دِگرباره دلم آتش گِرفتَه‌ست    

رها کن تا بگیرد، خُوش گرفته‌ست!

 

تو بُگذار این بِسوزد، وآن بسوزد،

زِ خاکستر ققنوس پَر گرفته‌ست

 

تو بُگذار تا که این توفان بِغُرَد،

بر این دریا، موج، از سر گرفته‌ست

 

بر این توفانِ بی‌هنگام و بَر کَن،

نِگَه ‌کن، زآن که شَط را خون گرفته‌ست!

 

تو از پرواز امیدِ فِراغَت،

جهان را بین بلا، در بَر گرفته‌ست،

 

گَهی رقصان میان مستی عشق،

گهی با منطق اندیشه را از سر گرفته‌ست،

 

به تاراجَم بَرَد آزُردِگی‌های رُخِ دوست،

گهی امید، کور سویی ز نور از سر گرفته‌ست،

 

رُبود دام بلا، دریای امیدم به رُفتَن،

رقیبم جام در دست، آشکارا فتنه را از سر گرفته‌ست

 

گهی مسموم عشقُ، گاه من، در منطق آلوده،

در این بیدادگاه، بین خسته را، ذوق غزل از سر گرفته‌ست

 

شاهرود - سه شنبه 21 امرداد 1404 برابر با 12 آگوست 2025

دیدگاه

چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.

نظرات کاربران

یرواند آبراهامیان تاریخ نگار ارمنی و پژوهشگر تاریخ معاصر ایران: "درخواست بعضی معترضان برای کمک خارج...
- یک نظر اضافه کرد در بارَکْنا حَوْلَهُ؟! خدایا! از ...
خبرگزاری دانشجو: نتانیاهو: چشم اندازی در نظر داریم به عنوان یک سامانه کامل، در واقع یک شش ضلعی از ائ...