مطالب نویسنده

جنایت پیشگان و ظالمین دین و مرامی خاص ندارند

مصطفوی 22 خرداد 1395 2991 کلیک ها

جنایتکاران و ظالمین دین و مرام خاصی ندارند و تنها می توان آنان را جانی و جنایتکار نامید و بس؛ و نباید آنان را به دین مرام شان شناخت و خطاب قرار داد، که اکثر ادیان و مرام ها از چنینی که آنانند، مبرایند.

امروز سالخورده مردی که بگمانم از هم وطنان ارامنه باشد و از همراهان روزانه ام در نرمش صبحگاهی است سخن به گلایه باز کرد و با اشاره به کشتارهای داعشیان از مسیحیان در عراق، سوریه و لیبی عنوان داشت امروز مسلمانان به کشتار مسیحیان روی آورده اند؛ و به نوعی معتقد بود که این ناشی از خشونتی است که در اسلام نهفته است؟!!
 از این سخن این دوست عزیزم دلم به رنج آمد که بیچاره اسلام که وسیله دست هر کَس و ناکَسی شده است تا نان و روزی خود را از آن بستاند و به نام پاکش جنایت های خود را توجیه نمایند، به نرمی به ایشان پاسخ دادم آنان تنها به نام مسلمانی در آویخته و در واقع کار و ماموریت خود به انجام می رسانند و این را نباید از اسلام دید که جنایت و جنایتکاران دین و مرام ندارند هر چند ممکن است هر زمان نامی را برای توجیه جنایت خود به عاریه بگیرند و همین داعشیان چندبرابر مسیحیان از مسلمانان را به مسلخ برده اند و...
 او گفت ولی آنان مسلمانند و قطر و عربستان هم پول و هزینه اشان را می دهند؛ سوال کردم، ولی سوال من اینجاست که فرمان این کیس و داعشیان در دست کیست؟  گفت امریکا و اروپا؛ گفتم بله این پایتخت های اروپایی و امریکاست (که آنها سردمدار مسیحیت هستند) که طراح این صحنه اند و عربستان و قطر تنها تامین کننده هزینه آنند؛ دوستم سوال به تامل و عدم قبول کرد که قطر و عربستان چرا هزینه ها را می دهند، گفتم از حماقتشان است که درگیری های داخلی بین کشورهای اسلامی را می خواهند را این طور تسویه حساب کنند.
و ادامه دادم، اما نه این ظلم ها و خون هایی که به نام اسلام اکنون ریخته می شود ربطی به اسلام و مسلمانی و پیامبرش حضرت محمد (ص) دارد، و نه آن خون هایی که قرن ها قبل به اسم مسیح (ع) در جنگ های صلیبی از مسلمانان به زمین ریخت، اصلا چرا اینقدر دور برویم همین دهه چهل و پنچاه میلادی مسیحیان چقدر خون در خلال جنگ های اول دو دوم ریختند؟! باز در همین یک دهه گذشته صرب های مسیحی چقدر مسلمان بوسنیایی و کوزوو را کشتند و غارت کردند و به اسارت بردند؛ ولی این ها تنها نامی از مسیح (ع) به یدک می کشیدند و همچون داعشیان جنایت کارانی معمولی بیش نبودند، که تحت نام مسیح (ع) جنایت کردند.
از این ادیان الهی و ابراهیمی که بگذریم، شاید بودیسم و هندویسم مدعی کمترین خشونت باشند، به طوری که در احترام به طبیعت و حیوانات و نباتات شهره اند و برخی از آنان حتی ماسک به چهره می زنند تا هنگام دَم پشه ی ناچیزی هم به درون دهان و بینی اشان مکیده نشده و بی جان نشود، ولی هم اکنون بوداییانِ میانمار را می بینی که به نام حضرت بودایِ حکیم (که از هرگونه خشونتی مبراست) مسلمان را با اهلش یکجا در خانه اشان زنده زنده می سوزاند و شرمی هم از بودا و تعالیمش ندارد. یا سال 2002 هندوهای افراطی در ایالت گجرات هند جنایت عظیمی را مرتکب شدند و عده کثیری از مسلمانان (و البته مسیحیان را که آنان را از ادیان غیر هندی و اجنبی اشان می دانند) را کشتند و زنده زنده آتش زدند هیچ شرمی از آیین عدم خشونت خود نداشتند و...
پس جنایت و جنایت پیشگان، ظالمین و دیکتاتور صفتانِ بی شرم مذهب و مرام ندارند و تنها این نام هاست که آنان به یدک می کشند و به ویرانی نام ها مشغولند.

 

  + نوشته شده توسط سید مصطفی مصطفوی در دوشنبه هجدهم اسفند ۱۳۹۳  

صدای قدم های بهار

مصطفوی 22 خرداد 1395 3812 کلیک ها

باز صدای قدم های بهار می آید؛ بهاری دگرگون کننده و تازه کننده؛ نایِ زمین و آسمان، تغییر را فریاد می زنند، که چشم ما به توست ای انسان، که چگونه با ما همراه خواهی کرد؛ باید که شکست پیله یِ زمستانِ سردِ ناخوشی ها را؛ باید که شست چهره ز پوست های مرده از سرما را؛ باید که روبرو شد با بهار و گرمی لذت بخشش؛ بهار با باران های زنده کننده اش می آید؛ بشویید دل ها را از غم که باز بوی غنچه و باغ پیچیده است؛ از هم اکنون بلبلان فریاد به شادی برداشته اند، که بهار دلنشین در راه است؛ گرد آیید به دور بزرگان که قصه های بُزُرگی در سر دارند، تا باز گویند شرح عشق و عشقبازی ها دوباره؛ دوباره باید از سر نوشت روزگار را.

 +  نوشته شده توسط سید مصطفی مصطفوی در شنبه شانزدهم اسفند ۱۳۹۳

بلایی به نام

بلایی به نام "خود حقِ مطلق بینی"

مصطفوی 22 خرداد 1395 5027 کلیک ها

خدایا تنها حق مطلق تویی و غیرِ تو تنها لاف حق مطلق بودن را به گزاف می زنند، امروزه اگر بخواهیم به ریشه یابی علل اساسی مسایل و مشکلات بشر اقدام کنیم، شاید یکی از دلایل عمده نزاع ها و در نتیجه جنایاتی که در این درگیری ها رخ می دهد، "خود حقِ مطلق بینی هاست"

آزادی بنیادی ترین ارزش، مظلوم ترین ها در تفکر برخی از اهل دین

مصطفوی 22 خرداد 1395 4110 کلیک ها

امروز بعد از نماز ظهر و عصر به رسم روزهای یکشنبه ی مسجد ما، که یکی از نمازگزاران مسجد به توضیح و تبیین موضوعی برای دیگران اقدام می کند، استادی عزیز، متواضع و مومن پشت تریبون مسجد قرار گرفت تا به تبیین جایگاه و واژه "آزادی" اقدام کند، و بعد از یک سخنرانی کامل پیرامون این بنیادی ترین و اساسی ترینِ ارزش هایِ انسانی (و البته اسلامی) که خداوند آن را به انسان به عنوان اشرف مخلوقاتِ خود هدیه داده است، این نتیجه را در پایان گرفت که "در اسلام آزادی به عنوان یک ارزش محسوب نمی شود؟!!." و یا به عبارتی "آزادی از جمله ارزش های اسلامی نیست" ایشان در مقدمات بحث خود به تعاریف آزادی از منظر بسیاری از اندیشمندان غربی و اسلامی پرداخت و از قول امام خمینی (ره) هم گفت که آزادی را نمی توان تعریف کرد.

دیدگاه

چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.

نظرات کاربران

یرواند آبراهامیان تاریخ نگار ارمنی و پژوهشگر تاریخ معاصر ایران: "درخواست بعضی معترضان برای کمک خارج...
- یک نظر اضافه کرد در بارَکْنا حَوْلَهُ؟! خدایا! از ...
خبرگزاری دانشجو: نتانیاهو: چشم اندازی در نظر داریم به عنوان یک سامانه کامل، در واقع یک شش ضلعی از ائ...