این ها چه کسانی هستند که جز به اسلام آوردن راهی ندارند؟

تصادفا کتاب "زندگی در صلح از دیدگاه قرآن" نوشته خانم نفیسه فقیهی مقدس به دستم رسید، همین طور که ورق می زدم در صفحه 46 این کتاب فتوایی از مرحوم آقای سید مرتضی علم الهدی به نقل از کتاب "مروارید، سلسله الینابیع الفقیه" جلد 9، صفحه 61 آورده بود : "کسانی که جهاد با آنان واجب است بر سه دسته هستند. یکی از آنها کسانی هستند که از آنها جز اسلام آوردن پذیرفته نمی شود و اگر باز جواب مساعد ندادند کشته و فرزندان آنها به اسارت گرفته می شود و اموال آنها به غنیمت برده می شود."

در حالی که در پذیرش دین هیچ اجباری نیست و به قول قرآن "لااکراه فی الدین..." ، سوالی که همان زمان به ذهنم رسید این که، از دید این مفتی و عالم شیعه، اینان چه کسانی هستند که راهی جز پذیرس اسلام و در واقع تسلیم شدن به آن، ندارند که در صورت نپذیرفتن، با چنان فرجام بسیار نامناسبی از ناحیه مسلمانان مواجه می شوند، و اصلا حتی در صورت پذیرش، این ایمانِ اجباری و بدون عشق به اسلام و تعالیمش چه ارزشی خواهد داشت؟!! این در حالی است که حتی در بین مسلمانان نیز تقلید در اصول دین (از جمله رکن رکین آن توحید است که بنای اصلی ایمان می باشد) جایز نیست چه رسد به اجبار و بلکه باید با تحقیق و اغنایی بدان رسید و ایمان پیدا کرد، حال چگونه افرادی خارج از دین اسلام باید چنین با اجبار به اسلام در آیند، و در صورت عدم پذیرش با چنان فرجامی مبتلا شوند.
اصلا این تسلیم شدن برای صاحب کلمه توحید چه ارشی دارد و او چنین مجبور شده هایی را در بندگی خود برای چه می خواهد در حالی که زمین و آسمان و فرشتگان و بندگانِ با ایمان، اورا از صدق دل بندگی و عبادت می کنند او به ایمان جبری این جماعت مجبور چه نیازی دارد؟!! مگر این که برای مدعیان جانشینی اش کثرت لشکری از افراد بی اراده جالب باشد که در رکاب آنان باشند و فخر تعداد کنند.

  +  نوشته شده در جمعه دوازدهم دی 1393ساعت 9:5 AM توسط سید مصطفی مصطفوی 

نظرات (0)

Rated 0 out of 5 based on 0 voters
هنوز نظری ثبت نشده است

نظر خود را اضافه کنید.

  1. ثبت نظر به عنوان مهمان.
Rate this post:
پیوست ها (0 / 3)
Share Your Location
عبارت تصویر زیر را بازنویسی کنید. واضح نیست؟

دیدگاه

چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.

نظرات کاربران

- یک نظز اضافه کرد در غوطه ور میان شادی و غم، به است...
«مخواب که آنان نخوابیده‌اند» نامه عبدالکریم سروش به مسعود پزشکیان تاریخ انتشار: ۱ مرداد ۱۴۰۳ دریاب...
- یک نظز اضافه کرد در مشت بر دهان کوبیدن؟! دکتر پزشک...
Akbar Ganji @GanjiAkbar تقصیر پزشکیان است یا مشاورانش؟؟!!! کدامیک اشتباهات مهلک را بر عهده خوا...