یادداشت های چهاردهمین صعود 1400 در میان برف های توچال
  •  

20 آبان 1400
Author :  
جانپناه شیرپلا در مسیر صعود

 

زمانبندی این صعود:

کل زمان پیمایش از میدان سربند تا قله، 7 ساعت و 23 دقیقه، با کسر زمان استراحت، 6 ساعت و 40 دقیقه

حرکت از میدان سربند در ساعت 4 و 5 دقیقه بامداد

جانپناه شیرپلا ساعت 6 و 32 دقیقه صبح

نیم ساعت استراحت و.. در جانپناه شیرپلا

15 دقیقه استراحت در جانپناه امیری

خط الراس ساعت 11 و 9 دقیقه صبح

حضور در چکاد توچال 11 و 27 دقیقه صبح

یادداشت های این صعود:

همین دو هفته پیش بود که در صعودهای خود از خشکی طبیعت کوهستان توچال نوشتم، و از همه گیاهان و جانوران کوه که چشم به آسمانند تا بارشی، لب خشکیده آنان را تر کند، اما بارش های قابل توجه این هفته و آخر هفته گذشته، طبیعتی زمستانی و زیبا را بر گرده چکاد شکوهمند توچال به نمایش درآورد، و کار صعود کوهنوردان را دوچندان سخت کرد، بطوری که واقعا کل انرژی پیمایشگران یال های تیز و بز این قله وحشی را تخلیه می کند،

 تو گویی تمام قدرتت را در چند قدمی قله از دست داده ایی، و توان ادامه نداری، نشستن برف های پودر شده در اثر سرما، ایستایی و تعادل کوهنوردان را برهم می زند، زمین هموار و سفت سابق زیر پایشان را، از آنان دریغ می دارد، و کوهنورد برای داشتن تعادل در حرکت، باید در هر قدم انرژی و تمرکز خاص بگذارد، حال آنکه پیش از این، به هنگام صعود، کوهنوردان در یک سمفونی ثابت، قدم های خود را به یک سرعت و حالت خاص کوک کرده، و پاها ناخودآگاه و بی فرمان مشخصی از مغز می رفتند، و تو تنها تنظیم کنند سرعت و انرژی صرف شده در آن بودی، اما اکنون با افزایش پارامترهای خاص این نوع صعود، کار ذهنی و جسمی ات بسیار توفیر داشته، و باید متمرکز و هوشیار حرکت کرد.

چرا که هر لحظه و در هر قدم ممکن است برف های زیر پا، شما را به سمتی لیز داده، و حتی دچار پیچش مچ، زانو و... گردیده، و آسیب ببینی، شدت برف در بالای جانپناه شیرپلا، حدود بیست سانت، در بالای قله گاه تا 60 و یا حتی هفتاد سانتی متر هم می رسد، بیشترین بارش برف ها از ارتفاع دو هزار متر به بالا انجام شده، پایین تر از آن بارش ها، یا به شکل باران بوده، یا برف های آن آب شده است.

امروز باد بسیار ملایمی در حدود دو سه کیلومتر سرعت، در بالای قله محسوس بود، برودت هوا نیز منفی 7 درجه سانتی گراد، که یخ زدگی از بالای قهوه خانه رجب، به بعد شروع می شود و تا قله کاهش دما ادامه می یابد، هوا کاملا آفتابی، تهران زیر غباری از مه و آلودگی قرار داشت، و تنها نوک قله ها از این لحاف، در افق شرق و غرب تهران بیرون زده است،

خارج از این لحاف منظم و دقیق، که در یک ارتفاع مشخص مثل گلخانه ایی، فضای مسکونی شهر و اطرافش را پوشانده، قله های بلند در شفافیت کامل، در یک هوای بسیار تمیز قابل روئیت هستند، یال غربی دماوند را می شود، وجب به وجب دید و از دور روند صعود از آن را ارزیابی کرد، همچنین چکادهای سرکچال ها، خلنو، آزادکوه، علم کوه، کهار ناز و...،

آلودگی تا روستای امامه پیش آمده است، ولی بقیه منطقه فشم صاف و پاکیزه اند، به خصوص در دربندسر. زیبایی در هم شدن آفتاب و برف، چشمنواز است، دو سه کوهنوردی سری به قله کلکچال زده اند، و از خود در میان برف هایش، ردپا گذاشته اند، اما دیگر مسیرها از جمله پیازچال، و نرگس چشمه خالی از اثر صعود است، اما یال سنگ سیاه همچنان پر طرفدار و نسبتا پر رفت و آمد است.

با دو همنورد مهربان از ایل "هداوند" از سلحشوران تاریخ ساز قوم لر ایران، در صعود این هفته، فرصت همقدمی مختصری داشتم، آنان از چراگاه های ایل خود در دشت لار و حاشیه قله طولانی و رویایی "دوبرار" در کنار دماوند بزرگ گفتند، و از اینکه 90 درصد انسان ها در خواب غفلتند، 1 درصد به سبک فراماسونرها بر آنان حکومت می کنند، 5 درصد به این امر آگاهند، و 4 درصد نیز مزدورانی اند، که حاکمیت این یک درصد را بر تمامی دیگران تضمین، و از آن پاسداری می کنند، مزدوران با جیره و بدون جیره و مواجبی که در تحکیم این سیستم و حفظ وضع موجود سخت فعالند؛ و معتقد بودند تا این 90 درصد بیدار نشده اند، و در خوابند، و چنانچه آنان نخواهند، که در وضع خود تغییری دهند، دنیا همین که هست خواهد بود. او از مخدرهای موثر در این خواب طولانی گفت، و این که مذهب از مخدرهای بسیار قوی در این زمینه می باشد، که انسان ها را خواب می کند، تا وضع موجود ادامه یابد.

در پاسخ چه می توان گفت؟! تنها مطلبی که به نظرم رسید این بود که، متاسفانه عملکرد صاحبان مذاهب، و اربابان معابد، طوری بوده است که این موهبت عظیم را ضایع کردند، مذهبی که می تواند پاسخگوی خلاهای ذهنی بشر باشد،  مایه آرامش خیال انسان ها، وسیله ارتباط او با عالم والا و... به وضعی کشیده اند که اهل تفکر آن را به سان مخدری در خواب برنده، کشنده و ضامن ادامه بدبختی بشر، و ادامه خواب او در میان انحراف و بردگی و... در نظر می گیرند، که جهت حفظ وضع موجود به کار می آید؟! این همه، نتیجه سو استفاده از مذهب در تامین مطامع و منفعت برخی اقشار به خصوص اربابان معابد است.

اما زیبایی های طبیعت، در این صعود زیبا را، نمی شود وصف کرد، سعی کردم برخی را در پنجره بسیار کوچک لنز دوربین خود ثبت کنم، اما مگر می شود این همه زیبایی را به تصویر کشید، باید به خالق این زیبایی ها آفرین گفت، گرچه انگار او ما و این جهان را در هفت روز آفرید، به قول طنزگویان، رفت و لمید! به واقع هم او جهان را در یک چرخه منظم، با قوانین دقیق و مرتب قرار داد که بچرخد، چرخه ایی که برخی انسان های متفکر را به خلق نظریه "تناسخ" کشاند، تا بگویند که موجودیت دایره ایی است، که موجودات در این دوایر در حرکتند و آمدن و رفتن ها، در این دوایر پیاپی قرار دارد، و بسته به نوع بودن در دایره بسته فعلی، پریدن به دایره های بزرگتر و یا اَدنا، و کوچکتر رقم می خورد.

در میان این دایره بسته، و خدای لمیده ما! که انگار جریان خلق را به کناری نهاده و به نظاره چرخش خلقت خود نشسته است، انسان های هنرمندی هستند، که با الگو گیری از خالق کل، کار فرونهاده خلقت او را پی گرفته، و خلق جدید می کنند، بدین ترتیب که پدیده های موجود، و خیالی در ذهن خلاق خود را وارد در یک پروسه مخفی و پیچیده ذهنی کرده، آن را به خلقی جدید مبدل می کنند، در این فرایند است که قطعه های موسیقی ناب، نقاشی های مسحور کننده، پدیده های نو صنعتی، ساختمان های زیبا و ماندگار، طرح های خلاقانه و جدید و... بیرون می آید تا خداوند نیز این همه خلق را ببیند، و باز دوباره به خود تبریک بگوید!

در این میان اهل سیاست نیز خود هنرمندانی قوی و قدر قدرتند، که ساختارهای اداره کارآمد، زیبا و موثری را برای آرامش و زندگی بشر خلق می کنند، و با تفکر خلاق، و علمی خود سعی می کنند، در این بلبشوی تعارض منافع و خواست های مختلف و متکثر قدرت های دخیل در این جهان، سیستم های مناسبی را برای اداره کلونی های بزرگ و کوچک انسانی، و حتی با نظر به دیگر موجودات، جهانی، خلق و پدیدار کنند،

سیستم تفکری و عملی کوروش بزرگ در ایران مثال آن است، نظریه شوراها و دخیل کردن نظر مردم در هر جمع کوچک و بزرگ، در راهبری جامعه توسط پیامبر اسلام، که همین شوراهای شهر و روستای ما اجرای آن است، نظریه جمهوری و پارلمانی که یونانیان آن را پایه گذاری و تمرین کردند، که مجالس ملی کشورها بازمانده آن است، و مهمتر از همه نظریه دمکراسی که ره آوردی جدید و کارآمد، در سیستم اداره جوامع جدید و پیشرو، در فرهنگ نوپا، و اما پیشرو به خصوص در غرب است که مهمترین بحث آن دخالت انسان ها در تعیین سرنوشت خود، و اداره جامعه، آزادی و پیشرفت را، با محوریت انسان مد نظر دارند، این ها طرح های خلاقانه بشر بعد از دست کشیدن خداوند از خلق جدید است، که کار خلقتِ به نوعی بر زمین نمانده، کار خالق را ادامه دار کرده است.

صعودها هر یک دنیایی از عرفان، اندیشه، مردمداری، انسانیت، تفکر و از همه مهمتر ارتباط انسان با خواستگاه خود یعنی طبیعت است، آنجا که او را گِلی خلق کردند و به آقای جهان تبدیل گردید، و این روزها در کنفرانس محیط زیستی گلاسکو در بریتانیا، و همچنین پیش از آن در ایتالیا، همه با آمار خسارات، و آینده نامعلوم زمین در اثر بی توجهی این "آقا" به محیط زیست آشنا شدند، کنفرانسی که سخنان گفته شده در آن، تن انسان مسئول را می لرزاند، که چطور این آقا، خود و دیگران را در معرض خودخواهی، تکبر و مصرف زدگیِ خود قرار داده و به خطر انداخته است.

گرچه خداوند در بالا و در پس و پیش نیست، و بهترین جایگاه او قلب کسانی است که به او متوجه اند، اما به رسم افکار دوره کودکی، خدا را همچنان در این بالا می بینم، و کودک درونم بالای قله را نزدیکترین به او از بعد مسافت دیده، همواره آنرا نیایشگاهی نزدیک به او، و خالی از اغیار شناخته، و دست های ما این بالا همچنان رو به آسمان است، و دعاهای مان هم همان خواسته هایی است که فقرا از سازمان بهزیستی و کمیته امداد امام خمینی دارند! با بیانی دیگر، ادبیاتی در شان و...

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn
 مصطفی مصطفوی

پست الکترونیکی این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

نظرات (3)

This comment was minimized by the moderator on the site

رقص و زندگی

رحیم قمیشی

وقتی خرمشهر آزاد شد مردم همه به خیابان‌ها آمدند و رقصیدند.
عقده ماه‌های متمادی رنج اشغال قسمت مهمی از ایران سر باز زده بود.
خیلی‌ها آن روزها نبودند اما بعضی أنقدر رقصیدند که از پا افتادند! کف خیابان‌ها از نُقل سفید شد. پیرمرد و پیرزن، جوان و کودک، دختر وپسر از عمق جان می‌خندیدند و دست‌های شادمانی می‌زدند.

وقتی آزاده‌ها به ایران آمدند مردم از مرزها رقصیدند تا تهران، از اهواز تا مشهد، از تبریز تا اصفهان و شیراز و سیستان و بلوچستان.
سال‌ها انتظارشان، سال‌ها دعاهایشان، سال‌ها رنج‌ و مصیبت‌شان به پایان رسیده بود. آنقدر رقصیدند آنقدر زدند و خواندند و خندیدند که تلافی آن همه نخندیدن‌ها را کرده باشند.

دوستم برایم تعریف می‌کرد برگشتن او که با آخرین گروه‌های اسرا آزاد شده بود، با ایام عزاداری دهه آخر ماه صفر، یعنی اربعین اما حسین (ع) و وفات پیامبر عزیزمان مصادف شده بود.
روستاییان خوزستان بشدت به بزرگداشت این ایام معتقدند، هم عرب‌ها و هم لرها.
دوستم که خودش لر بود می‌گفت وقتی رسیدم روستا چنان جشنی برپا کرده بودند که من سرزنش‌شان می‌کردم؛
- "وفات است، اندازه نگه دارید!"
اما طبل زن‌ها و سرنا زن‌ها و توشمال به‌دستان محکم‌تر زدند.
به او گفتند سال‌ها ما رفتیم مجلس عزای امام حسین گریه کردیم، یک امسال او بیاید به مجلس شادی ما.
یعنی اشکالی دارد!؟

ماه‌ها بود باران نمی‌آمد، اخبار شده بود اینکه ذخیره آب سدها در حال اتمام است، هر مقامی یک طور استرس به مردم وارد می‌کرد، یکی می‌گفت ۲۰ روز دیگر آب تمام می‌شود، یکی می‌گفت ذخیره آب سد به ۲۵ درصد رسیده، یکی می‌گفت این خشک‌سالی در پنجاه سال اخیر بی‌سابقه بوده...
ما می‌دانستیم بسیاری از این کمیودها ناشی از بی‌درایتی خود آن مقامات است.
می‌دانستیم آنها نه الگوی کِشتی برای کشاورزی دارند، نه الگویی برای مصارف آب‌های صنعتی و زراعی، نه الگویی برای ذخیره برنامه ریزی شده آب، نه مدیریتی در نگهداری آب‌های زیرزمینی، می‌دانستیم دارند اعتراف به بی‌مدیریتی خودشان می‌کنند، اما تنها شنیدیم و ترسیدیم و هیچ نگفتیم.
طبیعت این هفته آنقدر باران‌های زیبا فرستاد، آنقدر نعمت ریخت، آن‌قدر دانه‌های شفاف از آسمان سرازیر کرد، که گیج شدیم.
بعضی مناطق سیل آمد، بعضی جاها که در سال دو بار باران نمی‌آمد حسابی آب روان شد.
مردم به زیر باران می‌رفتند و می‌خندیدند. بارش‌ها همزمان بود با همان روزهایی که قدیم‌ها جشن‌ها گرفته می‌شد.
نیمه آبان‌ماه...
اما کسی ندید مقامی بباید و بگوید؛ مردم خبر خوشحالی! آب سدها بیشتر شد، مردم ذخیره آب افزایش یافت، کسی ندید مقامی بیاید برقصد، بباید خنده‌کنان بگوید چرا شما جشن نمی‌گیرید این نعمت خدا را؟!

همچنان چهره‌ها عبوث
همچنان منتظر انتقال اخبار بد
همچنان دنیا در حال توطئه
همچنان وضع بحرانی
همچنان آماده بدبختی
مصرف گاز در وضعیت قرمز
مصرف آب قرمز، برق قرمز، زیر زمین قرمز، روی زمین سیاه...

کاش به جای اینکه ما تک‌تک ایرانی‌ها لازم‌مان باشد برویم روانپزشک که چرا این‌همه افسرده‌ایم، کسی مقامات ما را وادار می‌کرد همه ویزیت شوند!
آیا اصلا از سلامت روانی برخوردارند؟
آیا می‌شود ملتی همه‌اش گریه کند؟
آیا می‌شود بدون اخبار شاد هم زندگی کرد!
آیا می‌شود مردمی بدون جشن و پایکوبی هم وجود داشته باشند؟
آیا اگر مردم دست در دست هم سرودهای شاد بخوانند، دین خدا زمین‌ می‌ماند؟
آیا خوشی و شادی به ما نیامده!

یعنی می‌شود روزی روانشناسان ما خجالت نکشند و به مقامات بگویند همه‌شان نیاز به روان‌درمانی جدی دارند.

این را ما که روانشناس هم نیستیم به‌خوبی درک می‌کنیم. چطور مشاورین‌ مقامات به آن‌ها نمی‌گویند!
شادی، خنده، رقص، امید، خوشی، اخبار خوش، پایکوبی، ترانه، بزم، عشق، زیبایی، هنر
جزیی از زندگی نیست!
خود زندگی است...

https://t.me/ghomeishi3/1662 @ghomeishi3

This comment was minimized by the moderator on the site

فاجعه در راه است،اما،داخلی های حراف، در خواب خرگوشی.
( دولت ترکیه در سودای ژاندارمی منطقه ) .
بالاخره بعد از چندین سال درگیری لفظی و اعتراض عراقی ها این دولت ترکیه است که نظر خودش را بر دو دولت ( عراق ، ایران ) غالب کرد و بعد از سالها امروز شخص ( رجب طیب اردوغان ) رئیس جمهور دولت ترکیه سد ایلیسو را رسما افتتاح کرد و خنده تلخ و معناداری به این دو همسایه خودش کرد و گام محکمی بر اثبات ژاندارم بودن خودش در منطقه خاورمیانه برداشت زیرا امروزه دیگر موازنه قدرت ( نفت ) و ( گاز ) نیست امروز قدرت اول دنیا ( آب ) است .
اما اگر امروز خبرنگاری به میان مردم ایران برود و از آنان در مورد ابر جنایتی بنام ( سد ایلیسو ترکیه ) سوال کند قطعا و یقینا بیش از { 98% } آحاد جامعه از آن ابراز بی اطلاعی میکنند ولی در این بین آیا دولت ایران هم از فاجعه ( سد ایلیسو ترکیه ) خبر نداشت و بی اطلاع بود ، چرا یقینا خبر داشت ولی شوربختانه تعمدا هیچ صدایی از دستگاه دیپلماسی وقت ایران بلند نشد و دولت ترکیه هم با اجرای این سد ویرانگر فقط حافظ منافع ملی خودش میباشد .
( سد ایلیسو ترکیه ) یا همان ( قاتل خاموش ایران ، عراق ) .
نام رسمی : ( ilisu baraji ) .
محل احداث : ( دارگچیت ، استان ماردین ، ترکیه ) .
سال آبگیری : ( 2018 February ) .
سال افتتاح رسمی : ( November 8 ) { 2021 } .
حجم مخزن : { 10/600/000/000 } متر مکعب .
آب رود دجله مستقیما از کشور ترکیه وارد کشور عراق میشود کشور عراق را سیراب و در نهایت وارد ( تالاب هورالعظیم ایران ) میشود ، حالا که دولت ترکیه سد ایلیسو را بر روی رود دجله ساخته است از ورود { 60% } آب رود دجله به عراق جلوگیری کرده پس در نتیجه این اندک آبی که از رود دجله به عراق میرسد در طول مسیل به مصرف خود عراقی ها خواهد رسید و در این بین هیچ آورد آبی نصیب تالاب هورالعظیم ایران نمیشود و همین امر سبب شده که قسمتهای بسیار بزرگی از تالاب هورالعظیم خشک شود ( الان که خیلی از ایرانیان این خبر را میشنوند شاید پیش خودشان فکر کنند که دولت ترکیه چقدر خودخواهانه عمل کرده ، ولی باید بدانیم دولت ترکیه به منافع ملی خودش فکر کرده و کاملا هم هوشمندانه عمل کرده ، در این بین این دولت های ایران و عراق هستند که نتوانستند از منافع خودشان دفاع کنند ، این دو کشور منافعشان به رود دجله و فرات گره خورده است و در سالیان قبل از این یعنی قبل از احداث سد ایلیسو توسط دولت ترکیه باید به فکر منافع خودشان میبودند و با طرح شکایت بر علیه دولت ترکیه به دادگاه بین المللی مانع از احداث سد ایلیسو میشدند که متأسفانه نه دولت وقت ایران و نه دولت عراق هیچکدامشان هیچ اقدامی به جهت حفظ منافع ملی خودشان نکردند و دولت ترکیه هم در سکوت محض و معنادار خبری به راحتی سد ایلیسو را احداث کرد و ضربه کاری بسیار محکمی بر پیکر نیمه جان صحرای تفتیده عراق و تالاب هورالعظیم ایران وارد کرد و دولتمردان ایران با بی تدبیری محضشان در قبال ساخت ایلیسو ( ریزگرد نمکی و اسیدی ) که از حاصل نرسیدن آب به تالاب هورالعظیم و خشک شدن آن در پی دارد را برای مردم ( خوزستان ، ایلام ، بوشهر ، کهگیلویه و بویراحمد ) به ارمغان آوردند . . . . .
کشور ترکیه در ابتدا برای ساخت سد ایلیسو با سه کشور ( آلمان ، اتریش ، سوئیس ) قرارداد تنظیم کرد که بر روی رود دجله ( سد ایلیسو ) را احداث کنند که جدای از بحث ذخیره آب ، بتواند از سد مذکور برق تولید کند و به کشور اسراییل برق صادرات کند و از طرفی با احداث اين سد تاریخ و تمدن چندین هزار ساله منطقه کرد نشین ( حسن کیف ) که محل احداث سد میباشد کلا از بین برود و دولت ترکیه ابدا هیچ توجهی به اين خواست مردم منطقه کردنشین نکرد تا اينکه در حین احداث اين سد با اعتراض شدید مردم کشورهای ( آلمان ، اتریش و سویس ) بخاطر مشارکت کشورشان در اين پروژه ای که عرصه تاریخی را نابود میکند مواجه شد و هر سه کشور بخاطر اعتراض مردم کشورشان پروژه مذکور را رها كردند ولی در این بین که بیشترین آسیب را دو کشور ( عراق ، ایران ) از احداث این سد میبینند هیچ صدایی شنیده نشد .
پس حالا مشاهده میفرمایید ( در کشور ایران هر چه درد بزرگتر باشد کمتر به چشم می آید ) .
حمید رضا رمضانی ( کارشناس ارشد آب ،،، دماوند ) .
تاریخ { 1400/8/17 }

This comment was minimized by the moderator on the site

وقتی می‌خواهید به گنجشکی
غذا دهید فرار می‌کند...
چرا که می‌داند «آزادی»
باارزش‌تر از نان است!

There are no comments posted here yet

نظر خود را اضافه کنید.

  1. Posting comment as a guest.
پیوست ها (0 / 3)
Share Your Location
عبارت تصویر زیر را بازنویسی کنید. واضح نیست؟

دیدگاه

چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.

کامنت ها

بابا آب داد، ما آب را به باد دادیم! محسن رنانی / ۱۲ ...
ژِنرالیسم مقدس اینکه بنی صدر به چه اشتباهاتی مبتلا و چ...