مطالب نویسنده

آنچه که تعیین کننده است همت است و تلاش

مصطفوی 22 خرداد 1395 2991 کلیک ها

ما انسان ها همچون کوهنوردانی هستیم که به قصد فتح قله ایی حرکت می کنیم، و یا در آرزوی فتح قله ایی هستیم، عده کثیری به قصد فتح حرکت می کنند اما عده یی قلیل به قله ها می رسند، و در هر مرحله و ارتفاعی عده ایی متناسب با سطحِ تلاش و همت خود ریزش می کنند، در هر مرحله و در هر ارتفاعی در راه ماندگانی دیده می شوند که از حرکت باز مانده اند. تنها عده ی کمی موفق به فتح قلل می شوند. آنچه که تعیین کننده است همت است و تلاش، بلند نظرانی که ارتفاعات را هدف گرفته اند و ثابت قدم باشند مسلما به بلند جایگاه ها می رسند. عده زیادی تنها می نشینند و به ارتفاعات نگاه می کنند و در اندیشه خود، خود را در آنجا تصور می کنند اما هیچ حرکتی از خود نشان نمی دهند.

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم دی ۱۳۹۴ ساعت 19:50 شماره پست: 873

اجرای برجام به مردم مظلوم ایران مبارک باد

مصطفوی 22 خرداد 1395 6995 کلیک ها

پیروزی عقلا بر جنگ طلبان، دیپلماسی بر مبارزه طلبی، گفتگو بر چنگ و دندان نشان دادن، پیروزی صلح طلبان بر جنگ طلبان مبارک باد، خدایا گشایشی در کار همه مستضعفین عالم ایجاد فرما. به کوری چشم صهیونیست ها، عربستانی ها، دلواپسان و دشمنان داخلی این روند صلح جویانه، برجام بالاخره اجرایی شد و مردم ایران حاصل عمل خود در انتخابات 24 خرداد را نقدا دریافت داشتند، امیدوارم مردم کشورم با شرکت پرشور در انتخابات هفت اسفند امسال پیروزی های خود را استمرار دهند.

 

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم دی ۱۳۹۴ ساعت 1:47 شماره پست: 872  

آیا نمی خواهیم در خود تغییری دهیم؟!!

مصطفوی 22 خرداد 1395 2778 کلیک ها

قاعدتا باید در آستانه تحولی جدی باشیم، خرابی های مان اوج گرفته است، و این سنت و قانون ثابت الهی است که کار و بنای نابسامان، باید به سامان برسد، امروز کارمان به جایی رسیده است که اگر بخواهیم خود را معرفی کنیم، به قول قدیمی ها می گوییم "من آنم که رستم بُوَد پهلوان"، آری اگر بخواهیم از خود تعریف کنیم می گوییم ما پیامبری (ص) داریم که اینچنین بود و...، فرهنگ علوی (ع) ما اینچنین است، اسلام چنین و چنان است، مثلا اسلام دین آزادیبخش و رها کننده از قیود است و...

آیا نمی خواهیم در خود تغییری دهیم؟!!

ولی در عمل که نگاه می کنی، سقوط های پیاپی اخلاقی و اجتماعی را تجربه می کنیم که این سقوط با چاشنی سقوط اقتصادی و فرهنگی هم همراه شده است. کاروان علم را دیگران پیش می برند و... ، با جنایاتی که در جهان اسلام در حال وقوع است، بربریت، خشونت و حق خوری جای اخلاق و فرهنگ را گرفته و وجود این فضایل در اسلام اگرچه افتخارآمیز است، ولی احتمالا اخلاق و انسانیت نیز مرکزیت خود را به جای دیگری در جهان انسانی شیفت خواهند داد.

 از آن همه فضایل که امروز در متون اسلامی هست و بدان افتخار می کنیم، در صحنه اجتماع نمودی زیادی وجود ندارد و حتی صدر نشینانِ واجد مکارم اخلاق و علم در جهان اسلام انگشت شمارند و...

 با این همه آیا زمان آن فرا  نرسیده که به شکست های پی در پی خود اعتراف کنیم و به عملکرد و رویه های جاری خود نگاهی از نو افکنیم و تغییری در افکار و سیاست های جاری خود دهیم، چون خداوند در آیه یازده سوره رعد هشدار داده است که "خدا وضع و حال هیچ قومی را عوض نخواهد کرد، مگر آنکه خود وضع و حال شان را تغییر دهند (إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَومٍ حَتّى يُغَيِّروا ما بِأَنفُسِهِم)" آیا نمی خواهیم در خود تغییری دهیم؟!!

علیرغم شدت گرفتن سقوط ممالک اسلامی، این وضعیت جدیدی نیست و قبلا هم بوده، همچنان که دوست شفیق جناب آقای سید جمال الدین اسد آبادی، جناب حاج سیّاح محلاتی در خاطرات خود عنوان می دارد که "در مقام انصاف، انسان به هر جا می‌رود عالم مسلمان را ذلیل، و ممالک اسلامیّه را خراب، و همه را با هم منافق می‌بیند... و از تمام نقاطی که دیده‌ام بد‌تر ایران است" و سپس به زعم خود به دلایلش می پردازد و عنوان می کند که "جهت آن هم این است که در تمام زمین به این شدّت ظلم از امراء و نفوذ جهل از ملا‌ها نیست. این دو سنگ آسیاب در ایران در ‌‌نهایت قوّت و شدّت عموم مردم را خرد می‌کنند، زیرا هرکس برای حفظ خودش در مقابل این دو قوّه ناچار به تزویر و دروغگویی است که سبب انحطاط اخلاق است"

 

+ نوشته شده در جمعه بیست و پنجم دی ۱۳۹۴ ساعت 19:58 شماره پست: 871 

حکایت غریبی است، ساده، اما بسیار پیچیده

مصطفوی 22 خرداد 1395 3090 کلیک ها

بی تو تنهایم، ای تنهاترین!

گاه سینه ام از غم و درد می خواهد پاره شود، و قلبم از حلقومم بیرون زند، چنان غمی مستولی می شود، که نفس به شماره می افتد و می خواهم استخوان های سینه ام را بشکافم و شُش هایم را آزاد کرده تا در فضایی باز، خارج از هرگونه حصری نفس بکشند؛ اما دریغ که نه به این کار قادرم و نه اتفاق می افتد.

می مانم و می کِشم، صبر می کنم و ادامه می دهم، چاره یی نیست، هست؟!!، گاه غمگینم، گاه شاد، می گذرد این قافله و رغبت خواب ماندنم و گذشتن این قافله نیز برای من و عده یی دیگر به آرزویی تبدیل شده است؛ بهارم گذشت و تا واپسین لحظات، وقت چندانی نیست، در سرازیری افتاده ام و برای رسیدن به لحظه موعود چند صباحی بیش نمانده؛ نمی دانم در آن لحظه راغب و خوشحال به ترک خواهم بود، و یا این که از ترس باید پای بر زمین کشید و خار و خاشاکی برای گرفتن و ماندن جست؛ و حسرتی برای فرصتی، برای دوباره ماندن که، برایش التماس خواهم کرد؟!!.

امید دارم که سبکبال باشم و آن لحظه، لحظه آغاز پرواز و اوج گرفتن، و خنده زنان بر آنچه گذشت، بگذرم، اما این خوف نیز هست که همچون دلبسته ایی، بال شکسته مجبور به عبور شوم تا خود را به جایی رسانم که خود باز آغاز رنج است و درد.

در عین سادگی، در حکمتش مانده ام، که چگونه و برای چه این را برایمان رقم زد، کی از ما عهد گرفت و کی و با چه منطقی ما بر این روند تن دادیم و با او چنین عهدی بستیم؛ حکایت عجیب و غریبی است. اما هرچه هست زیباست، گاه از او فراریم، گاه امان یافته در دامنش، گاه به شِکوه نشسته، گاه به شُکرگزاری مشغول، هر لحظه و هر ساعتی به نوایی، گاه شاد می نوازد و گاه غمگین، حکایت غریبی است، ساده، اما بسیار پیچیده.

 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم دی ۱۳۹۴ ساعت 6:41 شماره پست: 870  

دیدگاه

چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.

نظرات کاربران

یرواند آبراهامیان تاریخ نگار ارمنی و پژوهشگر تاریخ معاصر ایران: "درخواست بعضی معترضان برای کمک خارج...
- یک نظر اضافه کرد در بارَکْنا حَوْلَهُ؟! خدایا! از ...
خبرگزاری دانشجو: نتانیاهو: چشم اندازی در نظر داریم به عنوان یک سامانه کامل، در واقع یک شش ضلعی از ائ...