این مشیت خداوند است و یا نتیجه کردار ما ؟!!

 خداوند در آیه شصت و پنج سوره انعام می فرماید :

(ای رسول ما) بگو : او تواناست كه از بالاى سرتان يا از زير پاهايتان عذابى بر شما برانگيزد ، يا شما را گروه گروه و حزب حزب به جان هم اندازد ، [تا وضعتان به اختلافات سنگين و كينه‏هاى سخت بيانجامد ،] و مزه تلخ جنگ و خونريزى را به هر گروه شما به وسيله گروه ديگر بچشاند ؛ با تأمل بنگر چگونه آيات خود را به صورت‏هاى گوناگون بيان مى‏كنيم تا بفهمند .«65»

انگار امروزه به واسطه تسلط هوای نفس بر ما و اعمال و کردار مان، شامل همین آیه شریفه شده ایم و خداوند به واسطه همین اعمال و کردار ما را " گروه گروه و حزب حزب" کرده و "به جان هم انداخته" تا " مزه تلخ جنگ و خونريزى را به هر گروه" از ما "به وسيله گروه ديگر بچشاند." امروز اهل سنت در مقابل شیعه علم می شود و اعراب در مقابل ایران علم می شوند و در داخل هم ما علیه یکدیگر علم شده ایم تا این آیه تحقق تحقق عینی پیدا کند. وقتی ما "به ریسمان خداوند چنگ نمی زنیم" و "متفرقیم" باید نیروهای ما توسط همدیگر تحلیل رود تا غیر مسلمانان بر ما حاکم شوند. وقتی ما قدرت تحمل یکدیگر را نداریم این می شود وضع ما که از نابودی همدیگر خوشحال شویم و بر ضعف همدیگر کوشا باشیم. در حالی که اگر بفهمیم این یک نوع عذاب خداوندی است که خداوند در سوره انعام وعده آن را از طریق نبی (ص) خود به انسان ها داده و رسول اکرم (ص) امر به ابلاغ آن شده است. اما اگر چه به نوعی جبر در این وضعیت باید اعتقاد داشت، ولی بیشتر خداوند به انسان اختیار داده است که وضعیت خود را تغییر دهد. پس باید این وضعیت جبری را تغییر داد و راه تغییر آن نیز قبول نحله های فکری و مذهبی دیگر است و در عین قبول وجود آنها را تحمل کرد تا شرایط رفع این عذاب خداوندی به وجود آید  و بیش از این به دست یکدیگر خنثی و نابود نشویم.

 خداوندا دست ها و افکاری که مانع می شود که مسلمانان و شیعیان و ایرانیان در کنار هم به خوبی و در صلح زندگی کنند را قطع فرما تا این عذاب وعده داده شده از ما برداشته شود و در کنار هم حال و آینده ای مناسب و در شان خود و فرزندانمان بسازیم. تا شرمنده شهدا و امام شهدا (ره) از گذشتگان و فرزندان  مان به خاطر وضعیتی که برای شان رقم زده ایم ، نباشیم.

+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت 23:15 شماره پست: 164

دیدگاه

چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.