The Latest

امام صادق (ع) ضرورت سه نوع معرفت را که با مهمترین معرفت یعنی معرفت به کردگار عالم آغاز می شود این طور به شاگرد خاصش بیان می فرمایند که در ابتدا ضرورت معرفت نسبت به خداوند است که سرچشمه تمام معرفت هاست و از معرفت نسبت خداوند است که معرفت نسبت به رسولش (ص) حاصل می شود و از ناحیه معرفت نسبت به رسالت است که معرفت نسبت به حجت خدا و امام معصوم (ع) حاصل می شود در صورت عدم این معرفت است که در دین انسان خلل ایجاد می شود و از ضلالت پیشه گان که در سوره حمد از خداوند می خواهیم که از آنها نباشیم٫ خواهیم بود.

اللهم عرفني نفسک فانک ان لم تعرفني نفسک لم اعرف نبيک. اللّهم عرفني نبيک فانک ان لم تعرفني نبيک لم اعرف حجتک. اللهم عرفني حجتک فانک ان لم تعرّفني حجتک ضللت عن ديني؛

پروردگارا! خود را به من بشناسان که اگر خود را به من نشناساني، نميتوانم پيغمبرت را بشناسم.پروردگارا! پيغمبرت را به من بشناسان که اگر پيغمبرت را به من نشناساني، نميتوانم حجت تو را بشناسم. پروردگارا! حجت خود را به من بشناسان، که اگر حجت خود را به من نشناساني، دين خود را از دست ميدهم، و گمراه خواهم شد".

وقتی این معرفت در انسان حاصل شود دیگر نوع پیروی انسان از خدا و رسول و حجت خدا از نوع "اطاعت" نیست و این "تبعیت" است که معنی خواهد یافت. این دیگر سرسپردگی نیست دل سپردگی است. که شاعر می فرماید "او سرسپرده می خواست-من دل سپرده بودم."

در حالت تبعیت دیگر اعتراض وجود ندارد تنها بندگان خداوند می تواند سوال مطرح کنند و از چرایی چیزی بپرسند و مکلف به تبعیت محض از معصوم می شوند. یعنی انسان ها در مقابل دستور خدا و در سلسله ی بعدی انبیا (ص) و در سلسله آخر حجت خدا (عج) باید تبعیت نمایند ولی حق سوال همواره برای انسان وجود داشته و دارد و سوال در مقام علم است و نه اعتراض و می توان حتی از صاحبان وحی و رسالت پرسید و بی چون که نمی دانم ولی بی چرایی حتی در اینجا هم معنی ندارد و حق سوال برای انسان همواره باقی است.

در ذیل مقام معصوم (ع) که دیگر مصونیت از خطا و اشتباه وجود خارجی ندارد و دایره معصومیت برداشته می شود دیگر شرایط تغییر کرده و انسان کاملا در مقام پاسخگویی اعمال خود قرار می گیرد و دیگر نمی تواند بگوید که من مثلا به دستور رسول خدا و یا حجت خدا عمل کرده ام در اینجا این رسول باطن است که نقش اصلی را داشته و باید حق را از باطل تشخیص دهد و به تکلیف خود عمل نماید و در مقام پاسخگویی اعمال خود در آخرت بر آید لذا در این شرایط علاوه بر سوال (پاسخگویی) در صورت یافتن راه کج اعتراض هم کاملا مجاز بوده و در صورت علم به خطا نصیحت و اعتراض می تواند انجام گیرد.

همانگونه که دیده می شود همچون توحید که در اصول دین در بالاترین درجه قرار دارد و دیگر اصول در ذیل آن تعریف و قابل فهم خواهند بود و وجود خواهند یافت در اینجا هم معرفت خداوند در بالاترین درجه قرار دارد و با معرفت به خداوند معرفت به دیگر موارد وجود یافته و معنی می یابند.

 این است که به این رسیده ام که توحید و معرفت الهی بالاترین هدف انسان است که اگر این حاصل نشود دیگر موارد بی مورد و بی معنی است و در سایه توحید است که دیگر ضروریات معنی پیدا می کنند و الا بدون توحید نبوت به چه معنی خواهد بود و یا اماممت که در ذیل آن می آید؟. این ها همه ارزش خود را از توحید و خدا می گیرند و لذا خدایا معرفت خودت را به ما بنمایان که این سرچشمه همه خوبی ها خواهد بود و اگر فقر در شناخت خداوند باشد دیگر همچون بیدی خواهیم بود در مسیر باد دکان داران این بازار خواهیم بود که با سحری ما را به هر سو خواهند برد و از طریق ورود به احساسات انسانی ما انسان را به تباهی و حتی کفر در قالب دین خواهند برد بدون این که خود متوجه باشیم لذا باید خانه را در بنیانش محکم کرد که بدون استحکام پایه آنچه در فوق آن بنا می شود بر سنگینی آن خواهد افزود و به ویرانیش سرعت خواهد بخشید خدایا معرفت خود را به ما ارزانی دار تا ملعبه دکان داران عرصه دین نشویم و بتوانیم با استفاده از رسول باطن (عقل) و آنچه به عنوان مکمل در قرآن و سنت به عنوان میزان داده ای راه خود را به سوی سعادت و رضای تو که در شناخت تو میسور است دست یابیم. آمین رب العالمین  

+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم آذر ۱۳۹۱ ساعت 18:48 شماره پست: 217

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

اس ام اس جالبی از معلمی عزیز برایم رسید که خیلی برایم جالب و آموزنده بود :

آخر پاییز که می شود همه از شمردن جوجه ها دم می زنند، قبل از خواب امشب بشمار تعداد دل هایی که بدست آوردی. تعداد اشک هایی که از سر شوق ریختی، فصل زردی بود تو چقدر سبز بودی؟ جوجه ها را بعدا می شماریم.  

واقعا فرصت عمر فرصت سبز زیستن است، خدایا در سبز بودن به ما کمک کن خدایا کمک کن آنچنان باشیم که باید. 

+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم آذر ۱۳۹۱ ساعت 13:24 شماره پست: 215

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

مرگ یکی از قابل پیش بینی ترین قطعی ترین حقایق این جهان است ولی از خصوصیات انسان است که وقتی حقیقتی برایش روشن شد دیگر نسبت به آن بی تفاوت تر از گذشته می شود در مقایسه با موقعی که آن را نمی دانست و برایش مبهم بود٫ کمتر نسبت به آن توجه نشان می دهد. انگار ما انسان ها برای بازکردن بسته های بسته آمده ایم و وقتی بسته ای باز شد دیگر برایمان ارشی ندارد. ولی مرگ بسته باز شده ای است که بسیار مهم است لحظه انتقال از نشعه ای به نشعه ای دیگر است که به لحظه ای مهم تشبیه شده است مثل تولد که از جهانی تنگ به جهانی وسیع٫ کودکی پای می گذارد. خدایا این لحظه حساس را بر ما مبارک گردان لحظه ای که به یقین خواهد آمد و در آن تردیدی وجود ندارد و بر فقیر و غنی - قوی و ضعیف - عالم و نادان - پرهیزکار و فاسد و... خواهد گذشت. چه بزرگ ارتشداران و چه بزرگ ارتش و سپاه داران که در این لحظه بر ضعف خود مطلع شده و خواهند شد و لذا تنها باید تلاش کرد که مقدمات این لحظه را طوری مهیا نمود که وقتی بر عقبه خود نگاه می کنی با دنیایی از کثافت و زشتی مواجه نشوی و اگر فرصتی برای نگاه به عقب یافتی با دنیایی از محبت و دوستی درستکاری مواجه شوی تا به راحتی با عقبه خود خداحافظی کنی.

انسان وقتی به برخی از هم نوع های خود که نگاه می کند می بیند که چه کارهای زشت و ناپسند و غیر قابل جبرانی انجام داده اند که نسلی را تباه کرده اند. ظلم هایی که قابل بخشش نیست٫ خدا به دادشان برسد که از عقبه مرگ بگذرند.خدایا اگر چه برای بازماندگان تشیع پیکر انسان انتقال یافته اوج احساس و درد است ولی برای انتقال یافته تشیع روح است که سخت و مملو از احساس و شاید درد است پس خدایا بیشتر در برابر انسان های بازمانده به روح انتقال یافته کمک کن تا از این گردنه دشوار بگذرد و با گریه ای سمبولیک وارد دنیایی شود که در انتظار اوست  که در مقیاس حداقلی به وسعت نسل های درگذشته ی انسانیت است که باید بیایند و ماوای خود را بیابند و به قدر اعمال خود (خوب و بد) آن را ساخته اند.

 

 

+ نوشته شده در شنبه یازدهم آذر ۱۳۹۱ ساعت 16:42 شماره پست: 213

 

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

حسین بن علی (ع) حماسه ای آفرید که تاریخ ساز شد. جنگ های زیادی در این جهان به وجود آمده است که جنایات زیادی در خلال این جنگ ها آفریده شده است که دلخراش و قلب انسان را به درد می آورد ولی حماسه عاشورای سال ۶۱ هجری مشخصاتی دارد که آن را منحصر به فرد می کند و در دیگر جنایات جنگی شاید دیده نشده که همچون عاشورا بتواند به زلالی آب و پاکی نور خورشید از لابه لای تاریخ بشر بدرخشد. انسان از شور حسینی (ع) در این ایام به وجد می آید که چگونه انسان های بی شماری یا به تمنای خواسته ای و یا از زلال روحی پاک از این دریای خروشان بهره می برند.

 او (ع) نیز همچون خداوند که در قرآن انسان ها و مومنین را خطاب مخصوص می فرمود٬ همه ما را و شامیان را و کوفیان را سران قبایل را٬ بزرگان دین را٬ لشکریان را٬ بزرگ ارتش و سپاه داران را و... را مورد خطاب خاص قرار داد تا بدانیم و از خود بپرسیم که چه می کنیم. عاشورا ایمان عملی و نشان دادن عملی چگونه مومن بودن و به خلق خدا دلسوز بودن است. حسین (ع) تمام دغدغه اش هدایت طرف مقابلش بود و در این راه از هیچ کاری فروگذار نبود. او آمده بود تا در مصافی بزرگ تمام تلاش و سعی خود را بکند و هر آنچه در چنته دارد را روی دایره کربلا بریزد شاید امت جدش (ص) را از انحرافی که در دین ایجاد شده بود آگاه نماید و همین کار را کرد و در بعد از ظهر عاشورا دیگر حسین (ع) چیزی برای بر دایره ریختن نداشت و همه چیزش را باخته بود تا بردی بزرگ را در پیشگاه خدا و خلق خدا رقم بزند و زد و ماندگار شد و شد آنچه لایق اش بود و همچون نفس مطمئنه ایی ارجعی الی ربک راضیه مرضیه داشت و چه زیبا بود این نقشی که او بر قالی اسلام زد که تار و پودش را ایمان ٬ اخلاص ٬ ایثار ٬ شهادت ٬ رحم و شفقت٬ دلسوزی٬ شجاعت و... تشکیل می داد.

 خدایا تو را به خون های ریخته شده تاریخ بشریت که مظلومانه و به ناحق بر زمین ریخته شده است قسم که ما را هم مشمول رحمت خود فرمایی که به غیر از تو امیدی نیست و فریاد رسی نشاید.

+ نوشته شده در دوشنبه ششم آذر ۱۳۹۱ ساعت 13:48 شماره پست: 208

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم آبان ۱۳۹۱ ساعت 9:45 شماره پست: 206

اس ام اس جالبی از دوستی برایم رسید که تکان دهنده و مملو از معرفت است و هوشیار می کند و از خواب می پراند انسان را و رسوا می کند آنان را که این روز را به وسیله ای برای غفلت بندگان خدا و کسب منافع اشان تبدیل کرده اند و به خماری می برند با شور  و از شعور فارغ می کنند انسان ها را و دست آخر این که هر چه می کشم از دوست می کشم.

"عاشورا روز بالیدن است نه نالیدن

بساطش آموزه است نه موزه

تمرین خوب نگریستن است نه خوب گریستن

نماد شعور مذهب است نه شور مذهب

منتظران مهدی به هوش باشید که حسین را منتظرانش کشتند."

اس ام اس جالب دیگر این که :

امام حسین کشتی نجات است و پیام عاشورا رهایی و مبارزه با خرافه گرایی ٫ ریا ٫ عوام فریبی ٫ دروغ ٫... و احیا دین رسول خاتم است.

اس ام اس جالب دیگری این که :

پرسیدم از هلال ماه که چرا قامتت خم است ؟!! آهی کشید و ماه محرم است گفتم چیست محرم ؟ به ناله گفت ماه عزای اشرف اولاد آدم است. 

اس ام اس دیگر این که :

 

وقتی غدیر فراموش شود محرم به پا می شود و محرم عزای نادیده گرفتن غدیر است و چه کوتاه است فاصله بالا رفتن دست علی در ظهر غدیر تا بالا رفتن سر حسین در ظهر عاشورا.  {jcomments on}

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

گاهی افرادی مرگ را کریه ترین چهره زندگی و پایانی دهشت انگیز بر آن می دانند و از وقوعش وحشت دارند و البته بسیاری از ما در این نگاه یکسانیم ولی وقتی مقداری معرفت و شناخت انسان افرایش می یابد و با دیدی عمیق تر به پدیده ها نظر می اندازد به جایی می رسد که برای او دیگر مرگ هم به سان زیبایی گلی در زندگیست و این پدیده وحشتناک و دهشت انگیز و... به آرزویی تبدیل می شود که به سعادتی ختم می گردد و یا به خلاصی و یا وصالی.

به عنوان مثال این روزها پاییز مقدمه مرگ (البته موقت) طبیعت است و قاعدتا باید عزا گرفت چون زمستانی در پس آن است ولی چون نیک بنگری پاییز هم اگرچه طلیعه دار سمبلیک زمستانی سرد و خشن است ولی باز بسیار زیباست پس چون مقدمه زیبایی است در نتیجه خود هم زیبا خواهد بود. شاهد مثال آن در ادبیات فارسی ببنیم که پاییز با چه زیبایی هایی تصویر شده است و این همان نگاه دیگر است به پدیده ها.

باید گفت همان گونه که در کلام خداوند هم آمده است ممکن است شما چیزی را خوش داشته باشید ولی به صلاح شما نباشد و چه بسا از چیزی کراهت داشته باشید و آن به سود شما باشد. 

وعسی ان تکرهو ا شیئا و هو خیر لکم و عسی ان تحبوا شیئا و هو شر لکم و الله یعلم و انتم لا تعلمون . ( سوره بقره آیه 216 ) که چه بسیار چیزهایی را که شما کراهت دارید و خیر شما در اوست و چه بسیار چیزهایی را که دوست دارید و شر شما در آن است و خداوند است که می داند وشما نمی دانید .

پس اگر چه این خود ماییم که برای خود هر چیز را رقم می زنیم ولی باید گفت که هر چه خداوند تقدیر نماید خیر است زیرا که او همچون بندگانش نیستت. نه بد کسی را می خواهد و نه در حق بنده ی خود بخل می ورزد پس خداوندا تقدیر نما هر آنچه به آن رضایت داری ولی بر ما سخت مگیر که امتحان را خوب نخواهیم گذراند و این نتیجه قبل از امتحان برایمان روشن است و...

سعدی (ره) می فرماید :

گــر بنــوازی به لــطف ور بــگــدازی بـــه قهـــر

حکــم تــو بــر مــن روان زجــر تو بر من رواست

  راستی پاییز چه زیباست 

+ نوشته شده در جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱ ساعت 11:47 شماره پست: 196

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

 در سال ۱۳۵۹ در چنین روزهایی التهاب شروع جنگی را داشتیم که معلوم نبود چقدر ادامه می یابد و یا در شرایط آنروز و بعد از پیروزی انقلاب و به هم ریختگی کشور و... چه نتایجی را به دنبال خواهد داشت ولی آنچه مسلم بود این بود که این نبردی اجتناب ناپذیر و حمله ای است که از سوی یک دیوانه زنجیری به اسم "صدام حسین" برنامه ریزی شده بود و دیگر نه گریزی از آن بود و نه می توانستیم به راحتی با آن مقابله کنیم این جنگ خسارت بار که ایران و عراق را به ویرانه ای جنگ زده تبدیل کرد زور آزمایی نابرابری بود که هشت سال تمام طول کشید و تنها با مالیدن پوزه حزب بعث به خاک بود که به پایان رسید و دیوانه ای مثل صدام مجبور به پذیرش پایان آن شد. این جنگ خسارت بار برای ما دفاع مقدس مردمی بود که در شرایط نا متوازن بعد از انقلاب مجبور شد روزگار بعد از پیروزی انقلاب خود را با جنگ آغاز نماید تا فرصتی برای چشیدن شهد پیروزی انقلاب خود را نداشته باشد. آنان نتوانستند فرصت و توان خود را برای به اجرا در آوردن شعار های انقلاب خود را به دست آورند و صحنه مهر و عطوفت بعد از پیروزی انقلاب به صحنه های دلخراش جنگ و خون و شهادت تبدیل شد تا بسیاری از فرزندان برومند این ملت که بعد از پیروزی انقلاب باید به سروسامان دادن کشور توان بگذارند به عرصه ای ناچار وارد شوند که کشتن و کشته شدن آن خسارت بود آن طرف مردم شیعه و برادر عراق و این طرف هم که معلوم است نیروهایی که باید مکمل همدیگر باشند امروز در مقابل هم قرار داده شده بودند تا همدیگر را خنثی کنند و سودش به جیب وهابیت و یا مزدوران اماراتی برود که ثروت بیندوزند و در کنار ویرانه های عراق و ایران کاخ هاو برج های خود را بسازند. این بود که البته این جنگ تحمیلی که از نعم خداوند بود خسارت هایی را داشت که جبران آن الحق و و الانصاف دامن این ملت را تا قرن ها رها نخواهد کرد. یکی از خسارت های این جنگ بزرگ شدن اندام نظامی کشورمان بود که بودجه هنگفتی از کشور را سال های سال خواهد بلعید. اگرچه سیستم نظامی کشور به اندازه کافی در زمان رژیم گذشته فربه شده بود لیکن اقتضائات جنگ تحمیلی باعث شد تا یک ارتش کشور به دو ارتش تبدیل شود و همه می دانند که داشتن و اداره چنین سیستم نظامی عریض و طویلی چه هزینه هایی را برای ملت ایران داشته و خواهد داشت. شاید یکی از دلایل غرب و شرق برای تحمیل این جنگ به ما بردن کشور به سوی نظامی گری بود تا انقلاب کلام و انقلاب اسلامی ما را به سمت نظامی شدن پیش ببرند و نیروهای سیاسی فرهنگی و اجتماعی و علمی و اقتصادی این کشور را مستهلک نمایند و یا به سمت جنگ هدایت نمایند و البته ما هم به صورت اجتناب ناپذیری به این دام هم افتادیم و آنان در این هدف موفق هم شدند. دومین خسارت آن حاکم شدن فضای جنگ و نظامی گری در فرهنگ سیاسی و اجتماعی و اقتصادی این کشور بود تا جایی که امروز هم بعد از سال ها که از پایان این جنگ می گذرد اقتصادی ترین فرد کشور و رییس کل بانک مرکزی جناب آقای بهمنی وقتی برای کنترل بازار ارز و سکه (که ملتهب شده است) می خواهد راهکار بدهد از "بمباران بارزار ارز وسکه" سخن می گوید او کسی است که باید اقتصادی حرف بزند ولی می بینیم که کاملا نظامی حرف می زند و خسارت حاکم شدن تفکر جنگی بر اقتصاد همه می دانند که چقدر خسارت بار و غیر نرمال خواهد بود این فضا در موضوعات فرهنگی هم دیده می شود و هم چنین در عرصه علم و... این ها خسارت هایی است که تحمیل کنندگان این جنگ بر کشور ما تحمیل کردند و حالا حالاها باید خسارت آن را داد. اگر چه نعمت های جنگ تحمیلی را نمی توان نادیده گرفت که امام خمینی (ره) با راهبری های داعیانه خود بسیاری از خسارت ها را به فرصت تبدیل کرد ولی خسارت جنگ در حدی بالاست که فقط زمان است که می تواند به زدایش و از بین بردن آن می تواند اقدام نماید و کار فرد و یک نسل نیست که تمامی آن را از صحنه کشور بزداید.

خلاصه جنگی که دیوانه زنجیری و رهبر مغرور عرب آغاز کرد باعث شد که کشور ما توان خود را به سمت دفع تجاوز معطوف دارد و الحق و انصاف که با مدیریت آن موقع کشور این جنگ طوری مدیریت شد که کمترین اثر را روی زندگی مردم داشته باشد و شرایط مردم در آن شرایط خیلی خوب در بالاترین وضعیت ممکن حفظ شد به طوری که برخی از مردم حتی کمتر حس می کردند که در گوشه غرب و جنوب کشور در حال نبرد جدی با غول غرب و شرق هستیم و البته برخی هم بسیار در این مهلکه دخیل بودند و از جان و مال دریغ نکردند و تمام بار جنگ را بر دوش های مبارک خود کشیدند و نگذاشتند جدا شدن خاک ایران دوباره اتفاق افتد کاری که در مورد جدایی "هرات" و الحاق آن به افغانستان و جدایی "بحرین" و جدایی منطقه "قفقاز" به راحتی قبلا اتفاق افتاده بود و شاید اگر امام (ره) و ارتش مجهز کشور (که از رژیم گذشته به جای مانده بود و علیرغم خسارت های ناشی از انقلاب همچنان باز دارنده دشمن و بود) و نهایتا اگر مردم حضور قوی نمی داشتند جدایی دیگری را ایران ما تجربه می کرد که سر افکندگی آن در تاریخ انقلاب می ماند و جبران ناپذیر ولی خدا نخواست و شرایط دفاع از کشور با همه کاستی ها و بی تجربه گی ها و... فراهم شد و امروز ما می توانیم با غرور مدعی شویم که نسل ما نگذاشت وجبی از خاک کشور از دست برود هر چند هزینه های گزافی پرداخته شد ولی می ارزید و متجاوزان آینده باید بدانند ممکن است پوزه آنان نیز به خاک مالیده شود و این جنگ مقدس هشت ساله کشور را تا سال ها از حیث تجاوز بیمه کرد و اگر راهبران کشور - کشور را به شرایط ضعف نبرند حالا حالاها فردی جرات حمله مجدد به کشورمان را نخواهد داشت انشا الله

در این جا باید این حماسه بزرگ ملی را به تمام حماسه سازان با اخلاص این نبرد هشت ساله در ارتش و سپاه و بسیج مردمی تبریک گفت و به روح تمامی جانباختگان این نبرد مقدس دفاع از میهن دورود فرستاد و از خداوند منان خواست که روح آنان را با روح شهدای اسلام محشور نماید. خداوند طلایه دار این حرکت عظیم دفاعی و روح خدا حضرت امام خمینی (ره) را با انبیا و صالحان مصلحان جهان محشور نماید و از نعمات خداوندی متنعم گرداند که با اخلاص تمام و بدون غرور و هوای نفس ملتی را هدایت کرد و به سرمنزل شرف و غرور هدایت کرد. 

خدایا بازماندگان از این قافله را نیز به راهی هدایت کن که در جمع ظالمان نباشند و عاقبت به خیر شده و با ابرار در آخر محشور و دمخور و همراه باشند.   

+ نوشته شده در شنبه یکم مهر ۱۳۹۱ ساعت 14:29 شماره پست: 192

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

ارتباط ما با آن دنیاییان اگر نگاه ساده ای به این دنیا داشته باشی قطع است ولی در غروب بی خبری و قطع ارتباط ناگهان سیمی نازک وصل می شود و با گذشتگان سخنی می گویی و به روز (آپ تو دیت) با آنان درد دلی  می کنی و گاه حتی رهنمود هم می دهند و... این نشان می دهند که رابطه ما با آنان قطع نبوده و نیست و تنها حجاب هایی که من نمی دانم از جنس چیست (که حتما هم این حجاب ها مادی نیستند) باعث می شوند که این ارتباط قطع و یا مقطع باشد و آنچه مسلم است مرگ این حجاب ها را کاملا بر می دارد و با آنان ارتباط کامل می شود خواب یکی از پدیده هایی است که باعث می شود حجاب ها سست شده و سیم ها وصل شود و مذاکره ای بی واسطه و نزدیک با ارواح گذشتگان برقرار شود و یاد آوری شود که الحاق به آنان به چه سادگی است تنها کافی است از همین مرگ موقت (خواب) بیدار نشوی. خلاصه ظاهرا آنان به ما احاطه بیشتری دارند تا ما به آنها و ظاهرا این آن ها هستند که با مهیا شدن شرایط ما به ما سری می زنند و خبری می گیرند و حالی می دهند و... خدایا در این غروب جمعه آنان را از نعمت های خود متنعم گردان آمین رب العالمین 

+ نوشته شده در جمعه بیست و چهارم شهریور ۱۳۹۱ ساعت 18:4 شماره پست: 191

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

فردا سالروز شهادت ششمین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت حضرت صادق (ع) است او که اگرچه رییس مذهب شیعه است ولی امروز آنقدر مردم را عاشورایی کردیم که کمتر فردی را می یابی که خود را صادقی (ع) بداند بیشتر مردم خود را حسینی (ع) می دانند و یا به این سمت فرا خوانده می شوند ولی نهضت علمی شیعه از پدر بزرگوار ایشان حضرت باقر اوج گرفت و در زمان این بزرگوار به قله رسید و علوم اسلامی را ایشان در فرصتی که بدست آورد به حرکت عظیمی در آورد. اما غربت این امام تنها در این نیست که صادقی (ع) بودن عام نیست بلکه در بقیع نیز این را به عینه حس می کنی در حالی که اسم مبارک ایشان در کتیبه های مسجد النبی شریف می توانی ببینی ولی قبر مبارک ایشان در کنار امام حسن مجتبی و امام محمد باقر و امام  سجاد با مظلومیت تمام بدون هیچ گونه رسیدگی قرار دارند و خشونت دینی وهابیت بارگاه آنان را خراب کرده و تنها سنگی نشانه قبر را به شما می گوید. بدون حتی یک کتیبه سنگ و یا تابلویی که بگوید این قبور از آن کیست. خدایا با از بین رفتن وهابیت حداقل از قبور آنان مظلومیت زدایی شود تا ببنیم کی بزرگان مردم را به صادقی (ع) شدن رهنمون خواهند کرد. خدایا ما را مشمول شفاعت این بزرگوار و دیگر ائمه بقیع (ع) قرار دهد. شهادت امام جعفر صادق تسلیت باد. 

 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم شهریور ۱۳۹۱ ساعت 22:7 شماره پست: 190

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

یکی از بد شانسی هایی ما این بود که در همان سال های اولیه انقلاب استوانه های محکم انقلاب مان را از دست دادیم کسانی که می توانستند از انحرافات جلوگیری کنند و عرصه داری کنند را به راحتی از دست دادیم و انقلاب یتیم و یتیم تر شد. ایت الله سید محمود طالقانی یکی از این شاخصه های انقلاب بود که در به وجود آمدن و رهبری انقلابیون آن نقش اساسی داشت ولی بعد از پیروزی آن چند سباحی بیشتر از فیض حضور او برخوردار نبودیم و اگرچه همین زمان کوتاه حضورش هم برکات فروانی داشت. خداوند روح قرآنی و مردمی این بزرگ مرد (و به قول امام راحل عظیم الشان ابوذر زمان) شاد فرماید. مصیبت فقدانش برای ما سنگین است حتما برای خانواده وی و همرزمان دوران انقلاب او بیشتر است. خداوند ما به ازای آن را به همه عنایت فرماید. روحش و روح شهدای هم رزمش شاد باد. او علاوه بر دین مداری سیاست مداری بزرگ بود روشنفکری قهار و با وسعت دید بالا و مردم داری او شهره خاص و عام بود. خدایش رحمت کند و با رسول خدا او را محشور نماید خداوند اجر اعمال صالح او را دو چندان نماید.

تصویر اعضای شورای انقلاب که بعد از شکست رژیم پهلوی تشکیل شد

امروز نماز جمعه های ما بیشترین احساس عدم وجود چون او امامی را حس می کند واقعا خطبه شنیدن از چنین فرهیخته عالم با تقوایی غنیمت بود که از دست رفت او که هم عالم بود و هم مجاهد و هم با تقوا و هم با اخلاق و... نفس های قرانی او فارغ از کینه های جناح بندی های سیاسی به خطبه های او دلچسبی خاصی می داد و به دل می نشست. اصلا تقوا حرف را به دل می نشاند و این همان چیزی است که خطبه های یک خطیب را به دل می نشاند.

او از دهه چهل شمسی زندان های مکرر را تجربه کرد و خانواده این عالم مجاهد همراه او زجر این انقلاب عظیم مردمی را (پیش از این که بسیاری به میدان بیایند) چشیدند و الحق نیز مردم او را دوست داشتند در سال ۵۸ یادم هست که مردم هم چه تشیع جنازه ای برای او به راه انداختند و این شاید اولین تصاویری بود که من در اوان کودکی از تلویزیون (که تازه وارد زندگی ما شده بود) دیدیم و هرگز از یاد نخواهم برد آن صحنه هایی را که خروش غم که در دل تشیع کنندگان موج می زد. ایشان از قلیل رهبران انقلاب بود که بیشترین سابقه دوران مبارزه را داشت و بیشترین دوران حبس را در زندان های رژیم گذشته سپری کرد. خاطره زجر آور ظلم هایی که او و خانواده اش صورت گرفت و از جمله شکنجه هایی که نسبت به سرکار خانم اعظم طالقانی (دختر بزرگوار این رادمرد انقلاب) روا شده بود هنوز تن مرا می لرزاند و صبر این مجاهد نستوه را به رخ هر مدعی انقلابی گری می کشد. 

افکار بلند و تلاش بی پایان این مرد بزرگ همیشه در یاد خواهد ماند کسی که درختی کاشت و به ثمر نشاند و زیر سایه آن مدتی کم نشست و واگذاشت و رفت. روحش شاد و راهش پر رهرو باد  

+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم شهریور ۱۳۹۱ ساعت 12:26 شماره پست: 189

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

دیدگاه

چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.

نظرات کاربران

یرواند آبراهامیان تاریخ نگار ارمنی و پژوهشگر تاریخ معاصر ایران: "درخواست بعضی معترضان برای کمک خارج...
- یک نظر اضافه کرد در بارَکْنا حَوْلَهُ؟! خدایا! از ...
خبرگزاری دانشجو: نتانیاهو: چشم اندازی در نظر داریم به عنوان یک سامانه کامل، در واقع یک شش ضلعی از ائ...