مطالب نویسنده

دوست دارم همانی باشم که هستم، بی نقاب

مصطفوی 23 خرداد 1395 2842 کلیک ها

به حرکت در سایه ام فرا می خوانند، اما خطر حرکت در روشنایی را به امنیت حرکت در تاریکی ترجیح می دهم، از آلودگی ها آگاهم و دیده ام که چگونه دوستانی حتی در زیر روشنایی روز ضرباتی پی در پی و مهلک را از نابکاران دریافت داشته اند، و همین فرمانم می دهد که در سایه حرکت کن، اما هم از تاریکی می ترسم و هم از حرکت در تاریکی متنفرم، حرکت در سایه و روشن را هم دوست ندارم و این نوع حرکت مرا از خودم هم متنفرم می کند. دوست دارم بدون هیچ نقابی در روشنایی کامل روز و بدون هیچ گونه حرکت زیکزاکی طی طریق کنم، بی دغدغه از اطرافم، بی ترس از دست ها و چشم های ناپاک، در صراط مستقیم باشم. در حالی که دوست دارم انسان زیرکی باشم، اما هرگز دوست ندارم که دیگران را به بازی های زیرکانه خود بگیرم، دوست دارم همانی باشم که هستم، به سادگی آب، بی تکلف، خالی از هر شیله و پیله. ای کاش زمانی برسد که انسان ها مجبور نباشند که انتخاب هایشان را برای خوشایند دیگران تغییر دهند.

 

+ نوشته شده در شنبه هفدهم بهمن ۱۳۹۴ ساعت 21:40 شماره پست: 885 

آقای محسن رضایی! "دفاع از بیت امام هم شد یک حرکت ضد انقلابی؟!!

مصطفوی 22 خرداد 1395 3147 کلیک ها

امروز آقای سردار محسن رضایی (دبیر محترم مجمع تشخیص مصلحت نظام) بر کرسی سخنرانی تکیه زد که روزی معلم شهید این انقلاب "دکتر علی شریعتی" تکیه می زد و با سخنان حکیمانه خود از جذب جوانان این کشور به جریانات سوسیالیستی، کمونیستی و التقاطی در زمانی جلوگیری کرد که آنروز هرگز روحانیت چنین توانی از خود نشان نداد و به جوانان این کشور در آن روزهای حساس که صحنه انقلاب و انقلابی گری دست حریف بود، فهماند که از دل تشیع هم می توان مبارزه با ظلم بیرون کشید و این تنها جریان چپ نیست که تئوری مبارزه و مشی آن را در خود دارد؛ و امروز در بین مدیران ارشد ج.ا.ایران می توان افرادی را یافت که می گویند "اگر شریعتی نبود ما هم یک چریک فدایی و.... بودیم."

آری او دکتر شریعتی بود و این دکتر رضایی، او قهرمان مبارزه با استبداد داخلی و این قهرمان مبارزه با متجاوز خارجی، اما این کجا و آن کجا، خال مهرویان سیاه و دانه فلفل سیاه هردو جانسوزند اما این کجا و آن کجا، دکتر شریعتی تا شهادت بر عهد و پیمان ماند تا به صورت مرموزی از میان برداشته شد، و امروز جسد پاک این معلم مبارز در دمشق منتظر انصاف و ترحم یکی از همرزمانش است، که امروز بر اریکه های این انقلاب به ثمر نشسته تکیه زده اند، تا اجازه یابد بعد از سی و چند سال از شکست استبداد، به کشور خود باز گردد و در جایی که انقلاب را به دل جوانان این مرز و بوم پمپاژ می کرد، دفن شود؛ ولی مبارزین همسنگر او امروز او را فراموش کرده و مورد بی اعتنایی قرار می دهند تا در دمشق بماند و سند رسوایی انقلابیونی باشد که با هم به مبارزه با استبداد برخواستند و...

بگذریم از این ها، امروز در مراسمی شرکت جستم که برای تجلیل از شهدای انقلاب و حریم انقلاب در حسینیه ارشاد تشکیل شده بود، تجلیل از 1800 شهید منطقه سه تهران، و فرمانده ما در جنگ، جناب سردار محسن رضایی که به واسطه فرماندهی اش در جنگ بارها خدمت امام (ره) رسیده بود، سخنران چنین مراسمی بود و بر مکانی حضور یافت که به قول خود ایشان یکی از کانون های انقلاب بود و شهید مطهری و مرحوم شریعتی! (ظاهرا دکتر محسن رضایی اعتقادی به شهادت دکتر علی شریعتی ندارند و از لفظ مرحوم برای شریعتی استفاده کرد) و... را در خود دیده است.  

اما مهمترین نکته ایی که در سخنان آقای محسن رضایی جلوه داشت حمله ایشان به آیت الله هاشمی رفسنجانی بود که چرا به رد صلاحیت آیت الله سید حسن خمینی توسط شورای نگهبان قانون اساسی اعتراض کردند؟!!، و آقای محسن رضایی بدون ذکر نامه آقای هاشمی این کارش را ضد انقلابی تفسیر و اعلام کردند؟!!  ظاهرا از این پس باید جرم جدیدی را هم به جرم های رایج بین انقلابیون اضافه کرد، که اگر کسی از حرمت و حیثیت خاندان بنیانگذار ج.ا.ایران دفاع کند، این خود می شود حرکت ضد انقلابی، حتی اگر این دفاع را یکی از استوانه های انقلاب و فردی مثل هاشمی رفسنجانی انجام دهد؟!! و نیروهای درجه چندم زیردست آقای هاشمی در زمان مسولیت های خطیر، او را نیز رد صلاحیت کرده و ضد انقلابش خطاب خواهند کرد.

جناب سردار رضایی، حرکت آقای هاشمی رفسنجانی در اعتراض به رد صلاحیت سکاندار بیت شریف امام خمینی (ره) را همچنین عملی در راستای جدایی دین از سیاست ارزیابی کردند و عنوان داشتند که کسانی که سخن از شورایی شدن رهبری و رد صلاحیت نمایندگان توسط شورای نگهبان می رانند، به دنبال جدایی دین از سیاست هستند و این یک عمل ضد انقلابی است؟!!

به عبارتی آقای دکتر رضایی عنوان داشتند که اگر ظلمی دیدی و اعتراض کردی، همین می شوی عمل ضد انقلابی و خودت هم ضد انقلاب خواهی شد؟!!.

جناب آقای دکتر رضایی با چنین منطقی، چرا به مهاجر و انصار زمان پیامبر (ص) خرده می گیرید و آنها را به بی وفایی متهم می کنید، که چرا آنان به ظلم هایی که به خاندان رسول (ص) شد، تن دادند و سکوت کردند؟!! آقای فرمانده عزیز آنها هم مثل امثال شما برای حفظ اسلام و حاکمیت اسلامی، هر حرکت اعتراضی به حاکم وقت را حتی اگر در جهت ظلم به اهل بیت رسول (ص) بود را قابل اغماض می دانستند و با اشاره به وظیفه خطیر حاکم اسلامی او را در این زمینه صاحب حق و دست باز می دانستند و در این راستا غیر قابل نگوهش؟!!. شما هم علاوه بر سکوت در این خصوص حاکم وقت را مجوز می دهید که با معترضین به این ظلم در حق خاندان امام (ره) را به عنوان ضد انقلاب برخورد هم کنند؟!! 

جناب سردار رضایی! شما که می گویید "نباید چندگانگی ایجاد شود و باید انسجام درونی نظام حفظ شود وگرنه مشروطه تکرار می شود و انقلاب شکست می خورد" و به دنبال فرمولی هستید که مردم از حکومت جدا نشوند، لابد باید بدانید که انشقاق ها زمانی ایجاد می شود که حقوق متناسب با حق افراد داده نشود، لابد نظر شما این نیست که مردم یکپارچه بنشینند و نگاه کنند و آیت الله جنتی و... (شورای نگهبان) در یک امنیت کامل و آهنین هرکاری که دلش خواست بکند و همه روزه سکوت بگیرند و نگاه کنند که فردی که سکان بیت بنیانگذار این انقلاب (ره) را عهده دار است زیر پای کسانی که مدعی اسلام و انقلاب هستند و در واقع علنا سود جناح سیاسی خود را اعمال می کنند، له شود؛ و هیچ نگویند که توسط امثال شما متهم به ضد انقلابی نشوند؟!!

این سکوتی که شما توصیه می کنید، انقلابی بودن را نشان نمی دهد بلکه توصیه به روش "قاعدین" می کنید کاری که امثال آقای مصباح یزدی در زمان دستگری امام خمینی (ره) قبل از انقلاب انجام دادند، مثل همان ها که نشستند و نظاره کردند که حاکم وقت با اهل بیت رسول الله (ص) هر چه خواستند کردند و به اسم فتنه و خروج بر حاکم مسلمین در کربلا و... سلاخی اشان کردند.

آقای دکتر رضایی عزیز! انقلابی بودن قاعدتا این نیست که چشم و دهان بر خلاف ها بست، مثلا هزاران میلیارد از بیت المال در زمان دولت "خودی" ها به غارت رود و حتی آنها را به میز محاکمه نکشیم و غارت گران اموال این مردم حتی به سوالی هم در این زمینه پاسخ ندهند و در هیچ محکمه یی قلدرانه حاضر نشوند و ما هم جریان را کش ندهیم، چون آبروی خودمان خواهد رفت. و باز دوستانی مثل شما علیرغم هشت سال حاکمیت دوستان انقلابی امان، در همین مجلس شهدا مدعی شوید که اقتصاد این کشور را دست انقلابیون ندادند و دست لیبرال ها ماند، و اگر مثل جنگ، سیاست، هسته ایی و.... دست انقلابیون می دادند چنین و چنان می کردند؟!!؛

برادر عزیز! در هشت سال گذشته این آقای احمدی نژاد و تیم انقلابی ایشان نبودند که کشوری با بیش از چهار درصد رشد اقتصادی از دولت قبلی تحویل گرفتند و با منفی پنج درصد رشد اقتصادی تحویل دولت بعدی دادند، آیا این دوستان انقلابی شما و ما نبودند که کشوری با نزدیک به هزار میلیارد دلار درآمد را به یک کشور ورشکسته و بدهکار تبدیل کردند و بیکاری، بی سامانی، فساد و غارت بیت المال و... را به اوج رساندند؛ حال شما تازه مدعی می شوید که اقتصاد این کشور دست انقلابیون نیفتاد که مثل جنگ و هسته ایی و... متحولش کنند؟!!.

آقای رضایی عزیز! اگر همین آقای هاشمی که شما امروز او را ضد انقلاب و حرکاتش را ضدانقلابی اعلام می کنید، نبود که طبق حکم امام خمینی (ره) باید امثال شما به دلیل شکست هایی که در آخر جنگ به کشور و انقلاب و رزمندگان تحمیل کردید، محاکمه نظامی می شدید، حال که نشدید و مانده اید، امروز به فردی مثل هاشمی می تازید که به تجاوز به حریم آبروی بیت امام (ره) اعتراض می کند و آنان که بیت امام (ره) را رد صلاحیت می کنند، را بی صلاحیت و رد صلاحیت شده اعلام می کنند.

آقای رضایی عزیز!  بگذار امثال شما این دفاع از بیت امام و یارانش را جو سازی تعبیر و تفسر و اعلام کنند، ولی این جوسازی نیست، بلکه این دفاع از حق و حقوق بیت امام (ره) است که پیش بینی این وضع را قبل از مرگ خود کرده بودند و فرمودند که "احتمال قوی می‌دهم که پس از من برای انتقام‌جویی از من به بعضی از نزدیکانم و دوستانم تهمت‌ها که من آنها را ناروا می‌دانم، بزنند. و به آتشی که باید مرا بسوزانند، آنان را بسوزانند. و احیانا به صورت دفاع از من، انتقام مرا از آنها بگیرند."

آقای رضایی عزیز! چشمانت را باز کن و ببین که در حال حمله به همسنگرانت هستی که از بیت امام (ره) دفاع می کنند و سود حمله ات به کام امثال آقای مصباح یزدی خواهد رفت، که نه در جنگ و نه در انقلاب هیچ نقشی نداشتند و جز "قاعدین" آن زمان بودند و امروز بر سفره این انقلاب از متنعم ترین ها هستند و مشغول کنار گذاشتن السابقون، مجاهدان و فعالین این انقلابند. این را می خواهید آقای رضایی عزیز؟!!

دکتر! سردار عزیز! آن موقع که این عناوین را نداشتید که بهتر از الان در خط امام بودید، چرا چهره امامی (ره) را که بارها زیارت کردید را فراموش کرده اید؟! ما که از سربازان تو بودیم و چهره امام (ره) را هم ندیدیم باید از بیت شریفش دفاع کنیم ولی شما دفاع که نمی کنی که هیچ، عَلَمُ توقی هم که به دفاع بلند شده است را هم می خواهید بیندازید؟!! این شرط انصاف نیست آقای دکتر؟!! آقای سردار بزرگ؟!!  

  ttp://rezaee.ir/fa/news/2682

 

+ نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم بهمن ۱۳۹۴ ساعت 23:46 شماره پست: 883   

فجر آزادی مبارک باد

مصطفوی 22 خرداد 1395 2694 کلیک ها

سالروز جشن های پیروزی انقلاب شکوهمند مردم ایران در بهمن ماه 1394، زمانی آغاز شده است که شعار اساسی استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی مردم فهیم کشورمان هنوز در کوچه ها و خیابان های شهرهای این دیار عزیز طنین انداز است، فریادی که از عمق جان کسانی خواست که خلاصی از استبداد داخلی و سلطه خارجی را سرلوحه اهداف خود قرار داده بودند.

این مردم برضد سیستمی قیام کردند که همه را مجبور به عضویت در حزب وابسته به دربار (رستاخیز) می کرد و همه را زیر نگین خود می خواست، و همین کشیدن مردم به زیر سلطه بود که آنان را به نافرمانی و قیام وادار کرد و از آنجا که نصیحت های بنیانگذار این انقلاب بزرگ حضرت امام خمینی (ره)، هم در گوش شخصیت مغرور حاکم جور وقت موثر نیفتاد، آن حادثه عظیم افتاد و از آن پس این خون بود بین این مردم و حاکم مستبدشان به قضاوت نشست و نهایتا هم خون بر شمشیر پیروز شد.

خجسته ایام آزادی گرانبار و ملت ایران از استبداد و وابستگی مبارک باد.

فجر انقلاب بر همه آزادگان مبارک باد.

 

+ نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم بهمن ۱۳۹۴ ساعت 16:1 شماره پست: 882  

هنر و هنرمندان خود را برای ایران ارج نهمیم

مصطفوی 22 خرداد 1395 2875 کلیک ها

هند از چنان گستردگی فرهنگی و قومی برخوردار است که گاهی با توجه به تفاوت ها آنها را با سریش هم نمی توان به هم چسباند، این کشور واجد اقوامی در غرب است که انگار از اهالی خاور میانه اند و اقوامی در شرق که از جمله اقوام زرد آسیایی می مانند، اما این یک معجزه است که در کنار  هم بودن را می توان در اینان مشاهده کرد، یکی از وجوه بارز این سرزمین وجود دمکراسی است که حاکمیت خود را از طریق سیستم حزبی قوام یافته ای در نسوج سیاسی و اجتماعی هند جریان داده است و دمکراسی به عنوان تحفه ارزشمند غرب از میراث های ارزشمند زمان استعمار است که به این جامعه متنوع کمک می کند که بتوانند همه به طور نسبی از حقوق و سهم خود در قدرت برخوردار باشند (کم و بیش).

علاقه مردم به هنر سینما بستر دیگری را فراهم کرده است که این هنر نیز باعث گره زدن این مردم به هم شود و بزرگان موسیقی و علی الخصوص ایکون های هنر سینما امروز به نخ تسبیح همبستگی ملی هندی ها تبدیل شده اند، امروز چه در بمبیی (مراتی زبان)، یا در کلکته (بنگالی زبان)، یا در مدرس (تامیل زبان) و یا در دهلی، لکنو و... (هندی زبان) و... شاهرخ خان و آمیتاباچان و... ایکون های هنری مشترک و ملی همه مردم دوستار هنر هند شده اند و همه آنها را دوست دارند چه مسلمان باشند همچون شاهرخ خان و چه هندو باشند همچون آمیتاباچان، تفاوت نمی کند این هنر است که آنها را محبوب و باعث وحدت ملی هندی ها کرده است.

با توجه به شکاف های اجتماعی و قومی که گاه در کشور ما بروز می کند و نشانه های خطر را در گسیختگی فرهنگی به رخ بیننده می کشد و حتی دست اندر کاران برنامه هنری قدیمی مثل "فیتیله" را به کامِ خشن خود می کشد و گاه مشاهد می شود که آگاهانه و ناآگاهانه برخی در زمزمه های جدایی قومی از خارج و داخل می دمند، شاید هنر ایرانی بتواند به داد کشور آمده و نقش چسبانندگی خود را بازی کند و در حفظ این خاک و فرهنگ نقش خود را باز یافته و بازی کند. این روزها در جشن های عروسی گاهی انسان مشاهده می کند حاضرین با هر قومیتی با نواهای اقوام دیگر ایرانی کاملا همراهی کرده و آنان را از خود دانسته و همبستگی قومی را کاملا به نمایش می گذارند، و این خود نشان از یک پتانسیل قوی برای ماست تا از آن برای خود در کنار عوامل چسباننده دیگر استفاده کنیم.

همانطور که عکس شاهرخ خان، آمیتاباچان و... در گوشه و کنار هند در نبود مظاهر واقعی تجانس فرهنگی، خلاها را پر و به نوعی ضعف پوشانی می کند، هنرمندان میدان دار عرصه هنر در ایران هم می توانند نخ تسبیح چسبانندگی ملی ما شوند و در کنار مشترکات دیگر نقش خود را در جای خود داشته باشند. پس بیاییم به هنر و هنرمندان خود ارج نهیم، برای ایران و برای این خاک و بوم و بر و حفظ آن از این همه آشوب که در کنارمان جاری است به هنر و هنرمندان میدان دهیم و از پتانسیل آنان استفاده کنیم و این نباشد که هنرمندی به شهری برود و این چنین که بر سر سرکار خانم فاطمه معتمد آریا در کاشان آمد با او برخورد شود و کنسرت های هنرمندان برهم زده شود و... بیاییم برای ایران دست از این اشتباهات برداریم.   

 

+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم بهمن ۱۳۹۴ ساعت 7:24 شماره پست: 881  

دیدگاه

چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.

نظرات کاربران

یرواند آبراهامیان تاریخ نگار ارمنی و پژوهشگر تاریخ معاصر ایران: "درخواست بعضی معترضان برای کمک خارج...
- یک نظر اضافه کرد در بارَکْنا حَوْلَهُ؟! خدایا! از ...
خبرگزاری دانشجو: نتانیاهو: چشم اندازی در نظر داریم به عنوان یک سامانه کامل، در واقع یک شش ضلعی از ائ...