قطعه ای از بهشت در ایران - به مناسبت میلاد امام رضا (ع)

میلاد امام رضا ع را داشتیم که فیض ایشان شامل تمام جهانیان است در دهلی که بودیم بعضی مواقع که کسالتی به وجود می امد خدمت خانم دکتری می رسیدیم که از اهالی هند بود که در اواخر دهه ۱۳۶۰ و اوایل دهه ۱۳۷۰ در ایران طبابت می کرده است نام این خانم دکتر خانم آشاجوشی است که فارسی را می داند و داستان ها از حضورش در ایران دارد دخترش که در شاهرود به دنیا امده بود می گفت همشهری شماست وی نقل می کرد که برای پسرش مشکل سلامتی به وجود امده بود و از این جریان مستاصل شده بود یکی از ایرانی ها به وی توصیه کرده بود که برای مشکل گشایی خدمت امام رضا ع به مشهد برود برای همین هم این خانم هندو مذهب با مراجعه به حرم امام هشتم ع در استانه درب با توجه به خال هندویی که داشته با ممانعت خدام حرم برای ورود مواجهه می شود و خدمه به وی توصیه می کنند که از همین بیرون حرم به امام هرچه می خواهد بگوید و برود که وی ناراحت شده و با گریه از همانجا با گلدسته های مولا با گریه حرف می زده که می گوید جوانی امده و سوال می کند که می خواهی بروی داخل که دکتر به وی جواب می دهد این اقا اجازه نمی دهد و  می گوید با من بیا و تا نزدیک ضریح می رود و ..... خلاصه مشکل فرزندش حل می شود و اسم او را به همین مناسب از اسم هندویی به علیرضا تغییر نام می دهد.

 مولا جان به ماهم نگاهی کن اگرچه معرفت تو رانداریم.

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم مهر ۱۳۸۹ ساعت 9:35 شماره پست: 70

نظرات (0)

There are no comments posted here yet

نظر خود را اضافه کنید.

  1. Posting comment as a guest.
پیوست ها (0 / 3)
Share Your Location
عبارت تصویر زیر را بازنویسی کنید. واضح نیست؟

دیدگاه

چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.

کامنت ها

یاد آن رادمرد بزرگ بخیر امروز ۳۰ دیماه، سالروز وفات مر...
تابلو "نه شرقی نه غربی" دیگر بی مصرف است آن را بفرستید بر...