خدایا چقدر مرگ نزدیک است؟!!

جماعتی از گذشتگان را که ما مردگان و یا امواتشان می نامیم، به آسانی با ما ارتباط می گیرند و سخن ها می گویند، شکایت ها می کنند و گزارش ها از خود می دهند؛ به طوری که به وضوح آنان را می بینیم و رو در رو با آنان سخن می کنیم و آنان را با حس ظاهر لمس می کنیم و... آنان خواب و جدایی موقت روحمان از بدن را فرصتی غنیمت دانسته و به ما نزدیک می شوند و خودی به ما نشان می دهند؛ و چقدر به ما نزدیکند؟!! و در واقع ما چقدر به آنان نزدیکیم که این گونه در وادی ما پا گذاشته و یا ما به وادی شان پا می گذاریم و البته این رفتن ها و آمدن های مجدد، می تواند برگشتی نداشته و در خواب به آنان بپیوندیم؛ همچنان که بسیاری، هنگامه شب را زمان ترک ما انتخاب کرده و می کنند، خصوصا زمانی بین صبح و شب، که دردمندان و بیماران در این زمان عجیب ترین و بدترین لحظات شبانه روزی و یا فرایند بیماری خود را طی می کنند و دردها و بی تابی ها به اوج رسیده، غلیان می کند. ارتباط مستقیم با اموات در خواب به حدی نزدیک می شود که ما از آنان شده و یا آنان از ما می شوند و به تبادل احساسات می پردازیم. خدایا چقدر مرگ نزدیک است؟! و پا به پای با ما می آید و در خواب ما را می رباید و با جامعه اموات یکیمان می کند. این هم از نعمت داشتن روح است؛ معجزه خداوندی که چند صباحی اسیر تن خاکی ما شده و هر فرصتی که می یابد، فرار از جسم خاکی ما را به راحتی و با طیب خاطر تجربه می کند، تا زمان فرار بزرگ فرا رسد و از محدودیت های این تن خاکی خود را برای همیشه خلاص نماید و سفر خود را در طریق الی الله آغاز نماید؛ تا ما را با کردار دنیایی خود با خدا مواجهه نموده به میزانمان کشیده، جایگاه درخورمان را یابیم. 

رحمت خداوند به روح گذشتگان که خیر وجودشان حتی بعد از مرگ نیز همچنان برایمان جاری است و چشمه هایی از حضور خود و واقعیت این جهانی را به ما می نمایانند. خدایا در جوار رحمتت آنان را متنعم گردان، ای رحمت گستر بی منتهی و ای صاحب زمان و مکان.

 

+  نوشته شده توسط سید مصطفی مصطفوی در 1:33 PM |  جمعه سیزدهم تیر 1393

 

نظرات (0)

Rated 0 out of 5 based on 0 voters
هنوز نظری ثبت نشده است

نظر خود را اضافه کنید.

  1. ثبت نظر به عنوان مهمان.
Rate this post:
پیوست ها (0 / 3)
Share Your Location
عبارت تصویر زیر را بازنویسی کنید. واضح نیست؟

دیدگاه

چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.

نظرات کاربران

- یک نظز اضافه کرد در نظام برخاسته از قیام های اعترا...
وحید (اشتری) را از میانه های دهه هشتاد می شناسم. او طی سال ها می توانست به راحتی در ساختار قدرت سیاس...
- یک نظز اضافه کرد در انتخابات کیلویی چند؟! با چه رو...
آیا صندوق راه خیابان را می‌بندد؟ مجید شیعه علی در سه دهه گذشته بخشی از دموکراسی‌خواهان یک مسیر تح...