مطالب نویسنده

آغوش مهری به نام مادر

مصطفوی 20 خرداد 1395 2421 کلیک ها

انتخاب زاد روز عصاره عشق یعنی دخت رسول گرامی اسلام (ص) به نام روز مادر ، عشق و محبت را به هم پیوند زد. او که سمبلی از مادری نمونه و در عین حال فرزندی شایسته را به نمایش گذارد. گلی از بوستانی بود که جز مهر و رحمت و حسن در آن نرویید. فاطمه (س) به عنوان محور خانه وحی و نبوت و همچنین امامت، بعد از مرگ مادرش خدیجه کبری (س) چنان نقشی بر دفتر خلقت انسان زد که مثالی ابدی برای بشریت گردید. اگر بشر فاطمه (س) را بشناسد، محال است که به الگویی دیگر دل ببندد. او مظهر انسان کامل در نوع خود بود. مادری که هم برای فرزندانش و هم برای پدرش و هم برای همسرش مادری کرد. برای پدری مادری کرد که همه عمر خود را به یتیمی گذرانده بودند و در عین حال همسری الگو برای علی (ع) بود.

خدایا مادران ما را به حرمت زهرای محمد (ص) ببخش بیامرز. دل های آن ها را از ما راضی و خشنود قرار ده. در جوار خود از نعمت های وعده داده ات آنان را متنعم گردان. قصور و کاستی های ما را در حق آنان ببخش.

آمین یا رحیم ترین رحم کنندگان.

روز مادر به همه مادران مبارک باد - آنان که وجود خود را صرف ما کردند  

+ نوشته شده در دوشنبه نهم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 12:5 شماره پست: 278

هر دروغ هزار دروغ برای توجیه نیاز دارد

مصطفوی 20 خرداد 1395 2673 کلیک ها

گاهی پدیده ای بر اساس دورغی شکل می گیرد و شکل دهندگان آن فکر می کنند که تمام شد٫ ولی تمام شدنی در کار نیست و آنها باید هزاران دروغ دیگر نیز بگویند تا به توجیه و تبیین عمل خود بپردارند و نهایتا این قانون خداوندی است که موفق نشوند. تازه هم اگر در کوتاه مدت موفق شوند بالاخره این  دست قهار خداوندی است که گنهکاران رسوا خواهد کرد و اگر تازه در این دنیا هم با کمک شیطان به جنایت خود لفافه ای از راستی بپوشانند در موقعیت مرصاد خداوندی چه خواهند گرد. گناه دامن انسان را رها نخواهد کرد تا یا در این دنیا نتیجه آن را ببیند و یا بدتر از آن٫ در لحظه حساس حساب خداوندی. پس بهتر است انسان همیشه از در راستی بر آید تا برای دروغ خود مجبور به انجام گناهان مکرر نشود و از سوی دیگر مگر این دنیا چه قدر ارزش دارد که انسان این چنین حریصانه برای دنیای دیگران آخرت خود را بر باد دهد.

+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 14:11 شماره پست: 276

نعمت ذکر و ذاکرین - وای بر روزی که از ذکر خالق هستی خود را مستغنی ببینیم

مصطفوی 20 خرداد 1395 3141 کلیک ها

از برکات عید باستانی نوروز و تعطیلات آن، فرصتی حاصل شد که خدمت دوستان همرزم جبهه ای خود برسیم خصوصا خدمت دائی رضا بسطامی (که از اهل علم و البته عامل و اهل جهاد بودند) عکس هایی از دوران خاطره انگیز دفاع مقدس از خاک میهن اسلامی مان را مرور می کردیم. از هم سنگرانی که سال ها با هم بودیم و بسیاری از آنان که اکنون با شهادت سر در نقاب خاک کشیده اند و حداقل از دید دنیایی ما خارج شده اند. ولی به خود که نگاه می کنم در پیچ و خم زندگی دنیا گرفتار آمده ام و حتی از یاد آوری اسامی آنانی که تمام عشق و رحمت بودند و همنشین ما، نیز ناتوان شده بودم. در گلایه و گزارش چنین حالی بودیم که دائی رضا عنوان داشتند "ما انسان ها اگر همین پنج نوبت نماز را هم خداوند برایمان قرار نمی داد امروز حتی او را هم فراموش می کردیم." به راستی که چنین است و اگر این "ذکر الله الاکبر" نبود او را که همه زندگی مان در درست اوست، را هم به فراموسی می سپردیم.

روزگاری (حدود سال 62-63) که در مقطع راهنمایی در مدرسه راهنمایی شهید بهشتی روستای خرقان درس می خواندیم معلم دینی داشتیم به اسم آقای (فکر کنم محمدرضا) شاه حسینی که از اهالی میقان شاهرود بود که ما را تکلیف می کرد که حدیثی را حفظ کرده در کلاس ارایه نماییم این حدیث را از آن زمان به یاد دارم که پیامبر اکرم (ص) فرمودند "الصلاه عمود الدین ان قبلت قبلت ما سواها و ان ردت ردت ما سواها " که معنی آن این است "نماز ستون خیمه دین است اگر نماز مورد قبول قرار گیرد دیگر اعمال هم مورد قبول قرار خواهد گرفت و اگر نماز مورد قبول حق تعالی قرار نگیرد دیگر اعمال هم مورد قبول قرار نخواهد گرفت" این سوال همیشه با من بود که مثلا اگر انسان روزه بگیرد و نماز نخواند چرا باید این روزه به نظر خداوند نیاید و یا اگر احسانی داشته باشد و نماز نخواند چرا باید این عمل خیر از سوی خداوند بی پاداش بماند؟!!! ولی اهمیت نماز در ذکر بودنش هست و انسان به تذکر همیشه نیاز دارد که اگر تذکر نباشد ممکن است به بیراهه های تاریکی برده شود و این غرور دانستن و علم و ... است که انسان را از تذکر دیگران بی بهره می کند دوری از ذکر که با غرور ممزوج شد انسان خدایی، به جانوری درنده و بی قید و بند و قانون تبدیل می شود که از قدیم هم گفته اند "با خدا باش پادشاهی کن نا خدا باش هرچه خواهی کن" این انسان در چنین حالتی هر چه دلش می خواهد می کند و نه آنچه شرع، قانون، عرف، انصاف می گوید.

امام خمینی (ره) در حالی که بنیانگذار یک نهضت مردمی، عمیق و بی بدیل جهانی بود، و در عین حال مجتهدی والا و قطعی که مرتبه آیت الهی خود به عرق جبین به دست آورده بود. زیرا دوستان و رسانه هایی همسویی نداشت که این عنوان را به او اعطا نمایند بلکه او آن را در مسیر مبارزه و قبل از آن با ممارست بدست آورده بود، او همچنین رهبری توانا بود که رهبریت عالی و واجد قائده خود را طی مبارزه ای طولانی که به پیروزی قطعی و غرور آفرین ختم شد و بعد از پیروزی در خلال استقرار نظامی شکوهمند جمهوری اسلامی کسب کرده بود، فیلسوفی قهار و عارفی وارسته بود که تمامی این خصایص را در قبل و حین مبارزه با مدیریت بر خود و زمانی که در اختیار داشت کسب کرد و... ٫ ولی در عین حال با همه بزرگی که داشت و کسب نمود او خود را از ذکر بی نیاز نمی دانست و بی بهره هم نساخت و خود را در معرض ذکر قرار می داد زیرا می دانست که در مقامی که دارد، طعمه بزرگی برای شیطان قلمداد می شود و این رانده از درگاه خداوند، می تواند او را ملعبه امیال خود و دوستانش قرار دهد. او در وادی وحشتناک سیاست می تواند طوری شرایط را رقم زند که خمینی بزرگ عاملی شود که حق را از دیگرانی بگیرد و به دیگرانی اعطا نماید. خمینی کبیر می دانست که چه لغزشگاه هایی را جناح های موجود وقت که (البته از همرزمانش و یارانش بودند و در عین انقلابی و مسلمان بودن آنها نیز در معرض شیطان) می توانند برایش فراهم آورند و اگر خدا او را رها کند، به راحتی می توانست به ملعبه ی دست یک جناح تبدیل شود و دیگران را از حقوق حقه اشان بی نصیب نماید، لذا او با کشتن غرور و عشق به قدرت در خود، قبل از این که به این مصیبت دچار شود، خود را از وادی گروه ها و دستجات سیاسی (علیرغم دوستی و نزدیکی فکری به برخی از آنها) دور کرد و شد رهبری فرا جناحی، و مهمتر از همه این که خود را در معرض ذکر قرار داد و مرحوم آقای کوثری (ره) را برای خود دست و پا کرد تا برایش ذکر گویی کند. و لذا این طور بود که آمدن و رفتنش یک سان، بلکه رفتنش از آمدنش با شکوه تر، آمدنی با شکوه و شادی آفرین و رفتنی با شکوه تر و تلخ برای مردمش و باید گفت که این اثر ذکر بود که او در این آوردگاه نفس و در اوج قدرتی که هم به قبای تواناییش برازنده بود و هم مردم عاشقش آماده اعطای بیشتر از آن به او بودند، توانست بدون سو استفاده از این دو پتانسیل قوی، پاک از رجس و پلیدی هایی که در قدرت نهفته است، عمر گرانمایه خود به پایان برده و در آخر هم با قلبی مطمئن و امیدوار به فضل خداوند، مردمش را ترک و به دیدار حق تعالی بشتابد. و گرنه این نشیمن گاه که او بر آن تکیه زده بود می توانست عامل سقوطی بزرگ برایش باشد. امام (ره) اهل ذکر بود و ادا و اصول ذاکرین را هم در نمی آورد، زیرا اصلا کمبودی در خود احساس نمی کرد که خود را طوری دیگر از آنچه هست نشان دهد؛ لذا حرفش در دل ها اثر می کرد و حضورش مایه آرامش بود سخنش با آن لهجه زیبای زادگاهش، از سر صدق و خیر خواهی و وجودش همه صفا و صمیمیت و جذاب برای همه، و این خصوصیت ذکر و اهل ذکر است. 

خدایا ما را از ذکر و یادت دور مفرما که اگر لحظه ای رها شویم سقوطی دهشت بار را تجربه خواهیم کرد. همان سقوطی که گذشتگان ما از اهل دین و تقوا و جهاد و... به کرات تجربه کردند و هم اکنون بی توجه به احتمال سقوط خود و مغرور به داشته اندک خود، به لعن آنها مشغولیم.  والذکرالله ذکرا کثیرا

+ نوشته شده در دوشنبه دوم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 9:11 شماره پست: 275

همرنگ جماعت مباش

مصطفوی 20 خرداد 1395 2849 کلیک ها

گرچه جوامع انسانی معمولا شرایطی را برای افراد جامعه خود فراهم می کنند که یک فرم فکر کنند و یک فرم عمل کنند و یک فرم بپرستند و یک شکل بپوشند و... و خلاصه یک پارچه ادا و اصولی را در آورند که مد نظر است و... ولی اسوه ما طور دیگری یار و جانشین خود را هدایت می کند. رسول گرامی اسلام (ص) که اسوه جهانیان تا ابد است حکمتی را به حکیمی کامل (ع) می فرماید که بسیار جالب است . منبع حکمت (ص) به حکمت کامل (ع) می فرماید یا علی (ع) توصیه ای دارم که برابر با ۶۰۰ هزار کلمه حکمت است و آن این که :

اگر مردم  را دیدی که همت خود را صرف دنیا می کنند تو به دنبال آخرت باش

اگر مردم به انجام مستحبات همت صرف می کنند تو به دنبال انجام اعمال واجب خود باش

اگر مردم به دنبال عمل بسیار و کثیرند تو به دنبال عمل کم اما خالص برای خدا باش

اگر مردم دنیای خود را زینت می دهند تو آخرت خود را زینت بخش

اگر مردم به عیب جویی دیگران میشغولند تو عیب خود را در نظر داشته 

اگر مردم امید به خلق دارند و به خلق متوسلند تو به خدا توسل کن 

البته مثل فارسی هم این چنین توصیه می کند که :

"خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو "

 ولی باید گفت خواهی نشوی رسوا ٫ همرنگ جماعت رهسپار به بیراهه مشو 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم فروردین ۱۳۹۲ ساعت 11:12 شماره پست: 272

دیدگاه

چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.

نظرات کاربران

یرواند آبراهامیان تاریخ نگار ارمنی و پژوهشگر تاریخ معاصر ایران: "درخواست بعضی معترضان برای کمک خارج...
- یک نظر اضافه کرد در بارَکْنا حَوْلَهُ؟! خدایا! از ...
خبرگزاری دانشجو: نتانیاهو: چشم اندازی در نظر داریم به عنوان یک سامانه کامل، در واقع یک شش ضلعی از ائ...