گرمابدر به دشت لار، دروازه عبور از عرض البرز مرکزی

18 خرداد 1398
Author :  
در نبود انسان دوپا و احشام او دشت لار زنده است

روز 13 خرداد که دوست مهربان و همنوردم، تماس گرفت و از صعود که نه، به قول خودش خبر از یک گشت و گذار در یک مسیر گلابی (که کنایه از راحتی مسیر صعود بود) از گرمابدر (Garmabdar) به دشت لار (Lar NationalPark) داد، چندان رغبتی به این سفر و صعود احساس نمی کردم و دوست داشتم تا در این قرارگاه و کُلکسیون قله های بیش از 4000 متر، مثل خُلِنو، خَرسنگ، مهرچال و... و ده ها از این قله ها، که در اطراف دشت لار و روستای گرمابدر قرار دارند، یکی را انتخاب و صعود می کردیم.

تصمیم دوستان به تفریح و گشت و گذار بود تا صعودی جدی، اما با توجه به قرار گرفتن این مقصد صعود در فضایی که بزرگترین قله استان تهران یعنی خُلنو نیز در دیدرس آن بود، اگرچه صعود به هر یک از این ستون های بلند را به نفس کشیدن در دره های اطرافش ترجیح می دادم، ولی کاریش نمی شد کرد و این یک صعود فوق العاده و به قول بچه ها یک اشانتیون بین هفته ایی محسوب می شد، و از آن هم نمی شد گذشت، لذا بلافاصله آمادگی خود را اعلام و قرار حرکت ما شد ساعت 5 صبح روز 14 خرداد.

زمانبندنی این صعود بدین قرار است :

  • ساعت 5 بامداد، حرکت از تهران به سمت منطقه در لالان (یا آنچه همه آن را لالُون تلفظ می کنند) که در منطقه "رودبار قصران" در شهر "فشم" قرار دارد.
  • ساعت 6 و 15 دقیقه صبح حرکت به سمت دشت لار به صورت پیاده، که حرکت ما از پشت درگاه ورودی سازمان حفاظت محیط زیستِ منطقه حفاظت شده "ورجین" در روستای "گرمابدر" آغاز گردید.
  • ساعت 8 و 9 دقیقه صبح به گردنه گرمابدر – لار پس از طی سربالایی ها، و حرکت در مسیر جاده و کمی هم میانبرها، مشرف به دره ایی است که به دشت لار منتهی می شود، رسیدیم.
  • توقف نسبتا طولانی یک ساعت و 24 دقیقه ایی برای استراحت و صرف صبحانه، در بالای گردنه گرمابدر - لار.
  • ساعت 9 و 35 صبح دقیقه حرکت در مسیر سرازیری به سمت دشت لار بعد صرف صبحانه و استراحت.
  • ساعت 10 و 17 دقیقه رسیدن به تنگه ایی که تنها راه عبور از آن، زدن به آب است، ولی اکنون با توجه به توده های بزرگ برف ناشی از بهمن های سنگین زمستانی، به راحتی و با احتیاط می توان از روی برف هایی که تونل های آب زیر آن جاری است بدون زدن به آب، از تنگه گذشت، دوستان در سفر قبلی در همین مسیر مجبور به عبور از آب شده بودند، و لذا در این سفر توصیه داشتند که کسیه های پلاستیکی بلند به همراه داشته باشیم، تا بتوان آن را به پا پوشید و بدون لخت شدن و در آوردن کفش ها از آب گذشت.
  • ساعت 10 و 36 پایان دره و سرازیری ها و رود به دشت صاف لار، و ادامه مسیر تا رسیدن به رودخانه های جاری در کف دشت لار برای توقف در مقصد.
  • ساعت 11 و 14 دقیقه صبح، رسیدن به رودخانه و شروع به استراحت در کنار آب، که با این حساب از پست ورودی سازمان حفاظت محیط زیست (توقفگاه اتومبیل ما در روستای گرمابدر)، تا اینجا در مقصد (کنار رود خانه دشت لار) بدون احتساب زمان استراحت در گردنه، 3 ساعت و 26 حرکت مستمر داشته ایم.
  • ساعت 14 و 35 دقیقه عصر، حرکت برای بازگشت از محل رودخانه دشت لار به سمت روستای گرمابدر
  • ساعت 15 و 18 رسیدن به تنگه لار به گرمابدر، و عبور از توده های برفی در مسیر سربالایی های بازگشت
  • ساعت 16 و 28 پایان سربالایی ها و رسیدن به گردنه لار به گرمابدر و سرازیر شدن به سمت روستای گرمابدر
  • ساعت 18 و 20 رسیدن به روستای گرمابدر در محل ورودی نصب شده توسط سازمان محیط زیست، و محل پارک خودروی ما، که کل زمان حرکت از رودخانه دشت لار تا گرمابدر تقریبا 4 ساعت حرکت تند و بدون توقف بوده است.
  • کل زمان رفت و برگشت از گرمابدر تا لار و برگشت با توقف ها 12 ساعت به طول انجامید. یعنی از 6 و 15 صبح تا 6 و 18 دقیقه عصر
  • کل مسیر رفت و برگشت 22.7 کیلومتر کوهپیمایی را شامل می گردید.

منطقه حفاظت شده، دشت لار:

اما دشت لار که اطراف آنرا باید مجمع قله های بلند البرز مرکزی دانست، که در اطراف و زوایای این دره بزرگ و دشت زیبا چیده شده اند، و دل هزاران کوه نورد و طبیعت دوستان را به خود جلب و جذب می کند؛ دشتی که در اطراف خود از قله دماوند گرفته که خود بلند ترین قله ایران است، و یا قله خُلِنو (Kholeno) که بلند ترین قله استان تهران می باشد، را در کنار خود دارد و اهمیت فراوانی از لحاظ پستی بلندی ها و منابع آب و طبیعت بکر و دست نخورده، زیستگاه حیات وحش و... دارد،

 اما خود این دشت را باید دشت سیلاب های خروشان نامید، امروز که ما بدین دشت وارد شدیم مملو از زمین های آب شسته ایی است که قرن هاست آب چشمه ها و برف های عظیم ذوب شده از قله های بلند حوزه آبریز کوه های اطراف این دشت بدآن سرازیر می شوند و به جز حاشیه دره ایی که ما در آن پا گذاشتیم، صدها متر منطقه ایی آب شسته را می توان دید که یا در آن هم اکنون آبی خروشان جاری است، و یا روزی در آن جاری بوده است؛ و این نشان می دهد که انگار خداوند این دشت را آفرید تا آب های گوارا را به عنوان پر ارزش ترین نعمت الهی میزبانی، و روانه و روانه پایین دست کند.

مسیر گرمابدر لار آزاد کوه یوش و بلده:

امروز که ما در این دشت حضور یافتیم گروه های متعدد کوهنوردی به سمت مقاصد گوناگون در گوشه و کنار این دشت در حرکتند، که یکی از مهمترین مقاصد این گروه های عبور از دشت لار و رفتن به شمال کشور از طریق شهر های یوش و بلده بود، که این شاید عبور از یکی از عریض ترین عرض های، معابر شمالی و جنوبی در البرز مرکزی نیز باشد که طبیعت نوردان در یک مسیر جنوبی - شمالی از چند ردیف کوه هایی می گذرند که در سمت شرقی – غربی کشیده شده اند. و انگار مسیر روستای گرمابدر – دشت لار و سپس عبور از کنار آبشار "سفید آب" و یا همان "آب سپید" و رساندن خود به زیر قله آزاد کوه و عبور از آن و ورود به دره یوش و بلده و... مثل اتوبانی است که در این خصوص شهرت بسیار دارد،

وقتی از گروه های مختلف راهی شده در این مسیر از مقصد شان پرسیدم، اکثرا شهرهای یوش و بلده را به عنوان مقصد بعید عنوان می کردند، و من تعجب می کردم که این همه راه؟! ولی وقتی به مسیر نگاه کردم و قله نوک سرکج آزاد کوه را دیدم، متوجه شدم که چقدر ما به این منطقه نزدیک شده ایم، منطقه ایی که قبلا برای صعود به قله آزاد کوه بدانجا رفته ایم، اما از مسیر جاده چالوس.

یک گروه دوچرخه سوار که با دوچرخه قصد عبور کوهستانی و رسیدن به بلده را داشتند می گفتند، که تا 4 بعد از ظهر در یوش و بلده خواهند بود، که این برایم بسیار تعجب برانگیز می نمود، اما وقتی گروه ما در گشت و گذار خود در حالت استراحت قرار گرفت، من نیز به سبک خود به گشت و گذار و کشف دشت لار اقدام کردم، و دو ساعت زمان در نظر گرفته شده برای خواب و خوراک و توقف توسط گروه را غنیمت دانسته و حرکت خود را در مسیر شمال به جنوب در جهت رودخانه لار به تنهایی ادامه دادم.

نقطه شروع من از محلی بود که گروه ما بار از دوش بر زمین افکنده و مشغول آفتاب گرفتن و کف پا در آب سرد رودخانه لار فرو کردن و... بودند، توقفگاه ما در اینجا، در واقع انتهای یالی است که از قله بلند و عظیم خَرسنگ از موازی روستای آبنیک (قبل از روستای گرمابدر) آغاز می شود و تا اینجا در دشت لار ادامه می یابد و در اینجا و در کنار رود جاری در کف دره، خرسنگ هم به پایان می رسد، و گسل آن در زیر زمین ادامه خواهد یافت؛ این یال کیلومتر هاست که ما را در سمت چپ تا نقطه پایان در دشت لار، از آبنیک همراهی می کند.

اینجا همنوردان و کوله خود را وانهاده و به سمت جنوب حرکت کردم، در سمت جنوب اولین دره ایی که در سمت چپ بر من آغوش گشود، در انتهای خود آبشار "آب سفید" را که بلند و دو شاخه و گاه چند شاخه به سمت پایین دره سرازیر بود، زیبایی خیره کننده خود را به نمایش گذاشته بود، و در انتهای همین دره قله سر فراز آزاد کوه را هم می توان دید، قله ایی که وقتی به بلندای گردنه گرمابدر به لار می رسی از دور به تو سلام می کند؛ و این نشان می داد که فاصله ما با قله آزاد کوه و در واقع منطقه یوش و بلده چقدر نزدیک است.

با توجه به فتح این قله می توانم در ذهن خود اینکه چند مقدار راه نرفته از این سو تا آزادکوه داریم، و این راه نرفته را به راه های رفته به سوی آزادکوه از سمت روستای میناک و یا روستاهای همجوار آن، تصور کرده، و به هم وصل کنم و راه مانده تا بلده و یوش را حدس بزنم.

یک گروه دونده در کوهستان که بعد متوجه شدم از ورزش کاران رشته ورزشی "اسکای رانینگ" [1] و یا به قول خودشان "تریل" هستند و متشکل از 4 جوان برومند ورزشکار، از جمله یک خانم بود که پا به پای بقیه می دوید، خود را به ما نزدیک کرد، تا از همین نقطه از آب رودخانه خروشانی که از کاسه خلنو و یال شمالی قله خرسنگ راهی دره لار بود، عبور کرده و خود را بدانسوی دشت رسانده و در همان دره آبشار "سفید آب" رسانده و از همان دره راهی شمال شوند؛ آنها نیز از حضور خود در یوش و بلده در حدود ساعت 4 بعد از ظهر خبر دادند.

آنها انتظار داشتند با همین روند دویدن تقریبا 4 – 5 ساعته خود را از میان دشت لار عبور داده و با دنبال کردن GPS tracks یا همان جهت یابی های جی پی اس خود را به قرارگاه بعدی سفرشان یعنی یوش و بلده برسانند، و من در حالی که به سمت جنوب و در مسیر آب رودخانه در دشت لار حرکت می کردم و خود را به سوی قله "آسمان کوه" (به قول یکی از محلی ها) و یا به قول یکی از کوهنوران حاضر در دشت "اسپی کالک" (که نفهمیدم کدام درست است) نزدیک می شدم، و وقتی مقابل دره آبشار سفید آب رسیدم دیدم که پر بیراه هم نگفته، و با این سرعتی که می دوند، رسیدن آنان به یوش و بلده در 4 ساعت آتی محتمل و هم ممکن خواهد بود.

ترافیک گروه های متعدد کوهنوردی را می توان دید که از این منطقه عازم شمال کشورند، و این روند از صبح شروع و تا آخرین دقایق حضور ما نیز ادامه داشت، گروه های دو نفره و سه نفره و... دوچرخه سوار، به همراه تیم های کوهنوردی پیاده، اسکای رانینک که مواد خوراکی، خواب و شبمانی در طبیعت را برای دو روز ماندن در طبیعت تدارک دیده اند و امیدوارند امروز یا فردا به یوش و بلده رسیده و مخازن خالی از خوراک و توشه راه خود را پر کرده و با عبور از قله ها و جنگل های البرز مرکزی خود را به شمال کشور برسانند، برای برخی این زمان 5 روزه و برای بعضی مثل این گروه اسکای رانینگ کمتر پیش بینی می شود.

ترافیک این گروه ها در این روز که ابتدای یک تعطیلات 4 روزه است، بسیار چشمگیر است، و در مسیر با گروه های سه نفره، دو نفره، 4 نفره، هشت نفره و کمتر و بیشتر برخوردیم که برای من غبطه برانگیز بود که چرا برنامه کوتاه یک روزه ایی را برای یک نوک زدن و چشیدن دشت لار انتخاب کرده ایم، در حالی که دیگران از این تعطیلات استفاده کرده و اهدافی به این بزرگی را برای خود در نظر گرفته و برای رسیدن به آن در حرکتند، و این که دیگران چقدر از ما در این زمینه جلو ترند.

به همین دلیل در تیم 5 نفره ما نیز بحث خرید ابزار مورد نیاز برای ماندن در طبیعت به شدت درگرفت و هر یک به داشته ها و نداشته های خود در این زمینه اشاره می کردند تا به نداشته های شان اعتراف و برنامه ریزی به تدارک آن چه ندارند اقدام کرده و آماده باشند، تا ما نیز شاید به این اینگونه رفتن ها اقدام و برنامه ریزی کنیم، که این تصمیمی بلند نظرانه تر و عالی تر خواهد بود.

مسیر سفر و حرکت در محور گرمابدر- دشت لار :

برای رسیدن به مسیری که ما برای حضور در دشت لار انتخاب کردیم، اگر از سمت تهران عازم شوید، در میدان فشم تابلو بزرگی در سمت راست، شما را به سمت روستاهای روته، زایگان (زایگون)، لالان (لالون)، آبنیک، گرمابدر، هدایت خواهد کرد؛ وارد این جاده که شوید، انتهای این مسیر که در کنار رودخانه ایی به پیش می رود، شما را در جاده آسفالته به نقطه پایان خود در یک دره مسکون به روستای گرمابدر ختم خواهد کرد، انتهای و پایان این روستا  که در واقع انتهای جاده اسفالته نیز خواهد بود.

ورودی و یا گیت فلزی که توسط اداره محیط زیست در گرمابدر برای حفاظت از منطقه حفاظت شده "ورجین" و "لار" نصب شده، محلی است که شما می توانید اتومبیل خود را رها کرده و به جاده خاکی و یا مالرو ها و پاکوب های اطراف زده و راه خود را به سوی دشت لار در پیش گیرید،

ما نیز اتومبیل خود را قبل این ورودی پارک کردیم، و از این بعد که در واقع اینجا انتهای ساختمان های روستای گرمابدر هم هست، در مسیر جاده ایی شوسه اوج گرفتن خود را آغاز نمودیم، و سربالایی های را در حالی طی می کردیم که در سمت راست ما نقاب های برفی کوه "پیرزن کلوم" و متصل به آن قله "مهرچال" عظمت و بلندی خود را به رخ می کشیدند؛ نقاب های برفی قسمت شمالی این قله ها که تقریبا به اندازه نقاب برفی قله توچال و بلکه بیشتر از آن است، این روزها با توجه به افزایش دمای هوا، به صورت بهمن در حال ریزشند، چرا که گرما به ذوب آنان منجر شده و خروارها برف را به سمت دره رها می کند.

گرچه این گیت حفاظت محیط زیست، ساخت و سازهای روستای گرمابدر از سمت دست چپ و در واقع در دامنه های قله خرسنگ را متوقف کرده و پایان داده است، اما در سمت راست و در داخل دره و کناره های رودخانه هنوز ساخت و سازها ادامه دارد و متاسفانه در سمت یال های مهرچال ساخت سازها، گیت محافظت از منطقه حفاظت شده ورجین را پشت سر نهاده و ویلاها همچنان به پیش می روند، ویلاهایی که مشخص است یا در حال ساخت و تکمیلند، و یا در حال مهیا نمودن مقدماتی اند، که به ساخت و سازهای جدید منجر خواهد شد.

 و به گفته دوستانی که قبلا به این منطقه آمده اند، بسیاری از اینها در سفر قبلی نبودند و اکنون هستند، متجاوزین به اراضی ملی و حریم رودخانه ها و دره ها را می خورند و به پیش می روند، و این پدیده خصوصا در سمت راست ما تا مدت ها ادامه دارد، و عده ایی از هم اکنون حاشیه دره را با سنگچین هایی، مرز بندی کرده و به زودی مثل قلیل جاهای که اکنون دیوار کشی کرده اند، در سایه فساد ساری و جاری دستگاهی و مسئولین منطقه، و طمع انسان های حریص به بلعیدن محیط زیست و حریم زیستگاه های حیات وحش، پیش خواهند رفت تا خود را به گردنه، بالا دست بین یال های قله "کاسونک" و "خرسنگ" برسانند.

مسیر دره پر است از آب های جاری که به سمت دره جاریست، و این آب های جاری از هر روزنه ایی خود را به رودخانه کف دره می رسانند تا به هم بپیوندند و در انتهای با گذر از دره هایی که از این ویلاها و ساخت و سازهای بی ریخت و درهم و برهم خفه شده اند، و اراضی ملی بلعیده شده ناشی از فساد دستگاهی و طمع افراد متجاوز، گذر کرده، تا این آب ها از میان این همه فساد و تجاوز، مارپیچ بگذرند و خود را به سد لتیان برسانند.

پشت سر ما اما قله شکوهمند "برج" و "خلنو" با برف های زیاد خود جلوه گر است، و از دره منشعب شده از لالون، آبنیک و... و هر روستای منطقه که از این مسیر اصلی به سمت چپ و راست خارج شوی به یکی از قله های بیش از 4000 متر ختم می شوند. مدت ها حرکت ما در مسیر دره در سایه یال قله مهرچال بود، و اما در نزدیکی های گردنه برای سرازیر شدن به سمت لار، این قله "کاسونک" هست که در سمت راست، ما را تا دشت لار همراهی خواهد کرد.

اما مسیری پیمایش من در دشت لار :

زیبایی دشت لار انسان را به وجد می آورد، برای بعضی این شعف در ماندن و استراحت و گپ و گفتگو و خوردن تبلور می یابد، اما برای من گشت و گذار بهترین پاسخ به این همه زیبایی و طراوت بود، لذا وقت استراحت دو ساعته دوستان را جویا شدم، و برای آن دو ساعت سعی کردم برنامه ایی گشت گذار بچینم، سلاح دفاعی (باتوم چوبی ام) را به همراه سلاح ثبت و ماندگار کردن تصاویر و صحنه های زیبای طبیعت، یعنی موبایل که همزمان دوربین عکاسی ام نیز می باشد را برداشتم و در مسیر جنوب حرکت کردم.

دشت پر است از گوسفند سراها که یکی از عامل های ویرانی دشت و محیط زیست آن نیز، گله های پرشمار گوسفندانی است که چون وارد طبیعت می شوند، شبانه روز بی وقفه می چرند و صاف می کنند و به پیش می روند، ولی هنوز خوشبختانه این گله ها به دشت لار نیامده اند و طبیعت همچنان در آرامش قبل از توفان است، و رشد و نمو پوشش گیاهی منطقه در سایه عدم حضور آنان همچنان ادامه دارد؛ گل های رنگارنگ و بوته های به گل نشسته و گاه تخم کشیده، در کنار آبی خروشان که به سمت جنوب مرا همراهی می کند؛

500 متر آنطرف تر با مزارع یونجه کاری شده، بزرگ مواجه شدم که این مزارع زنگ خطر شدید طبیعتخواری را از هم اکنون به صدا در می آورد، و فریاد می کشد، که جاگیر شدن کشاورزان و دامداران در این دشت که میراث ملی کشور است، ناقوس نابودی اش را به صدا در می آورد، از کنار آن گذشتم چهار تن از جوانان منطقه که برای آبتنی و شاید هم چیدن گیاهان خاص به منطقه آمده بودند، از آنان از نام های محل پرسیدم،

که آنها نیز محل آسمان کوه، خرسنگ، چشمه آب سفید را به من نشان دادند، و این که در انتهای مسیری که من رفتم روستای "قلعه نو" قرار دارد جایی که روی نقشه گوگل از آن به اسم اسم کولک (Asme Kolak) یاد شده است، در انتهای دره که یال کاسونک به قله آسمان کوه، در تنگ ترین مسیر به هم می پیوندند "ملک چشمه" را دیدم که بسیار پر آب از زیر یال کاسونک بیرون می زد. حجم این آب را من در چشمه های دیگر هرگز ندیده بودم، از حجم آب های بیرون زننده چشمه شهرستانک که در بالای قصر ناصری از زمین می تراود هم بیشتر بود.

اگرچه یکی از اهداف من برای آمدن به این محل رسیدن به جایی برای دیدن قله ریزان و... بود ولی در این محل دو کوه کاسونک و آسمان کوه به هم بسیار نزدیک شده اند و توان عبور از آن آب خروشان دیگر نیست و زمان من هم رو پایان بود و لذا برگشتم،

گزیده ایی از صدها عکس که ازین زیبایی ها ثبت کرده ام :

Click to enlarge image Lar-Garmabdar (1).jpg

همنوردان من در سفر گرمابدر به لار

[1] - فدراسیون بین المللی اسکای رانینگ در سال 2008 و با تغییر فدراسیون ورزشهای ارتفاع FSA بنیان گذاری شد. این فدراسیون به منظور گسترش، مدیریت و نظارت بر ورزش sky running و فعالیت های چندگانه تاسیس گردید. sky عبارت است از دویدن در ارتفاع بیش از 2000 متر. جایی که درجه سختی حدود بیش از 11 درجه نباشد و شیب آن بیش از 30 درجه باشد که می توان آن را "دوی کوهستان" نامید. فدراسیون بین المللی skyrunningرشته های skyrunning و ورزشهای ارتفاع sky sport به رشته های مختلفی تقسیم می شوند. که شامل sky marathon - sky race - vertical kilometer sky raid میشود. sky runner به کسانی اطلاق می شود که در رقابتهای دوی ارتفاع بالای 2000 متر شرکت کنند.

فدراسیون بین المللی skyrunning یک سازمان بین المللی غیردولتی با اهداف غیر درآمد زا می باشد و دارای هویت قانونی است. این فدراسیون دارای مرجع قانونی و بین المللی برای تمام رقابت های skyrunning در سطح دنیا بوده و مقر آن در سوییس است. قوانین و مقررات مربوط به این رشته توسط این فدراسیون تنظیم می شود و به این وسیله حقوق ، وظایف و تعهدات شرکت کنندگان در رقابتهای skyrunning مشخص می شود. (منبع http://www.kziran.com/training/various/670-skyrunning-%D8%AF%D9%88%DB%8C-%DA%A9%D9%88%D9%87%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86 )

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

نظرات (0)

امتیاز 0 خارج از 5 بر اساس 0 رای
هیچ نظری در اینجا وجود ندارد

نظر خود را اضافه کنید.

  1. ارسال نظر بعنوان یک مهمان ثبت نام یا ورود به حساب کاربری خود.
Rate this post:
پیوست ها (0 / 3)
مکان خود را به اشتراک بگذارید
عبارت تصویر زیر را بازنویسی کنید. واضح نیست؟

دیدگاه

ارتباطات انسانی شاید از بهترین شاخص های انسانیت ما انسان هاست، که تبلور آن در رویارویی تفکر و تبادل احساسات با دیگران حاصل می شود، امروزه فن آوری های جدید به کمک انسان آمده و شرایطی را فراهم نموده اند که بتوان به طور سریع و وسیع با هم در ارتباط باشیم، نوشته هایم در این سایت، سیاه مشق هایی است که در کلنجار با دل، به نوشته در آمده و لزوما درست و یا نادرست نیست.

آخرین خبر رویتر