مسعود پزشکیان پاسخی است به سوال چه کنم چه نکنم مردم ایران
  •  

06 تیر 1403
Author :  
برای ایران

این روزها سرگردانی و بی تکلیفی، دامنگیر بسیاری از مردم ایران شده است، که نمی دانند چه بکنند و چه نکنند، تا دامن خود را از عواقب بد تصمیم و عمل خود دور نمایند، با اینکه روندهای جهانی، منطقه ایی و داخلی را دنبال می کنم، تا در مسیر زندگی سیاسی و اجتماعی خود بدانم که به کدام سو قدم بردارم، اما گاهی دچار تردید و دردِ سوال بغرنج "چه کنم، چه نکنم" دچار می شوم.

 روح پدر شهید حاج عباس فیروزی شاد، در پایان هر مراسم عمده عزاداری حسینی، آنگاه که دست های عزاداران، به سوی آسمان می رفت "تا اجر عزاداری" خود را از خالق آسمان و زمین درخواست کنند، یا در اوج شادی ناشی از پایان برداشت محصول، دعای خاص و پر معنی خود را به زبانی عامیانه، جاری می ساخت که "خدایا! ما را به درد چه کنم چه نکنم گرفتار مان مکن" ما آنروزها با لبخندی به نشانه ی طنزِ نهفته در لحن این دعای خاص، از کنارش می گذشتیم، حال آنکه او عالمانه و خالصانه و از ته قلب آنرا نثار همراهان و کمکیاران خود می کرد، آنروزها معنی، عمق و ضرورت این دعا را نمی فهمیدم، اما اکنون خوب می فهمم که چقدر سخت و توانفرساست، وقتی میان دو راهی خیر و شر گرفتار شوی، و ندانی کدام شر و کدام خیر توست، و شریک شدن میان یک دنیا خسارت، یا یک دنیا حرکت به سمت خیر، تو را در بر گیرد و ندانی چه بکنی و چه نکنی، چه تصمیمی بگیری، و یا نگیری، چقدر سخت است شرایط بی تصمیمی!

این روزها شاید عده زیادی از مردم ایران دچار چنین شرایطی اند، در دوراهی شرکت و یا عدم شرکت در انتخاباتی قرار گرفته اند، برزخ بی تصمیمی، هر چه کنند، تبعات آن سخت دامنگیرشان می شود، اگر در انتخابات شرکت کنند، سواستفاده گران خواهند گفت، این رای به ما بود! حال آنکه مدعیان مذکور خوب می دانند، بسیاری از ایرانیان از آنان، تفکر، اهداف و روند حرکت شان بیزارند و به زبانی روشن این مخالفت خود را در اعتراضات بزرگ و سراسری خود، در کوچه و خیابان ها، حتی با بذل جان، فریاد زده اند؛

از طرفی شرکت نکنند، صحنه سیاست کشور را به فرصت طلبان و کسانی سپرده اند که باعثان شرایط اسفبار امروز ایرانند، و هر بلایی که بر سر کشور و این مردم می آید، را همان هایی باعث شدند، که قدرت خود را در غیبت مردم از صحنه ی انتخابات بدست می آورند و آورده اند، وگرنه با بودن مردم در صحنه، آنان جایی در صحنه ی قدرت ایران نداشته و ندارند. افکار منحرف، گم کردن راه، و بردن ایرانیان به سمت ناکجا آبادِ افکار مخرب شان، نتیجه سکانداری آنان است، که حاصلی جز ناچیز شدن، ناچیز شمرده شدن، از دست دادن تمام اهرم های ثروت، قدرت، عزت و... مردم، در این سال هایی است که حاکمیت نصیب آنان شد، و مردم ایران را ذلیل و خوار کردند، در این شرایط انسان می ماند، چه بکند، و چه نکند، و به واقع به درد "چه کنیم و چه نکنیم"، گرفتار شده ایم، که آن پدر شهید، درد جانگاهش را چشیده بود، و با دعایی از دوستدارنش دور می خواست.

افسارگسیختگی قدرتِ بدونِ نظارت و کنترل و بازرسی، و عدم وجود نمایندگانی قابل، صاحب قدرت درونی، با اطمینان به نفس و... که حقوق و قدرت مردم ایران را نزد دستگاه، و اهل قدرت، استیفا و پیگیری نمایند، و در جایگاه هایی که دارند به نمایندگی از مردم، حرف و خواست آنان را دنبال کنند و...، باعث گردید تا به تدریج نماینده نمایان حاضر در صحنه، به خادمان قدرت تبدیل، و به خاکساران او مبدل شوند، و این چنین بود که در مسیر دنبال کردن منویات دل قدرت، این نماینده نمایان، بنای ویرانی بنیان جامعه ایران را شدت بخشیدند، و فقر و عدم توسعه را دامنگیر جامعه ما نمودند، طبقه متوسط را طعمه گرگ های قدرت طلب در مافیای قدرت و ثروت، منجمله "جبهه پایداری" و حاکمیت مطلقه مد نظر مصباحیست هایی کردند، که انتهای تفکرشان بردگی انسان، و در تناقض کامل با اهداف انقلاب آزادیبخش 57، و روند آزادیخواهی تاریخی مردم ایران از مشروطه تا کنون بوده و هست، و تمام حرکت این مردم، به سوی دستیابی به حق تعیین سرنوشت را عقیم، و به انحراف کشیده و می کشند، و آنرا در پای حاکمیت مطلقه فردی و طبقاتی قربانی کرده و می کنند، و نمود و بروزِ تحمیل چنین تفکری را امروز در برونداد شورای نگهبان قانون اساسی می توان دید، که از شش کاندیدای ریاست جمهوری چهاردهم، سه تن از آنان مستقیما این روند را در مناظرات انتخاباتی نمایندگی و پیگیری کردند.

دکتر مسعود پزشکیان و دخترش در کمپین های انتخاباتی

علیرضا زاکانی [1] ، سعید جلیلی [2] و امیر حسین قاضی زاده هاشمی [3] بیانیه های این اقلیت حاکم بر اکثریت مردم ایران را بدون هیچ شرم و حیایی از صدا و سیما، در برابر چشم جهانیان خواندند، و از مبانی آن دفاع کردند، و بر مخالفین آن تاختند، در حالی که خود را منجی ملت نشان می دهند، رشته های دخالت ایرانیان را در قدرت، سرنوشت و حاکمیتِ بر خود را، جویدند، و مردم ایران را بردگان قدرت خواستند، و برایش طرح دادند، و اجرایش را ضروری خواندند، و هزار دروغ و خدعه بافتند تا این حرف ها را میان وعده ها، شعارهای پوچ، مغلطه های آشکار و... به خورد مردم ایران دهند.

پدیده دیگر این انتخابات مواضع و سوگیری های آقای مصطفی پورمحمدی [4] به عنوان نماینده جناح راست سنتی، و دبیرکل جامعه روحانیت مبارز بود، که بعد از سال ها بازی در نقش نردبان قدرت، خود را اکنون بازنده این بازی خسارتبار برای مردم ایران می بینند، و کلاه بزرگی را بر سر خود مشاهده می کنند، که در نتیجه سوار شدن عده ایی بر دوش آنان، باعث شد که نتایج کار انقلاب و انقلابیون پشت سر نهاده شد، و بی اثر گردید، نتایجی که با خون های بسیار در تاریخ آزادیخواهیِ مردم ایران کسب شده بود،

راستگرایان سنتی کسانی اند که ابزار قدرت و ثروت را به تدریج از مردم خود ستاندند، و سکانداری و کنترل آنرا به باندهای پس پرده مافیای چپاول و غارتِ قدرت و ثروت سپردند، ندانستند که در این دام خود نیز گرفتار خواهند شد، و در پس این اقدام شان، یک به یک، به عنوان نردبانان قدرت، خود قربانی نوکیسه های تازه به دوران رسیده ایی همچون محمود احمدی نژاد، ابراهیم رئیسی و... شدند، و اوتاد آنان (هاشمی رفسنجانی، لاریجانی ها و...)، که از سابقون در جنگ و انقلاب بودند، را از اوج قدرت به زیر کشیده، و مثل چوب های دو سر طلا، در میان مردم و جهانیان رسوای تاریخ کردند، که چگونه در بازی قدرت، و روند گذار از جمهوریت به اسلامیت، هم جمهوریت و هم اسلامیت این انقلاب را، فدای قدرت مافیایی و خانوادگی اصحاب قدرت کردند، و چگونه به اسم مصلحت، جامعه و اهدافِ جمهوریخواهی، آزادیطلبی، و کرامت جویی مردم ایران را در پای قدرت ذبح کردند، خود اکنون قربانیان جدید این سیل بنیان کن هستند، تا ببینیم در آینده قربانیان جدید این روند، چه کسانِ دیگری خواهند بود.

امروز بروز پدیده ایی بنام "پورمحمدی" فریاد معترضینی جدید است، که در قالب معترض به وضع موجود، خود را نشان می دهند، که به واقع فریاد اعتراض "راستگرایان سنتی" را نمایندگی کرده و می کند، که در پستوهای قدرت، یک به یک قربانی نوکیسه های قدرت طلبی، شده و  به اسم جوانگرایی، انقلابی گری، حرکت جهادی، رویش های جدید و... قدرت و نفوذ را از اوتاد "جامعه روحانیت مبارز" گرفته، و به باندهای مافیایی قدرت و ثروتِ پس پرده، منتقل کرده و می کنند،

راستگرایان سنتی، اکنون مشاهده می کنند که در بازی قدرت و بازی دنیا، چقدر رسوا باخته اند، و حقوق و قدرت مردم را پای چه روند و افرادی قربانی کردند! در حالی که دنیا و آخرت خود را فدای مصلحت اهل قدرت نمودند، و تمام شعارهای مترقی انقلاب را به پای افراد و جناح ها ذبح کردند، قدرتی ناپایدار، که همچون لُنگی، هر روز دور پای صاحب بی آبرویی خود، در قدرت پیچیده است، که آنرا در قبضه بی تقوایی خود داشته، و کراهت خود را زیر پرده ی ساتر این لنگ کثیف پنهان نماید، و از دیگران انتظار دارد، "حاجب الدوله" های اقدامات و روند ناشایست او باشند.

 راستگرایان اصولگرای سنتی، دچار چنین خسران عظیمی شده اند، دنیا و آخرت خود را به پای اسب گریزپای قدرتِ افراد و جناح ها باختند، مردم و حقوق آنان را وانهادند، و در خدمت قدرت، چهار نعل تاختند، و حق و عدالت را پایمال قدوم قدرتِ افراد و جناح خود کردند و...، و امروز به خود آمده اند، و نتیجه کار خود را می بینند و لذا به تغییر و تحول می اندیشند، این است که بین مواضع آنان، و نماینده اصلاح طلبانِ تغییرخواه و تحولخواه، نزدیکی احساس می شود، پیروزمندان راستگرای سنتی دیروز، در این شرایط اسفبار، در کنار رقیب شکست خورده ی دیروز خود، در این شرایط حاکم بر کشور و مردم، همشرایط، همموضع و همجهت و... دیده می شوند،

در این میان سردار محمد باقر قالیباف [5] که خود بارها نان راستگرایان اصولگرای سنتی را خورده، و با استفاده از دوپینگ های آنان، بالا آمده است، همه ی این شرایط را نادیده گرفته، عاقبت راستگرایان سنتی را نمی بیند، و می خواهد نردبانی جدید برای قدرت باشد، و در سایه حمله ی "تانک انقلاب" ، "نقطه زن" انقلابی نمای پایداری چی و... در سودای نشستن بر کرسی ریاست جمهوری است، و سخن خود را می گوید، تا در کنار دوستان نظامی اش، آینده ایران را در دست گرفته، و تعیین کنند، اینجا دورنما و افق نبرد قدرت را در صورت پیروزی قالیباف، بین پایداری چی های مصباحیست، و نظامیانی که در آینده خود را همچون راستگرایان سنتی، بازنده این بازی کثیف خواهند یافت، در تعیین روند قدرت در آینده را  می توان دید. آنانکه بی توجه به عاقبت نردبانان سابق قدرت، بی توجه به واقعیت های زندگی مردم و دیگران، راه گذشتگان را پیش می برند، کسانی همچون رحیم صفوی، محسن رضایی، عزیز جعفری و... که سرنوشت شان در این بازی کثیف، از سرنوشت پورمحمدی ها جدا نخواهد بود، این شتر در خانه آنان نیز خواهد خوابید، دیر و زود دارد، سوخت و سوز هرگز نخواهد داشت. 

رقابت بین جلیلی و قالیباف را در این راستا می توان ارزیابی کرد، که نبرد قدرت بین مافیای قدرت و ثروت، بین دو نحله فکری مجزا در ساختار قدرت ایران را می توان دید، و پیش بینی کرد، که البته در مقایسه بین این دو نحله فکری، مسلما ایدئولوژیست های سپاه پاسداران، به ایران و ایرانیت بیشتر وفادار خواهند ماند، تا پایداری چی های فرصت طلب و هوچی گرهایی که در ذیل تفکرشان مردم هیچکاره، و همچون گله ی گوسفندانی در نظر گرفته می شوند، که رای شان زینت بخش قدرت است، و باید در رکاب قدرت، فقط بله قربانگو باشند، و از همه بدتر، منویات دل قدرت را قلبخوانی کرده، و آتش به اختیار آنرا دنبال نمایند.

و اما در این میان، مسعود پزشکیان، رزمنده ی دیروز صحنه های جنگ و دفاع سرسختانه از مرزهای وطن، سیاستمدار با سابقه و پاکدستی است که دل در گرو خواست و منافع مردم ایران دارد، مردمی که زیر پای قدرت و مافیای پستوهای پنهان آن سال هاست که له شده اند، او همچون امیرکبیر، همچون دکتر محمد مصدق، همچون میر حسین موسوی، همچون محمد خاتمی، همچون مهدی کروبی، همچون مصطفی تاجزاده و... پا به عرصه خدمت و دفاع از حقوق و مصلحت مردم نهاده است،

پزشکیان تمام آبرو و عزت خود را در کف دست گرفته، و به قمار مبارزه با وضع موجود و مافیای ایجاد کننده اش کشیده است، تا با تکیه به تفکر مدرن، محاسن تفکر حق و عدل طلبی امام اول شیعیان را به میدان آورده و همراه خود سازد، و همچنین با خاکساری، تقوا و پاکدستی آزموده شده اش، در خدمت مردم ایران باشد، او از هم اکنون می داند که در این راه باید تمام هستی خود را به قمار مبارزه در چنین میدانی سخت و کشنده کشیده، و در این راه فدا کند، تا در ریسمان های سحری که در مسیرش افکنده اند، گرفتار نشود، و بر صحنه و در نبرد نابرابر چیده شده در برابرش، چیره شود، و در کشاکشی نابرابر، میان تمام صحنه تزویر، خدعه، تهمت، افترا و... به بیان و عرضه ی تفکر و عمل خود اقدام کند و...،

او اکنون در وسط چنین میدانی، منتظر کمک مردمی است که همواره از نخبگان خود انتظار و طلب حرکت، میانداری و جلوداری داشتند و می کنند، تا فریاد رس آنان در میدان شومی شوند، که مردمِ نادیده انگاشته شده، در پای مصلحت و مقتضای قدرت له شده اند؛ مسعود پزشکیان امروز چشم یاری به سوی مردمی دارد که می توانند، تمام سحر ساحران عرصه قدرت، ثروت و سلاح را خنثی کنند، و او را در میان مجمع اهل قدرت بفرستند، تا بلکه بتواند هر چند به سان یکه سواری تنها، در مسیر غلتکی که جامعه را زیر چرخ سنگین خود له کرده است، تغییر مسیر ایجاد کند، و یا از سنگینی آن بر گُرده این مردم بکاهد، چرا که رانندگان این غلتک، دهه هاست که صاحبان اصلی این کشور و "ولی نعمتان" خود را به فراموشی سپرده اند، جاده صاف کن مسیر مردم را، به جاده صاف کن مسیر قدرت تبدیل کرده اند، پیام اساسی و اخلاقی و قانونی "وسیله نقلیه عمومی، استفاده اختصاصی ممنوع" را دهه هاست که از بدنه این غلتکِ قدرت، پاک کرده اند، و عملا آنرا در مسیر اهداف شخصی و جناحی خود به خدمت گرفته اند.

مسعود پزشکیان در نقش امیرکبیر، و محمد مصدق می خواهد، تمام تلاش خود را برای لحاظ کردن مردم، در روند تصمیم گیری ها، مبذول دارد، او آمده است که در این مسیر حرکت کند، حال سرنوشت او به کدامیک از این دو صاحب منصب فوق در تاریخ ایران منتهی شود، یا دیگرانی از این دست، معلوم نیست، این آینده را من که نمی دانم، و پاسخ به این سوال را تاریخ سازان آینده ی ایران خواهند داد، اما آنچه روشن است اینکه او آمده است و من در حالی که به درد  "چه کنم، و چه نکنم" گرفتارم، با همه تبعاتی که دارد، رای خود را نثار راه و حرکت او خواهم کرد، باشد که خداوند، طبیعت و یا هر قدرت دیگری که بر جهان ما مسلط است نیز، در مسیر و همراهی این رای قرار گیرند، و او را موفق، و رای ما را مثمر ثمر به حال مردم ایران، منطقه و جهان، و صلح طلبان، آزادیخواهان و کرامت جویان کند، و در دنیایی که حاکمانِ بر مجاری قدرت، خر مراد خود را سوارند، این فرزند مردم ایران، بتواند به کمک همفکران و همراهان خود، با تکیه بر صداقت و تقوایش، و آرمان و حقوقی که برای مردم خود قایل است، مسیر درست حرکت تاریخ ساز خود را آغاز، و راه گذشتگان در مسیر آزادیخواهی و کرامت جویی مردم ایران را ادامه دهد، و در روند تاریخی عزت طلبی و باز پس گیری حق تعیین سرنوشت مردم ایران، موفق باشد.

 

 

دکتر مسعود پزشکیان در میان هوادارانش در کمپین های انتخاباتی با شعار "برای ایران" و نشان انتخاباتی فیروزه ایی

[1] - علیرضا زاکانی (زادهٔ ۱۲ اسفند ۱۳۴۴) سیاستمدار اصولگرا و مدیر ارشد اجرایی ایرانی است که از سال ۱۴۰۰، به‌عنوان چهل و هفتمین شهردار تهران فعّالیت می‌کند. او همچنین از سال ۱۴۰۲، دستیار رئیس‌جمهور است زاکانی، نماینده قم در دوره یازدهم مجلس شورای اسلامی تا ۲۳ مرداد ۱۴۰۰ و رئیس مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی از ۱ مرداد ۱۳۹۹ تا ۲۳ مرداد ۱۴۰۰ بوده است. او همچنین عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران، و رئیس پیشین سازمان بسیج دانشجویی هم بوده و در وقایع ۱۸ تیر ۱۳۷۸ و حمله به کوی دانشگاه تهران حضور داشته است. وی عضو شورای عالی جمعیت هلال احمر نیز بوده است. و نمایندگی تهران در دوره‌های هفتم، هشتم و نهم مجلس شورای اسلامی و ریاست کمیسیون ویژه بررسی برجام را برعهده داشته است.[۵] او دارای فعالیت مطبوعاتی بوده و علاوه بر دو دوره عضویت در هیئت منصفه دادگاه مطبوعات، صاحب وب سایت خبری جهان‌نیوز و هفته‌نامه پنجره است.

[2] - سعید جلیلی (زادهٔ ۱۵ شهریور ۱۳۴۴) سیاستمدار اصول‌گرا و دیپلمات ایرانی است که هم‌اکنون به‌عنوان عضو شورای راهبردی روابط خارجی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام و نمایندهٔ رهبر جمهوری اسلامی ایران در شورای عالی امنیت ملی از تیر سال ۱۳۸۷ فعالیت می‌کند

[3] - سید امیرحسین قاضی‌زاده هاشمی (زادهٔ ۲۵ فروردین ۱۳۵۰) پزشک و سیاستمدار اصولگرای ایرانی است که از سال ۱۴۰۰، سمت معاون رئیس‌جمهور و رئیس بنیاد شهید و امور ایثارگران را در دولت سیزدهم برعهده دارد. وی همچنین نماینده مشهد و کلات در دوره هشتم، نهم، دهم و یازدهم مجلس شورای اسلامی بوده و در دوره‌های نهم و دهم به عنوان دبیر و عضو هیئت رئیسه مجلس بوده و در دوره یازدهم تا خرداد ماه ۱۴۰۰، نایب رئیس اول مجلس شورای اسلامی بوده است.

[4]- مصطفی پورمحمدی (زادهٔ ۱ دی ۱۳۳۸) روحانی، مقام سابق امنیتی و سیاستمدار ایرانی و دبیرکل جامعه روحانیت مبارز از سال ۱۳۹۷دادستان پیشین دادگاه انقلاب، عضو هیئت مرگ در جریان کشتار زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷، معاون وزارت اطلاعات، وزیر کشور و وزیر دادگستری بوده است.

[5] - محمدباقر قالیباف (زادهٔ ۱ شهریور ۱۳۴۰) نظامی و سیاستمدار ایرانی است که به‌عنوان نماینده دوره‌های یازدهم و دوازدهم مجلس شورای اسلامی از حوزه انتخابیه تهران، ری، شمیرانات، اسلامشهر و پردیس فعالیت می‌کند. وی همچنین از خرداد سال ۱۳۹۹ ششمین رئیس مجلس شورای اسلامی است قالیباف به مدت سه دوره در فاصله سال‌های ۱۳۸۴ تا ۱۳۹۶ شهردار تهران بود و پیش از آن نیز در قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبیا، نیروی هوایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و نیروی انتظامی سمت فرماندهی داشته است

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn
 مصطفی مصطفوی

پست الکترونیکی این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

نظرات (25)

Rated 0 out of 5 based on 0 voters
This comment was minimized by the moderator on the site

پزشکیان و حامیان محمدباقر قالیباف

محمد فاضلی

حامیان محمدباقر قالیباف در دور اول انتخابات نقش مهمی داشتند. بخشی از ۳ میلیون رأی داده شده به آقای قالیباف، می‌توانست به سبد آقای جلیلی ریخته شده و وضعیت متفاوتی ایجاد کند.

حامیان آقای قالیباف بر سرنوشت دور دوم انتخابات در ۱۵ تیر نیز بسیار مؤثرند. اگرچه شخص محمدباقر قالیباف از سعید جلیلی تمام‌قد حمایت کرده است، اما این حمایت به دلایلی که توضیح می‌دهم به بخش عمده بدنه رأی و ستادهای ایشان منتقل نمی‌شود.

یک. آقای قالیباف فرد اصول‌گرایی در آرزوی مدرن‌سازی جامعه ایران است. عملکرد او در شهر تهران همین را نشان می‌دهد. تعلق او به اردوگاه اصول‌گرایان دست و پایش برای آرزوهای مدرن‌سازی را بسته است، والا بیش از آن‌چه نشان می‌دهد آرزوهای مدرن‌سازی در سر دارد. عمده طرفداران او هم چنین هستند.

دو. آقای قالیباف در ته دلش، عمیقاً با روند منجر به تحریم ایران و عواقب آن مشکل دارد. کافیست به اظهارنظرهای او در روزهای امضا شدن برجام و استقبال شدید او از برجام نگاه کنید. همواره بر ضرورت برداشتن مانع تحریم نیز تأکید کرده است. عمده حامیانش هم چنین هستند.

سه. سبک زندگی قالیباف و خانواده او که در چند سال گذشته بارها رسانه‌ای شده، و آخرین آن مصاحبه دختر ایشان بوده، نشان می‌دهد که با آن نوع سبک زندگی که اردوگاه سعید جلیلی و برخی اصول‌گرایان می‌طلبند یا به آن تظاهر می‌کنند هیچ سنخیتی ندارد. عمده حامیان آقای قالیباف هم همین گونه سبک زندگی آمیخته با مظاهر دنیای مدرن را می‌پسندند.

چهار. آن نوع مدرن‌سازی (عمدتاً ساخت‌وسازی) که در تفکر و شیوه عمل محمد باقر قالیباف بروز و ظهور داشته، با کار کارشناسی، تکنوکراسی، بوروکراسی قوی، و برداشتن تحریم و تعامل سازنده با جهان سازگار است. حامیانش هم عمدتاً چنین رویکردی را می‌‌طلبند.

این دلایل کافیست تا فکر کنم حامیان محمد باقر #قالیباف خیلی بیشتر به کارزار و ایده‌های انتخاباتی و حکمرانی مسعود #پزشکیان نزدیک هستند تا ایده‌ها و شیوه حکمرانی سعید جلیلی. دلایل دیگری هم برای نزدیک بودن ذاتی عمده خواسته‌های حامیان محمد باقر قالیباف به حامیان و کارزار انتخاباتی مسعود پزشکیان وجود دارد، ولی یک دلیل دیگر می‌تواند خیلی مهم باشد.

شخص محمد باقر قالیباف و حامیانش حتماً به این فکر می‌کنند در ایرانی که مسعود پزشکیان گفتمان #سیاست_اخلاقی به دور از اتهام‌زنی و بی‌اخلاقی سیاسی را دنبال می‌کند، زندگی بهتری خواهند داشت تا ایرانی که در آن اقتدارگرایی سیاسی، مناقشه و منازعه با جهان، و تندروی مذهبی و اجتماعی گفتمان غالب دولت حاکم باشد.

جنس اندیشه و منش عمده حامیان محمد باقر قالیباف و سبک زندگی و آرزوهایی که برای ایران دارند، با ایده، روش و منش مسعود پزشکیان سازگارتر است؛ و احترامی که ایده‌ها، روش‌ها و حتی ستادهای مسعود پزشکیان برای حامیان محمد باقر قالیباف و اندیشه و سبک زندگی‌شان قائل هستند، قابل مقایسه با آن چیزی نیست که در اردوگاه سعید جلیلی انتظارشان را می‌کشد.

حامیان آقای قالیباف می‌توانستند نمودی از این را در نوع برخورد محترمانه مسعود پزشکیان با محمد باقر قالیباف در مناظره‌های انتخاباتی نیز مشاهده کنند.

امیدوارم روز جمعه ائتلافی #برای_ایران بین حامیان محمد باقر قالیباف و حامیان مسعود #پزشکیان شکل بگیرد. این ائتلاف در فردای پیروزی احتمالی مسعود پزشکیان نیز کارگشاست. به هر حال، مسعود پزشکیان رئیس‌جمهور احتمالی باید با محمد باقر قالیباف رئیس مجلس همکاری کند. بخشی از همگرایی سیاسی ضروری برای عبور دادن ایران از وضعیت فعلی، توافق‌سازی از پایین میان حامیان برای تسهیل همکاری میان مقامات سیاسی در بالاست.

@Salamonlline

This comment was minimized by the moderator on the site

برای آینده ایران، از تیم سعید جلیلی می‌ترسم!
احمد زیدآبادی
من سال 1384 رأی ندادم، چون از محمود احمدی‌نژاد نمی‌ترسیدم. سال 1400 رأی ندادم، چون از مرحوم سید ابراهیم رئیسی نمی‌ترسیدم. دور اول انتخابات 1403 رأی ندادم، چون از محمدباقر قالیباف نمی‌ترسیدم. واقعیت اما این است که الان از تیم سعید جلیلی می‌ترسم!

ترسم، ترس شخصی نیست، از آیندهٔ این کشور و جامعه است. ممکن است برخی بگویند؛ از چه می‌ترسی؟ مگر از این بدتر هم می‌شود؟ در جواب‌شان می‌گویم، من در این شش دهه عمری که از خدا گرفته‌ام، از تحولات روزگار یک درس بزرگ آموخته‌ام و آن درس این است که بدی و بدبختی و رنج و فلاکت ته ندارد! وضعی که در آن به سر می‌بریم بدترین نیست که گمان شود بدتر از آن امکان ندارد! هنوز چیزهای بسیاری برای از دست رفتن وجود دارد. آن چیزها تا وقتی هستند به چشم نمی‌آیند، وقتی از دست می‌روند رنج فقدان‌شان چون خاری در چشم می‌خلد!

@Salamonlline

This comment was minimized by the moderator on the site

این باور کردنی نبود

ناصر دانشفر

روزی که جبههٔ‌ اصلاحات با اتخاذ یک راهبرد اشتباه ناچار پا به میدان انتخابات گذاشت، هیچ‌یک از کنشگران سیاسی چنین نتیجه‌ای را متصور نبودند.
عده‌ای که خود را متعهد به تحریم می‌دانستند و جو حاکم بر جامعه را نیز همسو با این رویکرد ارزیابی می‌نمودند، گمان‌شان این بود که در پایان این رخداد اجتماعی، به دلیل عدم استقبال مردم از انتخابات ریاست‌جمهوری، اصلاح‌طلبان جامانده از خلایق برای همیشه از صحنهٔ سیاسی کشور حذف خواهند شد. نظام با یک تیر دو نشان خواهد زد، هم به کام دل خود خواهد رسید و هم ته مانده آبروی مخالفان صاحب تشکیلات خود را به فنا خواهد داد.
تقریباً قریب به اتفاق تحلیل‌گران بر این باور بودند که اگر بنا باشد که اصلاح‌طلبان، برندهٔ این انتخابات باشند، لازم است که حداقل ۵۵ درصد مردم به پای صندوق‌های رأی بیایند و در این رخداد شرکت کنند. امری که با وضعیت حاکم بر جامعه تقریباً بعید می‌نمود. اما حاکمیت اقتدارگرا خطای بزرگی کرد و دو تن از سه کاندیدای اصلاح‌طلب را با تیغ نظارت استصوابی از گردونه خارج نمود و به خیال خود کار را تمام کرد. اما این تاکتیک نه تنها سودی برایشان نداشت که بلای جانشان شد. اصلاح‌طلبان یکدل شدند و طرف مقابل با استناد به آمارهای خود ساخته، دچار توهم شد و برای کسب همهٔ قدرت از اجماع خودداری نمود.
تا اینجای کار به نظر می‌رسید که اتفاقی در حوزهٔ مشارکت رخ داده و پزشکیان باید در دور نخست یا مرحلهٔ دوم قبای ریاست‌جمهوری را به تن کند.
اما اتفاقی رخ داد که مایهٔ شگفتی هر صاحب نظری می‌باشد. میزان مشارکت بالا نرفت، اما بر خلاف انتظار باز هم نامزد جبههٔ اصلاحات پیروز این معرکه گشته است.
این بدان معناست که پروژهٔ تحریم برندهٔ مطلق این رخداد می‌باشد و نظام در کسب اعتبار، موفقیتی بدست نیاورده است. اما این تنها خسارتی نیست که حاکمیت بریده از مردم متحمل شده است. اتفاقی غیرمترقبه افتاده، رخدادی که با محاسبات معمول درون حاکمیتی هیچگونه سازگاری ندارد.
در تمامی ادوار گذشته، همواره اینگونه بوده که به هنگام عدم استقبال از مشارکت، اصولگرایان در اریکهٔ قدرت قرار می‌گرفتند و اصلاح‌طلبان به محاق می‌رفتند و در صورت ابراز علاقهٔ مردم به حضور در پای صندوق رأی، قصه به عکس می‌گردید.
اما اینک هم مشارکت فاجعه‌بار است و هم بخت با کاندیدای اصلاح‌طلبان یار شده است. این علاوه بر اینکه نشان از ریزش بدنهٔ اصولگرایان دارد، مشخص می‌کند که افراد حاضر در پای صندوق رأی با پس زدن مهره‌های مد نظر نظام، یک نه بزرگ دیگر به حاکمیت گفته‌اند و نظام‌مقدس بیش از پیش دچار عدم مشروعیت گشته است.
به قول نقی معمولی، نظام باخت، بدم باخت و حالا معلوم نیست که در صورت رفتن انتخابات به مرحلهٔ دوم آیا با همین شکل و شمایل حاضر به ادامهٔ کار خواهد بود و کلید پاستور را تقدیم پزشکیان می‌نماید و یا در پی راهکاری برخواهد آمد که حداقل وضعیت حاکم تغییری نکند و پروژهٔ یکدست سازی ادامه پیدا کند.
اگر انتخابات به دور دوم کشیده شود، من به عنوان یک کنشگر مدافع تحریم وظیفهٔ خود می‌دانم که همراه مردم شوم و کار نیمه تمام آنها را تمام کنم، حتی اگر حاکمیت بنا داشته باشد که به مانند سال ۸۸ با دست بردن در نتیجهٔ آراء، خود را بیش از پیش در چاه ویل سرنگونی بیندازد.
اما پیشاپیش خدمت جناب پزشکیان عرض می‌کنم که روی حمایت این شهروند ایران زمین حساب کنید، اما بدانید که چک سفید تقدیم‌تان نخواهم کرد و همواره در قامت یک منتقد، ذره ذرهٔ عملکرد شما را زیر ذره‌بین خواهم برد و از مطالباتی که خود را متعهد به آن نموده‌اید، خواهم پرسید.

عزت زیاد

This comment was minimized by the moderator on the site

استشمام!
هنوز با قاطعیت نمی‌توان نظر داد، اما آنطور که استشمام می‌شود، آقای پزشکیان به تنهایی به اندازهٔ جمع آراء دو کاندیدای "جبههٔ نیروهای انقلاب" رأی آورده، اما به پیروزی‌اش در دور اول اطمینان نیست

واقعیت تازه
مشارکت حدود 40 درصدی و پیشتازی یک اصلاح‌طلب؟
بله. واقعیت تازه‌ای که امید می‌رود به مثابه بانگی بر بالین به خواب رفتگان عمل کند.
با این نرخ مشارکت که البته هیچ افتخاری برای حکومت ندارد، اپوزیسیون برانداز هم نمی‌تواند اعلام پیروزی کند. اگر مشارکت به زیر 30 درصد سقوط می‌کرد، آنگاه می‌شد ادعا کرد که کچ تحریم گرفته است.

مسئولیت تراژیک و ناخواسته!
دیگر مسجل شده است که مسعود پزشکیان و سعید جلیلی به دور دوم انتخابات راه یافته‌اند.
این "دور دوم" چه مسئولیت ناخواسته، سنگین، هولناک و تراژیکی به دوش آن دسته از منتقدان وضع موجود گذاشت که به انحاء مختلف از زیر بار حضور در انتخابات فراری بودند!

نرخ مشارکت در دور دوم
به نظرم نرخ مشارکت در دور دوم بالاتر از دور اول خواهد رفت. می‌پرسید؛ چرا؟چون حضور تیم آقای جلیلی در پاستور که مایل به خروج ایران از ان.پی.تی است، خیلی‌ها را به وحشت می‌اندازد. گمان می‌کنم مهندس میرحسین و مصطفی تاجزاده و باقی کنشگرانی که همانند آنان می‌اندیشند، دور دوم مجبور به موضع‌گیری به نفع آقای پزشکیان شوند.
شاید گفته شود که سیستم به هر حال تیم جلیلی را هم به فرض ورودشان به پاستور کنترل و مدیریت خواهد کرد. به نظرم این تیم به دلیلِ پایگاه جسور و کفِ میدان خود، چندان کنترل‌پذیر نیست و با فشار آن پایگاه، می‌تواند کنترل‌ها را بی‌اثر کند و برنامۀ آخرالزمانی خود را به پیش ببرد.
احمد_زیدآبادی
@ahmadzeidabad

This comment was minimized by the moderator on the site

یک انتخابات و دو پیام جدی از اکثریت / این 80 درصد قدرتمند علیه "سیاهچاله جریان پایداری" متحد شوند

عصرایران نوشت:

ایران ما، اکنون به خانه ای شبیه شده که آتشی بر آن افتاده است. اولین و فوری ترین کار و وظیفه ساکنان چنان خانه ای، فرونشاندن آتش است تا بعد از آن، درباره نحوه اداره خانه با یکدیگر مشورت کنند.

این که  حدود 60 درصد مردم ایران با صندوق قهر کرده اند، باید پیامی صریح و بی پروا به حاکمیت باشد. این پیام اسفند گذشته نیز در انتخابات مجلس داده شد. اگر جمهوری اسلامی همانند هر حکومت دیگری به بقا و مشروعیت می اندیشد، چاره ای جز تعامل با مردم و کسب رضایت آنها از طریق اجرای خواسته های عمومی ندارد.

تا پیش از این تقریباً همه تحلیل ها حاکی از این بود که در مشارکت 40 درصدی، اصولگرایان برنده می شوند. با این حال در همین مشارکت اندک نیز پزشکیان رأی بیشتری دارد؛ یکی از فعالان رسانه ای اصولگرا در این باره نوشت: چه کرده ایم که در انتخابات 40 درصدی هم مردم به ما اقبالی ندارند؟!

گفتیم که در انتخابات اخیر، دو گروه دو پیام قدرتمند به نظام دادند: آنان که رأی ندادند و آنان که به پزشکیان رأی دادند. اینان گروه قدرتمند و بر اساس تحلیل وضعیت انتخابات و آراء، اکثریتی حدوداً 80 درصدی هستند که خواهان تغییرند و برای رسیدن  به این هدف، باید در وضعیت "افتادن آتش به جان خانه" ، متحد شوند و نگذارند خانه مشترک شان طعمه آتش شود و ایران به خاکستر بدل شود. گام اول آن است که به رای دادن و ندادن همدیگر احتران بگذارند و گام دوم نیز همگرایی است.

@eskannews_com

This comment was minimized by the moderator on the site

انتخابات عرصه خواستن و‌نخواستن است

این روزها کار اصلی من قانع کردن تحریمی ها برای رای دادن و مشارکت بود. صادقانه عرض می کنم حتی یک دلیل عقلانی و‌موجه و‌منطقی برای سخن خود ندارند . پشت عواطف خود پنهان شده اند . از حکومت خشمگین هستند از عملکردها ناراضی هستند داغ دیده اند تصاویر خشونت در خیابان از جلو‌چشمان آنها
رژه می رود. چای دبش و پرونده های فساد را در ذهن دارند ‌‌و با وضع کودکان کار مقایسه می کنند . فریبکاری ها و‌ دروغ ها را به یاد دارند. پشت این دردها خشم پنهان شده اما نتیجه گیری از آنها کاملا غلط است که کنار بکشند و از فرصت انتخابات برای اعمال حق شهروندی خویش استفاده نکنند
این دوستان هنوز باورندارند کشور مال ماست همه چیز مال ماست برای مردم است برای ایران است اگرحقوقی ازما پایمال شده یا از دست رفته باید آن را پس گرفت منتظر اینکه از خارج کسی حقوق ما را بستاند توهم است و اینکه حق خوران منصف شوند اشتباه است بایدازهمه فرصتها از جمله انتخابات بهره برد
رای ما دو پیام دارد اینکه چه می خواهیم ‌و چه نمی خواهیم .اگر خواسته ها و نخواسته های ما پشتوانه رای اکثریت داشته باشد با سربلندی و افتخار و قدرت بیشتر برای احقاق حقوق ملت و توسعه ایران گام برخواهیم داشت . باز هم هر طور صلاح می دانید.

امیر دبیری مهر (https://t.me/andishkadeye_kherad)

This comment was minimized by the moderator on the site

رئیس جمهور بدبخت

اینکه حسن نصرالله(حزب الله) و زیادالنخاله(جهاد اسلامی فلسطین) سخنرانان اصلی چهلم پیشتاخته رئیسی در مصلی تهران بودند حتماً می تواند برای ایرانیان حتی در سطح درک و وطن دوستی امثال رئیسی و امیرعبداللهیان قابل تامل باشد. چنانکه محمدمهدی همت(فرزند شهید همت که پدر را ندیده بود) خطاب به مردم نوشت؛
احتمالاً از جلسه خیابان راهنمای مشهد چیزی شنیده باشید.
بزرگان مقاومت هر چه گفتند آقای جلیلی کوتاه نیامد.
وسط مذاکره هم رژیم صهیونیستی دمشق را زده تا قاآنی از مذاکره خارج شود.
حالا روشن شد که سود این لجبازی به حساب چه کسانی واریز می شود.
اینکه همت از حضور رهبران مقاومت همراه سردار قاآنی سپاه قدس در نشست انتخاباتی یک جریان سیاسی خاص در خیابان رهنمای مشهد می گوید قطعاً برای هر ایرانی شرافتمندی چیزی جز فاجعه در حوزه امنیت ملی ایران نخواهد بود. فرماندهان محور مقاومت و فرمانده سپاه نیروهای برون مرزی در نشست مشهد به تصمیم گیری در مورد انتخاب رئیس جمهور ایران نشستند. فاجعه فطعاً بسیار فراتر از حضور نیروهای واکنش سریع آمریکا در طبس یا حمله و تصرف بخش‌هایی از خاک ایران توسط عراق است. یعنی بنابر اظهار همت خاکی که پدرش برای استقلالش جان باخت حالا سالها از اشغال بی صدایش گذشته است.
اینکه سالهای نچندان دور هاشمی شاهرودی رئیس پیشین قوه قضاییه و رئیس شورای هماهنگی سران سه قوه در قالب برپایی جلسه عزاداری میزبان تجمع بزرگی از روحانیون عراقی ساکن ایران بود شاید به فهم نشست رهبران مقاومت در نشست انتخاب کاندید مناسب برای ریاست جمهوری ایران هم باشد. هرچند همت مدعی است حمله به هدفی خاص در مرز سوریه و عراق هم با هدف اثرگذاری رژیم صهیونیستی در تصمیم متخذه همین نشست انتخاباتی انجام شده است. اینکه همت حمله اسرائیل به یک هدف در سوریه را برای خارج کردن قاآنی از جلسه مذکور می داند شاید به معنای همسویی بیشتر کاندبد مقابل با خواست اسرائیل هم باشد.
اینکه براساس اصل ۱۱۵ قانون اساسی رئیس جمهور توسط شورای نگهبان از میان رجال مذهبی و سیاسی واجد شرایط ذیل انتخاب می کنند‌.
ایرانی‌‏الاصل
تابع ایران
مدیر و مدبّر
دارای حُسن سابقه، امانت و تقوی
مؤمن و معتقد به مبانی جمهوری اسلامی ایران و مذهب رسمی كشور
رئیس جمهور پس از کسب رای مردم و تنفیذ ولی مطلقه فقیه طبق اصل ۱۲۱ با حضور در مجلس باید قسم نامه ۲۶ خطی را قرائت نماید.
رئیس جمهور براساس اصل  ۱۲۲ در برابر ملت، رهبر و مجلس مسئول است.
رئیس جمهور براساس اصل ۱۳۴ در برابر تصمیمات و اقدامات هیات دولت هم باید پاسخگوی مجلس  باشد.
براساس اصل ۱۴۰ به اتهامات رئیس جمهور در دادگاه‌های عادی رسیدگی می شود البته رئیس جمهور معمم سهم دادگاه ویژه روحانیت خواهد بود.
رئیس جمهور براساس اصل ۱۱۳ ریاست قوه مجریه را جز در اموری كه مستقیماً به رهبری مربوط می‏شود، بر عهده دارد.
رئیس جمهور طبق اصل ۱۱۴ چهار ساله بوده و در صورت صلاحدید می تواند توسط رهبری، مجلس و دادگاه برکنار گردد.
اینکه برخلاف شرایط رئیس جمهور انتخاب ولی مطلقه فقیه براساس اصل ۵ و ۱۰۹ قانون اساسی منوط به ایرانی الاصل و تابعیت ایران نیست و توسط نمایندگان مجلس خبرگان از میان دارندگان شرایط ذیل بدون سقف زمانی با اختیارات مندرج در اصل ۱۱۰ و اختیارات تام ناشی از ولایت مطلقه برخوردار است انتخاب می شود؛
صلاحیت علمی لازم برای افتاء در ابواب مختلف فقه
عدالت و تقوا
بینش صحیح سیاسی و اجتماعی
تدبیر، شجاعت، مدیریت
قدرت كافی برای رهبری
ولی مطلقه فقیه منتخب نمایندگان مجلس خبرگان رهبری بنابر اظهارات مکرر نمایندگان مذکور پاسخگوی هیچ مرجعی نبوده و در حکم مولا(صاحب) بر موالی(بندگان) است.
ولی مطلقه فقیه قسم نامه نداشته و بدون نیاز به تنفیذ حکم لحظاتی پس از اعلام انتصاب، پذیرای بیعت نمایندگان مجلس خبرگان رهبری خواهد بود.
هیچ دادگاهی و مرجع قانونی بدون اذن رهبری قادر به احضار، محاکمه و حتی تحقیق و تفحص و سوال از منصوبین رهبری نیست.
اینکه آیت الله العظمی منتظری جانشین منتخب مجلس خبرگان رهبری به جانشینی مرحوم امام خمینی انتخاب و پس از مدتی توسط همان مجلس برکنار و در حصر خانگی و محرومیت اجتماعی-سیاسی قرار گرفت حرف جدیدی نیست. اما می توانست به منزله عدم صلاحیت عقلی و شرعی نمایندگان مذکور برای ادامه کار و انتخاب رهبر بعد باشد که نشد و نمایندگان مجلس خبرگان مذکور در دو مقطع انتخاب و برکناری منتظری بدون نیاز به پاسخگویی به یک ملت در چهره یک قهرمان عکس یادگاری گرفتند. ۸تیر
https://t.me/Khabar_Naghde

This comment was minimized by the moderator on the site

من رای میدهم تا با نحوه حکمرانی مخالفت کنم.
تو رای نمیدهی تا با نحوه حکمرانی مخالفت کنی.
هردو این حکمرانی را قبول نداریم. این مهمترین وجه اشتراک موجب اتحاد من و تو است.

هردو ایران را دوست داریم
هردو عزت ایرانی برایمان مهم است
هردو ایران را سربلند و مقتدر میخواهیم
هردو مطالبه گر حقوق اساسی و انتخاب سرنوشت هستیم.
هردو در خیابان باتوم خورده ایم یا باتوم خوردن ها را دیده ایم
هردو در خیابان صحنه هایی را دیده ایم که قلبمان لرزیده است
هردو از دروغ و توجیه منزجر هستیم
هردو در غم از دست دادن دوستانمان در پرواز اکراین اشک ریخته ایم
هردو از تحقیر و توهین در خیابان متنفر هستیم
هردو از پیامک کشف حجاب بیزاریم
هردو بهشت را به زور نمیخواهیم
هردو از خس و خاشاک خوانده شدن در ۸۸ بغض داریم
هردو از حصر ناعادلانه قهرمانانمان رنجوریم
هردو از حذف ظالمانه وریا غفوری و ظلم به علی دائی و یحیی گل محمدی و سایر قهرمانان و هنرمندانمان به دلیل همراهی با مردم ناراحتیم
هردو از اینکه خودمان یا دوستانمان مجبور به ترک وطن و پذیرش سختیها و مشکلات مهاجرت اجباری میشویم، دردمندیم

دوست و یار دبستانی من، هرچند پزشکیان کامل نیست، ولی برای عدم تکرار این زخمهایی که به روح و جانمان زده اند، نیاز به بهانه ای برای مطالبه گری داریم.رای بده و بجای شادی، مطالبه گری کن.

این تایید صلاحیت نتیجه شنیده شدن صدای قهر و اتحادمان در دو انتخابات قبل است.
فرصت چیدن میوه درخت اتحادمان است.
بجای قهر، رای بده و مطالبه گر رای باش.
بجای قهر، رای بده و مطالبه گر وعده ها باش

با رای ندادن در عمل به اقلیت دیگری رای داده ایم که متوهمانه و تمامیت خواهند .
قدرت اتحادمان را به پزشکیان بدهیم و حقوقمان را مطالبه کنیم. ما تجربه جنبش های ۱۵ سال گذشته را داریم و نخواهیم گذاشت از قدرت اتحادمان سوئ استفاده بشود. آگاهانه رای میدهیم و این بار بعد از رای دادن راهپیمایی سکوت نمیکنیم.

وقت قهر و رفتن نیست، بمانیم و ایران را پس بگیریم.

ما اکثریت هستیم. به عرصه بیایید و آینده کشور را رقم بزنید. صفحه مهمی از دوران ایران عزیز در حال ورق خوردن است.سالهای آینده نزدیک بسیار مهم و تعیین کننده در آینده فرزندانمان خواهد بود. فرق میکند آن موقع چه کسی در پاستور باشد.

یا علی

This comment was minimized by the moderator on the site

سیدمحمد صدر، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام: اقدام شورای نگهبان متفاوت بود

سیدمحمد صدر خطاب به مرددین گفت:
دنیای سیاست دنیای واقعیات است نه ایده‌آل‌ها
صدر از این گروه خواست برای ایران پای صندوق‌های رای بیایند.
استقبال خوبی شده و ممکن است برخلاف نظرسنجی‌ها در همان دور اول انتخابات تمام شود /انصاف نیوز


لوپاریزین فرانسه

"انتخابات ریاست جمهوری نامشخص در ایران، یک اصلاح طلب می خواهد غافلگیر کند"
"این انتخابات پس از جان باختن رئیس جمهوری، ابراهیم رئیسی در سانحه هلیکوپتر در ۳۰ اردیبهشت برگزار می شود. این شگفتی می تواند از سوی مسعود پزشکیان، نماینده ۶۹ ساله و تنها نامزد اصلاحات باشد"./ روزنامه نگاری جدید
@sharghdaily


رحمت الله بیگدلی:
ایجاد محدودیت برای رای‌دادن مردم هم‌اکنون در حسینیه ارشاد مانع رأی ‌دادن کسانی می‌شوند که می‌خواهند با کارت ملی قدیمی با هویت اثبات‌شده رأی بدهند!
همچنین با کسانی که اندکی موهایشان بیرون است برخورد نامناسب می شود!
در انتخابات مجلس با گواهینامه رانندگی هم رای می گرفتندو رای دادن بی حجاب را هم تبلیغ می کردندو  چیزی نمانده بود که بگویند با قبض رسید خشک شویی هم می شود رای داد!
تفاوت در این است که امروز مردم به دکتر پزشکیان رای می دهند!
@sharghdail

This comment was minimized by the moderator on the site

محمد جواد ظریف: ایران منتظر شماست

روز جمعه، ایران منتظر شماست

خودداری از شرکت در انتخابات به دلیل نارضایتی، منحصر به ایران ما نیست. اما در هیچ جای حهان به نتیجه مطلوب نرسیده، تا جایی که ضرب المثلی ساخته‌اند که می‌گوید:
‏«حاکمان بد توسط مردمان خوبی انتخاب می‌شوند که رأی نمی‌دهند.»

‏برای نسل‌های آینده، برای محیط زیست‌ پاک‌تر، برای توسعه کشور و رفاه شهروندان،
‏برای زنان ایران، برای جوانان ایران، برای سربلندی ایران
‏جمعه همراه هم رأی خواهیم داد

‏تو مگو همه به جنگند و ز صلح من چه آید
‏تو یکی نه‌ای هزاری تو چراغ خود برافروز

@Noandishnews

This comment was minimized by the moderator on the site

انقلاب علیه جبهه‌ی انقلاب
یک یادداشت در سه پست- قسمت اول
ح‌ق: یعنی باید گل گرفت در و دیوار جبهه‌ی موسوم به انقلاب را؛ اگر مسعود پزشکیان رئیس‌جمهور ایران شود:
این یعنی حتی در یک رقابت زشت و پلشت پنج به یک هم باز انقلابی‌های گنده‌گو و مدعی و البته توخالی و به شدت بی‌سواد به خصوص از منظر سواد عمومی چاره‌ای جز شکست ندارند.
این یعنی حتی با وجود ناداوری شورای نگهبان باز ته‌تغاری‌های خامنه‌ای که عمری با پول‌توجیبی ولایت امرار معاش کرده‌ند، از شکست خوش‌خیم‌ترین وزیر دوم خرداد هم عاجزند.
این یعنی حتی در شرایط حصر موسوی و کروبی نیز حبس تاج‌زاده و نیز انواع و اقسام محدودیت برای خاتمی، باز جبهه‌ی بی‌عرضه‌ی انقلاب قادر به هیچ فتح درست و درمانی نیست.
این یعنی حتی در انتخاباتی که نه فقط داور مسابقه طرف جبهه‌ی انقلاب است که حتی رأس هرم نظام هم در خلال بدترین جنگ روانی با معترضین و ایراد جملات نخ‌نما، معکوس و مع‌الاسف کذبی مثل «مشارکت باید گسترده باشد» یا «هر رأی آری به نظام است» رسماً و علناً طرف دردانه‌های لوس و ننر خود را گرفته، باز قادر به پیروزی نیستند.
این یعنی حتی با وجود غلبه‌ی گفتمان تحریم انتخابات بر ذهن اقشار قابل توجهی از جامعه، باز هم ترکیب خمینی- هاشمی بیش‌تر از ترکیب خامنه‌ای- مصباح خریدار دارد.
و صدالبته اگر ناظر بر قهر اکثریت با صندوق آرا پزشکیان رئیس‌جمهور نشود، باز باید جبهه‌ی انقلاب را از صدر تا ذیل به عنوان نماد افتضاح و سمبل رسوایی معرفی کرد:
بگیر محمد خاتمی هم‌خواب صهیونیست‌ها؛ حسن روحانی هم‌آب امریکایی‌ها؛ جواد ظریف هم‌تاب غربی‌ها؛ پزشکیان برخلاف نامزدهای کذاب جبهه‌ی انقلاب، نه هرگز دروغی گفت و نه هرگز وعده‌ی پر و پوچ به ملت داد.
پزشکیان با وجود احتیاج مبرم به تحریک جامعه‌ی معترض، حتی یک جمله‌ی ساختارشکن هم نگفت و خود را چیزی جز مجری سیاست‌های کلان معرفی نکرد. این حجم از صداقت جای ثبت در کتاب رکوردهای گینس دارد؛ به خصوص اگر قیاس شود با سکنات جبهه‌ی انقلاب بل‌که ره‌بر انقلاب. آیا جرم است اگر از خامنه‌ای بپرسیم که شما اگر خواهان مشارکت گسترده‌ای، پس چرا لام تا کام علیه مجلس اقلیت مصباح سخن نگفته‌ای؟ و اگر هر رأی را آری به نظام می‌دانی، آیا ناظر بر انتخابات مجلس، می‌پذیری که دل اکثریت ملت با حکومت صاف نیست؟ یعنی کسانی که در دوم خرداد به خاتمی و در بیست و چهار خرداد به روحانی رأی دادند، نه به تغییر بل‌که به شما رأی دادند؟ و آیا جنگ روانی با جمهور، زیبنده‌ی یک ره‌بر دینی است؟ و آیا حلال است این جور کسب پیروزی در انتخابات؟
چی برای جبهه‌ی ورشکسته‌ی انقلاب از این بدتر که نامزد وراجش در دروغ‌ترین ادعای ممکن و در این اوضاع اقتصادی، وعده‌ی طلا به جای یارانه بدهد؟ قاضی‌زاده از زاکانی بدتر و جلیلی از جفت‌شان. باید هم حضرات بیست‌چهاری در مدح مصباح سخن بگویند. اگر بهشتی و مطهری دنبال پرورش آدم برای جبهه‌ی آن روزهای انقلاب بودند، متأسفانه نگاه مصباح به حزب‌الله جز بز افخش نبود. توهمات نامزد اصلح مرا برنامه ببینید و کال‌نامه‌ش را کارنامه. هر چه هم گفتم، بگویید چشم و فراموش نکنید که حق انتخاب رئیس‌جمهور با جمهور نیست. باری جمهوری اسلامی فقط باید بی‌جمهوری اسلامی شده باشد که در خلاق قهر اکثریت با انتخابات بتواند هر سه نسل احمق شاگردهای مصباح ضد ملت را روانه‌ی خانه‌ی ملت کند. عصبانیت محسن هاشمی نه از فلان مصباحیست کوتوله- که حتی رویش نمی‌شود بگوید با چه تعداد رأی رفته بهارستان- بل‌که بی‌تعارف بنویسم: از این حد از سیاسی‌کاری ره‌بری است که سه روز مانده به انتخابات این‌چنین به نفع کاندیدهای فشل جبهه‌ی انقلاب حرف می‌زند.
ماجرا از دو حال خارج نیست: اگر هر رأی یعنی آری به نظام، پس خامنه‌ای باید قبول کند که مردم همین چهار ماه پیش و ناظر بر تحریم انتخابات مجلس، یک نه‌ی بزرگ تحویل نظام دادند. لیکن اگر قرار باشد آن‌جا را این‌جور تحلیل کنیم که «لزوماً هر که به آرای باطله رأی می‌دهد یا حتی انتخابات را تحریم می‌کند، مخالف نظام نیست» پس دیگر «هر رأی یعنی آری به نظام» یعنی چه؟‌ واضح است ترس حاکمیت از چیست: پزشکیان در نظرسنجی‌ها رشد کرده؛ لذا باید جوری سخن بگوییم که پای اکثریت ملت کم‌تر به انتخابات باز شود و چیزی شبیه انتخابات مجلس تکرار شود. این وسط باید افسوس خورد به حال مردمی که از درک بازی خامنه‌ای عاجزند. قدر کافی برای این جمله دلیل آورده‌م در یادداشت‌های اخیرم: واقع امر این است که فی‌الحال هیچ چیز حتی شعار مرگ بر اصل ولایت فقیه نمی‌تواند اندازه‌ی ریاست‌جمهوری پزشکیان، خامنه‌ای را عصبانی کند. بدا به حال مردمی که فریب بازی خامنه‌ای را بخورند: «حالا که تو دنبال مشارکت انبوهی، ما هم انتخابات را تحریم می‌کنیم!» خوشا به حال مردمی که از خامنه‌ای زیرک‌تر باشند: «تو هر چه می‌خواهی بگو؛ ما اذن نمی‌دهیم مجلس مصباح در اشل دولت هم تکرار شود!»
باخت دیگر جبهه‌ی انقلاب معطوف به کاسبی با نعش سوخته‌ی رئیسی است. اگر رئیسی همان ماهاتیر محمد ایران بود و دولتش همان دولت کریمه‌ی موعود، چرا خودش به مردم طلا نداد و این موهبت را ارزانی زاکانی کرد؟

چه فرقی می‌‌کند نامزدهای قلابی جبهه‌ی نگون‌بخت انقلاب به نفع یک نفر کنار بروند یا نروند؟ کنار بروند، به پاجوش‌ها دروغ گفته‌اند؛ کنار نروند، به چنارها دروغ گفته‌ند. من کاری به شریعت ملاعمری مصباح و آقاطهرانی و صدیقی و مرده‌شور هیچ کدام‌شان ندارم. در شریعت برادران باکری از زنا هم بدتر است دروغ. همان دروغی که هرگز بر زبان پزشکیان جاری نشد، مکرر بر زبان امثال جلیلی جاری شد. باید هم جلیلی مشکلی با FATF نداشته باشد و مگر جلیلیون سفارت‌نورد سعودی در دولت روحانی، در دولت رئیسی تا حد بیضه‌مالی سفیر عربستان هم نرفتند؟ باری در جبهه‌ی مصباحیست‌ها دعوا سر لحاف ملاست، نه حق و حقوق ملت. نقل شیادهایی است که با ریش تیغ می‌زنند و شیطان نه عجب که از ترس جای مهر روی جبین‌شان پناه به خدا ببرد. چی شد پس جناب قاضی‌زاده؟ کشیدی کنار؟ تو رئیس بنیاد همین شهید رئیسی هستی و الا پشگل هم بارت نمی‌کنند خانواده‌ی باکری‌ها.
یازده سال بعد از انتخابات نود و دو، اغلب بلندگوهای مرسوم حزب‌اللهی که آن روزها مرا بابت رأی به قالی‌باف نکوهش می‌کردند، اینک خود نه فقط مبلغ حاج‌باقر شده‌ند که از این حد لجاجت جلیلی و جلیلیون به تنگ آمده‌ند. فقط مانده سخن‌ران غیر ایرانی مراسم چهلم رئیسی کار ناتمام ره‌بر را تمام کند و ضمن دعوت نامزدهای جبهه‌ی انقلاب به اتحاد، از «هر رأی یعنی آری به نظام» سخن بگوید! به هر حال برای بریدن پای طرف‌داران پزشکیان از انتخابات حیف است از همه‌ی ظرفیت‌های حزب‌الله استفاده نشود؛ ولو ورژن غیر وطنی‌ش!

باری مسعود مگر انتخابات را به تحریم‌کنندگان انتخابات ببازد و الا تا همین الان هم پزشکیان برنده بوده. گذشت دوره‌ای که مردم عطر شهدا را از تیترهای کیهان می‌گرفتند. تسلط پزشکیان به نهج‌البلاغه و ظریف به قرآن ریشه در تسلط صیاد در قرآن و چمران در نهج‌البلاغه دارد و اگر سوپرانقلابی‌ها مصرند که برای خوارج نمونه‌ی معاصر پیدا کنند، صریح می‌نویسم که این مصباح بود که کلام‌الله را می‌برد روی نیزه‌ی جهل و جمود تا از دل جمهوری اسلامی مطهری و بهشتی، بی‌جمهوری اسلامی آخوندهای دین‌خوار و زمین‌خواری مثل صدیقی و آقاطهرانی بیرون بیاورد. پزشکیان همین که در خط جانمازآب‌کش‌های فاسد نیست و همین که جوجه‌مداح‌ها علیه او گارد دارند و همین که در دوگانه‌ی باکری‌ها و محصولی‌ها طرف صداقت شهیدان است و همین که این همه نظام با لطائف‌الحیل می‌خواهد از آرایش کم کند؛ نیز ناظر بر کار و کارنامه‌ش، می‌توان او را نامزد_جمهور خواند. و الا اگر به طعنه و کنایه باشد، من هم بلدم بنویسم هیهات من المصباح و من الصدیقی و من المرده‌شور و من الجای لجن روی جبین مداح‌شومن‌ها؛ ولو هوادار قالی‌باف باشند! مگر شما سال نود و دو در بدترین گارد علیه این حقیر ادعا نمی‌کردید باقر حتی از روحانی هم بدتر است؟ ده سال دیرتر از من، مصباح و نامزد اصلحش را شناخته‌اید و دیگر کار از کار گذشته. بگیر جلیلی بکشد کنار؛ چه خواهید کرد با تصلب جلیلی‌چی‌ها؟ گفته بودیم طرح ولایت، ضد ولایت عمل می‌کند...

جبهه‌ی انقلاب برای من جبهه‌ی خیبر است که مهدی، حمید را آن‌جا جا گذاشت؛ چون معتقد بود خون برادرش رنگین‌تر از خون بچه‌های مردم نیست. نامزد جبهه‌ی انقلاب خلف وعده نمی‌کند، دروغ نمی‌گوید، پنج به یک سر کسی آوار نمی‌شود و انگ خیانت به ظریف نمی‌چسباند. همان قاسم که علاوه بر قالی‌باف، با ظریف هم هم‌کاری و هم‌راهی می‌کرد، مرز روشنی داشت با پای‌داری. جبهه‌ی انقلاب جای ساکت انقلاب و غایب جبهه نیست که الحق جبهه‌ی مصباح، همین حزب پای‌داری است. من شکی در توان بالای مدیریتی قالی‌باف ندارم لیکن باقر مادام که حاضر نباشد مرز خود را با مصباحیسم پررنگ کند و بدون خجالت، از موضع خود علیه هر سه نسل احمق شاگردهای مصباح رونمایی کند، سیخ را زودتر از کباب خواهد خورد و خب اقلاً رأی مرا هم نخواهد داشت. این وسط می‌ماند پزشکیان که از قضا محبوب بسیاری از خانواده‌ی شهدای مدافع وطن از قبیل باکری‌ها شده. نماز مهدی و حمید را محصولی هم می‌خواند ولی باکری‌ها نه در خط هفت‌خطی مثل مصباح بل‌که در خط مردم کوچه و بازار بودند. اگر پشت پزشکیان به خاتمی و روحانی و ظریف گرم است، مگر از حمایت خانواده‌ی شهدا محروم است؟ و مگر کدام زنان بیش از هم‌سران باکری‌ها اعتراض دارند به حکومت اسلامی مصباح؟ و مگر همه‌ی آن‌چه صفیه مدرس و فاطمه امیرانی می‌گفتند، از قضا برای این نبود که هرگز نرسیم به این آه ناتمام کاملیا سجادیان؟

پزشکیان غریبه با سوز سینه‌ی سوم خردادی‌ها نیست و من به تنها نامزد جبهه‌ی انقلاب مصطفی چمران رأی می‌دهم. کسی که می‌فهمد نمی‌فهمد و می‌فهمد که به تخصص و متخصص به اندازه‌ی خون باکری‌ها باید متعهد بود...
حسین_قدیانی

لینک کانال ح‌سین ق‌دیانی:
https://t.me/ghete26

This comment was minimized by the moderator on the site

منتخب مشترک خاتمی و ناطق نوری

اینکه قوه قضائیه و دادستان چرا شرافت ذاتی رسیدگی به ابر اتهامات مطرح در رسانه های حکومتی رسمی علیه افراد را ندارد قطعاً به ذات حکومتی دولتی رسانه ها و عناصر اتهام پراکنی دارد هرچند از قوه قضاییه و دادستان عامل حکومت هم انتظاری بیش از این نباید داشت. قوه قهره حکمرانی که علی الظاهر رسالت، ماموریت و وظیفه خاصی جز اتهام سازی علیه مردم تحت عناوینی چون تبلیغ یا قصد تبلیغ علیه نظام و توهین یا قصد توهین به مقامات عالی حکمرانی ندارد. یعنی شکل گیری و گسترش اَبر مفاسد و اَبر مفسدین را می توان نتیجه وجودی چنین ساختار قضایی دانست و به همین دلیل راهی برای رهایی اَبر مفاسد و آَبر مفسدین متصور نیست.
اینکه کاندیداهای ریاست جمهوری مقابل دوربین نشسته و متقابلاً یکدیگر و جریان‌های حامی یکدیگر را به دهها فساد سیاسی، اخلاقی، اجتماعی ، مالی تا جاسوسی و خیانت به مردم و کشور متهم کنند و هیچ مرجع با شرافتی هم در حکمرانی برای احضار و درخواست اسناد و مدارک اثبات جرم وجود نداشته باشد. یعنی آحاد مردم ایران مجاز هستند هر وقت و در هرکجا تمام مقامات دیروز و امروز حکومت ایران از شخص امام خمینی تا پائین ترین سطوح مدیریتی کشور را به انواع انحرافات تا فاسد و جاسوس یا خیانت متهم کنند. هرچند  ساختار قضایی حکمرانی اثبات کرده است که این قاعده عمومی در مورد رهبر مستقر و عناصر مورد عنایت ویژه رهبری مانند حاج قاسم و امروز رئیسی صادق نبوده و به اشد مجازات قابل جرم انگاری است. چنانکه قاضی زاده کاندید ریاست جمهوری مامور به انصراف در سخنرانیهای انتخاباتی این دورا بی هیچ منطق و دلیلی خاصی نسبت به اثبات هندی الاصل بودن مرحوم امام خمینی اقدام کرد عنوانی که در گذشته نچندان دور حرم انگاری و گوینده مورد برخورد قرار می گرفت.
اینکه منتخب تام الاختیار مقام معظم رهبری طی سه دهه گذشته در مسند موسسه و روزنامه کیهان علی رغم اثبات مکرر دروغگویی مجدداً برای لجن پراکنی معمول انتخاباتی علیه دکتر مسعود پزشکیان به دروغ ملاقات دکتر آیت الله سید محمد خاتمی رئیس جمهور هفتم و هشتم با جورج سوروس اشاره بنابراین دکتر پزشکیان را کاندید نامناسب ریاست جمهوری معرفی کرد و ساختار قضایی کشور چون همیشه و بنابر روال گذشته صُم و بُکم ساکت و خاموش است. یعنی مردم ایران که علی رغم تمامی بازی سازیهای کثیف سیاسی تا امنیتی هنوز هم قادرند با نیم نگاهی به انتخابات مانند انتخابات ۷۶ و ۸۰ (خاتمی) یا ۹۲ و ۹۶ (روحانی) در برابر عناصر و جریانهای تکفیری و ضاله داخلی قدرت نمایی کرده و زمینه ساز حضور حداکثری دکتر پزشکیان در مسند ریاست جمهوری ۱۴۰۳ و ۱۴۰۷ باشند باید مطمئن هم باشند که انتخاب حداکثری دکتر پزشکیان با رای فزاینده در دومین دوره ریاست جمهوری مانند آنچه برای خاتمی در ۸۰ و روحانی در ۹۶ رقم خورد می تواند به معنای کسب آمادگی برای انتقام گیری جریانهای ضاله و تکفیری از مردم ایران هم باشد.
اینکه علی رغم تغییر غیر معقول ساعت مناظره پنجم از ساعت ۲۰ به ساعت ۱۲ ظهر و گنجاندن تکرار سخنرانی مقام معظم رهبری در میانه مناظره که مقابل پزشکیان پیامی روشن داشت  شخصیت ممتازی چون آیت الله اکبر ناطق نوری از استوانه های بی بدیل انقلاب و امام خمینی و مرحوم آیت الله هاشمی به میدان آمد و از کاندیداتوری دکتر پزشکیان حمایت کرد تا در کنار حمایت دکتر روحانی و دکتر سید محمد خاتمی وزن انتخاباتی دکتر پزشکیان را غیرقابل دسترس کنند حتماً می تواند نوید بخش فصل جدیدی از استحکام بخشی به حضور دکتر پزشکیان در مسند ریاست جمهوری متکی بر تجربیات بسیار ارزشمند خاتمی و روحانی و حتی احمدی نژاد در چالشهای ایجادی عنلصر و ارکان متصل به حکمرانی پیشروی ریاست جمهوری باشد. اما اینکه ناطق نوری و سید محمد خاتمی رقبای جدی در انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۷۶ در ۱۴۰۳ دوشادوش و هم نظر به یک منتخب محبوب مردمی اکثریت ایرانیان رسیدند شاید وعده به وقوع اتفاقات متفاوت در دوره ریاست جمهوری دکتر پزشکیان هم باشد. ایکاش قالیباف هم تا فرصت هست بفهمد که سردار قالیباف درهم پیچیده ذیل پیروزی حداکثری دکتر پزشکیان در مجلس هم جایگاهی آبرومند نخواهد داشت. ۷تیر
https://t.me/Khabar_Naghde

This comment was minimized by the moderator on the site

دویدن در پی دو "سراب"


به پزشکیان" رأی خواهم داد.
اما چرا تصمیم به رای‌دادن و رای‌ندادن (هر دو) این چنین دشوار شده است؟

۱. در حالی‌که تا انتخابات ریاست جمهوری فقط دو روز دیگر، بیش نمانده است، اما هنوز شمار بزرگی از شهروندان، در رأی دادن و یا رأی ندادن تردید دارند. تصمیم‌گیری برای این گروه چشمگیر، بسیار سخت و دشوار شده است؛ زیرا به‌نحو رضایت‌بخشی نمی‌توانند نسبت‌شان را با این پدیده مشخص کنند. نه از صندوق، دل می‌کَنند و نه به آن، دل می‌سپرند. نه به آن امیدوارند و نه از آن رویگردان.
این گروه می‌دانند از "صندوق رأی" انتظار معجزتی نباید داشت، اما با این پرسش هولناک دست و پنجه نرم می‌کنند که آیا "صندوق رأی"، می‌تواند از سرعت ماشین تخریب جامعه و زندگی‌شان بکاهد یا خیر؟
اگر وضعیت را نمی‌تواند بهبود بخشد، آیا از بدتر شدن اوضاع می‌تواند جلوگیری کند؟

چونان بیماری که می‌داند بیماری‌اش را نمی‌تواند درمان کند، اما فقط تلاش می‌کند وضعش از این که هست بدتر نشود و یا دست‌کم، جلوی سرعت بیماری‌اش را بگیرد. بر چنین شخصی خرده نمی‌توان گرفت اگر تلاشی به‌ظاهر بیهوده می‌کند. به‌جای او باید زیست تا دلهره و هراس را در عمیق‌ترین لایه‌های وجودی‌اش احساس کنیم. فهم کنش‌ انسانی را که با غول مرگ می‌جنگد، صرفا با عقل محاسبه‌گر ممکن نیست، همدلی گسترده و خود را به جای او گذاشتن، لازم است. با نزدیک شدن به اضطراب‌های وجودی او، شاید فهم رفتارش ممکن شود.
به‌تعبیر "حافظ":
درد دارد، چه کند کز پی درمان نرود

"هاجر"، در پی دو سراب می‌دوید تا در آن وادی خشک و سوزان، برای کودک تشنه‌اش آبی بیابد. او می‌دانست در آن‌سو سرابی بیش نیست، اما به‌سوی آن می‌دوید؛ و دوباره می‌دوید به همان‌جایی که از آن‌جا آمده بود و یقین داشت که در آن‌جا هم آبی نیست. در پی سراب هفت بار دوید. زیرا جز دویدن چه می‌توانست بکند؟

آدمی (به‌نحو فردی) و آدمیان (به‌نحو جمعی)، گاهی در موقعیت‌ آن بیمار و یا در شرایط "هاجر" قرار می‌گیرند. موقعیت "سراب و تشنگی". در چنین موقعیتی است که حتی حاضرند در پی سراب بدوند. و چه دردناک است سرنوشت ملتی که "دویدن و نرسیدن، کسب و کار او شده است". مجبور است در پی سراب بدود و باز هم بدود؛ شاید چشمه‌ای جوشان از آن‌جایی آغاز شود که فرزندش، پای بر زمین می‌کوبد. او این را نیز نمی‌داند، پس باید بدود میان دو سراب.  چرا که،
کوشش بیهوده، به از خفتگی است"


۲. تصمیم به رای‌دادن و رأی‌ندادن، بسیار سخت شده است، زیرا ما شهروندان به مثابه‌ی عابران "موقعیت مرزی"، نه چشم به آن سوی کنش و نه این سوی کنش داریم. موقعیتی که سنجش تبعات و پیامدهای احتمالی رأی‌دادن و رأی‌ندادن‌مان را نمی‌توانیم به درستی و با درجه‌ی اطمینان بالا بسنجیم. فضای دودآلود که گاهی تا یک قدمی سرنوشت خود را نمی‌توانیم حدس بزنیم. بلاتکلیفی در تصمیم‌گیری به همراه تشویش هزار اما و اگر.

دشواری انتخاب، ناشی از زیستن در دوگانه‌ای است که به آسانی نمی‌توان از آن عبور کرد، آن دوگانه چیست؟
"تجربه‌های پیشین" که چنگی به دل نمی‌زنند و طعم شکست دارند و "آینده‌ای تاریک و پرخطر" که از آن گریزی نیست. آوارگی میان "گذشته" و "آینده"، دو احساس را در ما پر رنگ می‌کند. احساس "پشیمانی" و "هراس". پشیمان از گذشته و هراسان از آینده‌ایم.

وقتی به سرنوشت رأی‌مان در گذشته می‌نگریم، تصمیم می‌گیریم در انتخابات شرکت نکنیم؛ اما هنگامی که به آینده‌ی مبهم و پرخطر چشم می‌دوزیم، تردیدِ رأی‌دادن برجان ما می‌افتد؛ که شاید با رأی‌دادن، بتوانیم اندکی از سرعت تخریب همه‌چیز بکاهیم. دیری است که چنین‌ایم. چه کنیم که تا اطلاع ثانوی، با ریزش سنگ قدرت بر جاده‌ی زندگی، راه رسیدن به منفعت بسته شده است. هر کاری می‌کنیم برای آن است که نگذاریم این فروبستگی، ما را بیش از این، ویران کند و در نهایت، درد و رنج‌مان افزایش یابد.

به پزشکیان رأی خواهم داد
اما نمی‌دانم آیا یک بار دیگر بر پرونده‌ی پشیمانی‌هایم می‌افزایم و یا ذره‌ای از درد و رنج‌هایم را کاهش خواهم داد.
در این هوای مه‌گرفته، جز پیش پای را نتوانیم دید، پس فقط به اندازه‌ی یک گام پیش خواهیم رفت و گام بعدی.


علی زمانیان -  ... ۰۶ / ۰۴/ ۱۴۰۳

@kherade_montaghed

This comment was minimized by the moderator on the site

یک جهان پشیمانی و یک ایران عبرت!

آرام نشسته‌ام و دور از مرده‌بادها و زنده‌بادها، پلک‌هایم را بسته‌ام اما می‌بینم که راه تاریخی مردم به کدام سمت است و حق مثل جواهری چطور از زیر لجن‌ بیرون می‌آید و آفتاب راستی چطور هزار لایه‌ی دروغ را می‌شکافد و راه چطور خود را نمایان می‌کند...

انتخابات، رای دادن و رای ندادن و این‌که در نهایت چه کسی روی آن صندلی تکیه می‌زند، چندان مهم نیست؛ که اگر کمی از ظواهر ماجرا فاصله بگیریم چیزهایی می‌بینیم که امیدبخش است و آرزوساز. بیایید دوباره مرور کنیم واقعیت‌های بزرگی را که از  بازی حقارت‌بارشان بیرون زده است:

هیچ‌کس جرات حمایت از گشت ارشاد را ندارد، حجاب‌بان‌ها مثل علف‌های هرزی شده‌اند که معلوم نیست چه کسی آن‌ها را کاشته است، هیچ‌کس تحریم را نعمت نمی‌داند، نه تنها کسی قطع‌نامه‌ها را کاغذ‌پاره نمی‌خواند بلکه سعی می‌کنند آن را از کارنامه‌ی خود پاک کنند، کسی فیلترینگ را توجیه نمی‌کند، شور انقلابی خریداری ندارد و ماجراجویی و خیانت حمله به سفارت‌خانه‌ها را انکار می‌کنند، دیگر هیچ برخوردار فربهی کسی مردم را دعوت به صبر و اشکنه خوردن و لنگ پوشیدن نمی‌کند، همه دنبال مقصر ممنوعیت واردات واکسن کرونا می‌گردند! و همه از تعامل با دنیا می‌گویند... دروغ می‌گویند چون گذشته‌ای دارند پر از شرمندگی و این شرمندگی سند حقانیت مردم است.

جملات تاریخی مهندس موسوی چنان ذهن‌ها را پر کرده که شبیه‌ترین‌شان به احمدی‌نژاد ناخواسته آن را تکرار می‌کند که «نقش مار می‌کشند تا شما را فریب دهند!»، کسی مثل مصطفی پورمحمدی از آیت‌الله منتظری می‌گوید، از این‌که برای این‌که لحظه‌ای درعفو زندانیان وقفه نیفتد او را با لباس خانگی می‌پذیرفت، و افتخارش عفوهایی است که زیرنظر آن بزرگوار داده بود... و تنها کسی که می‌داند نخودی بازی است و برای انصراف تائید شده، از ادامه‌ی راه شهید رئیسی می‌گوید! که در باطن، اگر خود او هم بود نمی‌خواست راه خودش را ادامه دهد.

مردم پیروز شده‌اند، و این رازی است که با لکنت نماینده‌‌ی جریان دلواپس، با انکار نماینده‌ی جریان فشار، با اصرار نماینده‌ی بی‌قانونی به قانون و با تحول نماینده‌ی سنت‌های دهه ۶۰ از پرده بیرون افتاده است. همه‌ی فریادها و بغض‌های‌مان، همه‌ی خواسته‌های سرکوب شده‌مان و همه‌ی روزهای جوانی‌مان راه را بر نماینده‌های فلاکت و عقب‌گرد و ستم گرفته است و در پیشگاه مردم مجبورند که برای دو تا رای حلال، از یک جهان پشیمانی و یک ایران عبرت بگویند.

کاسبان انتخابات که همیشه و در همه‌ی ستادها هستند به کنار؛ اما من هم دست تمام کسانی که دغدغه‌های‌شان نمی‌گذارد رای بدهند می‌فشارم، و هم دست کسانی که امیدشان آن‌ها را به رای کشانده می‌فشارم؛ که ما همه به یک نتیجه رسیده‌ایم: می‌خواهیم از گذشته‌ی نکبت‌باری که ساخته‌اند، بگذریم.
محمدحسین روانبخش

@shoukarani

This comment was minimized by the moderator on the site

حسن روحانی، رئیس جمهور پیشین، حمایت خود از مسعود پزشکیان را اعلام کرد

روحانی با پیامی ویدیویی از «سه سال رنج مداوم» و تورم بالای ۴۰ درصد و «فشارهای اجتماعی و بداخلاقی در خیابان‌ها» انتقاد کرده و گفته است باید به کسی رای داد که «مصمم است سایه تحریم را از سر مردم ایران بردارد.
مصمم است شجاعانه این امضا را انجام دهد و برجام را احیا کند.

به کسی رأی بدهیم که به دنبال آن خواهد بود به اِف‌اِی‌تی‌اِف ملحق شویم و در لیست سفید قرار بگیریم و مشکلات بانک‌ها و روابط بانکی را به حل‌و‌فصل برساند.»

او گفت مسعود پزشکیان شایستگی ریاست جمهوری را دارد.

روحانی خطاب به مردم ایران گفت:‌ «همه ما به پای صندوق رای بشتابیم. من از مردمی که خواهان تعامل سازنده با جهان و خواهان اعتدال در داخل کشور هستند، می‌خواهم که روز جمعه به دکتر مسعود پزشکیان رای بدهند.»

محمد خاتمی هم دیگر رئیس جمهور پیشین نیز حمایت خود از مسعود پزشکیان را اعلام کرده است.

@eskannews_com

This comment was minimized by the moderator on the site

وزیر بهداشت دولت روحانی به امیرحسین قاضی زاده: حضرت عباسی آنان که می‌فهمند به ریشتان می‌خندند! با دروغ و فریبکاری، زحمات مدافعین سلامت را به واژه خیانت ملوث کردید

سعید نمکی وزیر بهداشت دولت روحانی خطاب به امیرحسین قاضی زاده نامزد ریاست جمهوری نوشت: فرمودید که دولت به اصطلاح شما! دو هفته‌ای مشکل واکسن را حل کرد؛ حضرت عباسی آنانکه می‌فهمند به ریشتان می‌خندند و می‌دانند همان شربت کوآموکسی‌کلاو که سال‌ها صادر می‌کردیم مدت‌ها طول کشید که دوستان آوردند آن هم از هندوستان با قیمت بالاتر و تازه پس از ورود در بازار تشنه توزیع و بدلیل عدم کیفیت ریکال شد.

چه کسی باور می‌کند که یک فرآورده بیولوژیک را زودتر از سفارش میز و صندلی به نجار محله دریافت کرد؟ ساده‌ترین مواد اولیه برای صنعت دارو تا زمان تحویل حداقل ۴ تا ۶ ماه وقت می‌خواهد. فروکش کردن اپیدمی در جهان و راه‌اندازی پلنت‌هایی جدید عاملی بود که اکثر تولیدکنندگان در تابستان به تحویل سفارشات قبلی بپردازند.

اشاره فرمودید مدیران کرونای کشور که خود واکسن فایزر زده بودند برای ملت واکسن نیاوردند و باعث آسیب شدند؛ همان‌ها که می‌گفتند نمی‌گذاریم مردم کشور موش آزمایشگاهی واکسن‌های نامعتبر شوند.

همفکران شما در دی‌ماه ۱۳۹۹ مکتوبی امضاء و در حمایت از واکسن تولید داخل، وزارت بهداشت را از واردات هرگونه واکسن منع کردند. پر واضح است تسلط این اندیشه بر وزارت بهداشت در آن ایام با رؤیای تولید داخل با واردات واکسن چگونه رفتار می‌کرد. ما با همکاری وزارت امورخارجه از اولین روزهایی که در جهان موضوع تحقیقات واکسن آغاز شد شروع به کار کردیم، صدها صفحه مکاتبه موجود است که موارد غیرمحرمانه منتشر خواهد شد.

اعلام فرمودید دولت به اصطلاح شما! کرونا را در دو ماهه جمع کردید. شاید ندانید یا عمداً خودتان را به ندانستن زده‌اید، چون درست است ایمونولوژیست و اپیدمیولوژیست نیستید ولی حداقل در واحدهای عمومی پزشکی برایتان گفته‌اند که یک پاندمی در هیچ کجای دنیا توسط هیچ دولت قدرتمندی دو ماهه جمع نمی‌شود. غول چند سر کرونا از قله تا دره ماه‌ها مورد اصابت نیزه شبانه‌روزی دست‌اندرکاران سلامت جهان قرار گرفت و زخم خورده و بی‌جان به دره آمد و شانسی در کنار منزل شما افتاد و آمدید و فرمودید چه شکار مهیبی را از پا در آوردیم! در بازوی نزولی پیک پنجم بیماری پاندمی تشریف آوردید و مطالعه کنید آنزمان کجای دنیا اپیدمی سخت داشتیم که در کشورمان داشته باشیم؟

الگوی همه‌گیری بیماری‌ها در جهان و مناطق مختلف مبتنی بر معیارهای علمی  همه‌گیرشناسی است. چرا مغلطه می‌کنید؟ چرا فکر می‌کنید پای منبرتان عوام نشسته‌اند؟ دنیا و آبرویتان را به چه می‌فروشید؟ این پست‌ها چقدر می‌ارزد؟ جناب آقای قاضی‌زاده، یا کسی که به نفعش کنار می‌روید که اگر اندیشمند باشد با این بی‌کیاستی بکارتان نمی‌گیرد و یا در گوشه‌ای مشغولتان می‌کند و یا کسی که برای تخریبش آن هم با تخریب دولت یازدهم و دوازدهم که ربطی به وی نداشت خودتان را خفه کردید، بر کرسی ریاست‌جمهوری تکیه می‌زند که باز هم تکلیفتان روشن است. ولی بترسید از عاقبتی که خداوند برای آنان که چشم در چشم یک ملت دروغ می‌گویند و با بی‌تقوایی بر آبروی دیگران می‌تازند رقم خواهد زد./ جماران

@eskannews_com

This comment was minimized by the moderator on the site

با دروغ می‌خواهید از اسلام دفاع کنید؟

حسن عابدی جعفری، استاد دانشگاه و وزیر بازرگانی دوران دفاع مقدس، با انتقاد از برخی عملکردها در جریان برگزاری مناظرات انتخاباتی نوشت:

به نام آن که عالم محضر اوست

چقدر برای شهید بهشتی دلم تنگ شده است...

برای سیمای نورانی و هیبت امام گونه‌اش، برای سیره، شیوه و زیست مسلمانی اخلاق مدارانه او؛

هر چه بیش تر در رفتارهای خود و رفتار نامزدهایمان در مناظره‌های انتخاباتی تامل می‌کنم، بیش تر دلم برای شهید بهشتی و رفتارهای اخلاقی او تنگ‌ می‌شود، یادتان هست که با رقیب مارکسیست خود - آقای کیانوری- وقتی که وی آیه قرآنی را به اشتباه خواند، چه رفتاری کرد؟ اشتباه او را در یادداشتی از زیر میز، بی آن که کسی متوجه شود - به وی داد و در نوبت بعدی خود، ضمن تشکر آن اشتباه را اصلاح کرد.

دلم برای شهید بهشتی تنگ شده است...

وقتی آن شهید بزرگوار راجع به فردی که صلاحیت‌های اعتقادیش اشکالات اساسی داشت اما توانایی‌‌هایی هم در او دیده بود، گفت: « قدرت اجرایی و مدیریتی او به درد نخست وزیری می خورد، حیف که التقاط و نفاق دارد، اگر نداشت، مناسب بود.» یعنی: در بدترین شرایط هم، روی نکات مثبت فرد انگشت می‌گذاشت.

دلم برای شهید بهشتی تنگ شده است...

در واقعه ۱۵ خرداد، گفته بودند، الان بهترین موقعیت برای کمک به پیروزی انقلاب است، نیت بدی هم که نداریم. آمار شهدای ۱۵ خرداد را بالا می‌گوییم، خیلی بالا، این ننگ هم که به رژیم  می‌چسبه. بهشتی بدون تعلل گفت: «با دروغ می‌خواهید از اسلام دفاع کنید؟ اسلام با صداقت رشد می‌کند، نه با دروغ.»

دلم برای شهید بهشتی و زیست ارزشمدارانه او تنگ شده است...

آن جا که گفت: « از پلکان حرام که نمی‌شود به بام سعادت حلال رسید.»

اما...

در نزد ما، جز سیاه و سفید در عالم رنگی نیست،  «ما» همه سفیدیم و «رقیب» - بخوانید دشمن- یکسره سیاه!  و در این سیاه - نمایی رقیب، دست به یکی کنیم و هیچ حد و مرزی را به رسمیت نشناسیم و از هیچ کوششی فروگذار نکنیم! خدا را، انصافمان کجا رفته است؟ از همه مهم تر...

دقت کرده‌ایم که در این مناظره ها، ما چه رفتارهایی را - مستقیم و غیر مستقیم- به جامعه و جوانان خود القا کردیم؟ اگر فردا روزی، جوانان ما در جامعه - بر اساس آموزه های رفتاری ما در این مناظره ها- ،  رفتار کردند و مانند بولدوزر بی مهابا و بی هیچ ملاحظه اخلاقی، از روی یکدیگر عبور کردند، چه کسی را باید ملامت کرد؟ آیا حق داریم آنان را سرزنش کنیم؟

بر این مبنا، بنده در این انتخابات، به بازگشت به زیست اخلاق مدارانه شهید این ایام، پرچمدار زیست مسلمانی ارزشمدار، شهید بهشتی، سید شهدای بزرگوار هفتم تیر ماه، به نامزدهایی که با قرار داده شدن در سخت ترین تنگناهای اخلاقی، با قلبی سلیم، بر مسیر راستین قرآن و نهج البلاغه پایدار باقی ماندند و نلغزیدند، و در اوج تعهد، در برابر تخصص خشوع و فروتنی کم نظیری از خود نشان دادند، و شیفتگی خدمت را بر تشنگی قدرت ترجیح دادند، و مکرر دعوت به وحدت و پرهیز از اختلاف افکنی کردند، رای می دهم و همه فضیلت خواهان را صمیمانه بدان دعوت می‌کنم. باشد که صندوق های رای مملو از آرائی چنین معطر باشند.

امید که از فردای استقرار چنین رئیس جمهوری، آرام آرام این بد خلقی ها، - که به هیچ روی زیبنده مردم این سرزمین نیست - از جامعه ما رخت بربندد و عطر و بوی اخلاق محمدی(ص) مشام جامعه مان را عطرآگین گرداند.

این است اکسیر گمشده جامعه ما./ جماران

@eskannews_com

This comment was minimized by the moderator on the site

هادی خانیکی: هم‌دلی جامعه با پزشکیان می‌تواند سرمایه اجتماعی را دوباره به کشور بازگرداند

انتخابات امسال در بین مردم، متفاوت‌تر از انتخابات‌های چند سال گذشته است.

آقای خاتمی در انتخابات سال 76 برخلاف تصور همگان بیشترین آراء را از آن خود کرد.

در سال 84 احمدی‌نژاد خود را منتقد وضع موجود نامید تا بتواند رای بیاورد.

نتیجه انتخابات سال 88 شعار «رای من» کو شد.

رد صلاحیت آقای هاشمی رفسنجانی تاثیر بسزایی در رای آوری آقای روحانی داشت.

در شرایطی که اعتماد عمومی در جامعه لطمه دیده است؛ صداقت، راستگویی و درستکاری آقای پزشکیان او را از سایر کاندیداها متمایز کرده است.

باید با اقشاری که میانه‌ای با صندوق رای ندارند گفت و گو کرد.

عضو هیأت علمی دانشگاه علامه طباطبایی و استاد رشته ارتباطات گفت: پیروزی پزشکیان در انتخابات امیدها در جامعه را بالا می‌برد و افق‌های جدیدی را پیش روی آن می‌گذارد؛ البته این به معنای حل یک شبه مشکلات نیست/ جماران

@eskannews_com

This comment was minimized by the moderator on the site

سعود نیلی، اقتصاددان در کانال تلگرامی خود نوشت:

دوستان گرامی، با توجه به شرایط خطیر کشور و به‌عنوان رای شهروندی، با همهٔ نگرانی‌هایی که برای آیندهٔ مادر عزیز و رنجورمان، ایران، دارم و با این امید که برای چندمین بار هم که شده، تلاش در جهت جلوگیری از متوقف یا حداقل کند شدن سرعت تخریب منابع کشور، مورد آزمون قرار گیرد، روز جمعه به آقای دکتر پزشکیان رای خواهم داد.

امیدوارم دولتی با برخورداری از پشتیبانی قوی مردم و ارادهٔ سیاسی برای عبور از مشکلات بزرگ تشکیل شود و آقای دکتر پزشکیان همان‌طور که وعده داده‌اند، در صورت پیروزی، به اتخاذ رویکرد علمی در برخورد با مسائل و شفافیت و پاسخگویی در ادارۀ امور پایبند باشند.

@eskannews_com

This comment was minimized by the moderator on the site

نظری ندارم ولی شواهد جلیلی رو رقم میزنه
ما بی تقصیریم

قوام الدین شاهرودی از قلعه نو خرقان
This comment was minimized by the moderator on the site

هادى مهرانى @hadimehrane1 · Jun 25
دوست گاو من ج.ا حضور شما براش مهمه نه رای شما حضور شما بهش مشروعیت میده حتی اگر رای باطله بدی اینو بفهم، نفهم



mohammad mohajeri @Mohmohajeri · Jun 25
اگر تا الان در باره آقای سعيد_جلیلی از من می‌پرسیدند می‌گفتم هیچ‌ویژگی ارزشمندی ندارد اما فردی متدین و اخلاقی است.
در مناظره دوشنبه شب که رفتارش را با آقای #پورمحمدی دیدم او را فاقد این صفت دیدم و او را فردی #بی_ادب یافتم.
ادب مرد به ز دولت اوست



علی نقیه @ali_na_iran · 11h
آقای ترامپ هم پشت‌پا زد به براندازان و تحریمی‌ها، اومد پشت نظام و تشویق ایرانی‌ها به #رای دادن
میگه "ما دنبال رژیم چنج نیستیم. همین رهبری سیاسی فعلی بمونه، ما حتما باهاش توافق میکنیم، ایران پتانسیال اقتصادی زیادی داره، فقط بمب هسته‌ای نداشته باشه، همین".


عبدالرضا داوری @DavariAbdolreza · Jun 25
سعید جلیلی در مناظره دیشب، فقط قافیه استدلال را نباخت، او اخلاق و ادب را هم باخت و نشان داد که چقدر تشنه قدرت است و برای رسیدن به پاستور حاضر است دروغ هم بگوید و درود بر مصطفی پورمحمدی که نقاب را از چهره سعید جلیلی کنار زد.



شرق @SharghDaily · Jun 24
پاسخ زنگنه به جلیلی و زاکانی منتشر شد:
جلیلی و نوچه اش در کوچه خلوت راجع به کرسنت حرف می زنند
سه سال است آمادگی برای مناظره را اعلام کردم. خسارتی که به کشور زدید جبران ناپذیر است.
به مناظره بیایید تا ببینم بعد از آن می توانید در خیابان راحت راه بروید؟



ابوالفضل نجفی تهرانی @najafi_tehrani · Jun 24
من رأی نمی دهم، اما اگر به #جلیلی رأی بدهید جمهوری اسلامی حتماً می رود، اگر به #قالیباف رأی بدهید جمهوری اسلامی دیر می رود، اگر به #پزشکیان رأی بدهید عمر جمهوری اسلامی طولانی تر میشود، پورمحمدی و قاضی زاده و زاکانی هم هیچ تأثیری در رفتن و نرفتن ج.ا ندارند.
مناظره۱۴۰۳
خالص_سازی



Ali Ahmadnia | علی‌ احمدنیا @ali_ahmadnia · Jun 24
به نظر شما اقایان زاکانی و جلیلی شهامت و شرف مناظره_کرسنت با زنگنه را دارند؟ یا لات کوچه خلوت هستند؟



داوود حشمتی @heshmatid · Jun 24
پزشکیان: کی از سفارت انگلیس بالا رفت؟
(جلیلی دیوار رو نگاه کرد)
چه کسی سفارت عربستان را آتش زد؟
(قالیباف رفت زیر میز)
همان ها الان پست دولتی دارند
(زاکانی داره سوت می زنه)

This comment was minimized by the moderator on the site

محمّد حسين كريمی پور M_H_Karimipour · 18h
این مناظرات دو ری-برندینگ بزرگ داشت. اول پور محمدی. آخوندی که می فهمد! اما مهم تر جلیلی. حالا او همانقدر که مظهر جهل و توهم بود، نماد بدخواهی و خیانت هم هست!
حالا جلیلی لخت آن وسط ایستاده! زشت و لق لقو و بیقواره! و یک ملّت حیرانند کدام‌ آدم عاقلی این مصیبت را می گذارد مذاکره کنندهٔ ارشد مقابل گرگ های دنیا؟


محمد فاضلی @Mfazeli114 · 19h
حال نامزدی که خودش می‌داند پوششی است و با چه کوششی از برنامه‌اش می‌گوید، خیلی باید خراب باشد. ۲۴ تا ۴۸ ساعت دیگر باید صحنه را ترک کند. خودش می‌داند تا چه حد ظاهرساز و کاذب است. نامزد_پوششی


Abdollah Ramezanzadeh @abdollahram · Jun 24
من میفهمم که نمی‌فهمم.
اینا توهم دانایی دارند.
جمله طلایی



عباس عبدی @abb_abdi · Jun 25
حقارت بی‌کرانه.
برای پیروزی بر یک نامزد ۴ نفر را با تانک و نقطه‌زن و جعل و دروغ و ۴ برابر وقت و صدا و سیمای طرفدار روانه میدان کرده‌اند تازه دنبال ائتلاف هستند بعد هم با سرشکستگی هم در رای و هم در اخلاق شکست می‌خورند.


SeyedKhatamy @Khatamyy · 17h
در انتخابات گذشته رأی ندادم و با اکثریتی که احساس می کند گوشی برای شنیدن صدای او و دست توانایی برای رفع مشکلات او وجود ندارد همصدا شدم
اینک فرصتی پیش آمده که امیدوارم روزنه ای باشد به فضایی که در آن صدای اکثریت شنیده شود و تفاوتی هرچند اندک در فضای کنونی پدید آید
برای_ایران



Azar Mansoori @MansooriAzar · Jun 25
انتخاب با ماست:
تداوم حکمرانی دروغ و فریب فساد و در نهایت اضمحلال ایران
یا توقف بحران حکمرانی و نجات_ایران عزیز که امروز بیش از هر زمان مانند مادری زخم دیده دست نیاز به سوی همه کسانی که با جان دل او را دوست دارند، دراز کرده است.
شاید این آخرین تلاش ما برای نجات این مادر باشد.


محمد تقی فاضل میبدی @fazelmaybodi · Jun 24
ازعصبانیت امروزکیهان روشن است که اوضاع به زیان این جریان است.مردم می فهمند سیاست ورزصادق کیست.جدا از تهمتهایی که دراین چندروزبرای کسب قدرت وارد کردند،امروز نوبت کیهان رسید که جریان هوادار پزشکیان را اصحاب فتنه یادکند. بهتراست کیهان پاسخ دهددراین سه سال باسفره مردم واقتصادچه کردند



MJ Azari Jahromi @azarijahromi · 2h
هر قدر با ۱ میلیون شغل ایجاد کردند، ۴ میلیون خانه ساختند، مرغ ۹ هزار تومن شد، دلار رو ارزون کردند، ماشین دست دوم وارد کردند و فساد رو جمع کردند؛ همونقدر هم وعده های الانشون اعتبار داره!
سری قبل بعد انتخابشون، وعده هاشون رو حواله به موعد عمل اومدن بادمجون دادند، اینبار به …

Akbar Ganji @GanjiAkbar · 12h
پزشکیان در جمع مردم کرمان: این مردمند که تعیین خواهند کرد چه کسی قدرت را به دست بگیرد
این مردمند که مشخص خواهند کرد دیگر کسی نتواند به زنان و دختران ما در خیابان بی‌احترامی کند.

This comment was minimized by the moderator on the site

عباس عبدی، پژوهشگر اجتماعی و تحلیلگر مسائل سیاسی: اگر بخواهم براساس کینه و نفرت رفتار کنم هم خودم را نابود می‌کنم همه جامعه را و اثرگذاری هم نخواهد داشت
این انتخابات یک امکانی را برای ما فراهم کرده است که بتوانیم یک انتخاب معناداری انجام بدهیم. فرق آقای پزشکیان با امثال زاکانی و جلیلی بسیار زیاد است و ما نمی‌توانیم نسبت به این مسئله بی‌تفاوت باشیم
@baamdadeno

سیاست؛ شرّ یا خیر عمومی؟

اعتماد ۶ تیر ۱۴۰۳

عباس عبدی

سال‌ها است که سیاست و کنش‌گری سیاسی در اینجا به سراشیبی ابتذال افتاده‌ شده. سیاست در معنای اصیل آن، یعنی کوشش برای تأمین خیر عمومی، ولی ما آن را به شر عمومی تبدیل کرده‌ایم. اولین و ضروری‌ترین کار برای تأمین هر هدفی و اجرای هر برنامه‌ای، تبدیل فضای شر عمومی به فضایی برای تامین خیر عمومی است.

مهم‌ترین ویژگی فضای کنونی ما، عادی شدن دروغ و ریاکاری است. این گزاره که سیاست‌مداران باید دروغ بگویند و فریب دهند را عده‌ای باور کرده‌اند و به آن عمل می‌کنند، در حالی که هم در سنت ملی و هم در سنت دینی ما، دروغ نکوهیده‌ترین ویژگی اخلاقی است.

در دعای داریوش خطاب به اهورامزدا و در کتیبه تخت جمشید آمده است که: ”این کشور را از سپاه دشمن، خشکسالی و دروغ؛ مصون دارد.“ دروغ را در ردیف سپاه دشمن و خشکسالی قرار داده است و این درست و دقیق است.

در فرهنگ دینی نیز دروغ جزو گناهان کبیره است، راستگویی راه نجات دانسته شده است و دروغ‌گویی را ناشی از حقارت و پستی درون دروغگو می‌داند، شاید صدها حدیث معتبر در مذمت دروغ و در تأیید راستگویی بتوان یافت و در متن قرآن نیز فراوان بر آن تأکید شده است.

پس چرا دروغ‌گویی تا این اندازه در فضای سیاسی و رسمی ایران رواج دارد؟ به طوری که افراد در دوربین نگاه می‌کنند و چیزهایی را می‌گویند و وعده‌هایی می‌دهند که خلاف بودن آن بر همگان روشن است؟

اگر بخواهیم دقیق‌تر سخن بگوییم مانع اصلی در تداوم مشکلات کشور، رواج رذیله دروغ در سیاست است، بطوری که ارائه برنامه‌ را نیز به فرصتی برای گفتن دروغ های بزرگ تبدیل کرده است.

انتخابات پیش رو فرصتی برای دادن وعده‌های دروغ و خلاف عقل نیست. دادن این وعده‌ها همان مشکل واقعی است و نه راه‌حل. وعده‌های پوچ نه تنها مسایل و آلام مردم را درمان نمی‌کند، بلکه خود یک درد بی‌درمان جدید است. حتماً متوجه شده‌ایم، آنان که وعده‌های غیر قابل اجرا می‌دادند، دچار چه وضعیتی شدند.

از این رو به عنوان یک ایرانی و کسی که بیش از ۳۳ سال است که به طور مستمر در باره سیاست و جامعه نوشته‌ام، کمابیش می‌دانم که ریشه مشکلات کشور کجاست، معتقدم که اگر کسی پیدا شود که متعهد به صداقت و راستگویی شود و در زندگی خود نیز از دروغ پرهیز کرده باشد، می‌توان به او اطمینان کرد و از رییس جمهور شدن او استقبال نمود. البته این شرط لازم است و نه کافی، ولی کیست که بتواند چنین شرط لازمی را محقق کند؟ هر کس باید زندگی و عملکرد خودش را در منظر عموم قرار دهد و با شهامت ادعای صداقت کند، و اینکه هرگز دروغ نگفته و نخواهد گفت.

البته می‌دانم که میان دروغ و خطا فاصله معناداری است. هر یک از ما ممکن است مرتکب اشتباه و خطا و حتی فراموشی شویم و مسأله‌ای را به اشتباه و نادرست بیان کنیم ولی همیشه خطا و اشتباه را می‌توان تصحیح و عذرخواهی کرد، در حالی که دروغ ماهیت دیگری دارد. با علم و آگاهی خلاف واقع گفتن و جعل کردن است.

از سال ۱۳۸۴ به این سو بنیان‌ها و اصول اخلاقی کنشگری سیاست تخریب شد. ضربه‌ای که از آن سال به میدان سیاست زده شده است بسیار زیان‌بارتر از صدها میلیارد دلار اتلاف درآمدهای نفتی در آن دوره است. هنگامی که بنیان‌های اخلاقی جامعه فرو می‌ریزد، دیگر جایی برای ایستادن باقی نمی‌ماند. همه چیز دوز و کلک و دروغ و ریا می‌شود.

ریشه‌ای‌ترین علت بدبختی‌های ایران رواج این رذیلت اخلاقی است. از این رو به نظر من برای بازگرداندن سیاست به معنای واقعی آن یعنی، تأمین خیر عمومی، اولین گام مخالفت جدی با دروغ و حذف کردن آن از میدان سیاست و کنشگری سیاسی است. از این رو با توجه به شناختی که از آقای پزشکیان دارم و با توجه به گفتارش و نیز رفتار اخلاقی او در مناظره‌ها که در دام رفتارهای زشت برخی از رقبایش نیفتاد، وی را به واسطه این شعارش شایسته ریاست جمهوری مردم ایران دانسته و با افتخار به وی رأی می‌دهم، زیرا موضع و رفتار وی در نفی رذیلت دروغ‌گویی برای رسیدن به این مسند کفایت می‌کند.

اوست که شعار «دروغ نمی‌گویم» را سرلوحه عملکرد خود قرار داده است. امیدوارم با مشارکت عمومی مردم و کمک همگان موفق شود.

This comment was minimized by the moderator on the site

بالاتر از سیاهی هم هست!

اصولگراها هر سرزنش که حسن روحانی را کردند، خودشان به آن بلا مبتلا شدند. که این البته سنت الهی است.

حسن روحانی را برای آبان 98 سرزنش کردند، شهریور و مهر 1401 دامن گیرشان شد.

برای بازار بورس سرزنش کردند، خودشان بدتر از او اموال ملت را غارت کردند.

برای افزایش ارز و گرانی سرزنش کردند، خودشان رکورد تورم 80 ساله را در سه سال زدند.

بازار خودرو حسن روحانی را دست مایه فشار علهش داشتند، خودشان فاجعه آفریدند.

گفتند حسن روحانی چند ده تن طلا آب کرد و حراج کرد، خودشان هر هفته حراج شمش و سکه دارند.

بخاطر برجام زیر مشت و لگد گرفتند، خودشان برای احیای‌ش به التماس افتادند.
از فساد دولت روحانی گفتند، خودشان مبتلا به فساد فولاد و چای دبش شدند.

و قس علهذا...

حالا این جماعت ملت را از روی کار آمدن دولت حسن روحانی و آخوندی و ظریف می ترسانند.

ملتی که زارع پور و اسماعیلی و عشقی و عبدالملکی و وحیدی بذرپاش و... را تجربه کردند، را از کی می ترساند؟

ما فقط میدونیم بالاتر از سیاهی خیلی رنگ هست.

سلمان_کدیور

This comment was minimized by the moderator on the site

شیر مادر و نان پدر حلالت آقای پورمحمدی!

مجید مرادی
پس از اعلام فهرست نامزدهای ریاست‌جمهوری سیدمحمدعلی ابطحی گفت که پدیده مناظره‌های این دوره، آقای پورمحمدی خواهد بود. پیش بینی او کاملا درست از  آب در آمد.

با افشاگری‌های پورمحمدی سره و ناسره ماجرای کرسنت و تحریم‌ها روشن شد و همه دانستند همان‌ها که نگذاشتند گاز ترش ایران در قالب توافق کرسنت فروخته شود و ترجیح دادند بسوزد و دود هوا شود همان ها هستند که تحریم‌های تلخ هسته‌ای را برای ایران خریدند و در این دو پرونده زیان صدها میلیارد دلاری به کشور زدند.

پورمحمدی گفت که این خریداران تحریم با یک جهان کم‌آگاهی و ادعا و یک ایران فرصت‌های برباد رفته همه را آزرده‌اند.

پورمحمدی طعنه‌هایی به قالیباف هم زد او را به طور ضمنی بی‌قرار ریاست دانست، اما بیشترین هم‌گرایی را با پزشکیان داشت. محور گشودگی به جهان و رعایت حرمت زنان و دختران در خیابان، مخالفت با فیلترینگ و حل مشکل فرار مغزها از مهم‌ترین محورهای مشترک این دو نامزد است.

بیژن نامدار زنگنه که در سلامت مالی و اخلاقی و توانایی و کارآمدی از وزیران نمونه تاریخ ایران است هم‌زمان با افشاگری های پورمحمدی علیه جلیلی و زاکانی، با انتشار کلیپ‌هایی به اتهامات و توهمات این دو پاسخ داد و کار را برای ماندن جلیلی بسیار دشوار کرد.

پزشکیان هم به خوبی پیام آذری جهرمی را رساند که در فرصت استراحت به او گفت آقایان قالیباف و جلیلی در شورای عالی امنیت ملی به فیلترینگ رأی دادند و او را برای عدم اجرای دستور این شورا دادگاهی کردند.

پورمحمدی در مناظره آخر هم کار ولایتی را کرد که در مناظره سال ۹۲ جلیلی را متوهم و ناأگاه از ماهیت مذاکره توصیف کرده بود و‌هم‌جای جواد ظریف را که هفته پیش طوفان کرد.

گزارش مناظره آخر را باید از صدای هادی عامل شنید: شیر مادر و نان پدر حلالت مصطفی پورمحمدی!

تحلیل_زمانه @TahlilZamane

هنوز نظری ثبت نشده است

نظر خود را اضافه کنید.

  1. ثبت نظر به عنوان مهمان.
Rate this post:
پیوست ها (0 / 3)
Share Your Location
عبارت تصویر زیر را بازنویسی کنید. واضح نیست؟

دیدگاه

چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.

نظرات کاربران

- یک نظز اضافه کرد در غوطه ور میان شادی و غم، به است...
«مخواب که آنان نخوابیده‌اند» نامه عبدالکریم سروش به مسعود پزشکیان تاریخ انتشار: ۱ مرداد ۱۴۰۳ دریاب...
- یک نظز اضافه کرد در مشت بر دهان کوبیدن؟! دکتر پزشک...
Akbar Ganji @GanjiAkbar تقصیر پزشکیان است یا مشاورانش؟؟!!! کدامیک اشتباهات مهلک را بر عهده خوا...