نمی خواهم ازدستت بدهم چراکه از آخرین داشته هایم هستی
پروردگارا! ای ایزد یکتا و بی همتای من!
ای تنها معبودِ قابل ستایشم!
در بازار مکاره پر گرد و خاکِ داغِ دروغ و تزویر،
در حال ذوب شدنم،
مثل یک قالب یخ، در میان آفتاب داغ.
در مقابل چشمانم، زنده زنده می میرم،
داشته هایم را در این قمارگاه وسوسه ی حیله گران باختم،
و اکنون تنها تو ماندی و من،
در حالی که سخت گرفتار و در بند توام،
و تو بهترین مونس و دارایی ام هستی،
نمی خواهم از دستت بدهم،
نمی خواهم بی تو در پوچی ها غرق شوم،
یا خود را حلق آویزِ نداشته هایم کنم،
نمی خواهم پوچ و بی هدف رها شوم،
دیگر نمی خواهم، بیش از این آب شوم،
و در زمین خشک و بی حاصل این سرزمین فرو روم.
یزدان پاک من!
نمی خواهم تو را نیز مثل بسیاری از داشته هایم،
در قمارگاه این و آن ببازم،
در این خزان عشق و آگاهی،
در این سکوت سرد و گمراهی،
نمی خواهم از تو نیز جدا اُفتم.
که تو از آخرین داشته هایم هستی،
- توضیحات
- زیر مجموعه: مطالب نویسنده
- دسته: سخنی با نگارین حق مطلق
- تاریخ ایجاد در 21 دی 1396
- بازدید: 4906
This comment was minimized by the moderator on the site
مریم
This comment was minimized by the moderator on the site
احمد
This comment was minimized by the moderator on the site
احمد
This comment was minimized by the moderator on the site
مریم
هنوز نظری ثبت نشده است


