تابستانی که یک شبه و ناگهانی به پاییز تبدیل شد

روزهای سختی را با گرمای طاقت فرسا پشت سر می گذراندیم تا این که طی دو شب گذشته باران رحمت الهی باریدن گرفت و ناگهان در ناباوری تمام تابستانی گرم و جهنمی به یک پاییز دلنواز با بوی چوب خیس و همچنین نم باران تبدیل شد آنهم از باران های پاک کننده ای که واقعا غافلگیر کننده بود. خداوندا تو چه قدرتمندی که این چنین در ناباوری تمام و دریک چرخش شدید این چنین مبدل می سازی و همه را در بهت فرو می بردی.

خدایا چنین محبتی را کی توان شکر گفت. خدایا سرپنجه های قدرتت را به ما نمایاندی و در زمانی که تنها آرزوی تغییری چند درجه ای داشتیم این چنین تغییر بزرگی را زقم زدی . انگار وسط کویر یک بهشت سبز را رقم زدی و سیراب کردی جمله خلایق خود را .

خدایا تنها می توانم بگویم شکر و می دانم از شکرش هم بر نمی آییم.

خدایا آنچان که در طبیعت این چنین کردی در روح و روان ما هم چنین کن و چرخش های این چنینی را در روان ما مقدر فرما تا سوی تو چرخشی اساسی کنیم. که این نه از ید تو نه خارج است و نه غیر ممکن.

 خدایا ترنم تغییر را از تو خواهانیم زیرا از ید قدرت خود آن را خارج می بینیم و از خود ناامیدیم. 

+ نوشته شده در شنبه پنجم شهریور ۱۳۹۰ ساعت 16:27 شماره پست: 101

نظرات (0)

هنوز نظری ثبت نشده است

نظر خود را اضافه کنید.

  1. ثبت نظر به عنوان مهمان.
پیوست ها (0 / 3)
Share Your Location
عبارت تصویر زیر را بازنویسی کنید. واضح نیست؟

دیدگاه

چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.

کامنت ها

هم‌دردی با پیامبری که پیامش تحریف شد ناصر مهدوی تاریخ انتشار: ۳ مهر ۱۴۰۱ به پیامبر خدا سلام می‌گویم...
چرا کمتر باید بنویسم دوستان عزیزم! ظرفیت‌های نظام را می‌شناسم می‌دانم بسیار عصبانی شده‌اند و خسته....