کرونا تاج کوچکی به سنگینی هزار خروار حرف گفته و نگفته

22 اسفند 1398
Author :  
کرونا کوچکی بزرگ

قدرتمندی نمی توانست این چنین قدرتمداران، اعیان، اشراف، فقیر و غنی را با هم خانه نشین کند، همه را از جمله دارندگان قدرت های افسانه ایی را از رجزخوانی و بار عام دادن های پی در پی باز دارد، پر گوها را خاموش کرده و به گوشه های به اصطلاح امن براند، و از فقیر و غنی به یکسان جان بستاند،

کرونا آنقدر ریز است که نمی توانند او را بیابند، و آنقدر درشت است که همه مسایل بزرگ و کوچک را تحت الشعاع حضور خود قرار داده است. تنها عیبی که دارد، این است که ضعفا را می کشد، به رغم انتظاری که از "روح طرفدار ضعیف" ما نشات می گیرد، و البته او این عمل خود را از قانون حاکم بر طبیعت، قرض گرفته و در سیاست اجرایی خود قرار داده است، بله کرونا ضعیف کش است، آنهایی که نقطه ضعف جسمی دارند را به راحتی گریبان گرفته و زمین می زند، و می کشد و زمین را از ضعفا پاک می کند.

او آمد تا اهمیت علم را دوباره گوشزد کند، آمد تا دوباره وابستگی و پیوستگی ما را به هم یادآوری کند، آمد تا به ما یاد دهد که باید به فکر تمام بشریت بود، که "چو عضوی بدرد آورد روزگار، دگر عضوها را نماند قرار"، آمد تا اعلام کند که مرزهای مصنوعی ساخته شده توسط قدرتمندان را به رسمیت نمی شناسد، و این مرزها، نقش هایی است که در هوا کشیده شده اند.

و چه راحت اجساد رفتگان بدون هیچ تشریفات زیادی و خفه کننده ایی دفن می شوند، و تنها حکم اصلی "دفن" در مورد آنها اجرا می شود، و مخلفات به کنار رفت؛ بساط مغازه داران بدرغه اجساد از بیمارستان تا گورستان برچیده شد، و مراسمات پی در پی و دست و پا گیر تعطیل شد، بی هیاهو و به آرامی، چند تن افراد قلیل و لازم، آمده و اصل کار را انجام می دهند و تمام.

اما این غول آمد تا همه جا را تعطیل کند، و روشن شود که کجاها اگر تعطیل شوند مشکل می شود، و کجاها اگر تعطیل شوند، آب از آب تکان نمی خورد، کدام لازم است باشند، و کدام باید بعد از کرونا هم همچنان تعطیل بمانند و خلاص. کجا را باید تقویت کرد، کجا را باید کوچک کرد، کجا و چه کسانی مفیدند، کجا و چه کسانی اصلا فایده ایی نداشته و ندارند.

اما این روزها می توان حرف های دیگری را نیز شنید، مثلا "آخ فلانی هم رفت، چه حیف!" و یا "کاش او هم کرونا بگیرد و همه از شرش خلاص شویم"، سایه های شوم، و حیف و حسرت های رفتن ها و نرفتن ها را هم می توان این روزها شنید.

بعد از یک دوره به حاشیه رفتن دست اندرکاران علوم پزشکی، و ساخت سریال ها علیه آنها و سوزاندن کتاب های مرجع آنها و... این روزها کادر پزشکی هم از محرومیت خارج شدند و جامعه ارج و جایگاه آنان را دوباره فهمید،

کرونا باز آموزش های بهداشت را به صحنه جامعه، خانه ها و روابط فردی وارد آورد، اصلاح رفتارهای خطرزا و بی مورد، از برکات این ویروس است. کرونا همچنین نشان داد که یکی از اجزای کوچک طبیعت می تواند به قدر نسیمی باشد و در عین حال بساط بشر را از زمین پاک کند،

کرونا این اصل را نیز ثابت کرد، که به جای افزایش جمعیت، باید جمعیتی کارآزموده و سطح بالا داشت، چرا که لشکر فقیر و محروم و ضعیف را نسیمی به نرمی کرونا می تواند نسل کشی کند، در مقابل نسل های آگاه و زندگی های حساب شده و قوی را چنین نسیم های کندی نمی تواند با خود ببرد.

ببرهای کاغذی حاصل از عملیات تبلیغاتی را نیز نسیم آرام کرونا با خود برد، و پرده های سحر و جادوی تبلیغات را، کرونا به باد داد.

حصر خانگی که کرونا به همه ما تحمیل کرد، رنج کسانی که زندگی در چهار دیواری ها به آنها تحمل شده است،  را به چشم همه کشید، آن قاضی بر تخت قضاوت نشسته که حکم های بلند مدت حصر و زندان و... به محکومین خود می داد، دیگر نمی تواند بگوید که نمی دانستم حکم من، چه رنجی را در پی دارد؛ فرزندانی که پدر و مادر های پیر و ناتوان آنها، مدت هاست در حصر چهار دیواری خانه خود هستند، نمی توانند بگویند که نمی دانستیم که آنان در چه وضعی هستید.      

 کرونا در عین کوچکی حرف های بزرگ و زیادی را زد، و به قول آن نویسنده که گفت "جامعه را باید به قبل و بعد از کرونا تقسیم کرد"، چرا که جامعه قبل و بعد از کرونا بسیار متفاوت خواهد بود، مناسبت های بسیاری به هم ریخت.

1- کرونا (Corona) به معنی تاج است

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn
 مصطفی مصطفوی

پست الکترونیکی این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

نظرات (8)

This comment was minimized by the moderator on the site

نشانی عوضی درشب تیره! Posted: 17 Mar 2020 09:09 AM PDT

فیلمی روی شبکه هست که هجوم مردمانی را به داخل یک فروشگاه در لحظه باز شدن درها نشان میدهد. متن روی فیلم که جمله به جمله ظاهر میشود چنین است : اینجا ایران نیست…عراق و افغانستان و لبنان هم نیست… یک کشور آفریقایی هم نیست…اینجا آلمان است…جایی در جهان اول،مهد تمدن و فرهنگ…با مردمانی که در نظم شهره‌اند…و با شیوع کرونا اینگونه به فروشگاه حمله میکنند…هموطن…چقدر این تصویربه آنچه از آلمان در ذهنت ساخته‌ای نزدیک بود؟..نگذار تصویر ذهنی‌‌ات از دنیا توسط جیره‌خواران سرمایه‌داری ساخته شود…که اگر ساخته شد غرب را بهشت روی زمین و کشورت رادر قعر جهنم خواهی یافت…پس بیا و از این به‌بعد به جای کوبیدن مردم بلاد دیگر به سر ملتت…به اندازه‌خود در راه کشورت قدمی بردار…تا اینجا بشود همان‌مدینه فاضله ای که یک عمر حسرتش را میخوردی.

باید درباره این محتوای تاثیرگذار توضیحی داد و نکته ای را روشن کرد که تولید کننده این قطعه به آن توجه نداشته و یا عمدا توجه نکرده است. البته احتمال‌ بی‌توجهی‌عمدی رامورد نظر قرار نمیدهیم: هرچند ممکن است کل این داستان پرورده ذهن یک افسرجنگ نرم باشد که یکی از ماموریتهایش جهنم نشان دادن کشورهای دیگر برای پذیراندن اوضاع کشور به مردمان ناراضی است، اما این احتمال را نادیده میگیریم. بیایید فرض کنیم هدف تولیداین محصول احساساتی امری خیر و افزایش احساس اعتماد به خود در ایرانیان و زداینده حس حقارت جمعی در بسیاری از مردمان کشور باشد. فرض کنیم سازنده آن خیراندیش و دلسوز باشد و هدفش جز افزایش روحیه ملی و حس کشور دوستی نباشد. اما به هر حال او، هرکس که هست، اشتباه فهمیده و از موضع ناحقی نصیحت صادر کرده است : اگر کسی آلمان را مدینه فاضله دانسته و حسرتش را خورده، به احتمال زیاد حسرت نوع حکومت و شیوه حکمرانی، و ارزش و اعتباربرابر افراد در پیشگاه قانون و برخورداری آنها ازآزادی ، حقوق اجتماعی ، و نظام قضایی‌اش را خورده است و نه روش ورود مردم به فروشگاه هایش را. نشانی عوضی نباید داد!

باید امید داشت اگر نویسنده آن متن حسن نیت دارد و این مطلب را میبیند متن خود را اصلاح کند و گرنه به کسانی کمک کرده است که دائما به نظامها و دولتهای دیگر فحاشی میکنند تا نتیجه بگیرند ایرانی ها باید شکر گذار باشند که حکومتشان این است که هست. مثل معرکه‌گیریهای دکتر روازاده و آیت‌الله تبریزیان است: فحاشی به علم پزشکی به عنوان علم غربی و کتابسوزی، ادعای داشتن همه داروها برای همه دردهای شناخته و ناشناخته در عطاری طب ملی اسلامی.

برای روشن شدن موضوع ، باید توضیح بدهیم که آنچه در آلمان و غرب میتواند مایه حسرت و آرزوی ایرانیان باشد چه وجوهی از زندگی اجتماعی آنهاست. جاذبه مهم این کشورها ساختار قدرت و شیوه توزیع آن، چگونگی اداره کشور و رابطه حکومت با مردم است. در جایی مثل آلمان، رئیس و مدیر و پیشوایی که مادام‌العمر وخطاناپذیر باشد وجود ندارد و نظام انتخاباتی آنها زیر کنترل یک شورای منتخب مقام مادام‌العمر نیست. نامزدان نمایندگی مجلس را احزاب معرفی میکنند و نه شورایی متشکل از منتخبان مقام‌مادام العمر، مطبوعات آزادند و شمشیر قوه قضائیه آلمان بالای سرشان معلق نیست،…این گونه کیفیات ساختاری هستند که بسیاری از ایرانیان حسرت آنها را میخورند نه چگونگی رفتار افراد…

هرچند موضوع از این پیچیده تر است و ساختار قدرت و رابطه جامعه – حکومت در بنیانهای فرهنگی و سنت تعقل و خردورزی کشورها ریشه عمیق دارد که خوردن حسرت مشروطه دیگران زیر سایه محمدعلیشاه را از منطق علیت خارج میکند ، اما جهان امروز که میتوان آن را دنیای سرعت انتقال اطلاعات نامید به صورت روزانه الگوها و گزینه‌های جذاب حکمرانی را در مقابل دیدگان مردم قرار میدهد و حسرت و مطالبه می‌آفریند. حکومتها معمولا از همین مطالبه ها خوششان نمیآید و تلاش فراوان میکنند خود را به طریقی از چاله مقایسه شدن با حکومتهای به اصطلاح دموکراتیک بیرون بکشند و زیراب مطالبه حکمرانی معقول را بزنند. آنچه در ابتدا نقل کردیم، به همین هدف کمک میکند.

اگر روزی یک ایرانی از حکومت مطالبه نظم در ورود به فروشگاه و یا رعایت صف نوبت در جایی دیگر درقیاس با آلمان کرد، آنوقت میشود به اونصیحت کرد در راه حفظ نظم “به اندازه خودت قدمی بردار” ! وقتی تقاضا و مطالبه برابری و آزادی و رعایت حقوق انسانی وغیرسیاسی بودن قوه قضائیه و در این زمینه ها مثل آلمان بودن است، حکومت مورد خطاب است نه جماعت. تکیه رندانه بر اینکه مردم آلمان حریصند ورفتار گوسفند آسا میکنند و “جیره خواران سرمایه‌داری” به دروغ گفته‌اند که “درنظم شهره‌اند”، پس شما حسرت نخور، و زیر سایه این حکومت پر از مقامات کج‌دست، نادان، قدرت‌پرست، دروغگو والبته شیاد “مدینه فاضله بساز” از آن حرف‌هاست! از همانها که از قوطی “طب اسلامی” درمیآید./ جامعه نو

This comment was minimized by the moderator on the site

فرمان ترامپ و زنگ آغاز عصر نوین بین المللی

کرونا، فروریختن پل ارتباطات دو سوی آتلانتیک یا قطع شاهرگ تمدن #ارتباطات
خبرهاونظرها
بادستور دیشب رئیس چمهور آمریکا اکنون می توان با قاطعیت گفت که ویروس #کرونا در جایگاه «بزرگترین بحران هزاره سوم» و مهم ترین عامل «تغییر در نظام بین المللی» نشسته است.
پدیده ای که دقیقاً شاهرگ تمدن عصر جدید یعنی #ارتباطات را قطع می کند و همه دولتهای پیشتاز در نظم نوین ارتباطات و معماران عصر طلایی #دهکده_جهانی را به سیاست «حصارکشی» وامی دارد. دستور #ترامپ برای «بستن مرزهای آمریکا به روی اروپا»، استراتژی آشنا و تاریخی #مونروئه یعنی #انزواگرایی را در اذهان عمومی زنده کرد و آمریکا بعد بیش از یک قرن دوباره راه خود را از دنیای پرمناقشه اروپایی ها جدا می کند
عمق تراژدی آنجا است که جهان جدید اکنون به جنگ دشمنی رفته است که به تعبیر برخی صاحبنظران نه تنها نقشه راه جنگ ندارد بلکه دستانش از ابزار و سلاح مبارزه خالی است. ضمن این که لشگر افسانه ای کرونا با سرعت شگفت انگیز هر روز شهر و منطقه جدید را فتح می کند تصور کنید، تنها ظرف سه ماه ، دو غول تمدن و تکنولوژی یعنی چین و کره جنوبی زمینگیر شدند و نوبت به اروپا رسیده است
بی شک #رسانه ها تصمیم 11 مارس رهبری کاخ سفید را باید به عنوان یک نقطه عطف در تاریخ #روابط_بین الملل ثبت خواهند کرد تاریخی که در آن رسماً دشمن جدید بعد از ریختن زهر شکست در کام امپراتوران اقتصادی آسیا برای تسخیر قلب تمدن سرمایه داری یعنی قاره سبز خیز برمی دارد
اغراق نیست اگر بگوییم سخن چهارشنبه #صدراعظم_آلمان مبنی بر این که «ما وارد جنگ همه جانبه با کرونا شدیم» یادآور فرمان تاریخی رهبران اروپا در جنگ های بزرگ است. آنگلا مرکل رسما کرونا را به عنوان بزرگترین دشمن حیات ملت آلمان و اروپا معرفی کرد آنجا که گفت قریب 60 تا 70 درصد شهروندانش در سال جدید گرفتار کرونا خواهند شد
سخن رهبر قدرت اول اقتصاد اروپا کافی بود تا دونالد ترامپ در کاخ سفید به بی اعتنایی سه ماهه اش مقابل دشمنی که آن را «موهوم» می پنداشت، پایان دهد و در دستوری بی سابقه مرزهای آمریکا را به روی مسافران اروپایی ها ببندد. اروپایی که ایالات متحده را خانه دوم خویش می شناسد و قطع ارتباط آنها با پایتخت سرمایه داری جهان یک واقعه باورنکردنی و مثل یک کابوس است
اکنون طبق دستور رئیس کاخ سفید مرزهای هوایی و دریایی آمریکا تا ساعاتی دیگر به روی اروپا بسته خواهد شد و جهان وارد عصر تازه ای می شود که در آن همه کشورها در لاک سیاست #انزواگرایی و #قرنطینه خودخواسته فرو می روند. بسیاری از چشم اندازهای #همکاری، #ائتلاف و #جهانی_شدن دست کم برای دوره میان مدت رنگ می بازد و تا اطلاع ثانوی اصل #تضاد و فردگرایی جایگزین اندیشه همگرایی و همزیستی می شود
https://www.instagram.com/p/B9n5ajPpFMG/?igshid=1c46kcm2botzq
@khabarha_nazarha

This comment was minimized by the moderator on the site

بیست سال قرنطینه Posted: 12 Mar 2020 09:15 AM PDT سعید حجاریان

اکنون مدتی است که بیماری مهلکی عالم‌گیر شده و در ایران، به‌دلیل اهمال مسئولین گویی بر سر بسیاری از شهرها گرد مرگ پاشیده‌اند و عده‌ زیادی خود را در خانه قرنطینه کرده‌اند. لذا سخن گفتن از اینکه بیست سال پیش یعنی ۲۲ اسفند ۱۳۷۸ مورد سوء قصد واقع شدم و از آن به بعد در قرنطینه به سر برده‌ام، شاید خالی از اهمیت باشد؛ مردم به اندازه کفایت مشکل و مصیبت دارند که حتی به یادشان نیاید، چنین اتفاقی افتاده است. اما غرض از این نوشتار این است که بعضی تجارب را درباره قرنطینه با مردم در میان بگذارم.
اطباء برای مقابله ویروس کرونا قرنطینه دو هفته‌ای تجویز کرده‌اند. من گمان دارم این لفظ صحیح نیست؛ قرنطینه (quarantine) به‌معنای حصر و ایزوله ۴۰روزه است و با کلماتی مانند «کوارتت» و «کوارتر» هم‌ریشه است. من گمان دارم این لغت لاتین ریشه هندو اروپایی دارد و با کلمه چهار فارسی نسبت دارد. لابد، قدیم‌ها برای امراضی مانند طاعون و تیفوس افراد به حصر چهل روزه می‌رفتند. از این گذشته اساساً عدد چهل برای پاک شدن واجد اهمیت است؛ موسی چهل روز در میقات ماند و حافظ هم می‌گوید،
ای صوفی شراب آنگه شود صاف که در شیشه بماند اربعینی
همچنین درباب چله‌نشینی بارها شنیده‌ام. لذا، کلمه قرنطینه دو هفته‌ای حشو قبیح است. اما چون این غلط رایجی است من نیز از واژه قرنطینه ۲۰ ساله یا شاید بهتر باشد بگویم، حصر ۲۰ ساله ‌استفاده می‌کنم.
من، بعد از ترور کیش خانه‌نشینی پیشه کردم البته گاهی برای آب‌درمانی به استخر رفته‌ام و مدتی هم در سال ۸۸ برای هواخوری به زندان سر زده‌ام! اما عمدتاً در این بیست سال در حصر خانگی بوده‌ام و یکبار نیز پس از تهدید به حبس طویل‌المدت گفتم، من به حبس و حصر عادت دارم و این تهدیدات در من اثر ندارد.
پس از ترور و بعد از آنکه اندکی توانایی خود را بازیافتم، صاحبدلی به من گفت تو به قدر طاقت بشری تلاش‌ات را کرده‌ای و دیگر تکلیفی نداری. اما به‌نظرم رسید که انسان تا زمانی که زنده است، تکلیف دارد؛ چه در قبال خانواده، چه در قبال اجتماع و چه در قبال سلامتی خودش. به هر حال به قول سیاوش کسرایی،
آری آری زندگی زیباست زندگی آتشگهی دیرنده پا برجاست گر بیفروزیش، رقص شعله‌اش در هر کران پیداست ورنه خاموش است و خاموشی گناه ماست
من حتی زمانیکه در انفرادی هم بودم آن قدر برای خودم برنامه ریخته بودم که وقت کم می‌آوردم. مثلاً تلاش داشتم اوزان اشعار حافظ را در بیاورم و بدانم که حافظ در چه بحوری غزل گفته است. یا مثلاً یک مسأله هندسی برای خودم طرح می‌کردم و ساعت‌ها به‌دنبال راه‌حل می‌گشتم. مثلاً آیا می‌توان برای دایره اولر به‌جای ۹ نقطه، نقاط دیگری را کشف کرد یا نه؟ البته انتظار ندارم مردم در دوران قرنطینه به‌دنبال موضوعات انتزاعی از این قبیل بروند؛ آن‌ها می‌توانند در آستانه عید، امور درونی منزل را رتق‌و‌فتق کنند و غبار از خانه‌هایشان بزدایند. اما برای افرادی مثل من، مهم‌تر از همه سکوت همراه با تفکر است به‌خصوص معطوف به نقد گذشته خودمان؛ نقد فعالیت‌های سیاسی-اجتماعی‌مان. و قرنطینه عیدانه زمان بسیار مناسبی است که درباره انواع و اقسام نقدهایی که به ما شده است، تأمل کنیم و عصاره‌ای از آن‌ها را به‌دست آوریم تا بعد از طی این دوران آن‌ها را با دیگران به بحث بگذاریم. چنانکه گفته‌اند: تفکّر ساعه خیر من عباده سبعین سنه؛ یک ساعت تفکر برتر است از هفتاد سال عبادت.
مضاف بر این‌ها، دوران قرنطینه برای کسانی که اطفالی در خانه دارند و به‌خاطر مدرسه قادر به ارتباط با آن‌ها نبودند، فرصت مناسبی است که با فرزندان‌شان به گفت‌و‌گو بپردازند و فاصله بین نسلی را که به‌دلیل مشاغل زیاد والدین و تحصیل فرزندان زیاد شده است، کم کنند.
من افرادی را می‌شناسم که سال‌هاست «حصر اختیاری» پیشه کرده‌اند و به‌کلی از تهران کوچ کرده و به روستاهای دوردست نقل مکان کرده‌اند. که هم از دسترس آشنایان و خبرنگاران و… دور باشند و هم بتوانند به مشاغلی مانند ترجمه و تألیف کتاب بپردازند. آن‌ها از زندگی خود راضی‌اند و می‌گویند زندگی شهری و صنعتی به‌همراه ترافیک و آلودگی مال شما! ما خودمان را قرنطینه می‌کنیم و شما هم محکوم هستید که در شهرهای بزرگ بمانید. البته این کار برای عده‌ای قلیل ممکن است که اهل فضل‌اند و از طریق آثار قلمی‌شان امرار معاش می‌کنند. اما برای فلان کارگر شهرستانی که به‌دنبال لقمه‌نانی به تهران آمده است، این حرف‌ها بی‌معناست.
سخن پایانی؛ در این دو دهه، طعنه‌ها درباره ترور بسیار بود اما درصدد پاسخگویی به آن‌ها برنیامدم و سعی کردم تاریخ قضاوت خودش را بکند و عمده وقت‌ام را صرف نوشتن یادداشت‌ها و مقالاتی درباره فردای ایران کردم. اما بازخوانی انتقادی تاریخ را هرگز فراموش نکردم! فی‌المثل سعی کردم ترورها و قتل‌های بعد از انقلاب را دسته‌بندی کنم؛ ترورها به چند دسته تقسیم می‌شدند. در قتل‌های زنجیره درگیری میان خودی‌ها و «دشمن نجیب» بود. در ماجرای ترور دانشمندان هسته‌ای، درگیری میان خودی‌ و بیگانه بود اما ترور من نمونه‌ای عجیب بود! بنا به قول مشهور، هر دو طرف خودی بودند؛ دشمن آمد و گرد‌وخاک به‌پا شد و گلوله‌ای به من اصابت کرد. حال آنکه در تیم ترور من، راکب سپاهی، تروریست بسیجی، موتور متعلق به سپاه ولی امر و سلاح هم متعلق به نیروی انتظامی بود؛ جمعی از خودی‌ها با یک ناخودی مواجه شدند! منبع: هفته‌نامه صدا

This comment was minimized by the moderator on the site

خیلی غریبانه! خیلی مظلومانه! Posted: 12 Mar 2020 10:43 AM PDT احمد زیدآبادی

خداوند خودش به دردِ دل خانواده‌های درگیر با بیماران کرونایی برسد بخصوص آنها که عزیزشان را هم از دست می‌دهند.
نه امکان همراهی مریض در بیمارستان، نه امکان ملاقات با او، نه امکان مراسم تشییع و تدفین و ترحیم، حتی نه امکان اینکه داغدیدگان سر به شانۀ هم بگذارند و عقده‌های دل خود را باز کنند. هر کس باید در درون خود بگرید!
باری، مادر همسرِ من عفت موسوی، زندگی پر فراز و نشیبی را سپری کرد. از سال ۴۴ پس از ازدواجش با دکتر محمد محمدی گرگانی، درگیر سیاست شد. پس از دستگیری دکتر محمدی در سال ۵۱ او با دو دختر بچۀ دو ساله و شش ماهه‌اش در راه گرگان و تهران در رفتو آمد بود و عملاً پشت درِ زندان‌ها سرگردان و اسیر شده بود. در سال ۵۳ به دلیل کمک به فراری دادن اشرف دهقانی از زندان، بازداشت و در کمیتۀ مشترکِ ضد خرابکاری مورد شکنجه شدید قرار گرفت. او تا پیروزی انقلاب در زندان ماند و دو کودک خردسالش دور از آغوش او بزرگ شدند.
با پیروزی انقلاب تصورش بر این بود که دوران آرامش فرا رسیده است، اما وضع درست به عکس شد. دکتر محمدی که پس از انقلاب از حوزۀ گرگان و آق‌قلا نمایندۀ مجلس شورای اول شد، به دلیل اختلاف‌نظری که با هیئت حاکمه پیدا کرد، در محل حوزۀ نمایندگی‌اش به شدت تحت فشار و تهدید قرار گرفت تا جایی که یک بار در هنگام سخنرانی، “گروه‌های فشار” به سرش ریختند و بینی‌اش را شکستند.
بدین ترتیب، از همان ابتدای انقلاب، احساس ناامنی همدم و همنشین عفت خانم شد. بعدها انزوای سیاسی و فشارهای مالی نیز بر این ناامنی اضافه شد؛ به طوری که همیشه می‌گفت؛ یک قطره آب خوش از گلویش پایین نرفته است.
ضربۀ کاری را اما تحولات سال ۸۸ به عفت خانم وارد کرد. دوباره همراه مهدیه، اسیر و سرگردان درِ زندان‌ها شد. با چه رنجی به زندان گوهردشت می‌آمد. از آن به بعد، شرایط ایران برای‌اش تحمل‌ناپذیر شد. از اوضاع چنان دلش گرفته و به درد آمده بود که یکریز می‌گفت؛ می‌خواهد به جایی دور برود جایی که هیچ خبری از ایران نشنود!
او قبل از طلوع آفتاب ۲۱ بهمن، به همان جایی که می‌خواست، رفت، اما خیلی غریبانه! خیلی مظلومانه! و برای خانوادۀ ما خیلی سخت! خیلی دشوار!
بی‌تابی مهدیه و زهرا و علی و محسن در سوگ مادرشان بیش از اندازه است. دکتر محمدی اما همیشه در هر مصیبتی، درست مانند کوه، تکیه‌گاه تمام اطرافیان است. از خدا می‌خواهم این غم، شانه‌هایش را خم نکند!
نکتۀ آخر هم اینکه، از آن زمان که دولت ایران اعلام کرد پای ویروس کرونا به کشور رسیده است، عفت خانم در خانه‌اش در گرگان در قرنطینه بود، کاملاً رعایت می‌کرد و با هیچ کس تماسی نداشت. اما ظاهراً پای کرونا قبل از اعلام رسمی دولت به گرگان رسیده بود، زیرا چند خانمی که پیش از آن تاریخ دور هم گرد آمده بودند، هر کدام به مراتبی به این ویروس مبتلا شده‌اند!

This comment was minimized by the moderator on the site

من حوزه را در قرنطینه نشدن قم مقصر می‌دانم چون کاری کرده که دیگر هیچ کس به حسابش نمی‌آورد
Posted: 11 Mar 2020 03:08 AM PDT
سیدحسن‌آقامیری

اگر شرف‌داشتند‌‌ برایشان وقت میگذاشتم و‌ مطلبی مینوشتم،
اما گوش ها کر می شوند وقتی شرافتت را لقمه می گیری و در خون هم وطنانت می زنی و میل می کنی
“پس‌بی‌خیال‌تلویزیون”
من حوزه را در قرنطینه نشدن قم مقصر می‌دانم!
نه برای اینکه جلوی قرنطینه شدن را گرفتند، نه بعید میدانم آقایانی که برای درمانِ خود به بیمارستان های مجهز اسپانیا‌و‌انگلستان میروند با قرنطینه کردن شهر مخالفتی داشته باشند.
حوزه مقصر است !
چون کاری کرده که دیگر هیچکس به حسابش نمی‌آورد ، حتی سیاستمداران چاپلوسی‌که برای گرفتن رای به دست بوسش می‌آیند!
روحانیت سال‌هاست که جایگاه واقعی خود را در تصمیم گیری های کلان کشور ندارد.
درست از همان زمانی که ردیف بودجه‌ی دولتی پیدا کرد.
از همان وقتی که ساختمانهایش به برج های بلند شهر تنه زدند!
از زمانیکه یت و یونش کردند! راست و چپش کردند! (روحانیت، روحانیون)
انگار حوزه گوشش بدهکار توصیه های خوبان نبود که حالا کسی گوشش بدهکار حرف‌های حوزه نیست .
همانهایی که خطر مدرک گرایی را مطرح کردند ، یا تجمل پرستی حوزه‌را زیر سوال بردند.
همان دردمندانی که خواستند تا خلیفه کشی را باب نکنیم و مرگ بر این و آن نگوییم.
بد نیست که کمی به عقب برگردیم و ببینیم با امثال‌آقا سید احمد خوانساری‌ها چه کردیم!و…
در قرنطینه نشدن قم ، روحانیت مقصر است چرا که هیچ نقشی در آن ندارد! اما‌حالا دیگر قسم حضرت عباسش را کسی باور نمی کند.
این بی اعتمادی محصول رفتارهای خود حوزه‌ست .
باد کاشتیم و قرار است طوفان‌ درو کنیم
هر چند هنوز تا نوزایی اسلامی چند قدمی فاصله داریم.
هنوز بعضی روحانیون اصیل در جان مردم خانه دارند
با آبرویی که بیهوده خرجش نکردند.
میگویند فلانی مرجع جهان تشیع است اما از دیوارهای شهر قم که فاصله می گیری دیگر نامی از او نخواهی شنید
این روزها در خود شهر هم بعضی از آقایان غیبشان زده‌! نمی‌دانم چند صد رساله را از روی دست بزرگان کپی کرده و در کوچه پس کوچه های قم دفتر زدند و کتاب چاپ کردند!
دفاتری که هیچ مراجعه کننده ای ندارند!
و کتابهایی که هیچ کسی نمی‌خواند!
حوزه مقصر است چون به اسم دفاع از انقلاب آزادی بیان طلبه ها را محدود کرد!
اجازه‌ی نوزایی نداد، فقط گوشهایش را نگرفت دهان دیگران را هم بست.
و هر کسی که مقابل حقیقت بایستد محکوم به شکست است.
من به آینده امیدوارم و به حوزه‌ی آینده
بیشتر، اصلا مهم نیست که حوزه برای من پدری نکرده است، اما من فرزند این قبیله‌ام و امیدوار.
آینده‌ای که زیر خاکستر بی اعتمادی‌ها پنهان شده است، شعله‌ای که روزی جهان را روشن خواهد کرد.
یاحق
*تیتر انتخاب کلمه است

This comment was minimized by the moderator on the site

درسهایی که از کرونا باید گرفت
کجا هستند کسانی که تا دیروز می گفتند زندگی شخصی من مربوط به کسی نیست و هی شعار عیسی به دین خود و موسی به دین خود می دادند، کرونا بطلان این حرفها را ثابت کرد.
کرونا ثابت کرد نوع خوراک یه نفر در اون ور دنیا در زندگی مردم این طرف دنیا اثر می گذارد .
کرونا درسهای بسیار مهمی دارد برای کسانی که اهل فهم و شعور باشند ...
کرونا ثابت کرد که همه به هم مربوطیم
به گفته محققان و دانشمندان، ظاهرا کرونا از حرام‌خواری و پلیدخواری پدید آمد و جهانی را درگیر کرد، چنان که قبلا هم ایدز از همجنس‌گرایی پیدا شد و بر حجم سایه‌های موحش دنیا افزود.
لذا ضروری است در کنار تفکر و عبرت آموزی پیرامون حکمت احکام الهی در باب سبک زندگی و ضعف دانش بشر در این زمینه، بار دیگر به فایده و اهمیتِ "امر به معروف و نهی دیگران از امور ناپسند و قبیح"، و دعوت‌شان به امور نیک و شایسته بیاندیشیم و در راستای نفی انحرافات و تثبیت نیکی‌ها تلاش کنیم. چنان که گفت:
من اگر کافر و بی‌دین و خرابم به تو چه؟
من اگر مست مِی و شرب و شرابم به تو چه؟...
و به حق پاسخ شنید:
تو که با لهو و لعب در پیِ مستی هستی
می‌کنی جمع گرفتار، به ما مربوط است
بی‌خیالت بشوم بارش طوفان بلا
می‌رسد از در و دیوار، به ما مربوط است
گر تو سوراخ کنی کشتیِ این جامعه را
می‌شود غرق به ناچار، به ما مربوط است...
اما جالب این است؛ متجددان و مدعیان روشنفکری که به بهانه‌ی حفظ حریم شخصیِ شهروندان با هر نهی از منکری مخالفند، همواره به روش و رویه‌ی دیگران کار دارند و دخالت می‌کنند که مبادا مغایر با پروتکل‌های مجامع کفر باشد. و خدا می‌داند غیر از این غائله دیگر چه تحفه‌ها از دل فرهنگ و آداب پلیدشان نصیب جهانیان خواهد شد، از فمینیسم، از همجنس‌گرایی و از دیگر هرزگی‌هاشان.

This comment was minimized by the moderator on the site

سعید لیلاز (اقتصاددان مشهور کشور) در گفتگو با شبکه مجازی خبری "نفت خبر"
سخت‌ترین دوران اقتصادی تاریخ معاصر را در چند ماه آینده خواهیم داشت.
معتقدم کرونا؛ ایران را به سمت سکولاریسم پرتاب کرد.

وضعیت نفت طوری است که از سقوط قیمت نفت ناخرسند نیستم. کاهش قیمت نفت به ایران آسیب می‌زند ولی به سایر صادرکنندگان نفت بیشتر آسیب وارد می‌کند.
ایران الان اصلا صادر کننده قابل اعتنایی نیست، چون بیشتر، فرآورده و محصول پتروشیمی صادر می‌کنیم نه نفت خام.
کاهش ۲۰ دلاری قیمت نفت به ایران روزی ۱۰ الی ۱۲ میلیون دلار آسیب می‌زند؛ ولی عربستان روزی ۲۰۰ الی ۲۵۰ میلیون دلار آسیب می‌بیند، یعنی ۲۰ برابر ایران. عراق هم ۸ الی ۱۰ برابر ایران آسیب می‌بیند.
قطعا کاهش قیمت نفت فشار به ما را تشدید می‌کند اما فشار به عربستان، روسیه و عراق به مراتب بیشتر ما است.
کرونا ۲ الی ۳ درصد تولید ناخالص داخلی ایران را از بین می‌برد. معتقد هستم اقتصاد ایران بر اثر کرونا ۲۰ الی ۳۰ میلیارد دلار آسیب می‌بیند. آسیب کرونا به بخش خدمات ایران بسیار جدی است. سهم خرده‌فروشی و حمل و نقل و رستوران‌داری در GDP کشور بالاست و حدود یک چهارم اقتصاد ایران را تشکیل می‌دهد که در اثر کرونا آسیب جدی دیده‌اند.
شاغلان در بخش خدمات، گردشگری، خرده‌ فروشی، حمل و نقل و رستوران‌ها از فرودست‌ ترین اقشار اجتماعی هستند که به دلیل کرونا در معرض بیکاری قرار دارند.
کرونا هر چقدر از لحاظ مبتلا کردن، دموکراتیک عمل کرد و همه اقشار جامعه (فقیر و ثروتمند) را مبتلا کرد اما از نظر پیامدهای اقتصادی به شدت طبقاتی و علیه فقیرترین اقشار جامعه عمل کرده است.
شدت و ژرفای بحران کرونا از نظر اقتصادی بر روی طبقات فرودست و طبقه کارگر به خصوص کارگران خویش‌فرما و کارگران غیرمتشکل شهری است و این قشر، بیشترین آسیب را دیده‌اند. فشار بر روی این اقشار به قدری زیاد است که برای درک ابعادش نیاز به پژوهش‌های جدی دانشگاهی است و در حال حاضر نمی‌توان برآورد دقیقی از خسارت وارده به این اقشار داشت.
باید ببینیم وضعیت کنونی تا چه زمانی ادامه پیدا می‌کند؟ اگر تا نیمه اردیبهشت فروکش نکند تبعات اقتصادی بسیار بدی خواهد داشت.
بهار، فصل سنتی تورم در اقتصاد ایران است. صادرات نفت کشور هم به پایین‌ترین میزان در تاریخ معاصر رسیده است. صادرات غیرنفتی مثل صادرات لبنیات و مواد غذایی بسیار کم شده و در مجموع صادرات غیرنفتی ایران ۲۰ درصد کاهش یافته است.
من هشدار می‌دهم که سخت‌ترین دوران اقتصادی تاریخ معاصر را در چند ماه آینده خواهیم داشت و حکومت باید سریعا به فکر اقدامی جدی باشد. اما رفتار دولت نشان‌ دهنده عدم انسجام است.
دوران پساکرونا به لحاظ اجتماعی و فرهنگی از دوران پیشاکرونا بسیار متفاوت خواهد بود. معتقدم کرونا ایران را به سمت سکولاریسم پرتاب کرد./ **نفت‌خبر..

This comment was minimized by the moderator on the site

بلای کرونا آسمانی است یا زمینی و بشری Posted: 11 Mar 2020 09:48 AM PDT سیدمصطفی محقق داماد

صاحب این قلم می‌خواهد بگوید به یقین بشری است، چرا؟ برای اینکه: این بلا امروز دامن تقریباً کل جهان را فراگرفته و زندگی بشری را تلخ و سیاه کرده است. بشری که امروز مفتخر است که شتاب دانش را به عرش رسانده و تکنولوژی را چنان پیشرفت داده که امسال با پارسال قابل مقایسه نیست، به یقین توان مطالعه ما تقدم برای پیشگیری و دفع و رفع اینگونه بیماری‌ها برای او نه امکان عقلی که امکان وقوعی داشته و دارد. اما سؤال این است که چرا درمانده شده؟ پاسخ این سؤال زمانی روشن می‌شود که اشخاص آگاه بر آمار و ارقام بودجه‌های کشورهای بزرگ به مقایسه بنشینند و حداقل بودجه امور تحقیقاتی پزشکی کشورها را با بودجه نظامی و ساخت و خرید ادوات نظامی مقایسه کنند. من اطلاع دقیقی از آمار هزینه‌ها و بودجه‌های جهانی ندارم ولی به طوری که از منابع خبری می‌شنوم بودجه ۱٫۴ تریلیون دلاری فدرال برای ۲۰۲۰ درلایحه بودجه آمریکا گوش دنیا را کر کرد. آیا برای مطالعه بر روی سلامت مردم چند صدم این بودجه تصویب شده است؟‌ ‏
بشری که نه مایل که عاشق دلباخته جنگ و خونریزی و آدم‌کشی است و علی‌الدوام هوای نفسانی و شیطانی خونخوار خود را به عناوین مختلف، گاه با عناوین قدسی، دینی و مذهبی و گاه با عناوین دروغین انسا‌ندوستانه توجیه می‌کند، آیا جزایش جز این است که یک موجود‌ نامرئی به نام «کرونا ویروس» به دست و پایش بپیچد، حد و مرز نشناسد و به قوانین ویزا و مهاجرت توجهی نکند و به سرعت همه جا را در‌نوردد وحتی به اندرون کاخ‌های سفید و سرخ سران قدرت نیز وارد شود و چنان راه نفس را بر آنان تنگ کند که بقول قرآن مجید: «یَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَیِّقاً حَرَجاً» (انعام ۱۲۵)‏
دعا به درگاه خداوند همیشه کامروا و مؤثر است به تعبیر قرآن مجید: «قُلْ ما یَعْبَؤُا بِکُمْ رَبِّی لَوْ لا دُعاؤُکُم‏» (فرقان۷۷ ‌بگو: اگر دعاى شما نباشد پروردگارم به شما بهایى نمى‏دهد)‌ ولی مادام که بشر در کل جهان خوی تجاوزگری خود را کنار ننهد و سلاح را بر زمین نگذارد و بجای آنکه دست در دست همنوعش گذاشته و یا‌ر و غمخوار دیگران شود و به جای آنکه بگوید ما و مرادش همه نوع انسانی باشد، فقط بگوید من و به جای درمان و آرامش دیگران با سلاح گرم و سرد با آنان مواجه شود، آیا دعا مستجاب می‌شود؟
در اخبار آمده بود که دراین شرائط در بسیاری از کشورهای بزرگ وسائل بهداشتی کمیاب شده است. آیا وقتی پولی که نعمت الهی است و خدا داده تا وسائل بیمارستانی را تهیه کند و مراکز درمانی را مجهز به آخرین وسائل روز نماید، همان پول را برای کارهای غیر ضروری مصرف کند تا به جایی که پرستاران، این فرشتگان مهربان با کمبود لباس و پوشش روبروشوند، چه مجازاتی باید در انتظارش بود؟ خدا درقرآن مجید فرموده: «ولا توتوالسفهاء اموالکم التی جعل‌الله لکم قیاما» ( نساء ۵) اموالتان را که مایه قوام شماست و نقش حیاتی برای شما دارد، به دست سفیهان وکم خردان ندهید.!!‌ امروز جوامع بشری سرمایه‌های مالیشان را به دست قدرتمندان بی خرد داده‌اند وآنها به نفع قدرت شخصی صرف می‌کنند و نه مصالح انسانی ملتها. شاهدش این است که وقتی در مقابل این‌گونه مشکلات قرار می‌گیرند کمیتشان لنگ است ودر گل می‌مانند. اسفا که ثروت عظیم بشری امروز دردست قدرتمندانی است که از ابعاد انسانی و معنوی دورند و جز کسب قدرت بیشتر به هر وسیله ممکن، هدف دیگری را دنبال نمی‌کنند‌، ‏
جهت دیگری که از آن رهگذر بلا منتسب به ما انسانها می‌گردد، عدم پیروی از دستورات کارشناسان بهداشتی است. هر مجتهدی در هر مقام و منزلت فقهی، به یقین در مقابل دستورات بهداشتی مقلد است. هیچکس نمی‌تواند دراین مقام معلومات خود را در رشته‌های دیگر پوششی برای نافرمانی در امور پزشکی و بهداشتی قرار دهد و نه تنها سلامت خود را به خطر اندازد ـ که گناهی بزرگی است ـ موجبات بیماری و هلاکت دیگران گردد. اضرار به دیگران اگر عمدی باشد حرام و اگرعمدی نباشد موجب ضمان و مسئولیت مدنی است. ‏
دوستان وعزیزان!‏ همه با هم برای رفع این بلیه دعا کنیم که به یقین در میان جمع دستان پاک و قلوب سلیمی وجوددارند که دعایشان مستجاب گردد. ولی اولین دعای ما این باشد که:‏ خدایا این درنده خویی را از طبیعت ما بمیران تا همه عمر زنده باشیم به روان آدمیت. ‌‏خدایا به جای دشمنان، دشمنی را از میان ما برانداز که رنج بی‌شمار آرد و درخت دوستی درمیان ما بنشان که کام دل ببارآرد! خداوندا به بیماران شفا، به داغداران و سوگواران صبر و اجر و به خدمتگزاران درمانی توفیق و سلامتی عنایت فرما. آمین یا رب العالمین ‏

There are no comments posted here yet

نظر خود را اضافه کنید.

  1. Posting comment as a guest. Sign up or login to your account.
پیوست ها (0 / 3)
Share Your Location
عبارت تصویر زیر را بازنویسی کنید. واضح نیست؟

دیدگاه

ارتباطات انسانی شاید از بهترین شاخص های انسانیت ما انسان هاست، که تبلور آن در رویارویی تفکر و تبادل احساسات با دیگران حاصل می شود، امروزه فن آوری های جدید به کمک انسان آمده و شرایطی را فراهم نموده اند که بتوان به طور سریع و وسیع با هم در ارتباط باشیم، نوشته هایم در این سایت، سیاه مشق هایی است که در کلنجار با دل، به نوشته در آمده و لزوما درست و یا نادرست نیست.

کامنت ها

به یاد آزاده، طاهر احمدزاده Posted: 30 Nov 2020 09:59 AM PST احسان شر...
در مقالات جوملا جمعه, 04 دسامبر 2020 22:14
فخری‌زاده؛ تضاد منافعِ «جمهوری اسلامی» و «ایران» Posted:...