اما نبردهای قدرت و توسعه طلبی انسان ها، حیوانی تر و خودخواهانه تر است، در این نبرد رهبران خود در امن ترین اماکن و بهترین شرایطی که برای خود در نظر گرفته اند، مقیم می شوند و این مردمان شانند که بار سنگین این نبرد را بر دوش می کشند و قربانی شرایط سخت این نبردها می شوند، و هزینه های گزاف آن را می پردازند و کشته شده و از بین می روند و زیر شرایط سخت جنگی تحمیل شده توسط رهبران شان له می شوند، تا پیروز میدان بعد از سال ها مشخص شود و نبرد فروکش کند، نبردهایی که معمولا پایان ناپذیرند و گاه تا پایان عمر این رهبران ادامه می یابند. در نبردهای انسانی، آخرین کسی که کشته و مقهور می شود، دیکتاتور و انسان قدرت طلبی است که همه را اسیر قدرت طلبی، زیاده خواهی و توسعه طلبی های خودخواهانه خود کرده است.
نگاهی به جنگ جهانی دوم نشان می دهد که آنقدر از مردم و سربازان آلمانی و دیگر ملل جهان کشته شدند که شمارش آن مشکل است، تا امپراتوری جناب آدولف هیتلر پا بگیرد و ادامه یابد، ولی نگرفت، اما خود او آخرین فردی بود که تاوان این زیاده خواهی و قدرت طلبی خود را داد و آن هنگامی بود که دشمنانش به دفترش در برلین پایتخت آلمان رسیدند و در محاصره دشمن قرار گرفت و او خود را کشت، تا به دست آنان نیفتد، اما تا پیش از این که او در مغز خود شلیک کند، میلیون ها نفر کشته شدند و ملل دنیا اسیر خودخواهی او شده بودند.
حیوانات نبردی اخلاقی تر دارند، در حالی که در بین رهبران جهان اخلاق و سیاست در کنار هم قرار ندارند و خیلیها اصولاً نسبتی بین این دو نمی بینند و معتقدند نمیتوان آن دو را در کنار هم دید.










