کدام را ترجیح می دهی بودن در جماعت ظالمین یا مظلومین؟

 خدایا از ظالمین و ظلم بیزارم؛ که شراره های خشم، نفرت، انزجار، نارضایتی از نابرخورداری از حقوق را در آه مظلومین که در اوج ناتوانی از خلاصی و رفع مظلومیت از خود بروز می دهند، را می توانم در فریاد و اشک هایشان ببینم و حس کنم؛ که اگر همچون تویی با همان خصوصیات که در قرآن و تعالیم محمدی (ص) و علوی (ع)برشمرده شده، وجود داشته باشی و در جایگاه عدلت به کمین گاه شان نشسته باشی، در آن صورت وای بر آنان. 

که البته که نشسته یی و به قول امروزی ها بر منکرش لعنت؛ که اگر نبودی دل ها از تنگی ناشی از وجود ظلم و مظلومیتِ مظلوم می ترکیدند، که حساب برخی اعمال ظالمین را حتی توان محاسبه در دستگاه ریاضی این دنیایی هم نیست، چه طور این دنیا گنجایش سیاست آنرا باید داشته باشد؟!. به همین دلیل اگر روزی مخیر به حضور در جماعت ظالمین و یا مظلومین گردم، گرچه جماعت مظلومین را جماعت پایمال شده ها، محروم ها، غمناکین، نابرخوردارها، مستضعفین و... می بینم ولی این جماعت را به جماعت ظالمین مغرور و بی مهابا، برخوردار و توانمند، پررو و بی حیا، خودپسند و لجام گسیخته، خود بزرگ بین و فخر فروش و بی آبرو، بی هنر و قدرتمند، ذلیل کننده و به بندکشنده،  استثمارگر و غارت گر، خود محور و ناحق، بی رحم و مختار و... ترجیح می دهم. 
گرچه سعی بر این است ولی اکنون که راه بینابینی در توان و تصورم
 نیست، لذا اگر چه ظلم پذیری و یا بودن در جماعت مظلومین را نکوهیده و ناپسند و دور از شان خود می دانم و آنرا هم نوعی فرومایگی، اما هرگز به بودن در جماعت ظالمین برخوردار هم اشتیاقی ندارم.  خدایا هیچ گاه زمینه بودن در چنین موقعیتی را فراهم مفرما.


+ نوشته شده توسط سید مصطفی مصطفوی در 9:27 AM | پنجشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1393 

دیدگاه

چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.