گزارش صعود به قله توچال از مسیر سنگ سیاه
  •  

16 تیر 1401
Author :  
قله توچال

زمان، زمان صعودهای پرتعداد کوهنوردان است تا در این روزهاT کارنامه های خود را از صعودهای دست نایافتنی پر کنند، و من همچنان بر گرده های توچال کوهپیمایی می کنم، گرده های پر شیبی که هنوز سرسبزند، و امروز مه زیبایی قله را فرا گرفته، و وارد محدوده مه آلوده که می شوی، برخورد قطرات ریز آب با صورت شما، یکی از زیباترین احساس ها را در این روزهای گرم تابستانی، به شما تقدیم می کند، عبور رمه وار ابرهای مه آور، از روی قله و خزیدن آن در یال های آنسوی توچال، مثل رمیدن آب سرریز شده، بر کرت باغ هاست، زیبا و تماشایی؛

بر خلاف پیش بینی هواشناسی که باد را بین ده تا پانزده کیلومتر بر ساعت، بر فراز قله توچال پیش بینی کرده بود، ولی چنین بادی در قله نمی وزد، گروهی از دوچرخه سواران کوهستان بر فراز قله توچال بر آمادگی خود می کوشیدند تا این بار به سمت پایین رکاب را ترمز به تمکین زنند.

جانپناه شیرپلا زنده تر از همیشه، خوشحال از بودن همنوردانی بود، که با حضور در کوه، به کوه زندگی و شادیی ایی دوباره بخشیده اند، و بیشترشان هم از یال سنگ سیاه به سوی نوک چکاد شکوهمند توچال می رفتند، به جز یک تیم که از چشمه پیازچال قله را هدف گرفته بود، و یا آن زوج جوانی که با بیش از بیست متر طناب، قصد صخره نوردی در دیواره های شروین را داشتند، و مهربانانه از روش استفاده از طناب در کوه می گفتند، کاری که با آن بیگانه ام، و از کوهنوردی، فقط، با پیمایش در آن آشنایم، نه استفاده از ابزار فنی.

در این مسیر با همنوردی تندرو، هم قدم شدم که از دوستان همنوردش گفت، که در صعود به توچال و دماوند، رکوردها شکسته بودند، و از جمله در یک بازه زمانی یک ساعت 37 دقیقه، خود را از میدان مجسمه دربند به قله توچال رسانده بودند، و همچنین از حادثه دلخراش کشته شدن عباس کلهر و حامد شاه حسینی در زمستان سرد گذشته، یعنی در دی ماه 1400 گفت، که این دو کوهنورد، هر دو در جریان صعود زمستانه به چکاد شکوهمند و بلند علم کوه، از سمت گرده آلمان ها دچار حادثه شدند و در سرما و باد شدید، جان به جان آفرین تقدیم کردند، و این که عباس کلهر برای نجات حامد شاه حسینی جان خود را از دست داد، [1] و عَلَم ایثار را در گرده آلمان های علم کوه بر زمین زد و خود نیز زمین گیر شده، و روحش به آسمان ها پرواز کرد، او بسیار قدرتمند بود، اما در تلاش برای نجات دوست همنوردش حامد شاه حسینی، که قصد نداشت او را تنها بگذارد، از پا افتاد، چراکه شرایطی که در آن گرفتار آمده بودند، آنقدر سخت بوده است که نیروی نجاتی برای آنان توان بالا رفتن نداشت، و نیروهای نجات وقتی رسیدند که کورسوهای رمق و انرژی باز مانده در تن عباس کلهر نیز رو به پایان بوده، و نجاتی دیگر میسر نمی گردد، و به واسطه شرایط سخت محیطی، حتی انتقال جنازه آنان نیز قرار بود به روزهای خوش آب و هوایی در سال بعد موکول شود، که با تاکید سپاه برای پایین آوردن شان، نهایتا به پایین منتقل گردیدند.

زمانبندی این صعود :

حرکت از میدان مجسمه دربند، حدود ساعت 3 و 30 دقیقه بامداد روز 15 تیرماه 1401، و رسیدن به قله توچال در مدت نزدیک به 7 ساعت و نیم بعد از حرکت.

[1] - داستان فداکاری عباس کلهر : "پس از آن که عباس کلهر به همراه دوستش حامد شاه‌حسینی برای صعود قله علم کوه به منطقه کلاردشت استان مازندران رفتند دو روز بعد و به فاصله چند ساعت در گرده آلمان ها گرفتار شدند. حامد شاه حسینی پس از گرفتاری در سرمای منفی ۴۰ درجه و وزش شدید باد در همان ساعات ابتدایی دچار یخ زدگی شده و جانش را از دست داد اما عباس کلهر هنوز زنده بود و با تماسی که با سامانه اضطراری برقرار کرده بود موقعیت خودش و حامد شاه‌حسینی را گزارش داد تیم امداد به عباس کلهر توصیه می‌کنند که با توجه به توانایی‌هایی که دارد خود را به جای آن برساند تا بتواند شرایط سخت را تحمل کند و تیم امداد خود را به او برساند اما عباس کلهر علی رغم توانایی ‌هایی که داشت و می توانست خود را از این مهلکه نجات دهد ترجیح داد در کنار دوستش تا لحظات آخر بماند و او را ترک نکرد این کار عباس کلهر باعث شد که تا رسیدن امدادگران به حامد شاه‌حسینی شده و در کنار دوستش جانش را از دست داد آنگونه که امدادگران می گویند عباس کلهر ۳۰ ساعت بعد از آنکه با امدادگران تماس می‌گیرد هنوز زنده بود و می‌توانست خودش را به عنوان منطقه امن برساند اما از این کار سر باز زد و رسم وفاداری و رفاقت را تا آخرین لحظه به جا آورد"

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn
مصطفوی

پست الکترونیکی این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

نظرات (0)

هنوز نظری ثبت نشده است

نظر خود را اضافه کنید.

  1. ثبت نظر به عنوان مهمان.
پیوست ها (0 / 3)
Share Your Location
عبارت تصویر زیر را بازنویسی کنید. واضح نیست؟

دیدگاه

چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.

کامنت ها

رویای دختر هزاره؛ نویسنده محبوبش، الیف شفق، پس از مرگش او را شناخت الیف شفق با نوشتن مطلبی در مورد م...
افشاگری‌های جلال طالبی بعد از ۱۷ سال : منتظر بودند به آمریکا ببازیم تا تیتر بزنند من بازی را فروخته‌...