SJ TheDaily - шаблон joomla Форекс

  

ورود ثبت نام

ورود به حساب کاربری

نام کاربری *
رمز ورود *

ایجاد حساب کاربری

گزینه های * دار الزامی می باشند.
نام *
نام کاربری *
رمز ورود *
تائیدیه رمز ورود *
نشانی پست الکترونیک *
تائیدیه نشانی پست الکترونیک *
کد امنیتی *
Reload Captcha

خدایا دلم گرفته و باز نمی شود

ما خستگانیم و تویی، صد مرهم بیمار ما
ما بس خرابیم و تویی، هم از کرم معمار ما
         مولوی علیه الرحمه

روی کسی سرخ نشد بی مدد لعل لبت
بی تو اگر سرخ بود از اثر غازه شود
      شمس علیه الرحمه

 خدایا متعجبم که این چه اندوهی است که دلم را فرا گرفته است. درد دوری از توست و یا دور افتادن از تو که دلم را می فشارد؟ منبع این درد دل گرفتگی را نمی فهمم. این درد پنهان چیست که منبع اش نادیدنی است؟ کاش دردهای ما درد جسمی بود تا جایش را بتوان به کسی نشان داد درخواست دوا نمود.  دنیا با همه فراخی اش انگار تنگ آمده است.

یک راه پیش رو این است که به لذت های دنیوی پناه ببری ولی خدایا لذت های دنیویی هم  که برای بندگانت قرار داده ای لذت نیست٫ خود درد است و لذت اصیل را هم نمایاندی که با ترک دنیا بیشتر حاصل می شود و دنیا نیز که به جان ما بند است در دو دوزه ای عجیب گرفتار شده ایم در سویی بی خیالی که وسوسه می کند انسان را و به سوی خود می خواند که می دانم آتش قهر تو در آن است.  کلنجار رفتن با خود که دیگر مثل خوره ای شده است به جان من و خوراک روز و شام ما. و یک راه است و آن هم با تو بودن که این نیز سخت است و شروع کردن آن به سختی تمام راهیست که باید رفت.  خدایا تو خود مددی تا راهی میان آلام ما را کم کند. 

خدایا دردهای خودمان کم است دیدن وضعیت بندگانت نیز دل انسان را بدرد می آورد رنجی که آنها باید از هر سو تحمل کنند و راه پر مشقتی که تا مرگ باید بپیمایند.  یکی گرفتار رنج و درد بیماری یکی گرفتار ناتوانی و نداری یکی گرفتار هراس یکی گرفتار خصم یکی گرفتار انحراف یکی گرفتار قدرت یکی گرفتار ثروت یکی گرفتار سختی طبیعت یکی گرفتار نداری یکی گرفتار فرزند و همسر یکی گرفتار همسایه یکی گرفتار داشتن و همه گرفتار امور روزمره و...

این است گرفتاری های ما انسان ها و هزاران گرفتاری دیگر. هر یک نقشی را باید بازی کنند و اگر خوب بازی کنند تشویق می شود. خدایا خلاصی چیست؟ علم؟ نه عالمان زیادی می بینم که خود گرفتارند.  ثروت؟ نه بسیار ثروتمندانی هستند که خود گرفتار همانند.  یکی از دوستان می گفت معرفت است که این یکی را ما تجربه نکردیم  که شاید اگر تجربه اش کرده بودیم وضع ما اینطور که هست نبود.

 به نظرم همین معرفت است که باید راه نجات باشد و اگر به وضع خود اگاهی یابیم دیگر این خلا فکری دیده نمی شود و درد نیز معنی پیدا نمی کند. این درد ابهام است این درد بی هدفی است این درد بی مقصدی است فردی که مقصدی حقیقی در پیش ندارد این خود برایش دردزا می شود و مثل خوره به جانش می افتد.  فشارش می دهد تا از این وضع به تنگ آید و فکری به حال خود کند و اگر نکند در اثر فشار مداوم دیوانه می شود. 

+ نوشته شده در دوشنبه بیستم آذر ۱۳۹۱ ساعت 13:12 شماره پست: 219

نظرات (0)

امتیاز 0 خارج از 5 بر اساس 0 رای
هیچ نظری در اینجا وجود ندارد

نظر خود را اضافه کنید.

  1. ارسال نظر بعنوان یک مهمان ثبت نام یا ورود به حساب کاربری خود.
Rate this post:
پیوست ها (0 / 3)
مکان خود را به اشتراک بگذارید
عبارت تصویر زیر را بازنویسی کنید. واضح نیست؟

موسیقی

Please update your Flash Player to view content.
Tuesday, 13 November 2018
سه شنبه, ۲۲ آبان ۱۳۹۷
الثلاثاء, ۰۴ ربيع الأول ۱۴۴۰

دیدگاه من

ارتباطات انسانی شاید از بهترین شاخص های انسانیت ما انسان هاست، که تبلور آن در رویارویی تفکر و تبادل احساسات با دیگران حاصل می شود، امروزه فن آوری های جدید به کمک انسان آمده و شرایطی را فراهم نموده است که بتوان سریعتر و وسیعتر با هم در ارتباط باشیم، نوشته هایم در این سایت، سیاه مشق هایی است که در کلنجار با دل به نوشته در آمده و لزوما درست و یا نادرست نیست.

"آخرین خبر رویتر"