شرمت باد ای دیکتاتور

طی دور روز گذشته که به مصاحبه تاتر وار رسانه های کشورهای غربی با دیکتاتور لیبی آقای معمر قذافی که نگاه می کردم دیدم این فرد بی شرم مرتب از واژه "شعب لیبی" (مردم لیبی) یاد می کند و این واژه شاه بیت سخنانش شده بود و در حالی که به کشتن مردم کشورش در همان حال شدیدا اقدام کرده بود  و تمامی امکانات ارتش اعم هوایی و دریایی و زمینی را که باید از آب و خاک کشورش دفاع نمایند را علیه مردم کشورش استفاده کرده است باز با بی شرمی تمام از مردم لیبی سخن می گوید. انگار این دیکتاتورهای خود خواه رسمشان این است که خواسته های خود را از زبان مردم خود بیان کنند. مثلا او می گفت که مردم لیبی به من عشق می ورزند در حالی که او خود تنها به خودش عشق می ورزد و تمامیت خواهی نیز نتیجه همین خود خواهی وی می باشد ولی به دروغ از عشق مردم لیبی به خود سخن می گوید. دروغ گفتن آن هم از نوع اشکارش نیز در این مصاحبه مشهود بود در حالی که لیبی در انقلاب کامل قرار دارد او از آرامش اوضاع سخن می گوید و انگار هیچ اتفاقی در این سرزمین در حال رخ دادن نیست. او خودش را به بی راهه می زند و دورغ های بزرگ می گوید گویا دیکتاتور ها با دورغ عجین هستند و اساس کار وسیاست شان دروغ است. انسان می ماند اینان در محضر چه مکتبی درس تزویر را خوانده اند که این چنین بی مهابا تمامی ارزش های انسانی را به فراموشی گذاشته اند و به راحتی دروغ های بزرگ می گویند بدون این که رنگ چهره اشان عوض شود و... ننگ بر این انسانیت شما  که این چه انسانیتی است. ننگ بر تزویر و دروغ تان. شرمتان باد ای دیکتاتورها - لعنت خداوند و بندگانش بر خوب هایتان هرچند تصور وجود دیکتاتور خوب مشکل است.

 این را نیز نباید فراموش کرد که افرادی مثل قذافی ابتدا جزو رهبران پیشرو عربی بودند و خیلی ادعاها داشتند و خود را انقلابی می دانستند و... اما می گویند قدرت بدون نظارت فساد آور است و همین قذافی نمونه آن است و این میراث بشری و تجربه طولانی انسانی است که قدرت باید تحت کنترل و قدرتمندان تحت نظارت باشند وگرنه از یک ناجی به یک مستبد تبدیل می شوند که حتی برای ادامه قدرت خود و حفظ سلطه حاضرند ملت های خود را هم بمباران نمایند و وای به روزی که قذافی که هیچ جایی در جهان ندارد در تنگنا قرار گیرد در آن صورت احتمال قتل عام یک ملت توسط یک دیکتاتور هم متصور است. این نوع رهبران که نه نظارتی برخود دارند و نه فردی را یارای نظارت بر اعمالشان است کم کم از مدار انسانی خارج می شوند و خود را مادام العمر حاکم کرده و هیچ قانون یا عرفی را و یا شرعی را بنده نخواهند بود. 

+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم اسفند ۱۳۸۹ ساعت 12:26 شماره پست: 80

نظرات (0)

There are no comments posted here yet

نظر خود را اضافه کنید.

  1. Posting comment as a guest.
پیوست ها (0 / 3)
Share Your Location
عبارت تصویر زیر را بازنویسی کنید. واضح نیست؟

دیدگاه

چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.

کامنت ها

یاد آن رادمرد بزرگ بخیر امروز ۳۰ دیماه، سالروز وفات مر...
تابلو "نه شرقی نه غربی" دیگر بی مصرف است آن را بفرستید بر...