×

هشدار

خطا در بارگذاری کامپوننت: com_tags، کامپوننت پیدا نشد

خطا در بارگذاری کامپوننت: com_tags، کامپوننت پیدا نشد

خطا در بارگذاری کامپوننت: com_tags، کامپوننت پیدا نشد

خطا در بارگذاری کامپوننت: com_tags، کامپوننت پیدا نشد

خطا در بارگذاری کامپوننت: com_tags، کامپوننت پیدا نشد

خطا در بارگذاری کامپوننت: com_tags، کامپوننت پیدا نشد

خطا در بارگذاری کامپوننت: com_tags، کامپوننت پیدا نشد

خطا در بارگذاری کامپوننت: com_tags، کامپوننت پیدا نشد

خطا در بارگذاری کامپوننت: com_tags، کامپوننت پیدا نشد

خطا در بارگذاری کامپوننت: com_tags، کامپوننت پیدا نشد

خطا در بارگذاری کامپوننت: com_tags، کامپوننت پیدا نشد

مطالب نویسنده

چشم هایی که از این ملت به نام فتنه در می آورند

چشم هایی که از این ملت به نام فتنه در می آورند

مصطفوی 21 خرداد 1395 10096 کلیک ها

کاسب کاران فتنه همچنان به کَسب خسارت بارشان ادامه می دهند و با نام "فتنه" نان در قاتق خود تلیت می کنند تا به اکثریت مردم این مرز و بوم و ملتی که در یک سال قبل به میدان آمدند و به تغییر این وضعیت رای دادند، اعلام کنند که علیرغم رای و خواست شما، هنوز در نقاطی از این کشور (مثل مجلس) پاشنه به همان سمتی می چرخد که شما با رای قاطع خود به آن "نه" گفتید و رای و خواست شما مردم در ما و سیاست ما اثری ندارد و ما به همان راه خود خواهیم رفت. این چشم را در آوردند تا دانشگاه بی سکان شود و در استانه شروع مهری جدید، نهاد علم این کشور سکانداری "دانا" نداشته باشد و امید از دل فرزندان علم آموز آن رخت بندد و با این بی ثباتی و بی ثبات کردن های دیگری که همواره در هشت سال گذشته که با اخراج اساتید و دانشجویان، اعزام بی لیاقت ها برای کسب کرسی های علمی و... ادامه داشت، علم آموزان را از راه شایسته و بایسته خود باز دارند. ولی انتظار می رود همان مردمی که این سیلی را از این کاسب کاران فتنه دریافت کردند، پاسخی در خور آن را در انتخابات مجلس بعدی به این کاسب کاران فتنه دهند تا بهای دهن کجی به خواست مردم مظلوم و غارت شده توسط قوم اختلاس گر معلوم شود. اینان به زعم خود شاخ سکاندار علم و دانایی را شکستند ولی زهی خیال باطل که شب را حتما سحری خواهد بود، این وعده خداوند خالق ماست که شب هرچند عمری یلدایی یابد و سایه یی سنگین و سرد داشته باشد، باز هم سحری بر پایانش مهر خواهد زد و دوامش را به سخره خواهد گرفت.

از نوع انتقادات و جهت گیری برنامه های صدا و سیما از جمله برنامه "جهت اطلاع" و... می توان پیش بینی کرد که آقایان نعمت زاده و زنگنه وزرای بعدی لیست حذف بعد از فرجی دانا هستند. البته وزرای زیادی هستند که مدت هاست از صفحه تلویزیون حذف شده اند، مثل علی جنتی (وزیر ارشاد) که انگار سفری مخفیانه به خارج رفته و در ایران حضوری ندارد که دوربین های تلویزیون او را بیابند و پوششی دهند او را! و این تنها آقای هاشمی (وزیر بهداشت) هست که فرصت حضوری گاه به گاه در تلویزیون می یابد و یا به اجبار همکاران آقای ضرغامی مجبور به پخش چهره ی ظریف (وزیر خارجه) آن هم به واسطه پرونده حساس هسته یی می شوند؛ تا انگ حذف کامل دولت از صفحه تلویزیون ملی کشور نخورند؟!!. این رییس جمهور هم که به عنوان رییس این کشور و مردم، انگار ریاستش تنها به قوه مجریه و بلکه کمتر در حد یک مدیر اجرایی محدود شده، انگار معاونینی هم ندارد و یا اگر هم دارد کاری نمی کنند که لایق حاضر شدن بر این صفحه  پرخرج متنعم از بیت المالِ این ملت باشند!. 

 

+  نوشته شده توسط سید مصطفی مصطفوی در 11:23 AM |  یکشنبه بیست و ششم مرداد 1393

 

به جای ایجاد امپراتوری های بزرگ به حکومت بر دل ها بیندیشیم

مصطفوی 21 خرداد 1395 6794 کلیک ها

این روزها جهان اسلام دچار مردانی با آرزوهایِ بزرگ شده که به تشکیل امپراطوری های وسیع در قلمرو اسلامی می اندیشند و همچون شکارچیانی قهار در مرغ دانی ها، رقابت سختی را برای تشکیل آن با دیگر رقبای مسلمان خود به راه انداخته و می خواهند حکومت ها و امپراتوری های اسلامی وسیع تشکیل دهند و سرزمین های دیگر را نیز به کشورهای خود منظم کرده، مرزهای جغرافیایی کشورهای شان را وسعت دهند و یا سرزمین های دیگر اسلامی را تحت امر خود نموده و در رسیدن به این هدف به هر بی دینی، ظلم به هم وطنان خود و دیگران از طریق ایجاد استبداد داخلی دست می زنند و از انجام اعمال پست و فرومایه نیز فروگذار نیستند. غافل از این که خاطره مسلمانان و تاریخ اسلام امپراتوری های گسترده یی را به خود دیده است که بدون استثنا در ظلم و تعدی به حقوق دیگران ید طولایی داشتند و گوی سبقت را از هم ربودند. امویان، عباسیان، عثمانی ها و... همه و همه، صدها سال بر سرزمین های وسیع و یکپارچه اسلامی حکومت کردند و سلاطین ظالم آنان تنها نامی از اسلام را یدک کشیدند و در حالی که خود را ولی امر و یا امیرالمومنین و یا عناوین دیگر اسلامی خطاب می کردند، با استناد به آیه "اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم" خود را به ظلم "ولی امر" مسلمانان زمان خود دانسته و جنایات و خیانت های کم سابقه یی را علیه مسلمانان مرتکب شدند.

 

اما آنان به فکر حکومت بر دل ها نبودند، بلکه تنها به حکومت جابرانه و مبتنی بر شمشیر سربازان شان بر تن مردم زمانه، سرزمین و ثروت شان می اندیشیدند که تاریخ مقداری از این جنایات را ثبت کرده است ولی جالب این که این حکومت های وسیع و قدرتمند چون بر دل ها حکومت نمی کردند نهایتا از بین رفتند و تنها نقشه هایی تاریخی و کاغذی از سرزمین های تحت امرشان باقی ماند و بدنامی برای اسلام، که چنین حکامی مدعی آن بودند.

امروز جهاد که از مقدس ترین اعمال اسلامی است و باید فقط در موقع ضرورت انجام گیرد، به کشورگشایی تقلیل یافته و به جای کارکرد ضد ظلم، خود بستر ظلم را توسط جهادگران و راهبران چنین جهادی فراهم می کند، جهادگران این عرصه چشم به غارت مال و ناموس دیگران دارند و حاکمان بر چنین جهادگرانی به وسعت سرزمینی و الحاق سرزمین های دیگر به سرزمینی خود و به تحت امر درآوردن آنان می اندیشند. این نوع حکام با برانگیختن احساسات عده یی جوان توانمند و پرشور که دردِ دین دارند آنان را به عمله ی ظلم تبدیل کرده و به جان دیگران انداخته و به نام جهاد در راه خدا به تصفیه حساب با مخالفین خود اقدام می کنند و همیشه در کنار هر حاکم ظالم اسلامی، حُکام شرع ظالم، از خدا بی خبر و مطیعی هستند که به مهیا کردن مقدمات سوار شدن این سلاطین مدعی اسلام بر گرده ریش بلندهای از اسلام و خدا بی خبر فراهم کرده و آنان را که از معرفت اسلامی تهی هستند و فقط از اسلام نام جهاد آن را بلدند را با فتاوای شرعی نمای خود به جان دیگران انداخته و ظالمانه خون هرکه را که در مقابل این حکام ظالم باشد و یا نباشد (و با عقاید آنان موافق نباشند) را مباح کرده و مال و ناموس مخالفین را حلالِ جنگاورانی می کنند که چشم بسته بر این حجت شرعی از دستگاه خدعه و نیرنگ رسیده اکتفا کرده و برای خود ثواب دنیوی و اخروی جمع می کنند!.

اسلام دین حکومت بر قلب  هاست و هدفی برای حکومت بر تن ها و سرزمین ها در آن نهفته نیست. تمام ساز و کار اسلامی از جمله جهاد و حکومت و... در خدمت بشر است و این انسان است که مرکز اهداف اسلام قرار دارد که باید دل او را جذب و به اسلام فرا خواند که اگر این اسلام فرا خوانده شده واقعی باشد خواندن آیه یی از قرآن توسط مسلمان واقعی دل دیگران را جذب می کند و نیاز به شمشیر و خشنونت برای به بند کشیدن انسان ها و وارد کردنش در اسلام من درآوردی نیست.

 

+  نوشته شده توسط سید مصطفی مصطفوی در 0:44 AM | پنجشنبه بیست و سوم مرداد 1393

 

این محیط آلوده مان را گندزدایی از جنس دیگر نیاز است

مصطفوی 21 خرداد 1395 2814 کلیک ها

گاه کثرت آلودگی های محیط زندگی ما آنقدر زیاد می شود که دیگر دستان بشریِ مان برای پاکسازی آن ناتوان می نمایاند و اینجاست که ضرورت یک دوره ی بارش فصلی و آسمانی را حس می کنیم که ببارد و از محیط زندگیِ ما آلودگی زدایی کند و آنرا پاکسازی اساسی کند. امروز محیط خاورمیانه را آنقدر آلودگیِ استبداد، انحراف مذهبی، جنایت، خشک مغزی، ظلم، حیوانیت و... فرا گرفته که شاید بارشِ مداومی آن هم از جنس باران های شدید و موسمی هند شاید تا بتواند ما را از شر این آلودگی ها و بقایایش پاک کند. کلاف این آلودگی ها آنقدر پیچیده که دستان مان ناتوان از گندزادیی از این همه زخم های چرکین، خود را نشان می دهد.

این هم در اثر فعالیت دست های شیاطین سردمدار از هم پاشیدگی و تفرق، استبداد گستر، خشک مغز، شرور، بی رحم، ظالم، منحرف است که آنقدر در بین ما جدایی انداخته و تکه تکه امان کرده اند که انگار دیگر "ید واحده" یی تحقق پذیر نمی نمایاند، تا چشم ها کمتر از آسمان به سوی دست های زمینی معطوف شود و امیدوار به خود برای حل مشکل خود شویم. این اثر کار دست ناامیدگرانی است که به تاراج امید در بین بندگان خدا سخت مشغولند و  نگاه ها را تنها به آسمان معطوف می کنند تا ما را از حرکت زمینی خود و اثر بخشی تحرکات مان ناامید کرده و ما را به عناصری بی حرکت و چشم به آسمان دوخته، تبدیل مان کرده و به هر سو که خواستند ببرندمان.

 

+  نوشته شده توسط سید مصطفی مصطفوی در 11:30 PM | یکشنبه نوزدهم مرداد 1393  

دخالت و احساسِ حقِ دخالت در زندگی دیگران بلایِ زندگی بشر

مصطفوی 21 خرداد 1395 2950 کلیک ها

شاید شما هم شنیده باشید که برخی از محیط جدید زندگی اشان این چنین تعریف و تمجید می کنند که "اینجا هیچ کس با کار کسی کار نداره، همسایه ها نسبت به زندگی دیگران کاملا بی تفاوتند، اینجا از نگاه، سخن و دخالت دیگران رها هستی و... این جا مردم خیلی متمدن هستند." این نوع محیط زندگی و نوع زندگی جمعی شاید برای برخی ارزش نباشد، ولی برای برخی متمدنانه است و املاک چنین مناطقی گران تر از املاک دیگر مناطق است و قیمت آن چند برابر نقاط سنتی است و به قول امروزی ها آنجا "بالاشهر" است، که خواهان زیادی دارد.

گذشته از درستی و یا نادرستی این دو نوع تفکر و نگاه به اطرافیان که به قطب بندی جامعه و شکل گیری زندگی بالاشهری و پایین شهری و پیوستار بین، شده است. اما گرایش به زندگی متمدنانه در بین انسان ها وجود دارد و به قول ابن خلدون قبایل وحشی چون به شهرها وارد می شوند و آن را فتح می کنند، زندگی شهری اتخاذ کرده خود نیز شهری می شوند؛ ولی بلعکس آن شاید کمتر اتفاق بیفتد.
این را گفتم که بگویم شاید بسیاری از مشکلات جامعه ما از نگاه افراد به جامعه و نقش آنها در آن ناشی شود. انسانی که خود را ذیحق به جستجو در زندگی دیگران می بیند و ذره بین در دست عیوب آنان را حساب و کتاب می کند و نهایتا هم به خود حق می دهد که به او تذکر دهد به این منجر می شود که فرد تذکر گرفته از دست تذکر دهنده خسته شود و در صورت عدم راه خلاصی از آن، فرار کند و به دنبال محیطی باشد که دیگر چشمی او را زیر ذره بین نگیرد و هرلحظه منتظر تذکر کسی نباشد و از قید استرس آن آزاد باشد. شاید یکی از دلایل مهاجرت به دیگر کشورها همین باشد که انسان هایی که تحمل زیر ذره بین بودن و تذکرات سلیقه یی دیگران را ندارند ترجیح می دهند شهروند درجه دو دیگر جوامع باشند و شغل های پایین تری در مقایسه با جامعه خود داشته باشند، ولی از این مسایل خود را رها نمایند.
در طول تاریخ هم می توان کسانی یافت که احساس تکلیف کرده و نهضت هایی را به راه انداخته اند تا دیگران را به آنچه خود حق و عدل می دانند رهنمون کنند که برخی از این نهضت ها مسالمت آمیز و آزادی دیگران در پذیرش آن را به رسمیت می شناسند، ولی برخی این طور نیست و دعوت کنندگان برای دعوت شوندگان حق و آزادی انتخاب قایل نیستند و به زور می خواهند آنان را وارد جرگه ی خود کنند.
اسلام و مسیحیت نمونه بارز این جریان است و هر دو نوع دعوت را می توان در رویه دعوت کنندگان به این دو دین را در روش متولیان آن می توان یافت، گروهی همچون صوفیان مسلمان را می توان دید که به هند رفتند و خود را نمونه عملی اسلام قرار دادند و سیره و روش زندگی آنان هندوان را به اسلام متمایل کرد و اسلام را در این منطقه گسترش داد (میر سید علی همدانی، خواجه معین الدین چشتی و... از آن جمله اند) ولی کسانی هم بوده اند که که همچون تیمور لنگ سابقه گسترش اسلام را دارند. این در مورد مسیحیت هم صدق می کند که مبشرین مسیحیت به سرزمین ها دور دست افریقا عزیمت کرده و دستگاه کلیسایی خود را برقرار کردند و با خدمات عام المنفعه و... دل ها را به سوی خود جلب و مسیحیت را گسترش دادن و در مقابل این حرکت خود جوش (منظورم تحرکات سازماندهی شده تبشیری نیست)، صلیبی ها هم مسیحیت را با شمشیر گسترش دادند.
واقعیت این است که ما نسبت دیگران مسولیم و نباید نسبت به آنان بی تفاوت باشیم ولی واقعیت دیگری هم هست که دخالت و جستجو در زندگی دیگران حدی دارد و نباید منجر به ناراحتی آنان شود که اگر شد دیگر این دخالت تجاوز به حقوق و حریم آنان است. در مورد امر به معروف هم بهترین روش شاید روش صوفیان هند باشد که خود را الگوی حق کردند و دلها را جلب کردند وگرنه آلوده را دخالت در زخم دیگران، خود به تکثیر و تشدید آلودگی منجر خواهد شد و او را از دخالت در آن باید منع و دور نگهداشت که این خیر هر دو طرف را در پی دارد.
این روزها نهضت مردانی را شاهدیم که خود مظهر آلودگی هایند و در عین حال نهضت ضد آلودگی به راه انداخته اند و نوید جامعه و امپراطوری پاک می دهند، ولی بر هر جمعِ زخمی که وارد می شوند زخم های شان را صد چندان کرده و خطر سرطانی شدن جوامعِ زخمی امروز را بیش از هر زمانی شاهدیم و بر سرزمین های سوخته این جماعت تنها می توان تلی از خون، تجاوز به حقوق دیگران، عدم تحمل دیگران، غارت مال و ناموس دیگران، قتل دیگران، خشونت، نابردباری
 و... را دید.
بهتر است انسان ها حدود خود دانسته و زیادی به فکر دیگران نباشند که بخواهند برای نجات شان حقوق شان را پایمال کرده و حتی به قتل شان برسانند تا به زعم خود در شرایط مطلوب شان قرار دهند. خداوند این آزادی را به انسان داده که با آنچه ترجیح می دهد زندگی کند و در این بین عده یی ترجیح می دهند با زخمِ خود بسازند و در وضعیتی که ما مطلوبش می دانیم، نباشند و این حق را نباید از آنان سلب کرد قطعا انتخاب بهترین راه برای گسترش نیکی است که وضعیت انتخاب نشده به آسانی رها خواهد شد.

 

+   نوشته شده توسط سید مصطفی مصطفوی در 11:17 AM |  چهارشنبه پانزدهم مرداد 1393   

دیدگاه

چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.

نظرات کاربران

یرواند آبراهامیان تاریخ نگار ارمنی و پژوهشگر تاریخ معاصر ایران: "درخواست بعضی معترضان برای کمک خارج...
- یک نظر اضافه کرد در بارَکْنا حَوْلَهُ؟! خدایا! از ...
خبرگزاری دانشجو: نتانیاهو: چشم اندازی در نظر داریم به عنوان یک سامانه کامل، در واقع یک شش ضلعی از ائ...