مطالب نویسنده

علی مرد مدارا، حاکمی سختگیر بر دوستان و آسان گیر بر رقبا

مصطفوی 21 خرداد 1395 3690 کلیک ها

 دهه اول ماه رمضان که دهه تمرین و آمادگی؛ دهه دوم، دهه حس کردن سختی های رمضان است که موتورها داغ می کند و در سر بالایی سختی های این ماه به ریپ زدن می افتد و دهه سوم که دهه سرازیری و پایان که روزهای رمضان مثل برق و باد می گذرند و وقت توشه برداری می شود؛ دهه سوم با شب های قدر علی (ع) آغاز می شود، کسی که مولای متقیان نام گرفته و با سیره و روش حکومتی و شخصی اش خود را در صدر تقوا پیشگان قرار داده است، اما او کیست و تقوای منحصر به فردش در چیست که چنینش ارج می نهند و در تاریخ ماندگار ؟ 

علی (ع) انسانی منحصر به فرد است، در سعه صدر، صبر و تحمل می توان به ایوب نبی (ع) تشبیه اش کرد که بعد از رحلت یگانه پشتیبانش (ص)، در مشکلات بیشتری قرار گرفت و محدودتر شد، تا این که بعد از سه دوره خلافت رقبایش، مردم به او مراجعه کردند و از نظر سیاسی زنده اش کرده و بر اوج مناصب سیاسی اش نشاندند و او نیز با کلی شرط و شروط و به اکراه خلافت را قبول کرد و شد خلیفه چهارم مسلمین و جهان اسلام، او چنان با جمعیت مراجعه کننده و درخواست کنندگان برای پذیرش خلافت سخن گفت و شرط های جور واجور گذاشت که انگار می خواست ردشان کند و هیچ رغبتی بر منصب مذکور نداشت و از آن گریزان.
 قدرتش در علم، بازو، هوش، خطابت، عبادت، کار، مهر، ریاضت، قناعت، سیاست، حلم، بردباری و... مثال زندنی بود، ولی با این حساب قدرتش در برابر مخالفانش (که شمشیر نکشیده بودند) در غلاف مانده و از این امکانات وسیع فردی در برابر آنان استفاده نکرد و در مقابل مشاوری جدی، صادق، دلسوز نیز برای آنان بود، رقبایش را به نام های خفیف کننده یی نمی آزرد و برچسب نمی زد. ضعف های شان را به رخشان نمی کشید. باند و گروه فشاری را هم علیه آنان تدارک ندیده بود و فعال شان نکرد و به صحنه نیاورد که گاه و بی گاه آزار شان دهند.
سپاه علی (ع) پیوستاری
 گسترده بود که در کنار محمد بن ابوبکرها، مالک اشترها، بلال حبشی ها، عمار یاسرها و... شمرها، اشعث بن قیس ها، ابن ملجم مردای ها و... هم جای خود را داشتند و اینان نیز به اتهام های جوو واجور به حاشیه نرانده شده بودند و او را در پیشبرد آرمان شهر کوفه پا به پا همراهی می کردند و با زخم زبان و ترور شخصیت یاران خاص علی (ع) هم درگیر نبودند. اصولا باند بازی اگر چه در جبهه مقابل علی (ع) وجود داشت و آنان گردهم آیی خود را داشتند و به تحلیل و ارزیابی وضعیت خود مشغول ولی در بین یاران علی (ع) باند خاصی شکل نگرفته بود که برای حذف رقبا شبانه روز نقشه بکشد. 
شیفتگان و یاران خاص علی (ع) حق نداشتند ابن عمر را که در مسجد کوفه حین سخنرانی علی (ع) برخواست و
  انتقاد کرد و حتی به خلیفه مسلمین جسارت کرد، را مورد حمله خود قرار دهند که در مرام علی (ع) منتقد حقوق تضمینی خود را داشت و کسی حتی متعرض منتقد هتاک هم نبود و یارای تحدید حقوق منتقدین این چنینی نیز نداشت. مخالفان سیاسی علی (ع) در عین آزادی کامل فعال بودند و کسی متعرض آنان، مال، جمع، خانواده و مکان شان نبود، در مقابل این وسعت دید علی (ع) در برابر رقبای سیاسی خود، او به دست اندازان به بیت المال مسلمین که قاعدتا از یاران او بودند، کمترین فرصت نمی داد. منصوبان او به قدر نشستن بر سفره یی نا مربوط، بی درنگ با آگاهی علی (ع) برکنار می شدند. اما مخالفینش حتی در مخالفت آشکار هم تادیب نمی شدند.
در خیابان های مرکزیت این حاکم اسلامی هم گزارش نشده که گزمه گانی راه بر مردم تحت حاکمیتش بگیرند و از نوع لباس، عقیده و... آنان بپرسند و یا به خانه یی به خاطر تجمع مخالفینش حمله کنند و یا جمعی را به هم بزنند.
گوش و چشم های این حاکم اسلامی نیز که هم فعال
 و هم تیزبین بودند، بیشتر تیز و حساس بر تخلف یاران و منصوبانش بودند، تا دشمنان و رقبایش؛ که اگر دوست یا منصوبی خلافی مرتکب می شد به کمترینی عزلش را به همراه داشت و مسامحه یی در کار نبود. لذا سخت گیری علی (ع) بر یارانش بیش از رقبا و دشمنانش بود. او  اگرچه دشمنان و رقبایش را ماهیتا خوب می شناخت ولی علی (ع) هرگز برای کشف جرم و ضعف آنان خود را حریص و جستجوگر نشان نداد تا آن را وسیله یی برای نابودی آنان قرار دهد.
بیت المال کوفه
 که سرشار از ثروت سرازیر شده از ممالک اسلامی بود اگرچه در دست علی (ع) بود ولی هرگز به عنوان ابزاری در دست او علیه رقبایش استفاده نشد و لذا حتی خوارج هم از حقوق خود در بیت المال محروم و محدود نشدند. او زندانی هم برای دشمنانش نداشت که آنان را از سطح جامعه خود جمع کند و آنان را از دسترس مردم و خانواده های شان دور کند. اهل او هم حق داشتند با دشمن ترین ها در نزد او، ارتباط داشته و رفتن عقیل (برادرش و...) به نزد معاویه باعث به سخره گرفتن او و یا شماتتش از سوی علی (ع) نشد.
براستی او مظهر عدالت بود که دوست، دشمن، رقیب و... در سایه عدل و مهر او متنعم بودند. او کینه یی از دیگران به دل نداشت که با خلیفه شدنش به تصفیه حساب با آنان بپردازد در حالی که اگر هر کس دیگری به جای او بود، بسیاری را می توانست بیابد که علیه
 آنان اقدام کند. او مبرای از هر گونه مکر، حیله، پشت هم اندازی و سیاست ورزی های نابجا بود.
تاریخ حمله و یا تضییع حقوقی به خانواده ی رقبا و دشمنان از سوی علی (ع) گزارش نکرده است و برعکس در بین یاران نزدیک او از خاندان رقبایش بسیار بودند و بسیار وفادار و با معرفت.
این که با اهلت مدارا و لطف کنی که هنر نکردی وظیفه وجدانی و اخلاقی خود را به انجام رساندی و علی (ع) هم اگر تنها در بین یارانش بزرگ منشی، مدارا و لطف نشان می داد که هنر زیادی نکرده و وظیفه به انجام رسانده بود که آنها یاران او یودند، هنر او احترام به حقوق رقبا و بلکه دشمنان و خیر خواهی واقعی نسبت به آنان
 بود که علی (ع) را علی (ع) و جاودانه می کند و آن هم نه به قصد و طمع به انقیاد کشیدن آنان، بلکه به قصد هدایت شان و همین است که ستایش حریف را نیز نسبت به خود بر می انگیزد. این خصلت علوی (ع) است که او را از دیگر حکام اسلامی متمایز می کند و جدای از این که دیگر حکام مدعی اسلام چه می کنند و چه در سر دارند، این علی (ع) است که مظهر مدیریت اسلامی است و بس.
این است که چهار سال حاکمیت مهر مدارانه و عدالت گستر او بهتر است از هزار ماه خلافت دیگرانی است که تنها خود، خاندان
 و یاران شان را مقصود بود و دیگران در حاشیه، منزوی و یا در زندان های مخوف بغداد و...که کوفه ی علی (ع) زندانی برای به بند کشیدن مخالفانش ندارد.
این است علی (ع) ما؛ علی شما چه طور حاکمی است؟ اگر قوم دیگری علی واره یی در این تراز و یا حداقل شبیه به او
 و یا در این مسیر دارد، رو کند تا ما هم مخلصش شویم.

 

+   نوشته شده توسط سید مصطفی مصطفوی در دوشنبه بیست و سوم تیر 1393   

هم نشین تو از تو بِه باید، تا تورا عقل و دین بیفزاید

مصطفوی 21 خرداد 1395 42005 کلیک ها

گویند که همنشینی سزد ما را، که عقل و دینمان بیفزاید؛ لیک یافتن چنین گوهری در این روزگار دلهره و هوسبازیِ هوسبازانِ دنیاطلبِ گرگ صفت ِدر پوستینِ میش، بسیار سخت است و اگر هم بیابی می بینی به هراز حیلت از تو دروند و در دسترس نیند، و در مقابل دزدان دین و دنیا بسیار و از عدد خارج و در گوشه و کنار هر کوی و برزن رها. این روزها دلیل و توجیه های بسیاری برای کسانی که در معرفت به خدا و دین کم دارند، می توان یافت و یا بافت و تراشید که از دین و خدا دور شد و از هر چه دین و مسلمانی فرار کرد؛ کردار برخی از نمایندگان خدا! و شمشیرکشان و نوچه های شان انسان را از هر چه دین و دین داری بیزار می کند. 

امروز به اعمال "ریش بلندهای۱" مدعی دینِ طالبانی، داعشی و امثالهم که نگاه اجبار در دین دارند که نگاه کنی خواهی گفت که اگر اینان مورد تایید خدا هستند پس ما از چنین خدایی بیزاریم، اگر آنچه آنان از دین می گویند واقعا همان دین اسلام است که از چنین اسلامی نیز بیزاریم، اگر اینان نماینده انسانیتند، که از انسان بودن هم توبه، و بهتر است حیوان باشیم تا انسان.
از مشخصات این انسان نماها این است که انگار نه واژه حق الناس را شنیده اند و نه به آن واژه هیچ معرفتی دارند، که حق الناس تنها مال و اموال مردم نیست بلکه آزادی آنان، اختیار آنان که خداوند به آنان عطا کرده، جان و آبروی شان و هزاران حق دیگر است که در دید اینان اصلا نمی آید و خود را قیم آنان دانسته و به انسان ها چون اطفال صغیر می نگرند که باید چون گله یی به سوی چرا برد و با ایمنی بازش گرداند. دیگر مشخصه آنان این است که سخت مسلح به اعمالی روتین و انتخابی از تکالیف دینی هستند و مقید به انجام به موقع آن، و انتظار دارند دیگران نیز مثل آنان باشند و مثل آنان عمل کنند که اگر کسی آینه یی مقابل این انسان نماها بگیرد و آنان را از حقیقیت خودشان آگاه کند خود نیز از خود بیزار خواهند شد.
در حالی که دین و اعتقاد رابطه یی دو طرفه بین خالق و مخلوق است و به نوعی نرد عشق باختن بین عاشق و معشوق، و اصلا در این روند جایی برای اجبار و سخنی از این نوع روابط نیست، عده یی سخن از اجبار در
 دین و اعمالش می گویند گویی "لا اکراه فی الدین" را نه شنیده اند و نه می خواهند بشنوند، که چنانچه شرایط اجبار در میان آید، دیگر رابطه عاشق و معشوقی نیست بلکه رابطه، رابطه ی ارباب و رعیت می شود که البته رعیت تا چشم ارباب را دور دید از زیر تکلیف شانه خالی کرده و فرار می کند و تا اجبار هست عمل هم هست و تا برداشته شده همه چیز برباد می رود و انگار نه انگار که رابطه ایی وجود داشته است.  
 اما خدایا تو را شاکرم که آنقدر معرفت دادی که دین خود را از عده یی نگرفته باشیم که با نا امیدی از آنان، و دیدن پشت صحنه اشان، و واقعیت وجودی اشان، دین خود را نیز به همراه آنان وا نگذاریم. خدایا شکر که گرچه دین و ایمان خود را در ابتدا موروثی بدست آوردیم ولی در مراحل بعد به مقداری از معرفت مسلح مان کردی که حساب تو را از حساب مدعیانت جدا کنیم.
خدایا همنشینی بهتر و بالاتر از تو نیست که هم عقل دادی و هم دین، که دو بال باشند برای پرواز به سوی تو و بازگشت به تو که سعادت ما نیز در لقای توست و این نهایتی است که ابدی شدن را به همراه خواهد داشت، خداگونه شدن.

-------------------------------------------------------------
۱- یادش بخیر مرحوم بابا که از ریش بلندتر از چهار انگشت زیر چانه و داشتن سبیل در کل بیزار بود، و در مواجهه با افرادی که ریشی بلند تر از این مقدار داشتند، دیگر آنان را به نام شان صدا نمی کرد و "ریش بلند" شان می نامید.

 

+  نوشته شده توسط سید مصطفی مصطفوی در 10:28 PM |  جمعه بیستم تیر 1393   

امام حسن مجتبی، مولود نیمه رمضان، اسیر فتنه ی فتنه گران

مصطفوی 21 خرداد 1395 6025 کلیک ها

پدر بزرگ شدن برای همه ی نیکو مردان روزگار یک واقعه خوش و سرور انگیز است و محمد (ص) نیز طبق قاعده "انا بشرا مثلکم" از این اصل مستثنی نیست، حال این که این تولد اولین تعبیر سوره کوثر برای اوست، آنهم فرزند دختری که برای پدر "ام ابیها" است و تاریخ نمی تواند نسبت به علاقه این پدر به دختر و شوی و فرزندانش بی تفاوت رد شود که سیره نبوی (ص) این را به عینه نشان می دهد و تاریخ آن را ثبت کرده است. نوزاد نیمه رمضان را پدر بزرگش حسن (ع) نامید که به معنی خوب و نیکوست. امام حسن (ع) که امروز در بقیع شریف آرمیده است، نیز درگیر فتنه ی قدرت دوستان زمانش شد که با رفتن محمد (ص) و علی (ع) در موضع برتری قرار گرفتند؛ و لذا از آنان در عراق شکست خورد و با آنان از در صلح در آمد و در مدینه النبی (ع) محصور و منزوی شد. 

به تاریخ اسلام که نگاه می کنی کشاکش قدرت از همان ابتدا وجود داشته است ولی حضور رسول خدا (ص) به عنوان بنیانگذار نهضت اسلامی این رقابت ها را به حاشیه می برد و بی اثرش می کرد ولی این فنر فشرده شده با انرژی بالایی که داشت با رفتن او (ص) عرصه ی بروز یافت و برای به انزوا رفته های زمان محمد (ص) فضایی باز کرد و طغیان آنان، یاران خاص رسول خدا (ص) و خاندانش (ع) را به حاشیه راند و حتی اعتراض خاندان و یارانش علیه این وضع، به فتنه! تعبیر شد و لذا وقتی طغیان کرده های به انزوا رفته ی زمان نبی خدا (ص) با قیام های اعتراض آمیز علی (ع)، حسن (ع)، حسین (ع) و... مواجهه شدند، این قیام ها را فتنه! اطلاق و معرفی کرده و برای خواباندن آن لشکر کشیدند و معترضین به این انحراف را قتل عام کردند و به قول خودشان چشم فتنه؟! را در آوردند. سبط اکبر (و یا نوه ارشد) رسول خدا (ص) یکی از قربانیان فتنه هایی شد که فتنه گران آفریدند و باز بی شرمانه او (ع) و یارانش را فتنه گر خواندند و بعد از پیروزی نیز در مدینه محصور و بی اثرش کردند.
نکته یی که از تاریخ زندگی ائمه (ع) خود می توانیم بیاموزیم، بطلان این گفته برخی است که "بین گناه و نزول بلا رابطه مستقیم وجود دارد و هر چه گناه بیشتر شود از سوی خداوند بر آن انسان ها و سرزمین ها بلا بیشتر نازل می شود" در حالی که زندگی ائمه (ع) اسلام مملو از بلاهاست، این اصل را باید بسیار بی اساس دانست که آنان (ع) از پاک ترین ها بودند و بلا را بیش از دیگران دیدند و چشیدند.
تولد سرور آفرینش امام حسن مجتبی (ع) مبارک باد.
 

 

+  نوشته شده توسط سید مصطفی مصطفوی در 6:54 PM | جمعه بیستم تیر 1393

خدمت گذارانی که لایق دعا و حمایتند نه حمله و تهدید

مصطفوی 21 خرداد 1395 3019 کلیک ها

مذاکرات نفس گیر و سخت تیم مذاکره کننده هسته یی ایران با قدرت توسط فرزندان این مرز و بوم با قدرت های جهانی ادامه دارد، کاری که به دعای خیر همه مومنین و دلسوزان به این کشور و سرنوشت آن نیاز دارد؛ آنان امروز همچون سربازانی هستند که تا خیمه بدخواهان دوران پیش رفته اند، ولی مورد غضب داخلی و خارجی قرار دارند؛ کسانی که از طولانی شدن عمر این نظام ناراحتند از عمل آنان نیز که به تمدید آن منجر می شود، ناراحتند و به تضعیف شان مشغولند و کارشکنی می کنند؛ دشمنانی در جمع محور عربی اسراییلی و در داخل هم کسانی که موقعیت خود را با به نتیجه رسیدن این مذاکرات در خطر می بینند و... مخالف و کارشکنی می کنند و با سخنرانی، اعلامیه، راهپیمایی، سمینار و... تحت لوای شعار دلواپسیم و... مرتب به ظریف به عنوان سکاندار این تیم حمله می کنند، خرده می گیرند که چرا خندیدی، چرا لبخند زدی، چرا سخن گفتی، چرا ریش گذاشتی، چرا تراشیدی، چرا به زبان انگلیسی حرف زدی و... اینان انگار در دولت "محمود" مانده و متوقف شده اند و قصد بیرون آمدن از آن فضای خسارت بار و زمستان انسانیت و مسلمانی را ندارند. در حالی که هر روز را سیاستی می سزد و هر زمانی را کاری؛ و در حالی که امروز تعیین کننده ی خطوط کلی نظام به این امر و "نرمش قهرمانانه" رضایت داده اند، مجریان این سیاست را به باد حمله ی خود گرفته اند در حالی که آنان سربازان این نظامند و در این جبهه  ماموریت دارند و تلاش می کنند. 

حتما این دولت و تیم مذاکره کننده اش را از خود نمی دانند و لذاست که به تیغ تیز خود خصمانه می نوازند که در مرام آنان هرکه از آنان باشد که خوب هرکه و هرچه خواهد باشد؛ و اگر نباشد دیگر تفاوتی ندارد هرکه باشد و هرچه کند، اهمیتی ندارد، و لایق حمله و نابودی است، حتی اگر پرچمدار سیاست خارجی و یا رییس جمهور  این کشور باشد، دیگر تفاوتی نمی کند؛ که در مرام آنان "دیگی که برای ما نجوشد، کله سگ در آن بجوشد".
این دوستان اگر در صدر اسلام همراه محمد امین (ص) به سوی مکه رهسپار بودند
 و او (ص) را در حال مذاکره و نگارش صلح نامه حدیبیه می دیدند که به چهره فرستادگان ابوسفیان لبخند می زند و امتیاز های جور واجور می دهد و واژه "رسول الله" را به اصرار تیم مقابل از مقابل اسمش در متن مفاد صلح نامه بر می دارد، او را منکر رسالت خود معرفی می کردند و او را به واسطه امتیازات زیادی و نابرابری که داده بود، به باد انتقادهای تیز و تند خود می گرفتند و او را لابد "واداده" و یا "نفوذی ابوسفیان" و "نادم" در لشکر اسلامش معرفی می کردند و رگ غیرت در گردن شان پاره می شد و شاید هم رسول خدا (ص) را به ترس از جان خود و ... متهم می کردند.
و یا وقتی امام حسن مجتبی (ع) و تیم او در حال مذاکره صلح با تیم قوی معاویه بودند، او را نیز به باد حمله می گرفتند که آن روز او نیز بر خلاف رویه یی که این دوستان می پسندیدند، کاری حسینی (ع) نکردند و یا دیگر ائمه (ع) که اصلا کاری حسینی (ع) بلند نبودند، انجام دهند؟!
این همان فضای تندروی است که اگر از فضای تندروی گذشته خارج نشویم همان "داعش" خواهیم بود که آنان روی هر تندرویی را سفید کردند و در شمشیر اسلام آنقدر غرق شدند که از روس کشی در افغانستان و... به مسلمان کشی در مراکز و مساجد مسلمین در
 مرکز اسلام در حال ختم شدنند. تهدید و خطر این نوع تندروها بیشتر از هر کسی در این جهان متوجه گویندگان شهادتین و مسلمانان است تا اسراییل، امریکا و...
 شما شعر " داعش و دیپلماسی لبخند  " را در آدرس ذیل بخوانید متوجه می شوید که نگاه یک شاعر عزیز و انقلابی به تیم ایرانی مذاکره کننده با حریف، چگونه است:
http://www.ghazveh.blogfa.com/post-422.aspx
 خدایا به برکت این روزها و شب های دعا و نیایش گشایشی در کار خدمتگذاران به این ملت مظلوم و زجر کشیده فرما و با موفقیت این خدمتگذاران کید و حیله دشمنان شان را به خودشان باز گردان و آنان را خوار و ذلیل و رسوا فرما.

+  نوشته شده توسط سید مصطفی مصطفوی در یکشنبه پانزدهم تیر 1393 

دیدگاه

چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.

نظرات کاربران

یرواند آبراهامیان تاریخ نگار ارمنی و پژوهشگر تاریخ معاصر ایران: "درخواست بعضی معترضان برای کمک خارج...
- یک نظر اضافه کرد در بارَکْنا حَوْلَهُ؟! خدایا! از ...
خبرگزاری دانشجو: نتانیاهو: چشم اندازی در نظر داریم به عنوان یک سامانه کامل، در واقع یک شش ضلعی از ائ...