توفان مکن ای دل، که عاشقی سوداست

08 دی 1397
Author :  

توفان مکن ای دل، که عاشقی سوداست   

غمگین مکن دل من، ز افول گفتن ها     اندر دلم، افول ناشدنی گشته ایی تو یار‎

احساس و عاطفه ام، میل پرواز کرده به تو     تو باز مرا گذاشتی و رفتی به انتظار‎

زنجیر کرده ایی دل من را، تو در خیال      دل نیست که انبان خیال توست، در انتظار

دلگیر مشو تو ز همنفسی با من حزین،     چون تو گلی، حزینی به کنارت، به انتظار‎

من تو شدم، تو من شدی، در وادی دلخستگان   من هم شدم نمناک چشم، شد دیدنت هم انتظار‎

من بغض ها گشودم از دل خود، تا که بارشی      گردد به چشم هایم هویدا در انتظار

ای ابر های خیال انگیز دل، ز من روید    تا من کنم خلوتی، با این دلِ نشسته به انتظار

توفان مکن ای دل که عاشقی سوداست   سودای سرنوشت که دارم، به انتظار

سروده شده در 4 مهرماه 1397

دردهایش را به جان من می خرم دیوانه وار  

آسمان دل که جای عشق باشد اندر آن         سفره ایست آشفته از انواع درد و آرزو

دردهایش را به جان من می خرم دیوانه وار    آرزو را من چه سازم، کشنده است، آرزو

دل چو وا گردد به گرد شمع عشقی جان فزا،       دردها بیرون بریزد از دلم با آروز

سفره دل چون که وا شد در بر آن عشق تام     دردها درمان شود، آندم فراموش آرزو

محو گردد در رخ آن صبح عام و عشق تام    گم شود در آن میان هم عشق، درد و آرزو

فارغ از او چون شدم، بازم به درد آید دلم      در نبودش بازخوانی می شود، هم درد، هم آن آرزو

دیده ام باز چون مجنون عشق و دیدن رخ می شود،      تو نباشی، دردها را تازه می گردد، درمان آرزو

کن حکایت دیده را ای دل که سودایت برفت       دردها مانده است بر دل، دیده گریان بر این آرزو

سفره دل وا کن و بازم به اشک آلوده کن       گونه ها را خیس از درد اندرون، و دوری از آن آرزو

آرزو دارم که درد از جان فزون گردد دمی     فانی ام سازد بدین سودای دل با آن درد و آرزو

راحتم سازد از این درد؛ وزان دیوار بلند آرزو      پشت دیوارش بماندند و بمردند، صاحبان آرزو

دل ببند و، دیده وا کن ای که خان آرزو        عشق درمان است بر دردم، حاکی از آن آرزو

5 دیماه 1397

 

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

کاربرانی که در این گفتگو شرکت کرده اند

نظرات (1)

امتیاز 0 خارج از 5 بر اساس 0 رای
This comment was minimized by the moderator on the site

عزیزی برایم نوشت : " توفان با ط دسته داره مهندس طوفان"
ضمن تشکر و قدر دانی از این عزیز که خیلی هم دوستش دارم، سر تعظیم مقابل دوستی اش خم می کنم باید عرض کنم : اگرچه به فرموده استاد حسين پاكدهي "«ط» یکی از راه‌های تشخیص واژه های عربی است. این موضوع که ما به اشتباه بسیاری از واژه‌های فارسی را با «ط» به کار می بریم یکی از موضوعاتی است که باید تصحیح شود؛ اما در همه مواقع تغییر «ط» به «ت» واژه را تصحیح نمی‌کند. در کلمه‌هایی مانند بلیت، امپراتوری، اتو، اتاق و... که واژه‌هایی با ریشه غیر عربی هستند و مستقیما از دیگر ریشه‌ها به فارسی وارد شده‌اند این تصحیح باید انجام شود، اما در کلمه‌ای مانند طوفان که ریشه‌ای عربی دارد استفاده کردن از توفان درست نیست."
اما در اینجا منظور من از توفان یک حادثه طبیعی نیست بلکه یک عصیان دل است که باز می توان آن را در سخنان همین بزرگوار دید : " از سوی دیگر واژه «توفان»، یک واژه فارسی است که از ترکیب کلمات توفیدن یا توپیدن ریشه گرفته است. این دو واژه که معنی یکسانی دارند به معنی دادزدن، غرش کردن و غران بودن هستند که کلمه «توفان» نیز از این ریشه‌ها نشات گرفته است و به کار بردن واژه توفان به معنی یک حائثه طبیعی همراه با باد و باران درست نیست و از نظر نگارشی غلط محسوب می‌شود. "
لذا پارسی را (نه فارسی که خود معرب پارسی است) را سعی می کنم پاس بدارم .
هرچند سواد ادبی خوبی هم ندارم و امکان غلط املایی و انشایی و.... در متن هایم بسیار است واز این بابت عذر خواهم

هیچ نظری در اینجا وجود ندارد

نظر خود را اضافه کنید.

  1. ارسال نظر بعنوان یک مهمان ثبت نام یا ورود به حساب کاربری خود.
Rate this post:
پیوست ها (0 / 3)
مکان خود را به اشتراک بگذارید
عبارت تصویر زیر را بازنویسی کنید. واضح نیست؟

دیدگاه

ارتباطات انسانی شاید از بهترین شاخص های انسانیت ما انسان هاست، که تبلور آن در رویارویی تفکر و تبادل احساسات با دیگران حاصل می شود، امروزه فن آوری های جدید به کمک انسان آمده و شرایطی را فراهم نموده اند که بتوان به طور سریع و وسیع با هم در ارتباط باشیم، نوشته هایم در این سایت، سیاه مشق هایی است که در کلنجار با دل، به نوشته در آمده و لزوما درست و یا نادرست نیست.

آخرین خبر رویتر