ای کاش مسابقه مقدس سازی و مقدس پرستی در بین ادیان به مسابقه انسان شدن و انسان زیستن تبدیل می شد، آنگاه بود که دیگر کسی را یارای خرده گرفتن به اهالی دین نبود که شما بدون مفهوم خدا، هیچ نیستید؟!! که در آن صورت تبلور خدا (یعنی همان انسان بودن) می شدیم و دیگران با دیدن ما اهالی دین، خدا را به تجسم دیده و جذب خدا نیز می شدند؛ و در غیبت چنین حالتی است که اکنون با دیدن بعضی از مدعیان خدا بر زمین، انسان جا دارد که بگوید اگر خدایِ شما هم مثلِ شماست، پس از او و شما هر دو بیزاریم.
خداوند به عنوان خالق کل در دل همه انسان ها به نام ها و تصورات مختلف (الله، اهورا مزدا، برهما و...) وجود محرز دارد، حتی در ته وجود بیخدایان هم او وجودی محکم دارد و رابطه بین خدا و انسان یک رابطه ذاتی، دو طرفه و شخصی است، که شایسته است این رابطه و عشق بازی دوطرفه بیشتر در نهان باشد و به رخ کشیدن آن خود جرم است، آنچه بروز دارد و باید داشته باشد رفتار انسانی و اخلاقی ماست که باید تبلور درون انسان بوده و در اینجاست که حتی اگر خدا را از انسان بگیرند باز رفتارش خدایی و تبلور وجود او خواهد بود که این را هیچگاه نمی توان از کسی گرفت.
اگر رفتار انسان خداگونه باشد، با گرفتن نام خدا از ما، به هیچ تبدیل نخواهیم شد و بلکه همچون خداوند برغم انکار بعضی، جاودانه همچنان باقی خواهیم بود و ابدی. دینی موفق است، که خدا را در رفتار پیروانش وارد و رفتار او را انسانی تر و اخلاقی تر سازد، که در تئوری و ... همه مدعی اصالت و حق بودنند.
1- خدایان زمین و 313 تجربه معنوی، ص14، نوشته جبران خلیل جبران، چاپ دوم، انتشارات کلبه معرفت
+ نوشته شده توسط سید مصطفی مصطفوی در 9:51 دوشنبه هفدهم فروردین ۱۳۹۴
نوشته شده توسط سید مصطفی مصطفوی در 9:51 AM |
+ نوشته شده در یکشنبه هفتم تیر ۱۳۹۴ ساعت 3:47 AM توسط سید مصطفی مصطفوی | نظرات









