SJ TheDaily - шаблон joomla Форекс

زندگی هنر تعادل داشتن

خداوند ابتدا شاکله ی جسمانی انسان را از خاک افرید و بعد از روح خود در این جسم خاکی  دمید و بدین ترتیب انسان به شکل موجود، موجودیت یافت، و خدا گونه زیرا خداوند از جنس خودش دراین انسان دمید و به این لحاظ انسان از حیوانات دیگر جدا و متمایز می شود، چون خصوصات خداوندی در او دمیده شده است و این است که او را از دیگر حیوانات تمایز می دهد و کوچک شده ای از خصوصیات خدا را در وجود خود دارد (زیبایی دوستی، قدرت طلبی، ترحم، بزرگ بینی و...) وجود همین خصوصیات خود نشان از خداگونه بودن انسان است و اثبات می کند که خدا از روح خود در ما دمیده است و اگر انسان به وجود خود معرفت پیدا کند و خود را با محدودیت ها و توانایی هایش بشناسد دچار انحراف نمی شود به نظر می رسد که انسانی که به موقعیت خود اگاه است دیگر دچار افراط و تفریط نمی شود.

انسان با مخلوطی از خصوصیات خداوندی و حیوانی خود باید تعادلی در زندگی خود به وجود بیاورد که نه نقش خدایی برای خود قایل شود و نه نقش حیوانی خالص، و بین این دو بالانس ایجاد کند. لذا این خصوصیات انسانی (که گفتیم خدایی است) تا حدودی برای وی لازم و از حدی که خارج شد طغیان و یا تفریط است . طغیان ها هم به واسطه عدم معرفت است و از همین جا ناشی می شود مثلا خدا با بی نهایت قدرت و روح جباریت که دارد و خود را به حق صاحب دیگران می داند و شمه ایی از این خصوصیت به روح  انسان ها هم دمیده شده و اگر توسط انسان کنترل نشود و خود را با خدا اشتباه بگیرد تبدیل به خونخوارترین ها می شود که دیگر با حیوانات خونخوار هم قبل مقایسه نیست و درنده تر می شود و اگر خود را دست کم بگیرد و از این روح خداوندی بی بهره شود به برده ای تبدیل می شود و از حیوانات هم بیشتر توسط انسانهای دیگر مورد بهره کشی قرار می گیرد پس انسان در نوسان بین روح خداوندی و محدودیت بشری است که باید سعادت خود را بیابد و یا منحرف  نشود و بین این دو بی نهایت است  که پیوستاری وجود دارد و انسان ها در نقاط ان با گرایش به سعادت و شقاوت جای خود را می یابد.

در خصوص کارنامه اعمال انسان در این جهان نیز باید گفت که می تواند برآیند زندگی بشر از این چگونه زیستن و جایگاهی است که انسان در این پیوستار کسب می کند و میزان رعایت این تعادل است. به نظر می رسد انسان در زندگی وظیفه ای که دارد  این است که رعایت همین تعادل را کند و هنری که بتواند بین کشش و مغناطیس بین روح خدایی و خصوصیات انسانی تعادل ایجاد کند و انسان ها  از همین لحاظ در مراتب انسانی متمایز می شوند.

کشش انسان به افراط (حیوان شدن و خداشدن) باعث مشکل در زندگی انسان می شود همانطور که در مثال امد خصوصیات اگرچه برای خداوند به صورت مطلق و در حد بالا وجود دارد  ولی برای انسان به صورت محدود و در حد لزوم است و تناسب باید رعایت شود. به عنوان مثال پروتیین و مواد غذایی برای انسان لازم و مفید است و حد لزوم را باید رعایت کند و زیاده روی برای بدن انسان خطرناک و گاها موجب مرگ می شود و همین پروتیین که برای زندگی لازم است به مرگ وی منجر می شود. اکسیژن برای بدن لازم است لیکن اکسیژن خالص خفه کننده است. این مواد روحی هم همیطور است غرور برای انسان نیاز است تا خود را و حریم خود را حفظ کنند ولی زیاد روی در ان موجب گمراهی و مشکلات برای بشر و خود فرد می شود.

انسان ها در زندگی خود باید تعادل ایجاد نمایند و زندگی هنر همین تعادل ایجاد کردن است انسان وجه مادی دارد و معنوی و باید به هر دو توجه کرد و هر دو را تامین کرد انسان همین قدر که نیاز مادی دارد نیاز معنوی هم دارد اگرچه هردو هستند ولی نیاز های معنوی مهمتر است ولی از نیاز مادی نیز نباید غافل شد زیرا کمبود در هر کدام به مشکل کلی منجر می شود  و نظام زندگی را مختل می کند. بعضی به تفریط می افتند و فقط به یکی از این ها توجه می کنند که این درست نیست و موجب امراض روحی و یا جسمی می شود.

 13 نوامبر 2008   - دهلی نو  

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم آبان ۱۳۸۷ ساعت 10:29 شماره پست: 15

نظرات (0)

امتیاز 0 خارج از 5 بر اساس 0 رای
هیچ نظری در اینجا وجود ندارد

نظر خود را اضافه کنید.

  1. ارسال نظر بعنوان یک مهمان ثبت نام یا ورود به حساب کاربری خود.
Rate this post:
پیوست ها (0 / 3)
مکان خود را به اشتراک بگذارید
عبارت تصویر زیر را بازنویسی کنید. واضح نیست؟

دیدگاه

ارتباطات انسانی شاید از بهترین شاخص های انسانیت ما انسان هاست، که تبلور آن در رویارویی تفکر و تبادل احساسات با دیگران حاصل می شود، امروزه فن آوری های جدید به کمک انسان آمده و شرایطی را فراهم نموده اند که بتوان به طور سریع و وسیع با هم در ارتباط باشیم، نوشته هایم در این سایت، سیاه مشق هایی است که در کلنجار با دل، به نوشته در آمده و لزوما درست و یا نادرست نیست.

آخرین خبر رویتر