نعمت دردهای بی درمان

ای دردهای بی درمان!

 مرا دریابید و رهایم نکنید
و با من بمانید و
 قرین زندگی ام باشید
دلی زنده می خواهم
و در پرتو درد است که دل زنده خواهد ماند
درمان نمی خواهم که درمان، بی دردی خواهد آورد و غفلت

 

+   نوشته شده در شنبه یازدهم بهمن 1393ساعت 11:54 AM توسط سید مصطفی مصطفوی

نظرات (0)

هنوز نظری ثبت نشده است

نظر خود را اضافه کنید.

  1. ثبت نظر به عنوان مهمان.
پیوست ها (0 / 3)
Share Your Location
عبارت تصویر زیر را بازنویسی کنید. واضح نیست؟

دیدگاه

چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.

کامنت ها

#اندکی_درنگ : دانته، اهالی دوزخ را افرادی توصیف می‌کند که آرزوی بسیار در دل دارند اما امید نه. دانت...
در مورد برده‌داری چه می‌گویید؟ شیخ عبدالحسین خسروپناه در نامه‌ای به دکتر ایرج فاضل اظهارنگرانی او ر...