مطالب نویسنده

سالروز هجرت تمدن ساز آخرین پیام آور آسمانی (ص) گرامی باد

مصطفوی 22 خرداد 1395 2515 کلیک ها

هجرت یکی از رسوم دیرین بشری است که او برای بهتر شدن شرایط زندگی اش بدان اقدام می کند؛ و آنگاه که تحمیل های غیر قابل تحمل طبیعی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی باعث شرایطی می شود که دیگر تغییر در این شرایط غیر ممکن به نظر می رسد و آنگاست که بشر دست به هجرت می زند تا این شرایط را برای خود بشکند؛ تاریخ رشد و نمو انسان مملو از مهاجرت های بزرگ است و آخرین پیام آور آسمانی حضرت محمد (ص) نیز بعد از 10 سال تلاش برای تغییر شرایط مکه ممکن ساختن زندگی برای پیروانش در آن، بر این سنت دیرین بشری مهر تایید نهاد و آن را امضا فرمودند و به مسلمانان توصیه کردند برای حفظ کرامت انسانی و اعتقادات خود، سرزمین ظلم و کفر را ترک و در یک مرحله به کشور حبشه و در مرحله بعد به مدینه النبی (ص) هجرت کنند و خود نیز در چنین روزی (اول ربیع الاول سال اول هجری) به کاروان مهاجرینی پیوست که از ظلم حکام مکه به این شهر پناه آورده بودند و در پرتو این حرکت تمدن ساز خود پایه گذار سیستم حکومتی شدند که 13 سال پیامبر (ص) خود شخصا هدایت آن را عهده دار بودند و همین خود نمونه بسیار مناسبی از تجربه موفق حکومتِ صالحان بود که برای بشریت به نمایش در آمد، تا الگویی برای انسان صالح و صلح جو باشد.

هجرت را محمد (ص) به ما نیاموخت، اما به صورت امضایی سنتِ رایج بشری را که در طول تاریخ بشر تمدنساز و تاریخساز بود را برای مسلمانان احیا کرد وعملا به یارانش و بشریت بعد از خود یادآور شد که تمدن سازان تن به تحمیل و ظلم نمی دهند و برای دنبال کردن اهداف شان و داشتن زندگی کرامتبار، حتی می توانند زیر سلطه نجاشی (پادشاه مسیحی حبشه) زندگی کرد و تن به خفت تحمیلِ اعتقادات منجمد بت پرستان روزگار را نداد. او به ما یاد داد که همیشه راهی هست که زیر بار ظلمِ ظالمان نرفت و از آن فرار کرد.

 

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم آذر ۱۳۹۴ ساعت 11:20 شماره پست: 849  

مثلث سیاست، تقوا و اخلاقِ امام رضا (ع) مامون عباسی را رسوا و به زانو در آورد

مصطفوی 22 خرداد 1395 2400 کلیک ها

گرچه متاسفانه ادبیات و هنر ما آقا رضایِ (ع) حضرت موسی بن جعفر (ع) را به "گنبد طلاییش"، "کبوتران حرمش" ، "ضامن آهو شدنش"، "آب گوارای حوض اسماعیل طلاییش" ، "پنجره فولاد بارگاهش" و... تقلیل داده است و وقتی کلمه رضا را می شنویم همانها که در مورد این امام برایمان برجسته کرده اند، در ذهن ها تداعی می شود، ولی آیا این ها فضیلت هایی خاص و قابل توجه برای چون اوست، که چنین امامی به آنها معرفی شوند؟!! البته که نه، و تقلیل ایشان به این موارد ظلمی بیش بر خاندان رسالت (ص) نیست، و بوسیدن درودیوارهای حرمِ امام، حاصل پمپاژ چنین نگرشی به جان عُشاق از مومنین و دوستدارانش  خواهد بود و نتیجه اش نیز متهم شدن به کفر و بت پرستی و شماتت و تمسخرِ توسط رقیب خواهد بود. 

این را باید بخشی از مظلومیت این امام اهل تقوا، عالم، آگاه و بصیر در نظر گرفت، در حالی که عملکرد و عمر شریفش برجستگی های بهتری برای ارایه به دوستدارانش و علی الخصوص بشریت دارد و او خود را امامی مسلط به مذاکره علمی و منطقی، سیاست ورزی مقتدر، واقع بین و در عین حال آرامانگرا، متبحر در گفتگوی تمدن ها، مُتِخَلِق در تحمل مذهبی، باطل کننده سحرِ مکرِ مکاران زمانه و سیاستِ سیاست پیشه گان عصر، اسطوره تقوا، اخلاق و صداقت، همصدا با آسمانیان و در ارتباط تنگاتنگ با آسمان و... به بشریت عرضه کرد.

هماوردی او با مامون عباسی و علمای اهل ادیان دیگر، کلاس بزرگ درس آموزییست برای دست اندرکاران سیاست و گفتگوی بین الادیانی تا درس سیاست توام با اخلاق و تقوا و گفتگوی همراه علم و تحمل بگیرند.
ای کاش بزرگان خود را به آنی بشناسیم شان که هستند.

شهادت امام هشتم، حضرت رضای آل محمد (ع) در یک هماوردی سیاسی با سیاستمدارترینِ از حکام بنی عباس، یعنی مامون اتفاق افتاد و آن هنگامی بود که حریف قَدَر قُدرتش مامون عباسی از شکست های سیاسی خوار کننده و متوالی در برابر این امام که اخلاق و تقوا را در رفتار سیاسی خود حاکم کرده بود، و معجزه خیره کننده یکجا شدن سیاست، تقوا و اخلاق را در چهره بهت زده بندگان خدا که تا آن موقع کمتر این پدیده ها را در کنار هم دیده بودند، نمایان کرد و به جذب بندگان خدا به این نور بدیع منجر گردید لذا مامون عباسی به تنگ آمد و تصمیم به ترور او گرفت تا صورت مساله سیاسیی را که خود برای نابودی سیاسی - اجتماعی امام نوشته بود را با ترور ایشان پاک کند.
شهادت امام هشتم (ع) بر همه ی کسانی که چون او اخلاق و تقوا را روح حاکم بر سیاست ورزی دنیایی خود قرار داده اند، تسلیت باد. ننگ بر آنانی باد که دم از اسلام می زنند و اخلاق و تقوا در سیاستِ شان جایی ندارد و برای حذف رقیب سیاسی خود استفاده از هر حربه ایی را مجاز و مباح می دانند.

 

+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم آذر ۱۳۹۴ ساعت 10:48 شماره پست: 848

یا مُذِلَ المومنین؟! برچسبی، نچسب بر قامت رعنای کریم آل طاها (ع)

مصطفوی 22 خرداد 1395 2635 کلیک ها

تاریخ همیشه تکرار می شود؛ اگر تاریخ را بخوانیم و بدانیم، در این صورت است که شاید از تکرارش بتوان جلوگیری کرد. دولت "تدبیر و امید" که روی کار آمد سکاندارش رییس جمهوری بود که آمد تا روابط ایران با جهان را پس از یک ویرانی عظیم، پس از یک سیل عظیم که آمد و همه چیز را با خود برد و... دوباره بسازد و آن را به مدار و ریل منطقی خود باز گرداند و او در این مسیر ریسک آبرویی را به جان خرید که ممکن بود خود و جناحش را به باد فنا دهد و البته در این راه چاره ایی جز مذاکره با دنیا نداشت و نبود و مذاکره روی موانعی که در این مسیر قرار داشت (هسته ایی) بالطبع اجتناب ناپذیر و لازم بود.

این سیاست بنیادین، منطقی و به موقع البته مخالفانی سرسخت و پرقدرت هم داشت که در سال های تحریم همچون اختاپوس بر اقتصاد و جریان ثروت، رسانه و... کشور چنگی عمیق زده بودند و لذا چه آنان که دلواپس سودهای کلان خود بودند که در ورای پیروزی این حرکت از دست می رفت و چه آنان که در جناح مقابل، نیش به اقتضای طبیعت می زدند و چه اعراب همسنگر شده با اسراییل و... در مقابل این سیاست ایستادند؛ اما عده ایی در این مسیر و در حالی که مدعی العموم به تماشا نشسته بود، طوری پیش رفتند که فرزندان این ملت و سربازان این نظام و کشور را به هر نام ناجوری که بیشتر لایق خودشان بود خواندند و هر چه خواستند نثارشان کردند و...
اما این حکایت تکراری تاریخ است، و تاریخ اسلام هم قبلا این را تجربه کرده است؛ امام حسن مجتبی (ع) را نیز مردمی از همین دست ابتدا ترور شخصیت کردند و بعد هم زمینه قتلش را فراهم نمودند و در مظلومیت کامل به شهادت رساندند و جسدش را هم تیرباران کردند و حتی اجازه نیافت که در خانه مادرش دفن شود؛ چرا، چون حرکت سیاسی او را نپسندیدند، حتی یارانش او را به هر نامی که خواستند صدا زدند، به حدی که آثار این ترور شخصیت را حتی قرن ها بعد در رفتار شیعیان امروز هم می توان دید، که برای برادرش حسین (ع) بیش دو ماه عزاداری می کنیم و برای او (ع) حتی یک روز هم به عزا نمی نشینیم، این در حالی است که سالروز شهادتش با رحلت جانگداز جدش (ص) همزمان است و ما قاعدتا باید در سه عزای محمد (ص)، حسن (ع) و البته از همه سنگین تر پایان وحی و ارتباط وحیانی با خداوند بسیار عزادار باشیم، ولی باز منبری ها و مداح ها را به زور باید مجبور کرد تا حداقل در این روز از کربلا بیرون آیند و سری هم به مدینه و دردهای سبط اکبر (ع) رسول الله (ص) بزنند و از آن هم بگویند، اما دریغ که از او گفتن در زبان شان نمی چرخد و برای گرم کردن روضه امام حسن (ع) هم ناچار به کربلا می روند، زیرا معرفتی به این امام و حرکتش نیست که بتوان مجلسش را گرم کرد؟!.
اما حکایت بدگویان امام حسن (ع) را نباید تنها در جبهه معاویه جستجو کرد که البته او در این زمینه ید طولانی داشت و بسیار هم متبحرانه برخورد کرد؛ اما تیغ کشنده تروریست هایی که او را ترور کردند را باید در بین یاران او و پدرش (ع) جستجو کرد، آنگاه که می شنوی فردی همچون "حُجربن عدی" این امام را "مُذِلُ المومنین" خطاب کرد، این در حالی است که "ابن عدی" از پرهیزگاران روزگار و یگانه های طرفدار خاندان پیامبر (ص) بود و حتی اُمُ المومنین عایشه (همسر پیامبر ص) وقتی می خواهد سند و دلیل بر محکومیت معاویه آورد، به کشتن حجربن عدی توسط معاویه استناد می کند که "ای معاویه تو کسی را کشتی که در هر شب هزار رکعت نماز می خواند".
امروز هم حکایت، حکایتِ تکرار تاریخ است و شماتت کنندگان روند صلح و صلح طلبی در اکثر تریبون های موجود از جمله نمازهای جمعه، صدا و سیما و... دست انداخته و شدیدا بر طرفداران و مجریان "گفتگو" می تازند و حتی مجریان یادواره شهدا و جانباختگان دفاع از این مرز و بوم، وقتی می خواهند یادواره ایی برای شهدا بگیرند، برایشان مهم نیست که سخنران مراسم خود یک روز در انقلاب و جنگ حضور نداشته باشد، مهم این است که سخنانی بگوید که یادواره را به متینگ سیاسی علیه حرکت سربازان عرصه گفتگو و دیپلماسی این کشور و حرکت نجات بخششان تبدیل کند و آنان را بکوبد و سیاست و راهبردش را منکوب و ترور شخصیت شان کند، تا شاید به زعم خود آرایی به صندوق رای نمایندگان همفکر خود جلب و سرازیر کنند، حتی اگر منافع ملی این کشور به باد فنا رود، حتی اگر در این مسیر همسنگر نخست وزیر اسراییل شوند و... و زحمتِ زحمتکشانی که این کشورِ به بن بست برده شده را می خواهند به مدار طبیعی باز گردانند، از بین برود و حتی اگر بر سر این زحمتکشان همان آید که بر سر امیرکبیر (ره)، مظلوم مدینه (ع) و... آمد.

این همان شرایطی که ما امروز عملا امام حسن (ع) را لایق یک روز عزا نمی دانیم، در حالی که امام شهیدمان حسین (ع)، خود در رکاب برادر شجاع و دلاورش حسن (ع) سال ها با افتخار فرمانبدار و مطیع بود، اما ما از حرکت حسن (ع) خوش نداریم و خود را بیشتر حسینی (ع) می خواهیم تا حسنی (ع).

نسل بعدِ شماتت کنندگان سیاست ورزی عاقلانه و واقع کرایانه پیامبر (ص) در جریان صلح حدیبیه، در زمان امام علی (ع) و همچنین امام حسن (ع) به شماتت این بزرگواران برخواستند و فتنه برپا کردند و بر آنان تاختند که خونتان مباح است؟!!، و امروز هم همینطور است و ظاهرا تاریخ قصد تکرار دارد این نوع انسان ها به جز شمشیر و مقابله جویی راهی دیگر در ذهن ندارند و راه های صلح آمیز را باعث اضمحلال خود و تفکر خود می بینند و مسیر گفتگو با غیر را باعث رخنه دشمن و نابودی خود ارزیابی می کنند؛ ولی کدام عاقلی است که بتوان بگوید همواره در مقابل غیر شمشیر از نیام برکشیده باید بود.

تو ای محمد!

پیامبر بیداری و آزادی و قدرت

در خانه تو حریقی دامن گستر در گرفته است 

و در سرزمین تو سیلی بنیان کن از غرب تاختن آورده است و خانواده تو دیری است که در بستر سیاه ذلت به خواب رفته است

برخیز و بر سرشان فریاد زن 

قُم فَانذر 

بیدارشان کن 

ای خداوند!

تو که همه فرشتگان را در پای آدم به سجده افکندی اینک نمی بینی که بنی آدم را در پای دیوان به خاکِ سجود افکنده اند (دکتر علی شریعتی - فلسفه نیایش)

شهادت مظلومانه امام حسن مجتبی (ع)، کریم خاندان رسول (ص) تسلیت باد 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم آذر ۱۳۹۴ ساعت 11:52 شماره پست: 847  

رحلت جانگداز آخرین پیام آور آسمانی (ص) و امام حسن مجتبی (ع) و امام رضا (ع) تسلیت باد

مصطفوی 22 خرداد 1395 2427 کلیک ها

ای کاش تمدید عمر بعضی در دست صالحان هر عصر خود بود و آنان می توانستند صالحی را از بین خود برای مدتی طولانی تر برای اهل زمین حفظ کنند و ای کاش عمر هر راهبری به میزان عدل و رضایتِ رعیتش بود، در آن صورت امروز ما بیست و هشتم صفر را به سوک اسطوره و عصاره اخلاق (ص) نمی نشستیم و در بودن ایشان (ص) و امام حسن مجتبی (ع) کرامت به اوج می رسید، و با بودن علی ابن موسی الرضا (ع) گفتگوی های علمی و منطقی با خُلق احسن بین مسلمانان که چه عرض کنم، گفتگوهای خالی از قساوت و کینه بین ادیان نیز در یک فضایی علمی و مناسب در جریان بود؛

و عیسی مسیح (ع) به نمایندگی از چند صد میلیون مسیحی جهان و برادرش محمد (ص) با خُلق نیکویش میزبان موسیِ (ع) سخن کننده با خداوند بود و این همه رنجِ جنگ و خون ریزی دیگر وجود نداشت و زرتشت بزرگ (ع) همه را به کردار، پندار و گفتار نیک فرا می خواندند و در این صورت امروز، دیروز و فردای بشریت واجد راهبرانی بود که آنان را به سوی خدای بزرگ و سعادت دنیا و آخرت می بردند؛ و سلیمان (ع)، داوود (ع) و نوح (ع) و... هر یک کمکیار بزرگان اهل صلح بودند تا تمام ظرفیت جهان در خدمت توسعه فن آوری ها و علم  قرار گیرد و بشر به اوج برسد و اقوام و ادیان در کنار هم و نه در مقابل یکدیگر به ساخت جهانی پر از صلح، علم و فضیلت و مملو از اخلاق محمدی (ص) مشغول بودند.

اما اینها تنها آرزویی بیش نیست و صالحانی همچون محمد (ص) تنها 63 سال می توانند زمین را از فیض خود برخوردار نمایند و با رحلت خود نسل ها را به عزای خود نشانده و در حسرت یک روز زندگی در تحت راهبری خود نشانده اند و امروز عده زیادی از مدعیان جانشینی آنان اغلب به کشتار دیگران مشغولند و دیگران را فقط به خاطر نبودن در دین، مرام و قوم و قبیله خود می کشند.

اما نا امید نباید بود چرا که "انسان" مسلح به تصمیم است و هرگاه که اراده کند می تواند در وضع خود تغییر دهد و از سوی دیگر خداوند تضمین داده است که زمین همواره از وجود صالحان خالی نباشد، امید است که سکانداری (عج) از این دست ظهور کند و با کمک صالحان باعث "حول حالنا الی احسن الحال" شود.  

 

+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم آذر ۱۳۹۴ ساعت 14:15 شماره پست: 846 

دیدگاه

چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.

نظرات کاربران

یرواند آبراهامیان تاریخ نگار ارمنی و پژوهشگر تاریخ معاصر ایران: "درخواست بعضی معترضان برای کمک خارج...
- یک نظر اضافه کرد در بارَکْنا حَوْلَهُ؟! خدایا! از ...
خبرگزاری دانشجو: نتانیاهو: چشم اندازی در نظر داریم به عنوان یک سامانه کامل، در واقع یک شش ضلعی از ائ...