مطالب نویسنده

عرضه کنندگاه متاع معنویت و خدمت نا خواسته فرهنگ و روش غرب به مذهب و معنویت

مصطفوی 20 خرداد 1395 2818 کلیک ها

انسان دو بعد دارد بعد مادی که همین نیازهای جسمانی او مانند خوراک و امیال است که از این جهت انسان به دیگر موجودات از جمله حیوانات پیوند می خورد که البته باید به صورت منطقی تامین و پاسخ داده شود و بعد معنوی و غیر مادی که همان روح جستجوگر و حقیقت طلب و خداجوی و... اوست. بعدی از انسان که قسمتی از وجود خداوند است که در بعد غیر مادی و روح انسان قرار داده شده است مانند زیبایی دوستی و... در فرهنگ غرب گفته می شود که روح و بعد معنوی آن مورد بی اعطایی بیشتری نسبت به بعد مادی قرار گرفته است. ولی علمی فکر کردن و محوریت تفکر در این فرهنگ باعث شده است که این روزها از بازگشت معنویت به بازار شلوغ غرب را سخن گویند و این روزها گرایش به مکتب هایی که به این نیاز پاسخ گوید در بین غربیان گزارش می شود و این عرضه کنندگان مطاع معنوی هستند که می توانند در این بازار متاع خود را ارایه نمایند و امروز به قول اقتصادیون بازار تقاضا برای معنویت افزایش یافته است و این عرضه کنندگان آن هستند که باید متاعی برای ارایه داشته باشند. اسلام دینی است که متاعی برای عرضه در این بازار دارد و البته جذاب نیز هست ولی اگر در راه عرضه آن توسط ما به شکلی نباشد که طرف رغبت به آن یابد. اگر این طوری که دوستان عربستانی و قطری و اماراتی ما در سوریه و پاکستان و... از اسلام چهره نشان داده اند را رسانه ها به گوش مردم مغرب زمین برسانند و نهایت اسلام با عمل وهابیون و سلفی ها به روئیت آنان برسد که باید بگویم حتی مسلمان شده ها هم در دین شان تذلزل ایجاد خواهد شد. پس بیاییم به سیره نبی اکرم (ص) بر گردیم که صوت قرآنش و مفاهیم آن و همچنین خلق زیبایش دل بسیاری را ربود و حجاز را دگرگون نمود. بیاییم از محور قرار دادن خود به عنوان حق خودداری کرده و او (ص) را محور حق بگذاریم تا دست به این همه بی اخلاقی و جنایت به نام اسلام نزنیم تا چهره این متاع جذاب مخدوش نشود و به خوبی به بازارش عرضه شود. بیاییم سیاست علوی (ع) را که درستی و پاکیزگی آن عامل ماندگاریش است را در مقابل سیاست معاویه ای (که به هر وسیله ای با هر قیمتی متوسل می شود) محور قرار دهیم تا این متاع بتواند درخشندگی خود را داشته باشد و تنها به روئیت خواستگارنش برسد و آنها خود تصمیم بگیرند. بیاییم از خودمحوری و استفاده ابزاری از این متاع ارزشمند برای مطامع دنیوی و گروهی خود دست برداریم تا مانع از جذب این همه توجه به سوی حق و این متاع عالی نشویم. بیاییم این قدر گرد و خاک نکنیم تا باز چهره این مطاع کدر نشده و در زیر غبار اعمال ما حاملانش پنهان نشود.

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم بهمن ۱۳۹۱ ساعت 12:48 شماره پست: 246

شعبه شعبه شدیم تا به درد آید دل ها

مصطفوی 20 خرداد 1395 4171 کلیک ها

رهبر انقلاب خطاب به سراه سه قوه : ٬٬دردمندانه می گویم اگر در قیامت خداوند از من بپرسد چه کردی؟!! من می گویم کسی جز این ها را نداشتم. اگر به اختلافات خود ادامه بدهید به ملت و نظام اسلامی خیانت کرده اید.٬٬

پخش این گونه پیامک ها نشان از انشقاقی است که در بین مسولین عالیرتبه و گروه های مختلف حاکمیت شایع شده است.  وقتی هوای نفس حاکم شد این می شود که همه وقتی نگاه می کنیم دیگر ید واحده نیستیم و آن وحدتی که داشتیم دیگر نیست و به نابود کردن یکدیگر مبتلا شده ایم. تار و پود انقلاب را می گسلانیم به این دلیل که گروه خود را پیش ببریم. شعبه شعبه شده ایم و هر یک به یارگیری مشغول و این در حالی است که رقیب خارجی فعالانه در کمین ما نشسته است اگر چه خود مشکل دار است ولی مشکلات ما او را امیدوار می کند. افراد کوچک با ایده ها و دغدغه های کوچک مثل موریانه به جان کشور و انقلاب افتاده اند. ولی اگر چه گفته می شود که خود کرده را تدبیر نیست ولی من می گویم که هست باید به امام (ره)٬  شیوه و سربازان رکابش برگشت و با توکل به خداوند و نصب العین قرار دادن قانون اساسی که عصاره انقلاب ماست بدعت ها را کنار گذاشت و خود٬ سلیقه٬ گروه و تفکر خود را محور قرار نداد تا کشور دوباره به سمت راهی که باید برود بازگشت کند و در مسیر درست قرار گیرد. باید قانون محور باشد نه افراد وقتی افراد محور قرار گیرند این می شود که هست.

باید ما که انقلاب اسلامی را با آن عظمت ایجاد کردیم و یا در نگهداری آن کوشیدیم در خود بنگریم که چه کرده ایم با خود٬ که این چنین تنها شده ایم و متفرق که کشوری با این همه مردان بزرگ باید رهبرش دور و بر خود را خالی ببیند؟!!  

خدایا این کشور و انقلاب را از شر بد خواهان و نا اهلان نجات ده و به ساحل عزت و صلاح برسان . به حرمت خون های پاکی که سنگ فرش خیابان ها را در چنین روزهایی متبرک کردند ما را از شر گروه هایی که با تمامیت خواهی خود دیگران را از صحنه خارج کردند و این چنین تاختند٬ نجات ده.  

 

+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم بهمن ۱۳۹۱ ساعت 14:49 شماره پست: 242

فجری که یک ملت با امام شان آفریدند

مصطفوی 20 خرداد 1395 2452 کلیک ها

سی چهارمین فجر انقلاب پیروزمند ۵۷ خود را در حالی آغاز می کنیم که شرایط مان به گونه دیگری شده است. وقتی به گذشته نگاهی می اندازیم می بینیم که دیگر از شرایط آن روزها هر چه جلوتر می رویم بدنه انقلابیون حاضر در صحنه هر روز لاغر تر می شود و عده ای از شمولیت خارج می شوند و به جرگه های دیگری با نام های جور وا جور تقسیم می شوند و به تعبیری به غیر خودی تبدیل شده و یا می شوند و به زور و یا با نا امیدی از آینده از صحنه خارج می شوند و یا با حوادث طبیعی از نوع مرگ و... از وجودشان بی بهره می شویم و آن وحدت حضور انقلابیون که از شعب و گروه های مختلف از چپ و راست و ملی و یا مذهبی و... در کنار هم این حماسه بزرگ را آفریدند به نوعی از صحنه کنار مانده و می مانند و این به نظر من روند خطرناکی برای هر نهضتی است که بدنه چاق خود را از دست دهد و لاغر شود. این دست جمع بوده و هست که کار را جلو می برد نه بدنه لاغر و یک دست که یک دستی هم در جامعه ای که خداوند آن را جور وا جور آفریده تقریبا محال و اگر هم تحقق یابد عمری کوتاه خواهد داشت. نیاز امروز و هر عصر برای کشور و نهضتی که داعیه جهانی بودن دارد به کار گیری تمام نیروهاست نه کنار گذاری آنها ما این را در سنت پیامبر اگرم (ص) وقتی امثال ابوسفیان ها را در بین خود تحمل می کند و حتی به آنان اعتبار می بخشد و یا علی (ع) که امثال شمر و شریع قاضی ها را در بدنه حاکمیتی خود تحمل کرده  و جا می دهند به خوبی مشاهده می کنیم و از آنجا که به اعتقاد ما آنان واجد علم غیب و آینده بینی هستند این نشان می دهد که آنان که خود و نهضت خود را جهانی می دیدند و قایل به استفاده حداکثری از نیرو و توان جامعه بودند و حتی از نیرو و توان ابوسفیان ها و امثال شمر هم چشم پوشی نمی کنند پس باید با دید وسیع تری به توان نیروی انقلاب و کشور توجه کرد و از تمام قدرت و پتانسیل ها استفاده کرد و این دید تنها از بزرگان می تواند بروز یابد زیرا کوچک مردانی همچون عثمان (خلیفه سوم) تنها به قبیله و اطرافیان خود نظر دارند و حتی به مشورت با علی (ع) که در مشورت امین دو خلیفه پیش از او بودند هم نمی اندیشد و عاقبتی بد برای خود و حتی حاکمیت خود رقم می زند. باید عبرت گرفت و سیره نبوی (ص) و علوی (ع) را در حکومت داری خود سرلوحه کار قرار داد و به مردم و توانش اعتماد کرد همانطور که پیامبر (ص) اکرم اگرچه چشم به نیروهای آسمانی داشت لیکن در دست یابی به پیروزی به صحابه خود از هر تیره و تبار و از هر تفکری تکیه می کرد و لذا این دو مساله را با هم نباید مخلوط کرد و همانطور که آسمانی به پیروزی مکتب خود مطمئن بود زمینی فکر کرد و از همه نیروها استفاده می نمایند. وجه عملی این شمولیت تمام نیروها را در نهضت خمینی کبیر (ره) و رهبریش می توان عملی دید او اگر تنها فقط به روحانیت تکیه کرده بود حتما شکست می خورد ولی او چتری به بزرگی یک ملت گستراند که تمامی جناح ها و جبهه ها و فرق و ادیان و... در زیر آن تا پیروزی با رمز ٬٬وحدت کلمه٬٬ که امام آن را خود ابداع کرده بود جمع کرد و کاری کرد که دیگران از برنامه ریزی چنین مدلی ناتوان مانده بودند. به ۵۷ نگاه کنید در رکاب ایشان از تمامی اقشار و نحله های فکری حضور فعال داشتند و امام بدون سیاسی کاری (به رسم سیاست پیشگان) صادقانه ملتی را همراه خود به حرکت در آورده و خودی و غیر خودی در این بین جایی نداشت. در این فجر پیروزی که تنها به او معنی می یابد یادش گرامی و رهروانش پرتعداد باد روحش شاد و روان شهدای انقلاب اسلامی از نعم خداوندی بهره مند باد.

+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم بهمن ۱۳۹۱ ساعت 10:0 شماره پست: 239

محمد من (ص) حتی نامت هم ذکرلله و آرامش دهنده دل هاست

مصطفوی 20 خرداد 1395 6685 کلیک ها

 این روز ها به زاد روز تولد انسانی از جنس خودمان اما استثنایی و بسیار خاص نزدیک می شویم. محمد (ص) !! انسانی که اخلاق انسان ایدال مد نظر خداوندی را به اوج رساند و همان شد که یکی از معجزه هایش نیز همین اخلاق نیکویش باشد. واقعا چه معجزه ای بالاتر از این که ملتی سختی کشیده از روزگار و طبیعت و فرهنگ منحط و... که به واسطه همین سختی ها دل هایشان هم به سان سنگ سخت شده بود را یک انسان آن هم از نوع یتیم آن و... نرم و لطیف و خدا پرست نماید و از یک چنین مردم متفرق قبیله قبیله شده یک ملتی قوی بسازد که به زودی دنیا را فتح نمایند که البته بخش فتح دنیای آن کاری بود که دیگران هم آن را کردند ولی چیزی که دیگران از انجامش باز ماندند همانا انسان سازی بود که این کار تنها از عهده انبیا و همراه آورندگان وحی قابل انجام است. او انسان هایی را ساخت که تا دنیا باقی است بتوانند الگو و اسوه ی بشریت باشند و گذر زمان آنان  را کهنه ننماید.

دیدگاه

چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.

نظرات کاربران

یرواند آبراهامیان تاریخ نگار ارمنی و پژوهشگر تاریخ معاصر ایران: "درخواست بعضی معترضان برای کمک خارج...
- یک نظر اضافه کرد در بارَکْنا حَوْلَهُ؟! خدایا! از ...
خبرگزاری دانشجو: نتانیاهو: چشم اندازی در نظر داریم به عنوان یک سامانه کامل، در واقع یک شش ضلعی از ائ...