مطالب نویسنده

پایه هایم فرو ریخته است

مصطفوی 22 خرداد 1395 2468 کلیک ها

پایه هایم فرو ریخته است، استخوان های سختِ پاهایم که مرا استوار می داشت، دیگر نرم شده و اکنون توان نگاهداشت بالاتنه ی فربه ام را ندارد، تکیه گاه هایی را که محکم و سفتش می دانستم نیز بی اساس و مغشوشش یافتم و از دست داده ام، و حتی سلیمان مان (ع) را نیز که تنها و استوار برعصایی ایستاده بود را نیز موریانه یی فرصت طلب با جویدن عصا نقش بر زمینش کرد، و اکنون دیگر نه از موسی مان (ع) خبری است که عصایش دریایِ خرابی و فساد را بشکافد و راهی گشاید و نه از عیسی مان (ع) اثری دیده می شود تا بر این مردار زندگی دوباره بخشد و با مرگ احمد (ص) نیز انگار او را با تمام میراثش در مدینه به خاک سپردند و ایسم های خود ساخته امان هم هر یک به نوبت امتحان پس داده اند و چهره ی نازیبایشان را به نوبت نشان داده اند و پته ی خود را بر آب ریختند و اکنون دیگر ایستادنم بر زمین نیز سخت و ناممکن گردیده است و لذا چشم به آسمان و ماورایش دوخته ام، و تصور می کنم که تنها در آنجا می توان سکویی محکم برای ایستادن یافت و لذا سر و گردنم را به سوی آسمان استوار داشته ام، اما آسمان نیز حتی از بارش بارانی ساده بر ما خِسَّت به خرج می دهد و ما مانده ایم و یک صحرایی به وسعت اقیانوسی از تنهایی و سرگردانی. 

آنقدر بدون اتکا و سیال شده ام که به سانِ موجی بی پایه و اساس خود را به بادها سپرده و آنها هستند که مرا به هر طرف که بخواهد می برند. هزاران بار به ساحلم کوبیدند و هر بار توبه کردم که دیگر خود را به بادها نسپارم، ولی باز توبه شکسته و به امید مقصدی که یک یک آنان در گوش هایم زمزمه می کنند به راه می افتم ولی هر بار نیز این دیواره ی سخت ساحل است که از خواب خوش امیدواری به بادها بیدارم می کند لذاست که به جای کوهی استوار به بیدی می مانم که این وزش بادهاست که میزان و جهت تحرکش را تعیین می کند و همپای و به ساز بادها می رقصم. 

+ نوشته شده در جمعه دوازدهم تیر ۱۳۹۴ ساعت 10:53 PM توسط سید مصطفی مصطفوی  | نظرات

وای بر دروغگویان

مصطفوی 22 خرداد 1395 3090 کلیک ها

رمضان بهار قرآن و روزه داران در این ماه به خواندن آن توصیه اکید شده اند و من هم کمافی السابق که از مدت ها پیش سرلوحه مواجهه ام با قرآن شده است، تصمیم گرفتم به جای خواندن متن عربی به زیر نویس فارسی آن بپردازم و ببینم که خدا با بشر چگونه سخن گفته است، ولی وقتی در معانی آن عمیق می شوی در برخی از جاها خداوند با پیام های تازه ای که در لابه لای آیات گذاشته است انسان را میکوب می کند و انگار سخنان تازه ایی است و یا پیش بینی وضعیت حال ما کرده و یا سخنانی می گوید که تا به حال نشنیده ام و حتی برخی از این آیات خواننده را با عقاید قبلی اش مساله دار می کند و چارچوب هایی که سال ها در آن زندگی کردی را ویران و یا متزلزل می کند. اینجا به نکاتی بر می خوردی که انگار اولین بار است که شنیده ایی و انگار تاکنون نه کسی از آن سخن گفته و نه فکرش را کرده ایی که آن در قرآن ببینی. به عنوان مثال آیه 78 سوره آل عمران که می فرماید کسانی از اهل دین و تقوا و کتاب آسمانی چنان سخن می گویند و از آنچه می گویند مطمئن نشان می دهند که انگار تمام حق همین است که آنان می گویند و دیگر هیچ، در حالی که خود نیز می دانند این ها نظرات آنهاست که از زبان شان جاری است. آن را در حالی مُرّ قانون خدا معرفی می کنند که در خوش بینانه ترین حالت اجتهاد آنان از مجموع تعالیمی که تاکنون گرفته اند و دیگر هیچ. و خداوند در واقع شاکی جازدن کلام اینان به جای کلام خود می شود.

1-وَ إِنَّ مِنْهُمْ لَفَريقاً يَلْوُونَ أَلْسِنَتَهُمْ بِالْکِتابِ لِتَحْسَبُوهُ مِنَ الْکِتابِ وَ ما هُوَ مِنَ الْکِتابِ وَ يَقُولُونَ هُوَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَ ما هُوَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَ يَقُولُونَ عَلَي اللَّهِ الْکَذِبَ وَ هُمْ يَعْلَمُونَ
(در میان آنان کسانی هستند که به هنگام خواندن کتاب (خدا) زبان خود را میپیچند و آن را دگرگون میکنند تا شما گمان برید (آنچه را که میخوانند) از کتاب (خدا) است ! در حالی که از کتاب (خدا) نیست. و میگویند که : آن از نزد خدا (نازل شده) است و با این که از سوی خدا نیامده است و به خدا دروغ میبندند و حال آن که میدانند (که دروغ میگویند).‏)

 

بدست mostafa111 در ژوئن 22, 2015 | 

+ نوشته شده در یکشنبه هفتم تیر ۱۳۹۴ ساعت 4:18 AM توسط سید مصطفی مصطفوی  | نظرات

و این حکایت تکرار بی فایده ی نفهمیدن و فهمیدن های ماست

مصطفوی 22 خرداد 1395 5902 کلیک ها

پیش از تو ما عمری بدین بت سجده کردیم؛ بعد از من و تو هم سجده گزاران بیشمارند؛ گره ها بر این درخت بستیم؛ بر این پنجره بسیار بیاویختیم؛ اما کورِمان کرد و شفا نداد؛ این دیو بچه خوار را ما بزرگش کردیم؛ این حکایت گردون نگاشته است؛ که همواره جماعتی بر بتی به سجده نشینند؛ و این حکایت تکرار بی فایده ی نفهمیدن و فهمیدن های ماست.

 

بدست mostafa111 در ژوئن 5, 2015 

+ نوشته شده در یکشنبه هفتم تیر ۱۳۹۴ ساعت 4:11 AM توسط سید مصطفی مصطفوی  | نظرات

رسوایی اهالی دروغ در مرقد امام راحل در 14 خرداد 1394

مصطفوی 22 خرداد 1395 2810 کلیک ها

در منطق فکری اینان اصلاح و اصلاح طلبی بالاترین جرم است و حال آنکه در ایام تولد مصلح آخر الزمان و منجی عالم بشریت (عج) هستیم که خواهد آمد تا جهان را از وضع کنونی که در آن گرفتار آمده نجات دهد و شرایط بشریت را اصلاح نمایند، و اصلاحات همچون آینه ای امین و اصلاح طلبان در واقع آینه دارانی هستند که آینه ایی در مقابل عده ایی گرفته و چهره واقعی اشان را به آنان می نمایانند و اگر به قول شاعر چهره ی کریهی در آن می بینند باید گفت که «خود شکن، آینه شکستن گناست». لذا عده یی که چهره نامناسب خود را نقد منطقی اصلاح طلبان دیده اند با هرکه به هر نوعی به اصلاحات و جماعت اصلاح طلبی مرتبط شود، کینه دارند و او را مورد تضیقات، تهمت، افترا، هتک حرمت، حذف و قرار می دهند؛ 

حتی اگر این شخص جناب حاج سید حسن خمینی، سردمدار خاندان شریف بنیانگذار این انقلاب (ره)، رییس موسسه حفظ آثار و ارزش های خمینی کبیر باشد و حتی اگر او در کنار قبر پدرجدشان، به نمایندگی از بیت شریف امام مشغول سخنرانی و خوش آمد گویی مهیمانانِ مراسم رسمی رحلت بزرگ خاندان خمینی و در مقابل چشم تشنه تمام جهانیان باشد؛ برای اینان فرقی نمی کند که سفرای خارجی حاضر در کشورمان و تمام دوربین ها و خبرنگاران عالم تماشگر و ضبط کننده ی جدال آنان برای قدرت در یک مراسم رسمی و عمومی باشند، همچنین برای آنان فرقی نمی کند که نمایندگان نهضت های اسلامی منطقه در این مراسم شاهد جدال قدرت طلبی رسوای آنان در ام القرای جهان شیعه و اسلام باشد و ببینند که چگونه بی پروا و بی هرگونه رعایت ضابطه ایی اخلاقی و فاش رقیب سیاسی خود و رییس بیت شریف بنیانگذار انقلاب را له و رسوا کنند که البته رسوایی نثار ظالم خواهد شد و نه مظلوم که در مراسم ختم پدرش هم امنیت ندارد؟!!. این جا اخلاق که چه عرض کنم، انسانیت و مسلمانی هم مرده است که صاحب عزا در مراسم عزایش و در مقابل تمام میهمانانش مورد تعرض قرار می دهند و قصد رسواییش را دارند. این نه مسلمانی است و نه انسانیت که هیچ آزادمردی به این امر راضی نمی شود و به هر معیاری که معتقد باشی بدین ظلم راضی نخواهی شد.
دیروز که به مناسبت رحلت بنیانگذار این انقلاب، وارث رسمی، قانونی و عرفی خمینی کبیر به مناسبت 14 خرداد در مرقد امام مشغول سخنرانی بود، عده ایی هتاکی را به حدی رساندند که در مقابل چشم همه (ایرانی و میهمانان خارجی) قصد داشتند که سخنرانی فرزند یادگار امام راحل عظیم الشان را مختل کنند و به زعم خود با شعار «این همه لشکر آمده به عشق رهبر آمده» عقده گشایی سیاسی کردند و برایشان مهم نبود اگر این کارشان منجر به برهم خوردن مراسم رسمی رحلت امام گردد که حرمتی برای امام و مکان و زمان هم قایل نبودند. اما این شعاری که پشت آن مخفی شدند تا رقیب سیاسی خود را بنوازند نیز دروغی بیش نبود بلکه اینان به عشق رهبر نیامده بودند که همو گفته که هر دهانی به تفرقه باز شود همان دهن و سخنِ دشمن است (نقل به مضمون). اما سردمداران این حرکت زشت حتی به شعارهایی که پشت آن مخفی شده و مقاصد سیاسی خود را از ورای آن دنبال می کنند هم اعتقادی ندارند که اگر واقعا به همین رهبری که شعار عشقش رامیدهند هم اعتقاد داشتند، تحمل می کردند تا صاحب مجلس عزا یعنی حاج سید حسن آقا سخنان خود را بیان دارند و میهمان بیت شریف امام را خوش آمد بگویند و این حق را از او (به عنوان نماینده بیت شریف امام) که صاحب این مراسم و حق مسلم او بود، دریغ نمی کردند.
این برخورد هایی که با خاندان امام راحل و السابقون این انقلاب می شود انسان را به یاد زمان پیامبر اکرم (ص) می اندازد و منطق عمل آنانی که در آن زمان با خاندان پیامبرشان آن کردند را تطهیر می کند که 1400 سال پیش در اوج نفهمی آن کردند که نباید می کردند، انسان می بیند که در آن موقع هم کسانی بودند که حرمت بیت رسول (ص) و خاندانش (ع) را نداشتند و آن کردند که نباید می کردند. امان از سیاست و قدرت طلبی که می گویند پدر و مادر نمی شناسد، که باید گفت دین و ایمان هم نمی شناسد و حتی ادب احترام و اخلاق را هم که از پیش پا افتاده ترین خصایص برای هر انسانی است را زیر پا می گذارد و بیت امام را در مراسم امام می خواهند رسوای عام و خاص کنند ولی باید گفت که این بی ادبی را به حساب امام و خاندانش نخواهند نوشت که به حساب سردمداران این حرکت خواهند و نوشت و تاریخ و عقلا قضاوت خواهند کرد که بر سر این انقلاب و انقلابیونش، این جماعت چه آورده و می آورند. امروز کسانی که هزاران میلیارد از این مردم تحریم شده و غارت شده ی تحریم، بردند، به راحتی می گردند و اصلاح طلبان حتی در کنار حرم امام خود هم امنیت ندارند. فاین تذهبون یا اولی الاباب،

 

بدست mostafa111 در ژوئن 5, 2015 

+ نوشته شده در یکشنبه هفتم تیر ۱۳۹۴ ساعت 4:7 AM توسط سید مصطفی مصطفوی  | نظرات

دیدگاه

چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.

نظرات کاربران

یرواند آبراهامیان تاریخ نگار ارمنی و پژوهشگر تاریخ معاصر ایران: "درخواست بعضی معترضان برای کمک خارج...
- یک نظر اضافه کرد در بارَکْنا حَوْلَهُ؟! خدایا! از ...
خبرگزاری دانشجو: نتانیاهو: چشم اندازی در نظر داریم به عنوان یک سامانه کامل، در واقع یک شش ضلعی از ائ...