مقدمه مترجم (سایت یادداشتهای بی مخاطب):
راستگرایان و ایدئولوژی راستگرایی این روزها در صحنه جهانی (آسیایی، اروپایی، افریقایی و امریکایی) جولان میدهد و ویرانگریهای بسیار دارد، ایدهایی که انسان را از انسانیت خود تهی کرده، آنان را به خودی و غیرخودی، حق و باطل، شهروند و بیگانه، مقیم و مهاجر و... تعریف، و در نهایت کل آنان را به ابزاری برای تحقق اهداف خود تبدیل، و یا بردگانی در مسیر هدف عالی خود دیده و شمرده، و به پیش رانده و همراه میسازد.
برای یک راستگرای هندو، اصل و اساس، مجد و عظمت سرزمین و آئین هندوست، که اهمیت دارد، و او بدان توجه دارد، وقتی به او بگویند برای مجد و عظمت این آئین مثلا باید 200 میلیون مسلمان هند و... را قربانی کرد، تا تغییر دین دهند، خدای خود را فراموش کنند، آئین و کتاب خود را رها کنند و...، میگوید، اینان روزی هندو بودهاند، و در اثر تجاوز بیگانگان بر ما تحمیل شدند، پس مهم نیست که چه برایشان پیش میآید! یا اینان دوباره به آئین هندویی و فرهنگ باستانی خود باز میگردند! یا به عنوان اغیارِ متجاوز باید سرزمین هندوها را ترک کنند و...، هند پاکستان هندوهاست!
برای یک راستگرای یهودی صهیونیست، و یا مدافع آنان دونالد ترامپ، از حزب جمهوریخواه امریکا مهم نیست که چه بر سر یک ملت که از بیش هزار و چهارصد سال قبل، به هر ترتیبی مقیم فلسطین شدهاند، خواهد آمد، اگر آرمان یهود به پایتختی اورشلیم تحقق یابد، برای او کافی است، و این همان وعده الهی خواهد بود که خدا در تورات به آنان داده است! دیگران نه برای او مهمند، و نه مساله، این است که آنان برای تنبیه 50 هزار نیروی حماس، بیش از دو میلیون و اندی فلسطینی را در غزه دو سال است که آواره و گرسنه به این و سو آن سو میکشند، تنبیه کرده، هفتاد هزار نفر از آنان را، از کودک، زن، پیر و جوان، به انتقام نیم روز حمله حماس به اسراییل، و کشتن هزار و دویست اسراییلی در حمله 7 اکتبر 2023 کشتند، هزاران نفر را معلول و مجروح کردند، هزاران تن بمب بر سر آنان فرو ریختند، و آنان را تشنگی و رنج نگاه داشتند و... میدهند، او برای رسیدن به سرزمین مقدس موعود خود در تورات، از هیچ جنایتی فروگذار نبوده، و ابایی از ارتکاب به آن ندارد.
یا آن راستگرای شیعه [1] که او را جانشین آیت الله محمد تقی مصباح یزدی، در بین امثال جبهه پایداری مطرح میکنند، وقتی از کشتار 42 هزار نفر در غزه توسط اسراییل میگویند، بیدرنگ ابراز میدارد که برای این هدف خود، که آزاد سازی قدس از دست صهیونیست هاست، راضی است نیمی از مردم کره زمین قربانی شوند، او در راه رسیدن به اهداف مقدس خود، نه از کشتن ابایی دارد و نه از کشته شدن چهار میلیارد انسان (نیمی از مردم کره زمین)، تنها در ذهن خود کشتار و ریختن نیمی از مردم جهان بر زمین را که مثل برگهای پائیز ریخته اند را تصور کن و در نظر بگیر، خواهی دید اینان چه هزینههایی از جیب انسان و انسانیت برای اهداف خود حاضرند پرداخت کنند و..،
و در این میان، این انسان و انسانیت است که زیر پای اهداف ایدئولوژیک راستگرایان له و نابود است، تو گویی خداوند انسان را سرباز اهداف راستگرایان آفرید، تا کشته شوند و بِکُشد، تا آنان به اهداف مقدس و غیر مقدس خود دست یابند.
راستگرایان که به عنوان پدیدهایی بلاگونه بر جانمایه زندگی و حقوق مدنی انسانها، حق تعیین سرنوشت آنان، و آزادی او میتازند، اکثرا از مدافعان نوعی دیکتاتوری، و نظامی با این نوع پایه فکریاند. آنان به توده انسانها به عنوان گلههایی از حیوانات مینگرند، که نخبگانی با ژن، طبقه، ایدئولوژی خاص، باید آنان را چوپانی کرده، و بر مقدرات آنان حاکم بوده و باشند، و آنان را به سوی هدفی تعریف شده رهنمون کنند و...، و به طور کلی آنان انسان را صغیر، و از موالی خود میبینند.
جناح عمدهایی در حاکمیت انتصابی کشورمان [2] و احزابی همچون حزب موتلفه اسلامی، جبهه پایداری و...، دولت حزب لیکود به رهبری بنیامین نتانیاهو، یا حزب حاکم مردم (بی.جی.پی) به رهبری نارندرا مودی در هند، حاکمیت شبه تزاری روسیه کنونی به رهبری ولادیمیر پوتین در اروپا، دولت فاشیست دونالد ترامپ با پایه حزب جمهوریخواه در امریکا و... نمونههایی از این راستگرایی مخربند که پایههای آزادی، کرامت و حقوق انسانی، زندگی آنان، ساختار تمدن بشری را در جامعه داخلی خود، و در بُعد وسیعتر در محیط بین الملل سست و متزلزل کرده، قصد تحمیل هژمون خود بر جامعهایی نحیف به لحاظ حضور و تاثیر مردم، در صحنه اجتماع خود و جامعه جهانی داشته، و بر این ایده خود پای فشردهاند، و در راه هدف خود، از ظلم و کشتار و...، و گاه کشته شدن ابایی ندارند.
در هند نیز تخم راستگرایی مخرب و ویرانگر کاشته شد، هند با یک تمدن دیرپا و شرقی، به رغم تجربه انقلابی آزادیبخش به رهبری آزادمردانی همچون مهاتما گاندی و...، و ادامه دهندگانِ این بنای زیبای انقلابی، یعنی همفکران و جانشینان او، همچون جواهر لعل نهرو، بهیم رائو امبادکار و...، و دنباله روهای آنان در حزب کنگره هند، در معرض این راستگرایی جنایت پیشه بوده و هست، تخم راستگرایی در آن جامعه رها شده از استعمار خارجی، و شخصیت یافته ذیل جمهوری دمکراتیک و سکولار پارلمانی بعد از پیروزی، ریشه دواند، و بیشک یکی از بنیانهای راستگرایی در هند سازمان RSS ، و یا اتحادیه ملی داوطلبان است، که امسال یکصدمین سالگرد تاسیس خود از سال 1925 را جشن گرفت، مقالهایی که ترجمه آن میآید، نگاهی به پیروزی و شکستهای این سازمان دارد، که اکنون حکومت را در هند، به واسطه شاخه سیاسی خود، یعنی حزب BJP در دست دارند :
بر ساحل شنی دریا نوشته "درود بر بهیم "
مجسمه دکتر بهیم رائو امبدکار، نویسنده و طراح قانون اساسی مترقی هند
او از طبقه نجس ها بود که در نهضت گاندی قدر یافت و به این جایگاه دست یافت
RSS در صدسالگی: سه شکست مهم، چهارمی که در حال رقم خوردن است [3]
نویسنده: هریش خاره [4]
اتحادیه ملی داوطلبان (RSS) [5] یکصدمین سالگرد خود را جشن میگیرد و همانطور که انتظار میرود، انبوهی از گفتار تجلیل گونه - از نخست وزیر نارندرا مودی گرفته تا به پایین، و نویسندگان اجارهای مختلف - در ستایش این سازمان شنیده شده است. طوریکه به نظر میرسد نوعی همهگیری RSS گونه بودن [6] وجود دارد. همانطور که پیشبینی میشد، ما زیر تحسینها در مورد استثنایی و بینظیر بودن فرضی این سازمان - از خودگذشتگی منحصر به فرد آن، آرمانگرایی بیعیب و نقص آن، عشق خارقالعاده آن به سرزمین مادری، تعهد بینظیر آن به شکوه و تجدید حیات ملی و بسیاری موارد دیگر - مدفون شدهایم.
درست است که به صرف این حقیقت که یک سازمان صد سال از عمر خود را سپری کرده است، به خودی خود به فرصتی مشروع برای نوعی بزرگداشت تبدیل میشود. در مورد RSS، این مناسبت به طور اغراقآمیزی به عنوان جشن پیروزی برگزار میشود. بنابراین، صحبت در مورد شکست سازمان سنگ [7]، به ویژه سه شکست بزرگی که به این سازمان و شعارهای ایدئولوژیک آن وارد شد، مهم است؛ و همچنین لازم است در مورد شکست چهارم که در فرایند شکلگیری است نیز صحبت شود.
اولین شکست راهبردی که سازمان RSS از آن رنجور است، توسل مهاتما گاندی به نوعی ملیگرایی اخلاقی [8] بود که در جامعه هند عرضه نمود. چیزی که کی.بی. هدگوار [9] (پایه گذار RSS) و جانشین او، ام.اس. گولوالکار [10] از آن برخوردار نبودند، تا موجب به تحرک در آوردن حتی بخش کوچکی از جمعیت «هندو» هند شوند، و آنان را به خردِ نهفته در استدلال خود برانگیزانند. گاندی قبلاً ذهن هندیها را با ایدهها و تکنیکهای خود آشنا کرده بود و جنگجویان ناگپور (کادرهای سازمان RSS) [11] در هیچ مقطعی نتوانستند گاندی را از تخیل جمعی ما بیرون کنند. و این در ناامیدی آنان بود، که به ناتورام گادسه [12] نقش یک تروریست محول کردند و یک تپانچه به او دادند. در واقع، 30 ژانویه 1948 (روز ترور گاندی) چشمگیرترین شکست برای ادعاهای RSS بود. و گاندی به یک قدیس ملی تبدیل شد.
در طول چهار دهه بعدی، بعد از ترور گاندی، سازمان RSS و «ناسیونالیسم فرهنگی» آن، شکستهای پی در پی را در فضای «ناسیونالیسم سکولار» [13] که توسط جواهر لعل نهرو (جانشین گاندی) و ایندیرا گاندی (جانشین نهرو) تدوین و تئوریزه شده بود، را تجربه کردند. این یک شکست راهبردی پیشبینی شده بود. مفاهیم و ایدههای سران ناگپور (RSS) به سادگی نمیتوانستند در برابر شور و نشاط شادیآوری که نهرو توانست در کشور برای ساختن یک ملت جدید بر اساس شرایط و رویاهای ما ایجاد کند، پیشرفتی داشته باشند. متولیان متکبر «جامعه هندو» [14] نمیفهمیدند که فرقهگرایی [15] دینی و فرهنگی آنها در مغایریت با مغز و پایه تمدنی ما برای فراگیری (همه شمولی) و سازگاری است.
نهرو ملت هند را به تفکر مترقی دعوت کرد و به صورت خستگیناپذیری اجتماع قدیمی ما را ترغیب کرد تا خود را با ایدهها و نوآوریهای مدرن موتلف و هماهنگ کند. اما RSS به گذشتهای دور بازگشت داد و اشاره میکرد. نهرو از مشروعیت مقدسی برخوردار بود که از مبارزه آزادیخواهانه علیه استعمار بریتانیا به او و حزب کنگرهاش رسیده بود. اما RSS هیچگاه از چنین احترام معادلی برخوردار نبود، چه برسد به نشانهای از مشروعیت، RSS به جز نوعی شعار تفرقهانگیز چیزی نداشت. نهرو جامعه سیاسی تازه شکل گرفته را با ایده هند ممزوج ساخت، و به طرز درخشانی انرژیهای فرهنگی و عاطفی جامعه را برای ایجاد یک دولت هندی پایدار و قوی هدایت کرد. در مقابل، تمام چیزی که RSS ارائه میداد، ملاقات با شعارهای پیش از طوفان، با دعوت ضمنی به نبرد، یعنی خشونت، بود.
تنها چیزی که هواداران RSS را به حرکت در میآورد، تولد کشور (مسلمان) پاکستان از دل هند، و وجود تعداد زیادی از شهروندان مسلمان در هند بود. در سال ۱۹۷۱، ایندیرا گاندی با تشکیل بنگلادش از دل پاکستان، به مرثیه اصلی RSS پایان داد. جنگ ۱۹۷۱ به همان اندازه که برای ایدهی هدگوارها و گلوالکارها یک شکست استراتژیک بود، برای پاکستانِ محمد علی جناح نیز یک شکست استراتژیک بود.
باید تأکید کرد که با وجود تمام ایدئولوژی و آرمانگرایی خودپسندانه، و با وجود تمام «کادر»های [16] متعددش، حتی یک بار هم به نظر نرسید که RSS در میان اکثریت جامعه طرفدار پیدا کند. ایدئولوژی «هندی بودن» [17] آن در تضاد با واقعیتهای تلخ یک نهاد اجتماعی هندوی چند صد ساله دیگر - نظام طبقاتی [18] تغییرناپذیر - بود.
برای دههها، سازمانRSS یک سازمان حاشیهای در جامعه هند باقی ماند و در ویژگیهای خاص خود غرق بود. کادر آن در مواقع بروز خشونتهای فرقهای، در چند درگیری خیابانی پیروز شدند؛ اما سازمان سنگ هرگز نتوانست در مواجهه با یک جمع مصمم در کشور، در نبردی پیروز شود. و با وجود تمام شیفتگیاش به تجهیزات نظامی (یک سازمان شبه نظامی است)، هرگز یک بار هم به در صدد مقابله با دولت هند نبوده است.
سومین شکست RSS به دست یکی از کادرهای ارشد خود آن - آتال بیهاری واجپایی [19] - رخ داد که به گزینه مصالحه، هم برای مهاجمان جهانیسازی مستقر در واشنگتن، و هم برای مدیران و صاحبان شرکتهای بزرگ مستقر در بمبئی تبدیل شده بود. هر دو این لابیها میخواستند به عدم قطعیت و بیثباتی سالهای حکومت جبهه متحد [20] پایان دهند.
این کار واجپایی به یک عمل انجام شده برای RSS تبدیل شد که سازمان سنگ میتوانست به ادعای خود مبنی بر اینکه یک صدای ملیگرایی سازشناپذیر است، وفادار بماند یا اینکه به یک سازمان راهبر تشویقکننده برای حزب BJP تبدیل شود، و هرچند با اکراه، خود را با سیاست رژیم واجپایی، وفق دهد. که گروه ناگپور نقش دوم را انتخاب کرد و به سرعت به یک حزب تبدیل شد و بخشی از تمام سازشها و امتیازاتی که BJP مجبور بود برای کسب و چشیدن قدرت ملی (به داخل و خارج) بدهد.RSS بیسروصدا تسلیم شد؛ اما این یک خوش اقبالی برای RSS بود که، جنگ کارگیل [21] اتفاق افتاد (پاس گل پاکستانیها به راستگریان RSS)، و فرصتی را برای ناگپور فراهم کرد تا میهن پرستی و ملیگرایی خود را دوباره به تأیید برساند.
رهبری RSS با مهارت و زیرکیهای واجپایی در سیاست واقعگرایانه همخوانی نداشت و اما بیهیچ اعتراضی تسلیم اقدام نخستوزیر مبنی بر تبعید گووینداچاریا [22] ، رهبر ارشد RSS شد. در واقع، رژیم واجپایی هرگز به کمیسرهای RSS فرصت نداد. و از آنجا که RSS به محاسبات انتخاباتی واجپایی و ادوانی تن داد، طرح هندوتوا [23] به عنوان یک عمل فریبنده و مصلحتی بیارزش شد. ناگپور همچنان از حاشیهنشینی خود در رژیم واجپایی راضی بود. و در طول ده سال حاکمیت دولت ائتلافی UPA، این سازمان مجبور شد با احتیاط عمل کند.
سپس دوران «جمهوری هندو» [24] در سال ۲۰۱۴ آغاز شد. روسای RSS، جدا از برخورداری از اندک حمایتی، خود را در جایگاه دوم کیش شخصیت (نارندرا) مودی یافتند، چرا که مجبور بودند فساد شایع ذاتی در سرمایهداری سازمانیافتهی رفاقتی را که به آهنگ امضای رژیم مودی تبدیل شده است، ستایش کنند. [25] اکنون یک پوچی معنوی و اخلاقی، متولیان خودخواندهی رنسانس ملی ما را تهدید میکند. در صدمین سالگرد خود، سازمان سنگ خود را در دام پروژهی مودی میبیند و به اشتباه معتقد است که این گرفتاری یک دستاورد بزرگ و مایهی رضایت است. واضح است که موهان باگوات [26] و همکارانش با میل و رغبت در حال قدم گذاشتن به چیزی هستند که قرار است چهارمین شکست بزرگ RSS باشد.
تهران - 29 مهرماه 1404 برابر با 21 اکتبر 2025

گروهی از کادرهای سازمان RSS
شبه نظامیانی که درس های ملیگرایی را نزد راستگرایان هندو آموخته اند
از این رو از ارتکاب هیچ جنایتی علیه اقلیت های مورد هدف خود در هند فروگذار نیستند
[1] - آیت الله محمد مهدی میرباقری : « خدا یک طرح بزرگ برای مردم جهان دارد و آن عبارت از جنگ میان کافران و مؤمنان است که از آغاز خلقت تا پایان جهان ادامه دارد. برای رسیدن به مقصد قرب الهی حتی اگر نصف مردم جهان کشته شوند، میارزد؛ لذا کشته شدن ۴۲ هزار نفر از مردم غزه در قبال آن مقصد بزرگ اهمیت ندارد»
[2] - مثلا مرحوم ناصر تقوایی (1320-1404) نویسنده و کارگردان مطرح سینمای ایران، که در دو حاکمیت پهلویی و ج.ا.ایران در بخش فرهنگ کشور و فیلم سازی فعال بوده است، عملکرد راستگرایانه و ایده آنرا در دو حکومت ج.ا.ایران و پهلوی چنان دنباله هم میدید که معتقد بود : «جمهوری اسلامی دنباله سلطنت است.» تا آنجا که در مقایسه عملکرد این دو در بحث فرهنگ و فیلم سازی بیان داشت : « به نظر من رژیمهای سیاسی در ایران همه مکمل همدیگر هستند. یعنی رژیم بعدی کاری را تمام کرد که فکر میکنم رژیم پهلوی نتوانسته بود تمام کند، اون جلوی فیلمی را میگرفت و در حالی که این رژیم اصلا اجازه نمیدهد که فیلمی تولید بشود در این زمینه.» https://t.me/sh_n_halloo/61551
[3] - RSS at 100: Three Grand Defeats and a Fourth in the Making
[4] - Harish Khare سردبیر سابق روزنامه تریبون هند
[5] - The Rashtriya Swayamsevak Sangh یا راشتریا سوایام سیواک سنگ همان آر.اس.اس یا همان اتحادیه ملی داوطلبان. یک سازمان شبهنظامی داوطلب راستگرای هندی بر مبنای فلسفه هندوتوا است. این سازمان، پیشگام و رهبر مجموعهای بزرگ از سازمانهای هندوتوا به نام سنگ پریوار (خانواده سنگ) است که در تمام جنبههای جامعه هند حضور پیدا کرده است و شامل حزب بهاراتیا جاناتا (BJP)، حزب سیاسی حاکم تحت رهبری نارندرا مودی، نخستوزیر هند، میشود. موهان باگوات در حال حاضر به عنوان سارسانگ چالاک (به معنای "رئیس") RSS و داتاتریا هوساباله به عنوان سرکاریاوا (به معنای "دبیر کل") فعالیت میکنند.
[6] - RSS-ness آر.اس.اسی بودن
[7] - گروه RSS با ده ها گروه زیر مجموعه بعنوان سنگ پریوار یا خانواده سنگ مشهورند.
[8] - moral nationalism مهمترین سلاح گروه راستگرای RSS توسل به ملیگرایی فرهنگی و مذهبی است که گاندی با توسل به ملیگرایی اخلاقی ناشی از فرهنگ هند، تا حدود زیادی راستگرایان مذکور را از ملیگرایی خلع سلاح کرد.
[9] - K.B. Hedgewar بنیانگذار سازمان RSS است که این سازمان را در سال 1925 در ایالت مهارشترای هند تاسیس کرد.
[10] - M.S. Golwalkar جانشین هدگوار بود و در توسعه و تئوریزه کردن این سازمان موثر بود
[11] - Nagpur warriors جنگجویان ناگپور، اشاره به کادرها و سران سازمان RSS دارد که ناگپور به عنوان زادگاه و مقر این سازمان بزرگ و وسیع محسوب میشود، از این رو آنان را با زادگاه گروه شان مورد خطاب قرار میدهند.
[12] - Nathuram Godse تروریست وابسته به گروه RSS بود که در سی ام ژانویه سال 1948 ، درست چند ماه بعد از پیروزی انقلاب آزایبخش گاندی علیه استعمار بریتانیا و حاکم کردن جمهوری تکثرگرا، سکولار، سوسیال و... هند، با چند گلوله او به شهادت رسید.
[13] - secular nationalism درست عکس ملیگرایان RSS که مذهب هندو را اساس نظریه ملیگرایی خود قرار داده اند، گاندی و همکاران او در نبرد آزادیبخش هند، در حزب کنگره، تکثر مذهبی، نژادی، فرهنگی هندیان را در نظر گرفته و آن را سکولار اعلام کردند و بقای تمام حاضرین در این کشور را تضمین کردند.
[14] - Hindu samaj جامعه هندو،
[15] - sectarianism یا همان فرقهگرایی یا درگیریهای مذهبی و فرقه ایی به یک راهبرد و روش برای هندوهای ملیگرا افراطی در گروه های وابسته به RSS تبدیل شده است تا محدودیت علیه رقبای خود را تشدید کرده و سیاست های ملیگرایی خود را پیش برند.
[16] - swayamsevaks به کادرها و اعضای RSS سوایام سواک یا خدمتگذاران ملی گفته میشود.
[17] - Bharatiyata یا همان «هندی بودن» در مقابل بیگانگان، به لحاظ سرزمین و فرهنگ، و مذهب است که اساس ایدئولوژی RSS است Bharatiya نامیست که ملیگرایانی از نوع RSS از آن به جای واژه هندوستان استفاده میکنند، که نوعی بازگشت به فرهنگ قدیم و تمدن باستان هند مد نظر است، هند بر وزن سند، نامی است که ایرانیان باستان بر این همسایه تمدنی خود نهادند، و بعدها این نام به نام رسمی هند مبدل، انتخاب و در مجامع بین المللی اعلام شد، ولی ملیگرایان هندو بر این باورند که نام اصلی هند، بهاراتیا هست نه هند، چرا که هند به منطقه رود سند محدود میشود که اکنون در خاک پاکستان قرار دارد.
[18] - caste system سیستم طبقه بندی اجتماعی که برهمنان و یا روحانیون هندو در راس آن قرار می گیرند، و آخرین آنها انسان های خارج از طبقه قرار میگیرند که نجس ها هستند، اینان که دالیت نام دارند، اکثریت جامعه هندو را تشکیل می دهند که مورد ظلم و تعدی بوده و از حقوق یک انسان برخوردار نیستند.
[19] - Atal Bihari Vajpayee نخست وزیر حزب بی جی پی
[20] - جبهه متحد حاکمیت های ائتلافی بود که بعد از ایندراگاندی حزب کنگره، و بعدها BJP به علت نداشت کرسی های لازم در پارلمان هند دچار شدند، و تن به ائتلاف با مخالفان خود دادند، مثل وضعیت کنونی ریاست جمهوری پزشکیان که مجلس دست مخالفان است و باید در این وضعیت کار کند، که بسیار دشوار و چالش برانگیز و ضد شعارهای خود مجبور می شود عمل کند.
[21] - Kargil conflict جنگ کارگیل بین هند و پاکستان رخ داد و آن زمانی بود که سربازان پاکستانی بخشی از بلندهای منطقه کارگیل که در کوران سرمای زمستان خالی شده، و در بهار دوباره پر میشود، را پیش از آمدن سربازان هندی، در فصل گرما به تسخیر خود در آوردند و هند مجبور شد برای کسب دوباره این بلندیها تن به یک نبرد دهد، که موفقیت آمیز بود و هندی ها مواضع خود را پس گرفتند و غرور ملی هند را باز گرداندند
[22] - Kodipakam Neelameghacharya Govindacharya متولد 1943، او که پیش از این با نام راشتریا سوایامسواک سنگ پراچاراک شناخته میشد، فعال محیط زیست، فعال اجتماعی، فعال سیاسی و متفکر بود. او با حزب بهاراتیا جاناتا مرتبط بود، اما اکنون به همان اندازه که منتقد کنگره ملی هند است، منتقد سرسخت حزب BJP نیز میباشد. در سال ۱۹۸۸ به عضویت حزب BJP درآمد و برای مدتی تا سال ۲۰۰۰ به عنوان دبیرکل آن خدمت کرد. او به اصرار نخست وزیر واجپایی مجبور به ترک BJP شد، زیرا گفته بود که ادوانی حرف آخر را میزند در حالی که نخست وزیر فقط یک نقاب بیش نیست. او اصرار داشت که این بیانیه به اشتباه به او نسبت داده شده است. اما واجپایی که تحت تأثیر این شفافسازی قرار نگرفته بود، معتقد بود که چه نقل قول معتبر باشد چه نباشد، به وجهه حزب آسیب وارد شده است
[23] - Hindutva یا هندو بودن، فلسفه و فرهنگ مد نظر گروه های راستگرایی همچون آر.اس.اس است که معتقدند هند سرزمین هندوهاست، و مذاهب غیر هندی، بیگانه و متجاوز و تهاجم فرهنگی محسوب شده، و پیروان آن مذاهب باید به مذهب هندو باز گردند.
[24] - سال 2014 با پیروزی حزب BJP موفق به تشکیل دولت شد و از ائتلاف های گسترده دور شد، اینکه می توانستند از جمهوری هندو سخن گویند. Hindu raj جمهوری هندو، جمهوری اسلامی، جمهوری یهود و... بر مبنای مذهب، یک نظام جمهوری را با نیم نگاهی به دخالت دادن مومنان در امور خود، به وجود آمده است، که بنیانهای مذهبی هر کدام، این اجازه را به حاکمان نمی دهد تا جمهوری واقعی داشته باشند، بلکه پوسته ایی از نظام جمهوری با تاکید بر مبانی دینی شکل می دهند.
[25] - دولت مودی چه در زمان حاکمیت بر ایالت کجرات، و چه اکنون که دولت ملی و مرکزی را در اختیار دارد همواره با سرمایه داران بزرگ از در دوستی و رفاقت در آمده و این رفاقت در قدرت گیری او بسیار موثر بود از این رو منافع مردم به پای این ترجیح قربانی شد، در این رویه بین ارتباط ترامپ و صاحبان سرمایه و مودی و صاحبان سرمایه در هند می توان همپوشی و روند یکسان دید. این در حالی است که نظام هند یک پایه سوسیالیسم دارد، که ثروت را بین مردم تقسیم می کند، و BJP به رهبری واجپایی و اکنون مودی به رغم این ظرفیت قانون اساسی هند، آن را به سمت سرمایه داری برده است و نظام سرمایه داری غربی غلبه یافته است.
[26] - Mohan Bhagwat متولد 1950، ششمین و رهبر فعلی سازمان RSS می باشد او از سال 2009 تا کنون در این سمت قرار دارد.


