ملعبه عشق بی حاصلِ چشم هایی که از تو ربود امیدم

29 اسفند 1398
Author :  
بر باد رفت صورت بی بنیادم

 

سالم به پایان رفت، و من در جای خود، ویران و حیرانم

چیزی نیفزودم به جز ماندن، به جز نامحرمی، بر طاق و ایوانم

 

این آمدن، رفتن، حکایت چیست؟! هیچش نمی دانم

این است بودن، رفتن و دیدار؟! باز بر این نیز خواهانم!

 

سعیم را صفایی نیست، بدین چرخیدن هاست، که بیمارم

زین آمدن، گشتن، نیافتن، غارت شدن هاست، که باز ویرانم

 

هر دم سرابی، سرّ آب را می گوید، و باز مدهوشم

اما کجاست هوش و عقلی که گوید بر چه خندان، یا گریانم

 

کاش در میان هاله های نور، من هم تو را با چشم می دیدم

اما نه هاله بود و نه نوری، که من جز نام از تو، هیچ نشنیدم

 

زن تو نهیبی، که پنجاه رفت و دیگرش نیز بگذرد، باز در خوابم

خوابی به طول عمر، عمری که گذشت، و باز مهجورم

 

هشتم به زیر هشت رفتُ، نیامد صدا و بارقه ایی، از امید

کامم به تلخی رفتُ، عمر به سختی، کین را چه تقدیرم؟!

 

هر دم رسولی از تو رسید و من به جای تو بر او شدم عاشق

گشتم ملعبه عشق بی حاصلِ چشم هایی که از تو ربود امیدم

 

امروز خسته و افتاده ام به راه، و باز نمی دانم،

میانه ام یا به ابتدا، یا در انتها افتادم به گرد و خاک، نابینایم

 

به نظم در آمده در 28 اسفند 1398

 

 

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn
سید مصطفی مصطفوی

پست الکترونیکی این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

نظرات (1)

This comment was minimized by the moderator on the site

دوستی در واکنش به این نوشته ام برایم نوشت :
خواندمت زیبا و فصیح‎
" ملعبه عشق بی حاصل" حاصلش. را. توانسته ایی خوب و روان عیان کنی.‎
یاد روانشاد قیصر امین پور افتادم‎
"دیر گاهی ست که افتاده ام از خویش به دور ،شاید این عید،به دیدار ِ خودم هم بروم"‎
پس بنویس و بسرا‎
وقتی اینهمه زیبا و عمیق می اندیشی‎
این سروده ات. زیباست‎
خواندم و مسرور شدم و با زهم بنویس و بسُرا‎
راستی به پنجاه رسیدنت مبارک باشه‎
میدانی میشه. دنیا رو از یه منظر دیگر هم دید همین دنیایی که گاه اینقدر برایمان دردسر ساز میشه که ازش می بُریم‎
سهراب سپهری چنان از این زیبایی ها سرشار بود که وقتی میگه: "ایمان بیاورید به خدایی که به پیچک فرمود: نردبان را زیبا کن"‎
اونوقت زیبایی های خیلی معمولی هم میشه بهانه بودن و سرودن‎
باش‎
و بسُرا‎
که. زیبا نگاری‎
تصویر این دلنوشته خیلی برایم ملموس نبود‎
خب نوشته ات همچنان دلخواه و مورد پسند حقیر است و این کافی ست‎

There are no comments posted here yet

نظر خود را اضافه کنید.

  1. Posting comment as a guest. Sign up or login to your account.
پیوست ها (0 / 3)
Share Your Location
عبارت تصویر زیر را بازنویسی کنید. واضح نیست؟

دیدگاه

ارتباطات انسانی شاید از بهترین شاخص های انسانیت ما انسان هاست، که تبلور آن در رویارویی تفکر و تبادل احساسات با دیگران حاصل می شود، امروزه فن آوری های جدید به کمک انسان آمده و شرایطی را فراهم نموده اند که بتوان به طور سریع و وسیع با هم در ارتباط باشیم، نوشته هایم در این سایت، سیاه مشق هایی است که در کلنجار با دل، به نوشته در آمده و لزوما درست و یا نادرست نیست.

آخرین خبر رویتر