشتگان من جمله محمد (ص) که هدایت کننده اش بود و فاطمه (س) که یار و همدم مهربانش؛ بپیوندد و از کاروان کینه، عداوت، نافرمانی، جهل، تزویر و... وا رهد و رستگار و ماندگار گردد.

ما نیز طبق معمول در این شب ها و روزها به این مناسبت و همچنین شب های قدر، که به صورت رمزآلودی با ایام مرتضی (ره) همزمان شده است، به سوگواریش بنشینیم و گاه از زخم علی (ع) و فقدانش اشک جاری سازیم و گاه قدر را با زنده نگاه داشتن شب هایش تا به سحر، پاس داریم. ذکر این روزها و شب ها علی (ع) است ولی نکته ای که وجود دارد این که ؛ علی (ع) نه برای رژیم غذایی اش علی (ع) شد و نه به دلیل مظلومیت و رنج هایی که برد، زیرا که ممکن است در بین هندوها هم افرادی یافت که بدین رنج دایمند و یا در بین ملل مظلوم به مظلومیت غرقند. علی (ع) را چیز دیگری علی (ع) کرد. علی (ع) نه به خاطر زور شمشیرش و شجاعتش، علی (ع) شد و نه به بخشش و عطایش که ممکن است به بخشش و عطا و شمشیر کسانی دیگری هم بتوان در بین خلق خدا یافت که واجد چنین سجایایی باشند.

علی (ع) را عدالتش علی (ع) کرد، علی (ع) را حکمتش علی (ع) کرد، و علی (ع) را تقوایش علی (ع) کرد، علی (ع) را تعبدش علی (ع) کرد، علی (ع) را مهرش به خلق خدا و مردم داریش علی (ع) کرد که در این موارد تکرار ناشدنی شاید بنماید؛ که حاکمی این چنین به عدالت رفتار کند؛ مگر این که از انبیا (ع) باشد و تقوای علی (ع) هم در اوج است و این بلندای را هرکسی توان پریدن نیست. تعبد علی (ع) و رضایتش به آنچه مقدر است، صبری است که از ایوب (ع) می تواند سرزند. پس به نظر می رسد که برای معرفی علی (ع) این رژیم غذاییش و یا آن دردی که در اوج بیماریش می کشد و یا وداعش با عزیزانش و... نیست که باید مبنای معرفیش قرار گیرد؛ آنطور که در این شب ها مکرر بدان اشاره می گردد و احیانا اشک ها جاری می شود. علی (ع) را باید با نهج البلاغه اش، با کلمات گهربارش به مخاطب شناساند. این اهداف علی (ع) است که او را یکه تاز تمام صحنه می کند. این که به شیوه تکفیری های وهابی مسلک، حکم به کفر این و آن داد نه کارساز است و نه مطلوب که آنان نیز البته با همین حربه به ما حمله می کنند و کرده اند و در این روش بسیار هم قهارند. ما نباید در این روش با آنان برابر شویم.

بیاییم از بیان مسایل این چنینی در معرفی علی (ع) خود داری کنیم که ممکن است اشکی از مومنی جاری کند ولی شان علی (ع) را پایین آورده ایم که او بالاتر از این هاست. علی (ع) به زهد، هدف والا، علم، تقوا، انسانیت، عدالت، تعبد، حکمت، ایمان، استقامت در هدف، انصاف، بلاغت، وفاداری به مکتب محمدی (ص)، مردم داری و مردم مداری و... در اوج بود. البته در رژیم غذایی هم خاص بود و رنجی که برد هم خاص خودش بود و... شرایطی که داشت هم خاص بود. ولی سیره و رفتار اجتماعی و سیاسی اش الگوست که باید در مقابل سیره و الگوی حریفش گذاشته و معرفی و مقایسه شود تا تفاوت ها آشکار شود.

شهادت قهرمانانه اش بر محراب زهد و عدالت، بر پیروانش و بشریت عدالت خواه تسلیت باد. 

+ نوشته شده در یکشنبه ششم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 21:48 شماره پست: 314  

در آستانه تولد سبط اکبر (ع)، خانه وحی در انتظار تولد اولین نوه (ع) برای محمد (ص)

مصطفوی 20 خرداد 1395 2531 کلیک ها

این روزها خانواده وحی و نبوت در انتظار تولد نوزادی است که این خانه را به نور وجود خود روشن خواهد نمود. انوار محمدی (ص) و علوی (ع) از پیشانی این نوزاد خواهد تابید، انواری که از این خانه کوچک، اما به بزرگی تاریخ و افلاک، به آسمان و زمین انعکاس یافته و آن را دو چندان خواهد کرد. نور نبوت از جانب فاطمه (س) و نور امامت از جانب علی (ع) در کالبد این نوزاد ممزوج و از او نادره ای به وجود خواهد آورد که تاریخ به خلق خوشش، به یاد محمد (ص) خواهد افتاد و در مظلومیت، علی (ع) و فاطمه (س) را نمایندگی خواهد نمود. این واقعه شادی را در دل رسول خدا (ص) و علی (ع) و فاطمه (س) چون گل خواهد شکوفاند.

 پدر بزرگ و مادر بزرگ ها در این گونه، مواقع دل در دل ندارند و شادی نوه دار شدن، چهره آنان را گل می اندازد، ولی این عروس را نه مادری است و نه مادر شوهری. زیرا خدیجه کبرای (س) همسر دوست داشتنی محمد (ص) دیگر در قید حیات نیست که برای فاطمه (س) در این ایام وهم و ترس انگیز، مادری کند و لذا این تنها پدر بزرگ این نوزاد است که باید برای مادرش هم پدری و هم مادری کند. دل در دل محمد (ص) و علی (ع) نیست. فاطمه (س) می خواهد اولین ثمره ازدواجش با علی (ع) را وارد دنیایی کند که انگار ستون های نگاهدارنده آن را بر ظلم نهاده اند، زیرا کمتر زمانی می توان یافت که حق در مصدر کار و غالب باشد و در مقابل این ظلم است که در اکثر اوقات حاکم است و حکمفرما.

اگر چه محمد (ص) آمده است که طرح نو در اندازد، ولی دوره طلایی حاکمیت حق و انسانیت نیز دوامی چند ندارد و با رفتن محمد (ص) دوره ای از ظلم و تعدی آغاز می شود که دامن آن علی الخصوص خاندان وحی را می گیرد و همین نوزاد نیمه رمضان (ع) نیز از اولین قربانیان این دوره شوم خواهد بود.

شاید پدر بزرگ (ص)، پدر (ع) و مادر (س) به آینده ظالمانه ای که امت محمد (ص) برای این فرزند خانه نبوت (ع) رقم خواهند زد، حدس زده باشند و این که چه آینده ی باشکوهی برای این نوزاد وجود خواهد داشت که همچون نگینی در انگشتری وحی بدرخشد. و چه چهره شوم و شرم آوری برای پدید آورندگان این شرایط برای او رقم خواهد خورد. چه شرم آور خواهد بود که در خانه محمد (ص) برای پدر زنان پیر محمد (ص) مکانی برای دفن شدن هست، ولی برای فرزند جوان محمد (ص) که با زهر جفا ترور شده است، جایی نیست. واقعا تیرباران کنندگان جسد "سبط اکبر" (ع) چگونه چشم در چشم محمد (ص) خواهند شد، هنگامی که در صف محشر به صف شوند و کاروان نبی (ص) از مقابل صف آنان عبور کند.

از این خاطرات غم انگیز که بگذریم، این روزها این صبر و انتظار است که بر خانه وحی سایه انداخته است که درد زایمان کی فاطمه (س) را نوید آمدن مجتبی (ع) خواهد داد؟ پسری که فخر پدر و مادرش خواهد بود و امت محمد (ص) را راهبری که در سایه عدم حضور علی (ع) و محمد (ص)، میراث دار وحی و امامت باشد. در روزگاری که زر و زور و خدعه معاویه در اوج خود قرار دارد او باید نقشی در تاریخ اسلام بزند که چراغ راه هر مومنی باشد که در قرون آینده اسلام در مقابل معاویه ها قرار خواهند گرفت. آری حسن (ع) از حسن خواهد گفت آن هم در روزگاری که جز خدعه و نیرنگ بازاری نیست و شیطان در نی جادوی نیرنگ می دمد، در حالی که خرقه محمد (ص) بر تن دارند؛ در واقع گرگی است که در لباس میش خزیده و جز به دریدن امت محمدی (ص) و سوار شدن بر گرده آنان نمی اندیشد. اما حسن (ع) فاش و اشکار ماموریت رسوا کردن این جریان خبیث خدعه و نیرنگ را به عهده خواهد گرفت و آنان را در پیشگاه تاریخ رسوا خواهد نمود اگر چه به قیمت جان شریف و بی مثالش تمام شود.

پیشاپیش تولد مولود رمضان حضرت امام حسن مجتبی (ع) بر رهروان حقیقی آن حضرت و تمامی حق طلبان مبارک باد. 

+ نوشته شده در یکشنبه سی ام تیر ۱۳۹۲ ساعت 0:32 شماره پست: 311

آقا و آقایی کردن برازنده معصومین (ص)

مصطفوی 20 خرداد 1395 2608 کلیک ها

آنچه مسلم است در سنت محمدی (ص) و در اصول اخلاق انسانی قایل بودن آقایی و سروری بر بندگان خدا برای خود؟!!! مذموم است. ما که از تیره ساداتیم و مردمی که برای اهل بیت عصمت و طهارت (ص) احترام قائلند، ما را "آقا" خطاب می کنند، در هنگام خطاب شدن به چنین عنوانی برخود می لرزیم که اگر چنانچه ملزومات وابستگی به این خاندان (ع) را رعایت نکنیم، چه گناه بزرگی که بر ما نوشته نمی شود؟ و قطعا در پیشگاه خداوند (جل و اعلی) و رسول گرامی اش (ص) باید بر این خطاب شدن، در عین ناشایستگی خود، پاسخگو باشیم. ولی بعضی به خاطر این که با عناوین این چنینی خطاب شوند نه دلشان می لرزد و نه احساس مسولیتی بر این امر دارند، که این "آقا" خطاب شدن را حق خود می دانند و حق و دینی بر گردن خود به این لحاظ احساس نکرده و از این امر نیز استقبال هم می کنند و بر ترویج آن یا چشم می پوشند و یا تلاش هم دارند و باورشان شده که آقایند و باید سرور دیگران بوده و بر آنان سروری کنند. دل شان هم به گرفتن این عنوان خوش و مغرورانه به عنوان "آقا" و فرزندان خود را "آقا زاده" و بلکه آنها را نیز "آقا" حتی می دانند. ولی به نظر من "آقا" بون (به معنی سروری) تنها برازنده معصومین (ع) است که آنها هم به واسطه این که از نسل رسول رحمتند (ص) و هم این که معصومند و به واسطه پاکی از هر گونه رجس و پلیدی، خود به خود به نظر دیگران آقایی می یابند و البته (خداوند نیز آنان را سروری داده است) خود معصومین (ص) هم از این خصلت مبرا که خود را "آقا" بدانند و این مردم بودند که برای شان (به حق) چنین جایگاهی قایل بودند. افرادی که برای خود آقایی و سروری قایلند، مغضوب خداوند خواهند بود چرا که برتری انسان ها تنها به تقواست و تعیین کننده میزان تقوا نیز تنها خداوند (جل و اعلی) است و مقیاس و میزان آن را نیز به احدی در این دنیا اعطا نکرده و تنها به روز حشر است که انسان ها را به این میزان خواهد کشید و این عین بی تقوایی و دوری از اخلاق است که فردی با غرور و نخوت خود را بر فرد یا افرادی دیگر سرور بداند. و این تنها خداوند بی همتاست که اراده کرده، برخی بر دیگران سروری یابند و بس. لذا قایل بودن چنین جایگاهی برای خود، دور از اخلاق و سنت، و مذموم است. و حتی اجازه به ترویج آن نیز در دید تیزبینان از اهل تقوا، تکریم سنت "چاپلوسی" و به قول طنز آقای مهران مدیری "پاچه خوار" پروری است. در قضیه افرادی که مسولیتی مردم بر گردن آنها نهاده اند، امام خمینی (ره) الگو و اسوه ایی بزرگ در مقابله با این امور می باشد، زیرا در همان اوایل پیروزی انقلاب اسلامی قاطعانه جلوی این قبیل کارها را گرفت. مثال عینی آن هم حادثه یی بود که برای فردی مثل مرحوم فخرالدین حجازی (ره) که ناطقی برجسته و انقلابیی دوست داشتنی بود، اتفاق افتاد و امام (ره) به محض این که احساس کرد بوی (تنها بوی) بزرگ نمایی از او (ره)، از سخنان این سخنور زبردست و تو دلبرو به مشام می رسد، جلوی آن را قاطعانه و در جمع گرفت و راه را بر این قبیل کارها در قبال خود، تا آخر عمر شریفش بست و به قول ضرب المثل فارسی "گربه را جلوی حجله کشت" تا دیگر فردی جرات نیابد که از او بزرگ نمایی داشته باشد (و البته بیچاره مرحوم فخرالدین حجازی (ره) که امام (ره) را با القابی در خور مورد خطاب قرار داد و در مقابل امام (ره) برافروخته قرار گرفت و خاضعانه لب فرو بست و هیچ نگفت. خداوند هر دو بزرگوار را بیامرزد که هر دو دوست داشتنی بودند و خواهند بود).

قدیمی ها می گفتند "آقا تنها مرتضی علی (ع) است" و امروزی ها هم به حق مولای ما حضرت حجت خدا بر زمین، مهدی موعود (عج) را آقا خطاب می کنند و این عنوان واقعا زیبنده این بزرگواران است. 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم تیر ۱۳۹۲ ساعت 9:21 شماره پست: 310

دیدگاه

چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.

نظرات کاربران

یرواند آبراهامیان تاریخ نگار ارمنی و پژوهشگر تاریخ معاصر ایران: "درخواست بعضی معترضان برای کمک خارج...
- یک نظر اضافه کرد در بارَکْنا حَوْلَهُ؟! خدایا! از ...
خبرگزاری دانشجو: نتانیاهو: چشم اندازی در نظر داریم به عنوان یک سامانه کامل، در واقع یک شش ضلعی از ائ...