کدام یک؛ دریای قزوین، دریای مازنداران یا خزر
  •  

27 تیر 1396
Author :  

نفس ها که در کلانشهر تهران به شماره می افتد، مردمانش که اکثرا خود مهاجرینی اند که قرن هاست در هوای شغل، درآمد  و... آن را مامن خود قرار داده اند، از آلودگی های صوتی، آب و هوایی، امواج کشنده (پارازیت، امواج بیسم، موبایل) و... به تنگ آمده، و با فرا رسیدن موسم هر تعطیلاتی، گریزگاه های چندگانه شهر را نشانه گرفته و در عرض چند ساعت شهر را خالی کرده، و اکثر آنان نیز راه های سختگذر شمالی را نشانه گرفته تا از عرض رشته کوه های با شکوه و پرنعمت البرز گذشته و در پهنه سرزمینی های ساحلی و باقی مانده از دریای تتیس [1] که میلیون ها سال قبل بسیاری از مناطق جهان را فرا گرفته بود، و اکنون با بالا آمدن چین خوردگی های البرز، قفقاز، به چند دریا و دریاچه از جمله دریای مازندران، سیاه، مدیترانه، فارس و... تقلیل یافته، چشم شان به آب و جنگل و سبزی روشن شود، سرزمینی که چشم از دیدن طبیعت آن سیر نمی شود؛ هر چند دانشمندان پیش بینی نابودی دوباره موجودات زمینی [2] را کرده و روند از بین رفتن این موجودات نیز آغاز شده و همواره گزارشات از گونه های در حال انقراض و منقرض شده و... سخن می گویند و این روند از هم اکنون آغاز، و روند فعلی نشان از ناپدید شدن هستی دارد، ولی این نابودی هنوز کاملا محقق نشده و جنگل هایی در دامنه البرز هست که چشم آدمیانِ ویرانگر به آن روشن می شود، و هنوز گوشه و کنار آن مامنی برای حیات وحش وجود دارد و البته دریای قزوین یکی از زیستگاه های مهم حیات وحش باقی مانده است، هر چند هجوم بشر به محیط طبیعی آن از طریق ویلاسازی ها در پهنه جنگل، ساخت شهرهای جدید، مزارع و... عرصه را بر وحوش و طبیعت چندین میلیون ساله شمال تنگ کرده، ولی ساحل دریای مازندران همچنان بهشت طبیعت ایران است و امیدوارم روند نابودی آن متوقف شود تا این میراث میلیون ها ساله چند صباحی بیشتر برای نسل بشر و حیات وحش سالم بماند و ماندگار شود.

نکته مشکوکی که در نامگذاری بزرگترین دریاچه محصور جهان در کشورمان وجود دارد، برغم این که ما برای نام خلیج فارس در جنوب مبارزه می کنیم، که چرا اعراب در پی تصاحب و تغییر نام آنند، ولی اینجا و در شمال دیگران در دنیا این دریاچه را به نام دریای قزوین (Caspian sea) می نامند، ولی ما خود آنرا "دریای خزر" صدا می کنیم و در متون رسمی و غیر رسمی خود از نامی استفاده می کنیم که مربوط به قومیست محدود، که قرن ها قبل ساکن آن سوی این دریاچه [3] بودند. نمی دانیم جایی برای یک نام جنگ می کنیم و جایی دیگران آن را به نام می شناسند و ما آنرا به نام دیگرانش می خوانیم؟!! 

 

 

غروب خورشید در دل دریای مازندرانwww.mostafa111.IR

غروب خورشید در دل دریای مازندران

 

در دل سرزمین آب، موجودات نم پسند از خشکی زمین،

 

در دل سرزمین آب، موجودات نم پسند از خشکی زمین،

به امیدی قطره ایی آب، به لوله آپ پاش سیستم قطره ایی پناه آورده اند

 

 ساحل دریا به علت آلودگی آب هایش

 

ساحل دریا به علت آلودگی آب هایش

مرتب شاهد مرگ ماهیان کوچکی است که توان تحمل آلودگی را ندارند

 

 

غروب زیبای آفتاب عالمتاب و خورشید جهان افروز در دریای قزوین

غروب زیبای آفتاب عالمتاب و خورشید جهان افروز در دریای قزوین

 

[1] - بر اثر بالا آمدن چین خوردگی ها و پیدایش رشته کوه های البرز، قفقاز و... و با بالا آمدن فلات اروپا و ایران دریاچه هایی از جمله مازندران بوجود آمدند؛ تا پیش از این کل خشکی مذکور را آب فرا گرفته بود لذا در ارتفاع بیش از سه هزار متر می توان آثار فسیل آبزیان را دید همچنان که در گزارش صعود به شاهوار به شرح آن پرداختم.

[2] - همچنان که میلیون ها سال قبل در حادثه ایی و یا عصر یخبندان دایناسورها و... از بین رفتند.

[3] - به گفته استخری خزرها سالیان دراز با امپراتوری های ایران و روم همسایه بودند و روابط آشتی و جنگ بسیاری با همسایگان خود داشتند

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

نظرات (2)

Rated 0 out of 5 based on 0 voters
This comment was minimized by the moderator on the site

دریای مازندران، کاسپیان، تبرستان، خزر و ...

یکی از مشخصه های بارز و مهم دریاچه مازندران به سایر دریاچه های جهان، تعداد نام های منتسب از زمان های قدیم تا امروز برای این دریاچه می باشد. به طوریکه در کتاب جغرافیایی استان گیلان نوشته شده است که تعداد نام های این دریاچه، به 50 عدد می‏رسد.

دریاچه‎ی مازندران دلیل تعداد نام‎ها از آن جاست که جغرافی دانان، و تاریخ نگاران، بسته به این که از کدام نقطه به کنار این دریا رسیده‎اند، با توجه به نام رایج در میان مردم آن محل، همان نام را و یا چند نام دیگر را با توجه به سفر در کنار دریا، برای آن ثبت کرده‎اند.

یکی از نام‎های  مهم که در مورد این دریاچه به کار می رود مازندران است به کارگیری کلمه مذکور برای نامیدن این دریا در زمان های اخیر در غالب نوشته ها به چشم می خورد هر چند که این واژه از سده های پیشین و به قولی در آغاز سده هفت هجری قمری بر این دریا نیز نهاده شد و کهن ترین منبعی که واژه مازندران در آن به کار رفته است شاهنامه فردوسی است.

مازندران یکی از سه استان شمال ایران محسوب می شود که از غرب به استان گیلان و از شرق به استان گلستان و از شمال به دریاچه‏ی کاسپین و از جنوب هم به کوه البرز محصور شده است. مازندران اصلا به «موزندرون» معروف بوده زیرا که «موز» نام کوهی بود در حدود گیلان تا کالا مضران و جاجرم امتداد داشته و این سرزمین در درون کوه واقع بود که به مازندران شهرت یافته است.

واژه مازندران در کتاب شاهنامه بدین صورت معرفی شده که «مز» به معنی بزرگ «ایندره» یا (انیدرا) نام یکی از پروردگاران آریاییان بوده که در دین مزدیسنی از دیوها شمرده شده است. «آن» که در پسوند جایی یا مکانی به کار می رود مانند گیلان، اصفهان،‏...

دریای مازندران را هم به دلیل همجواری با استان گیلان دریای گیلان هم می گویند و گیل‏ها یا گل‏ها نام مردمی است که از هزاره‎ی پیش در سرزمین گیلان امروزی زندگی می کردند.

گیل نام قومی است که در سرزمین گیلان به سر می برند و استان گیلان از آنان، نام گرفته است. در زبان پهلوی gel خوانده می شد در نیمه اول قرن میلادی به نام گلائه در گزارش تاریخ نویسان رومی یونانی معرفی شده است در اوستا اشاره به ناحیه ای در جنوب دریای خزر شده به نام ورن که ریشه ‏ی نام گیل و گیلان دانسته شده است.

گیل یا گلای نام جمع است به معنی گیلان و گیلانیان. به عربی آن را الجیل می گفتند کاسپیان هر حال، گیل در گذشته گل بیان می شده و هنوز هم در گیلکی اصطلاحی معروف است.

 گیلان در اوستا، سرزمین «ورنا» یاد شده است خاورشناسان در تعیین مکان کنونی آن اختلاف دارند گروهی «پشتخوارگر» را شامل طبرستان که در گیلان است، همان سرزمین «ورنا» می دانند.

نام کاسپین، از ریشه‏ی کاس گرفته شده است و نام قومی است که در کرانه‌‎های جنوبی دریای مازندران سکونت داشته اند.

کاسپین از نام قبایلی موسوم به کاسپی‏ها که در سده‏ی نخست میلادی در کرانه جنوب باختری این دریاچه می زیستند گرفته شده است. هم‏ چنین در مورد کاسپین می توان گفت که این واژه از ریشه کاس گرفته شده است و کاس نام طایفه ای بود که در سواحل جنوبی خزر سکونت داشته اند که جمع کاس، کاسپین نامیده می شود.

در گذشته به دریای مازندران کاسپین، کاسپیا، کاسپاین، کاسپیانا و کاسپی می گفتند. کاسپی‏ها در کرانه جنوب باختری دریای مازندران می زیستند و این دریاچه به نام آنان دریای کاسپی خوانده شده است. کاسپی‏ها مردمی بودند کهن و ایرانی نژاد که تا 200 پیش از میلاد در مرکز و در جنوب خاوری قفقاز زندگی می کردند و در 1000 پیش از میلاد قبایل هم‏جوار، آن‏ها را به کرانه های باختری دریای مازندران راندند، که در نتیجه این دریا و نیز محل زندگی آنان را کاسپین نامیدند.

تبرستان نام قدیم مردم نواحی جنوب خزر است که به آن دلیل دریای هم‏جوار آن هم به همین نام معروف شد.

از دیگر نام‎های این دریا تبرستان، طبرستان یا تاپورستان و تبورستان بوده است که تبورستان توسط مهاجران آریایی به نقاط بلند کوهستانی رانده شدند و سده پس از سکونت آریاییها آیین مزد یستی را پذیرفتند.

در لغت نامه‎ی دهخدا در لغت نامه خود در این باره نوشته شده است که «طبرستان، تپورستان، تاپورستان، سرزمین تاپورها (نام قدیم ساکن آن ناحیت) «تبر» به معنی پشته و تپه و کوه‏های کوچک است و چون آن ولایت غالبا پشته و تپه کوهستان بوده که تبرستان لفظ پارسی قدیم است و هم‏چنین جای دیگری و در همان منبع نوشته که تبرستان نام سرزمینی است در شمال ایران که نام مشهورش مازندران است که در وجه تسمیه این لفظ آمده که چون آن ملک، جنگل زیاد دارد که با تبر اهل آن ملک بریده می شود و سلاح جنگلی اهل آن ملک هم تبر بوده که از این جهت به آن تبرستان می گفتند.

دنباله نوشتار:
http://www.iranboom.ir/didehban/maaz/1072-maaz-caspian.html

This comment was minimized by the moderator on the site

حاکمیت ملّی و رژیم حقوقی دریای مازندران (خزر)

دریای مازندران دارای نظام حقوقی معتبر و قابل تطبیق با شرایط جدید است. این نظام حقوقی برپایۀ معاهدات 1921 و 1940 و استوار است. سازگاری فنی نظام حقوقی با شرایط جدید، صرفاً در پرتو درک روح معاهدات 1921 و 1940 و احترام به حق حاکمیتِ ملت ایران بر دریای کاسپین که یک حق تاریخی است، امکان پذیر خواهد بود. تا قبل از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، دو کشور ساحلی از حق حاکمیت برابر بر دریای کاسپین برخوردار بودند و حق تصمیم گیری مشترک برسرنوشت این دریا، تجلی طبیعی اعمال حاکمیت برابر بود. فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، برحق تصمیم‌گیری این کشور تأثیرگذاشته و چهار کشور، فدراسیون روسیه،  اران (جمهوری آذربایجان)، جمهوری قزاقستان و ترکمنستان، مشترکاً وارث حق تصمیم‌گیری اتحاد جماهیر شوروی در دریای کاسپین گردیدند، ولی حق تصمیم‌گیری ایران همچنان به اعتبار خود باقی است.نتیجه اینکه در تصمیم‌گیری نسبت به سازگارکردن معاهدات 1921 و 1940، ایران حقی برابر با چهار کشور دیگر ساحلی دارد.

دنباله نوشتار:
http://www.iranboom.ir/didehban/maaz/12953-hakemiat-melli-rejim-hoghoghi-darya-mazandaran.html

هنوز نظری ثبت نشده است

نظر خود را اضافه کنید.

  1. ثبت نظر به عنوان مهمان.
Rate this post:
پیوست ها (0 / 3)
Share Your Location
عبارت تصویر زیر را بازنویسی کنید. واضح نیست؟

دیدگاه

چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.

نظرات کاربران

یرواند آبراهامیان تاریخ نگار ارمنی و پژوهشگر تاریخ معاصر ایران: "درخواست بعضی معترضان برای کمک خارج...
- یک نظر اضافه کرد در بارَکْنا حَوْلَهُ؟! خدایا! از ...
خبرگزاری دانشجو: نتانیاهو: چشم اندازی در نظر داریم به عنوان یک سامانه کامل، در واقع یک شش ضلعی از ائ...