هر یکِ شان تو (ص) را آنطوری که می خواهند معرفی می کنند
  •  

22 خرداد 1395
Author :  

هر یکِ شان تو (ص) را آنطوری که می خواهند معرفی می کنند سلام بر تو آنگاه که پای به این دنیا نهادی و آن زمان که روی از ما برکشیدی. خوش آمدی یا محمد (ص)، چه قدم مبارکی، خوشا به حال مادرت، خوشا به حال شهر و مکانت، خوشا به حال یارانت که همچون تویی را هزار و اندی سال قبل درکِ حضوری کردند و خود دیدند که چه بودی و که بودی و چگونه فکر و عمل می کردی و... ولی افسوس که ما اکنون حتی سخنانت را باید در میان انبوهی از سخنان ساخته شده، جعل شده و دست به دست شده و... یافته و با هزار شک و شبهه در خصوص آن مواجهیم و برای جدایی سره از ناسره از طریق متخصصین ماهر باید در میان کوهی از سخنان آنچنانی آنان را یافته و به احتمال زیاد و کم سخنی را به تو نسبت دهیم. این است وضع ما و آن است شانس آنانی که تو را حضوری درک کردند. تو را خداوند به عنوان منادی رهایی و هدایت انسان ها ارسال کرد، اما اکنون پیروانت به فرقه ها تقسیم شده اند و هر یک از فِرق نیز تو را آن طوری که منافع و عقاید فرقه ها و یا شیخ و بزرگِ شان اقتضا می کند، تفسیر، تعریف، مصادره به مطلوب و معرفی کرده و می کنند و گاه تو را به وسیله ایی برای توجیه اعمال و خواست های خود کرده و می کنند. یکی سر می برد و نام تو را می برد، یکی زندان می کند و باز به نام تو می کند، یکی بدن بندگان خداوند را مثله می کند و باز نام تو را ذکر می کند، یکی دار می زند و یا گردن قطع می کند و باز نام تو را می برد و خود را به شیوه و سنت تو معرفی می کند و خشونت بار ترین اعمال این عصر را به نام تو، دین و خدای تو مرتکب می شوند و اما تو این بودی و برای این آمده بودی؟!! قطعا این نبودی و برای هدایت ما آمده بودی و نه نابودی ما. امروز در کنار صدر نشینان جهانیِ جنایت، ظلم، خشونت، خشک مغزی و... نام برخی پیروان تو هم در صدر، قرار دارد و از ظلم آنان بسیاری از اهل کتاب و غیره فریادشان به آسمان است. و از جمله مال، ناموس و جان گویندگان شهادتین هم به بهانه های واهی در امان نیست و وقتی پای منبر توجیه رهبران این جنایت پیشگان بنشینی، آنان به راحتی کار خود را در راستای احکام و سنت تو می دانند و خود را تابع النعل تو و پیامت معرفی می کنند. تو را قرن ها چشم در راه بودیم که بیایی و نجات مان دهی و هدایت مان کنی، و وعده ها به حقیقت پیوست و تو به ماهِ بهار اول آمدی و الحق که شبه جزیره نشینان را از هزاران ظلم که همچون پیچک به دست و پایشان پیچیده بود آزاد کردی، تو قرار بود که معجزه حُسن خٌلق باشی و بودی، قرار بود که رحمت للعالمین باشی که بودی، قرار بود ختم نبوت باشی که شدی و... ولی بدون این که خارج نشینانِ شبه جزیره حتی تو را رویت کنند رفتی و ما را با جانشینانت رها کردی در حالی که دنیایی از سوالات بی جواب ماند، و بشریت با کثیری از جانشینان ظالم مواجه شد که قرن ها بر ما مستولی شدند، و در طول حاکمیت شان دنیایی از سو برداشت از اعمال، افکار و کردارت را ایجاد کردند و اقدامات خود را به نام تو انجام دادند و می دهند. بعد از تو جانشینانی بر جایگاه تو تکیه زدند که نه در لطف، و نه در علم، و نه در تقوا، و نه در وحی، و نه در مهر، و نه در عدالت، و نه در هزار حُسن و امکان با تو سنخیتی نداشتند، ولی بر جایت نشستند و مدعی تو و جایگاهت یکسر و بلکه بیشتر از تو شدند و متعاقبا کشورگشایی ها به نام جهاد و توسعه امپراطوری ها به نام توسعه اسلام آغاز شد و... و اکنون هم بعد از قرن ها این کشمکش بی پایان ادامه دارد، بعد از تو هرکه به خدا نزدیک تر بود، بدتر انگاشته و لایق مرگش یافتند و محدود و مقتولش کردند. اگرچه خداوند به برادرت نوح (ع) نهصد سال عمر داد، ولی به تو تنها شصت و سه سال عمر داد که تنها بیست و سه سالش را برای ما صرف کردی که از این زمان هم تنها نزدیک به ده سال موثر بودی و این تاثیر را هم بیشتر شامل مردمی کردی که در مکه و مدینه می زیستند و باقی بشریت را به جانشینانت وا نهادی. حال ما مانده ایم با کسانی که باید از شر تمسک آنان به خدا، دین، آیین، مرام و سنت تو علیه خود، فقط به خدا پناه ببریم. اما معتقدیم که پاشنه دایم بر این منوال انشاالله نخواهد چرخید و تغییری ایجاد خواهد شد و بساط ظلم برچیده خواهد شد که این وعده خداوند است که روزی حاکمیت زمین به اهل حق واگذار شود. به امید آن روز – تولدت مبارک ای امین خدا و خلقش، ای رحمت للعالمین و ای معجزه حُسنِ خُلق و ای صاحب خُلقِ عظیم

+ نوشته شده در شنبه سیزدهم دی 1393ساعت 11:34 PM توسط سید مصطفی مصطفوی

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

نظرات (0)

Rated 0 out of 5 based on 0 voters
هنوز نظری ثبت نشده است

نظر خود را اضافه کنید.

  1. ثبت نظر به عنوان مهمان.
Rate this post:
پیوست ها (0 / 3)
Share Your Location
عبارت تصویر زیر را بازنویسی کنید. واضح نیست؟

دیدگاه

چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.

نظرات کاربران

یرواند آبراهامیان تاریخ نگار ارمنی و پژوهشگر تاریخ معاصر ایران: "درخواست بعضی معترضان برای کمک خارج...
- یک نظر اضافه کرد در بارَکْنا حَوْلَهُ؟! خدایا! از ...
خبرگزاری دانشجو: نتانیاهو: چشم اندازی در نظر داریم به عنوان یک سامانه کامل، در واقع یک شش ضلعی از ائ...