The Latest

کوه استواری که بر پهنه شمال شهر ایستاده است، گاه سبز، گاه سفید پوش از برف، گاه شفاف به سان آینه، گاه در غباری از دود پیچیده، گاه در آلودگی مدفون، گاه شفاف و روشن و امید بخش و...، هر روز چهره ای به خود می گیرد . بر این کوه دلیر، هر فصلی شرایطی می گذرد و متناسب با آن نمایی متفاوت را تجربه می کند. گر چه ممکن است سال ها ما آدمیان نظاره گرش باشیم، اما نهایتا این اوست که نسل هاست که به نظاره ما نشسته است و به گذر ما نظاره گر است. هر نسلی را طوری می بیند و برای هر نسلی مشخصه ای یافته است و هر نسلی را گرفتار چیزی. زمانی چکمه پوشان سرخ را بر خیابان های پایین پایش دیده، زمانی شهر را در تسخیر کلاه پهلوی ها و زمانی نیز در پای این کوه قیام کنندگانی جولان دادند که از وابستگی رهبران خود به اجنبی و بیگانگی با ملت خود، به خروش آمده بودند و پهلوی دوم زمانی این را دریافت، که دیگر مردم او را نمی خواستند و به او دیکته کردند که باید بساط حکومتش را جمع کند و برود این در حالی بود که در آرزوهای بزرگ خود غرق بود و زمانی اطلاع یافت که از مردمش به دور افتاده که دیگر جای جبران نبود. زمانی نیز این شهر زیر لگام پوتین های بسیجیانی بود که می رفتند تا دفع تجاوز کنند و دیوانه ای زنجیری را بر جای خود بنشانند که امر بر وی مشتبه شده بود که سردار عرب دیگری باشد و قادسیه ی دیگری را به زعم خود بر ایرانیان تحمیل نماید. امروز گذرهای شهر زینت بخش نام هایی است که نگذاشتند آنی بگذرد که تصمیم بر گذشتنش بر این کشور را در شرق و غرب قلدران عالم گرفته بودند و مجریش دیوانه زنجیری گشاده ای بود که مجهز به حزب بعث پادگانی امنیتی مخوف بود.

 

کارگران در حال ساخت خیابان ولیعصر تهران در زمان رضا شاه

 با همه این تفاصیل اما امروز کوه استوار ما پا برجاست و شاهد مردمی است با افکار و روش زندگی متفاوت، امروز زیر پوسته این شهر و در پایه های این کوه تاریخی مردمی در انتظار پیشرفت و ترقی  خود هستند و در این راه گاه نظری هم به آسمان دارند تا منجی (عج) بیاید و در وضع آنان را تغییری اساسی ایجاد کند. اما به نظر می رسد دچار انتظاری منفی شده ایم. سقوط اجتماعی می کنیم و منتظر منجی (عج) هستیم. سقوط فرهنگی می کنیم و منتظر منجی (عج) هستیم. نابرابری می بینیم و منتظر منجی (عج) هستیم. اخلاق از بین رفته و منتظر منجی (عج) هستیم. قتل و جنایت می بینیم و باز منتظر منجی (عج) برای تغییر هستیم. بی کاری می بینیم و منتظر منجی (عج) هستیم. دین گریزی می بینیم و منتظر منجی (عج) هستیم. بی کاری داریم و منتظر منجی (عج) هستیم. مشکل اقتصادی داریم و منتظر منجی (عج) هستیم. بی برنامگی و بی قانونی داریم و انتظار کمک از منجی (عج) داریم. سو مدیریت داریم و انتظار کمک از منجی (عج) داریم و هزار مشکل و باز انتظار تغییری اساسی از سوی آسمانیان داریم. اگر چه داشتن انتظار منجی (عج) یک موهبت الهی و لازم و معقول است و وجوه مثبتی دارد و یکی از این وجوه مثبت آن به هوش بودن و آمادگی برای آمدن منجی (عج) و پذیرا شدن تغییرات شگرف که وعده آن از آسمان آمده است، اما آیا این کافی است که تنها چشم به دروازه آسمان داشت؟!!! این خوب است، که ما تسلیم شرایط و وضع موجود خود نیستیم، اما این کافی نیست. باید خود به فکر اصلاح امور خود بوده باشیم. بر فرض که خداوند تصمیم گرفت چند نسل دیگر منجی (عج) خود را در پس پرده غیبت نگاه دارد، آن وقت تکلیف ما و نسل ما چه می شود؟!!  این انتظار ما چه انتظاری خواهد بود؟!! پس باید دم را غنیمت شمرد و خود دست به کار شویم و تغییراتی که می خواهیم و انتظار داریم را خود دنبال کنیم. اگر دین داری ما اشکال دارد، خود به رفع آن اقدام کنیم. اگر اقتصاد ما خراب است خود به حل این معضل اقدام کنیم. اگر فرهنگ و یا اخلاق در جامعه در حال سقوط است خود چاره ای کنیم و... باید یک نگاه به مدد آسمانی و صد نگاه به مدد بازوان خود داشت. یک نگاه به آسمان برای آمدن منجی (عج)  و صد نگاه به توان زمینی مان، برای حل مسایل با دست با کفایت خدا دادی خود. 

باید به خود اتکا کنیم اگر صاحب تفکر داریم از آن سود جوییم، اگر در این زمینه کمبود داریم، حتی "فکر" وارد کنیم و به ساختن حال و آینده خود اقدام کنیم. این روزها وقتی نگاهی به خود می اندازیم ، انگار مردم ما علاوه بر چشم به آمدن منجی (عج)، چشم به حاکمیت مانده اند که مسایل شان را حل کند، لیکن حاکمیت تنها ظرفیت حل بخشی از مسایل را دارد و این خود مردم هستند که باید چاره کار خود کنند، و در بعضی مواقع تنها تصمیم جمعی یک مردم است که بعضی مسایل را حل می کند و لا غیر. مردم باید با تاسیس نهادهای مردم نهاد در محلات، خیابان ها، اصناف مختلف و...، خود چاره مسایل خود را کنند. به عنوان مثال امروز بازار ما را اجناس وارداتی پر شده است و این تولید کنندگان داخلی هستند که باید صنف و گروه خود را داشته و در مقابله با این وضع، همه جانبه به میدان بیایند تا از چنگال واردات بی رویه خلاص شویم. باید اهالی مناطق برای عدم تکرار حوادث ناگوار نا امنی و... و عاری کردن منطقه خود از این گونه موارد، خود تصمیم بگیرند و عمل جمعی داشته باشند و منطقه خود را از این مشکلات بیمه کنند. نمی شود نشست و منتظر بود که مثلا پلیس بیاید و مسایل ما را حل کنند. البته آنها خواهند آمد و کاری حتما خواهند کرد، ولی کاری که خود مردم انجام دهند، کاری دیگر است و موثرتر و... باید مردم مناطق مختلف در هنگامه اتفاقات ناگوار در مسجد محل و... جمع شوند و وضعیت خود را بررسی و ضعف خود را ارزیابی و به رفع آن اقدام کنند. 

 

+ نوشته شده در دوشنبه یکم خرداد ۱۳۹۱ ساعت 19:18 شماره پست: 166

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

فردا روز تولد حضرت فاطمه زهرا فرزند محمد (ص) و خدیجه و حاصل عمر پیامبر اکرم و خدیجه کبری است. فاطمه تکیه گاه علی (ع) و محمد (ص) است و نور وجود این چراغ هدایت در کمترین سال ها بعد از نبی مکرم اسلام خاموش می شود بشر از وجودش بی بهره، انگار ما نمی خواهیم که همدمان خانه نبوت (ص) زنده باشند و از منش و رفتار اسوه احسن بگویند. جامعه آن روز نمی خواست که اثری از خلق (به ضم خ) احسن باشد. لذا این خاندان را در اندک زمانی از هم پاشاندند. پروژه ویرانی این خانه و جمع کوچکشان که هر کدام جواهری در معرفت و شناخت بودند بسیار شک بر انگیزاست. آن هم در فاصله کوتاهی از رحلت پیامبر اعظم. ولی فردا روز تولد این کوثر حق می باشد که امید داریم این زاد روز ، شروع روشنی در زندگی تمام بشر باشد. امید به رحمت رحمت للعالمین در وجود فرزند پاکش داریم. فاطمه جان فردا عیدی از تو می خواهیم این عید را برای ما عید رحمت و برکت قرار ده. دست دشمنان این ملت و ما را کوتاه و برای فرزندان ما خیر و برکت ار درگاه خداوند بخواه. ما به دست فرزند بزرگوارت حضرت خمینی کبیر (ره) در راهی قرار گرفتیم که امید داریم راه سعادت باشد. ما را در این راه مستدام بدار. ما را در خدمت به امت پدرت کمک کن. ما را خدمت گذار امت پدر بزرگوارت قرار ده و دست های ما را از خیانت و کم کاری در خدمت به امت نبی مکرم اسلام باز دار. خداوندا زندگی ما را در راه حفظ نهضت خمینی کبیر که او نیز با تولد خود و قیام بزرگش ما را یاد آور اسلام و بنیانگذاران آن بود، موفق بدار. سالروز تولد دو نور را به اهالی نور تبریک می گویم.

 این روز را به حق روز زن و روز مادر نام نهاده اند این روز را به تمامی مادران و زنان تبریک می گویم

 + نوشته شده در جمعه بیست و دوم اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت 21:50 شماره پست: 165

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

 خداوند در آیه شصت و پنج سوره انعام می فرماید :

(ای رسول ما) بگو : او تواناست كه از بالاى سرتان يا از زير پاهايتان عذابى بر شما برانگيزد ، يا شما را گروه گروه و حزب حزب به جان هم اندازد ، [تا وضعتان به اختلافات سنگين و كينه‏هاى سخت بيانجامد ،] و مزه تلخ جنگ و خونريزى را به هر گروه شما به وسيله گروه ديگر بچشاند ؛ با تأمل بنگر چگونه آيات خود را به صورت‏هاى گوناگون بيان مى‏كنيم تا بفهمند .«65»

انگار امروزه به واسطه تسلط هوای نفس بر ما و اعمال و کردار مان، شامل همین آیه شریفه شده ایم و خداوند به واسطه همین اعمال و کردار ما را " گروه گروه و حزب حزب" کرده و "به جان هم انداخته" تا " مزه تلخ جنگ و خونريزى را به هر گروه" از ما "به وسيله گروه ديگر بچشاند." امروز اهل سنت در مقابل شیعه علم می شود و اعراب در مقابل ایران علم می شوند و در داخل هم ما علیه یکدیگر علم شده ایم تا این آیه تحقق تحقق عینی پیدا کند. وقتی ما "به ریسمان خداوند چنگ نمی زنیم" و "متفرقیم" باید نیروهای ما توسط همدیگر تحلیل رود تا غیر مسلمانان بر ما حاکم شوند. وقتی ما قدرت تحمل یکدیگر را نداریم این می شود وضع ما که از نابودی همدیگر خوشحال شویم و بر ضعف همدیگر کوشا باشیم. در حالی که اگر بفهمیم این یک نوع عذاب خداوندی است که خداوند در سوره انعام وعده آن را از طریق نبی (ص) خود به انسان ها داده و رسول اکرم (ص) امر به ابلاغ آن شده است. اما اگر چه به نوعی جبر در این وضعیت باید اعتقاد داشت، ولی بیشتر خداوند به انسان اختیار داده است که وضعیت خود را تغییر دهد. پس باید این وضعیت جبری را تغییر داد و راه تغییر آن نیز قبول نحله های فکری و مذهبی دیگر است و در عین قبول وجود آنها را تحمل کرد تا شرایط رفع این عذاب خداوندی به وجود آید  و بیش از این به دست یکدیگر خنثی و نابود نشویم.

 خداوندا دست ها و افکاری که مانع می شود که مسلمانان و شیعیان و ایرانیان در کنار هم به خوبی و در صلح زندگی کنند را قطع فرما تا این عذاب وعده داده شده از ما برداشته شود و در کنار هم حال و آینده ای مناسب و در شان خود و فرزندانمان بسازیم. تا شرمنده شهدا و امام شهدا (ره) از گذشتگان و فرزندان  مان به خاطر وضعیتی که برای شان رقم زده ایم ، نباشیم.

+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت 23:15 شماره پست: 164

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

روز معلم گرامی باد

 روز معلم گرامی باد. این روز را به معلمینی تبریک می گویم که عمر خود را صرف تعلیم و تربیت فرزندان آدم ابوالبشر صرف می کنند تا دنیایی خوب و زیبا و مملو از دانایی با خُلق احسن خلق کنند دنیایی که از سیستم آموزشی آن دیکتاتورها، جنایت کارها، بدکردارها، ظالمین و... بیرون ندهد. معلمینی که درس آزاد زیستن ، انسان زیستن ، درستکاری، رفتار شایسته، مسلمان زیستن، پاک زیستن ، طاهر بودن ، خدایی زیستن و مکارم اخلاق را به فرزندان آدم می آموزند. کسانی که معلمی را شغل ندیده و خود را وقف بشریت کرده اند تا بشریت روی سعادت را ببیند و در لغزش گاه ها بتواند به خوبی عبوری موفقیت آمیز داشته باشند. با این تعریف معلم بودن به گذراندن دروس آکادمیک بستگی ندارد و به انسان بودن بستگی دارد به این بستگی دارد که با رفتار خود درس داد نه با گفتار.

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

یکی از شاخصه های بارز ج.ا.ایران پس از سرنگونی سلطنت و استبداد پادشاهی تشکیل مجلسی در شان ملت ایران بود که به قول امام خمینی ره عصاره فضایل ملت و در راس امور کشور باشد. این بود که مجلس شورای اسلامی باید با مجلس شورای ملی سابق متفاوت می بود مجلس شورای ملی از مشخصه های آن این بود که نمایندگان حاضر در آن با هزار دوز کلک حاکمیت به این مجلس راه می یافتند و با دست اشاره بالاتر خود قیام و قعود می کردند اگرچه روزگاری هم وجود مدرس و... در همان مجلس شورای ملی طنین استبداد را می شکست و هماهنگی و قیام و قعود دادن رای آری یا نه به دستور شخص اول را بهم می زد ولی بر آیند چنین مجلسی هیچگاه مانعی در برابر قانون شکنی ، فراقانونی بودن ، خود رایی ها، خود محوری ها و... شخص اول مملکت و دیگر اطرافیانش نبود و همین مجلس بی اعتبار و نمایشی باعث شد که مردم ایران متوجه شوند که نقشی در حاکمیت کشور خود ندارند و تنها اراده ملوکانه شخص اول و اطرافیانش است که باعث می شود مطلبی در مجلس طرح شود یا نشود و اگر طرح شود به کجا انجامد، این بود که قیام مردم را به دنبال داشت و بساط اسبداد تکنفره حاکم و فساد ناشی از آن را برچید و حاکمیت قانون و در راس بودن مجلس و عصاره فضایل ملت شدن، شد وجه همت انقلابیون، لذا می بینیم که در مجالس بعد از انقلاب اسلامی مدرس های زیادی ظهور کردند، فریاد های بلندی شنیده شد.این روزها انتخابات مجلس نهم را داریم ولی اکنون دو روز از شروع تبلیغات انتخاباتی گذشته است و تبلیغات انتخاباتی چندانی در صحنه شهر تهران دیده نمی شود به چند پوستر از جبهه متحد اصولگرایی و چند تبلیغات مختصر از یک کاندیدا و مختصری تبلیغات انتخاباتی خانم سهیلا جلودار زاده و محجوب چیز دیگری در خیابان ها دیده نمی شود به نظر می رسد خیلی کند شروع کرده اند شاید برنامه هایی برای روزهای پایانی دارند وگرنه این که هوای انتخاباتی نیست. خیلی سرد و خاموش است. با این روند بگذرد یعنی دیگر تبلیغات انتخاباتی هیچ.
ملت ایران و نخبگان آن باید پاسدار آنچه باشند که با خون دل نسل انقلابی گذشته ما بدست آمد و باید جایگاه نمایندگی مردم ایران را حفظ کرد و آن را ر راس امور تا ابد بماقی نگهداشت باید عصاره های فضایل ملت را در آن دید نه وکیل الدوله ها و...

 مجلس نماد دمکراسی و مردم سالاری ماست که باید همچنان هم همین جا سمبل آن باشد. محمد آقای عباسی از دوستان جبهه sms طنز گونه ای برایم فرستاد که در این جا ذکرش می کنم تا به لطف این دوست delete نشود و یادم نرود: ای چشمه نور انشعاباتت کو؟ ای خانه ات آباد، خراباتت کو؟ در شهر نشانه ای ز تبلیغ تو نیست؟!! ای عشق ستاد انتخاباتت کو؟!!! 

+ نوشته شده در جمعه پنجم اسفند ۱۳۹۰ ساعت 23:57 شماره پست: 118

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

سوره نصر

بسم الله الرحمن الرحیم

1- اذا جاء نصرالله والفتح

 2- ورأیت الناس یدخلون فی دین الله افواجا

 3- فسبح بحمد ربک واستغفره انه کان توابا

 به نام خداوند بخشنده مهربان

 1-هنگامی که یاری و پیروزی خدا فرا رسید

 2- و ببیبنی مردم گروه گروه وارد دین می شوند

3- پروردگارت را تسبیح و حمد کن و از او آمرزش بخواه که او بسیار توبه پذیر است

 1- When comes the help of God, and victory

 2- And thou seest me entering God’s religion in throngs

3- Then proclaim the praise of thy Lord, and seek His forgiveness, for He turns again unto men

 درنوشته قبلی خود به سوره نصر اشاره ای داشتم. اعتقاد دارم که در آینده اگرشرایط این سوره بخواهد صورت واقعیت به خود گیرد باید ولی خدا سردمدار صحنهای باشد که به چنین وضعی ختم شود که مردم گروه گروه به دین خدا وارد  شوندو چه اندرز دهنده است این سوره که در چنین صحنه ایی که پیروزی بزرگ خداوندمحقق شده است و قاعدتا انسان باید سرشار از غرور باشد خداوند همین انسانرا به توبه می خواند و می گوید در اوج غرور از پیروزی به من رو کن وتقاضای بخشش نما که این لحظات وقت خوبی برای درخواست توبه است. پس ایانسان های مغرور در اوج قدرت به خود آیید و توبه کنید که این زمان مناسبترین زمان برای توبه است. ای انسان هایی که قدرت مادی و ... شما را چنانفریفته است که با تکبر راه می روید و سخن می گویید و به بندگان خدا نگاهخفت دارید بیایید و به خود آیید و بیاییم به خود آییم.

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم بهمن ۱۳۹۰ ساعت 18:3 شماره پست: 114

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

طلیعه فجر آزادی

این روز ها در استانه سالروز پیروزی انقلابی قرار داریم که ثمره فداکاری مردم ایران است و علیه نظامی بود که نهایت استبداد بود و هرچه از عمرش می گذشت بساط خود کامگی و تنگ نظری و محدودیت و تمامیت طلبی اش افزایش می یافت تا این که با تشکیل نظام تک حزبی رستاخیز سعی نمود حتی عرصه اجتماع را هم مثل حکومتش یک صدا کرده و همه را به زور همراه خود کند. مثل او لباس بپوشند و مثل او فکر کنند و مثل او شعار دهند و اولویت های همه مثل همان چیزی باشد که او تعیین می کند و این مردم و تمام اقشار آن علیه این وضعیت شوریدند و نهایتا بعد از سال ها موفق شدند بساط این شر را از سر خود دور نمایند در این میان رشادت و مردانگی مردم و رهبری امام خمینی و راهبری مردم توسط روحانیون آزادی خواه و روشنفکران بزرگ شاخص بود و همچون نهضت رسول خدا السابقونی داشت که نمی توان هیچگاه نقش آنان را در به ثمر نشستن این انقلاب نادیده گرفت و سعی در این رابطه خاک به خورشید پاشیدن است برخی از آنها حتی این طلیعه پیروزی را هم ندیدند و توسط دستگاه مخوف زمانه به شهادت رسیدند که از جمله آنان می توان به دکتر علی شریعتی و آیت الله سعیدی و... اشاره نمود و عده ای هم ماندند و در همان سال های اولیه پیروزی از دست شان دادیم که در این رابطه می توان به مجاهد نستوه ایت الله طالقانی که ابوذر زمان بود و شهید مطهری که مظلومانه از صحنه خارجش کردند و... اشاره کرد و برخی ماندند که بار انقلاب و حفظ آن راهم اکنون نیز بر ن عهده دارند و برای آن در هر وضعیتی دل می سوزانند. باید قدر این سابقون را دانست که مهاجر و انصار برای امام بودند و سال های پر مخاطره را طی کرده و کشتی انقلاب را راهبری کردند ولی نباید فراموش کرد که نبرد علیه استبداد و بدست آوردن حق سرنوشت و آزادی که بدیهی ترین موهبت الهی برای انسان است مهمترین خواست بنیانگذاران و مبارزین بود و این فرایندی است که باید حفظ و توسعه یابد و آنچه نباید فراموش نمود این که استقلال خواست عمومی بود. باید دانست که مستبدین در مقابل تصمیم و مقاومت و رشادت مردم حتما کوتاه خواهند آمد و وقتی کوتاه می آیند تفسیر سوره نصر محقق می شود و مردم گروه گروه به جریان ضد استبدادی می پیوندند. و آنگاه است که شروع خفت بار مسبدین آغاز می شود و به وضعی دچار می شوند که هیچ فردی حتی خودش هم فکرش را نمی کرد. شما به سرگذشت صدام ملعون و قذافی نگاه کنید این عاقبت تمام مقرور هایی است که طولانی زمانی به مردم خود جفا کردند و خداوند وعده کرده است که آنان را خاک مذلت بیندازد و انشا الله همه از این نوع را خواهد انداخت. کسانی که مردم خود را نادیده می گیرند و آنان را حشرات خطاب می کنند و به القاب ننگین دیگر که برازنده خودشان است کجاست قذافی که مردم خود را حشره خطاب می کرد در حالی که هم اکنون این حشرات هستند که بدن کثیف ش را دارند می خورند.

در هر حال باید این ایام را تبریک گفت و همان گونه که در پایان سال هر بنگاه اقتصادی و هر دولتی در مقیاس بالاتر به ارزیابی خود می پردازد باید مسولین رده بالای نظام در کل خود را ارزیابی کنند که چقدر به اهداف اولیه نزدیک شده و یا دور شده اند این بنای اصلاح امور را فراهم خواهد کرد و ما را در مسیری که بینانگذاران برایش مبارزه کردند و امروز به دست ما افتاده است مستدام خواهد کرد.

 فجر بر فجر آفرینان انقلاب بهمن 1357 و خانواده های معظم آنها و عموم مردم ایران مبارک باد. 

+ نوشته شده در دوشنبه هفدهم بهمن ۱۳۹۰ ساعت 9:51 شماره پست: 113

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

شنیده ام که پیامبر اکرم صلوات الله علیه از شنیدن خبر پایان ماه صفر خیلی خوشحال می شدند. این که در این ماه چه هست که باید با صدقه و... آن را باید به خیر پایان برد, نمی دانم ولی این را می دانم که در ماه ربیع ظاهرا خبر های خوبی است که باید صفر را پشت سر گذاشت و به آن رسید. در ماه صفر ما مسلمانان ستون خیمه اسلام یعنی پیامبر ص را از دست می دهیم و ما شیعیان نیز دو امام ع را . امام حسن مجتبی علیه السلام و امام رضا علیه السلام که هر دو را بنده ارادتی خاص دارم آن یکی که در مدینه است و مظلوم ترین هاست چه نزد مسلمانان و حتی شیعیان و دیگری که  در طوس است که افتخار میزبانی او را ما ایرانیان داریم و قربانی دسیسه حاکمان زر و زور و تزویر شد.

اما امروز سالروز هجرت پیام آور رحمت و مهربانی است که هجرت تاریخ ساز و مهم  خود را از مکه (مرکز وحشت مستبدین) به مدینه النبی , شهر مهاجر و انصار آغاز نمود و این طلیعه حکومت صالحان بر زمینیان بود. خدایا بر این قدم ها قسم حکومت صالحان بر زمین را محقق فرما و با ظهور حضرت حجت عج بشریت و ما را از رنج و سرگردانی و انسان ها را از ظلم و کینه و نفرت و جنگ و ستیز و دورویی و خباثت و تزویر و ریا و دروغ و استبداد و تمام رذایل خلاص گردان.

خدایا هجرتی دوباره برای بشریت نیاز است اما تو بگو از کجا به کجا. آیا همچنان که برای نبی مکرمت ص مدینه را قرار دادی امروز برای بشریت خسته از ظلم هم جایی در این جهان وجود دارد؟ آیا محلی هست که آنان به آن رجوع کنند و خلاص شوند هر چه نگاه می کنم دامانی غیر از دامان پر برکت و مهربانانه تو نمی یابم و هر کس هم چیز دیگری را تجویز می کند خطاست.

 تنها از تو مدد می جویم و معتقدم که باید انسان زیست و خلق باید از آنچه تو آفریدی (من) احساس راحتی و امنیت خاطر کنند و گر نه انسانیتی برایم نیست و ایمان و مومن بودن اثر ندارد. خدایا خلق خود را از من ایمن دار .  

+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم بهمن ۱۳۹۰ ساعت 13:9 شماره پست: 112

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

داشتم صحنه ای از تشیع رهبر کره شمالی آقای کیم جونگ ایل را مشاهده می کردم و ابراز احساسات مردمی که به رفتن این رهبر فقید خود می گریند و آن هم از نوع زار زار آن.

علیرغم احترامی که برای مردم ضد استعمار غرب و حرکت ضد استعماری مردم کره قائلم و باید ایستادگی آنهارا در مقابل امریکا و عواملش در شرق دور ستود, ولی رژیم های کمونیستی هم دیکتاتوری  و هم استبداد و هم استثمار گر و هم استعمار گرند. رژیم های چند ده ساله که چنبره مخوف خود را در کشورهای خود و بر ملت ها سال ها افکنده و چه جنایت ها که به نام خلق و مردم و مستضعفین مرتکب نشده اند. آنها ملت های خود را به بند کشیده اند تا به بند امریکا گرفتار نشوند.

حال می دانیم که بندی که این رژیم ها در بر ملت های خود زده اند مثال زدنی است و بی نظیر و وحشتناک که تنها خداوند می تواند چنین زنجیرهایی را بگشاید. زنجیرهایی که تمام شقوق زندگی بشر را به اسارت خود در می آورد.

انسان وقتی اسارت مردم کره را می بیند و این گریه ها را, به یاد گریه هنگام تولد کودک می افتد که چگونه بر خلاصی خود از تنگی رحم مادر خود گریه می کند و ظاهرا می گوید که نه من این خلاصی را نمی خا.هم ولی آیا خلاصی از محیطی تنگ و نموری همچون رحم (علیرغم تامین حیوانی انسان) گریه دارد؟!!! آیا حال که خداوند از این محیط ما را خلاص کرده باید گریه کنیم؟!!؟ ولی انسان نا آگاه به این خلاصی گریه می کند و آن هم از نوع زار زار آن.

البته احساسات انسان ها قابل احترام است و باید  گفت آگاهی اگر باشد چنین گریه ای به خنده تغییر خواهد کرد. این است که اگاهی بخشی و آگاهی شاه بیت ایده آسمانیان و مصلحین و اولیا خداوند است و تمام مقصد آنان معرفت قرار می گیرد که اگر معرفت و اگاهی باشد ظلم را جایی نیست و مستبد و مستبدین تنها با تکیه بر ناآگاهی است که می توانند این چنین ملت ها را در باطل خود سحر کرده و همراه سازند.

 با تمام احترامی که به عقاید مردم کره شمالی دارم و با تمام احترامی که به ایستادگی آنها در مقابل غرب قائلم ولی باید بگویم که رژیم کمونیستی آنها  از امریکا بدتر و امریکا هم از آنها. شرق و غرب دو روی یک سکه اند و در نهایت در صورت فرصت یابی بشریت را به کام خود اسیر خواهند کرد و هیچ تفاوتی در وحشی گری و در استبداد ندارند. تجاوز و وحشی گری شوروی کمونیست و امریکای سرمایه داری هر دو از یک نوع و به یک اندازه است این جاست که باید گفت مستبدین تنها لایق رفتنند و بس و تفاوتی در نوع غربی و شرقی و... آن نیست و این که مستبدین تمام عیاری مثل رهبر فقید کره شمالی برای برخی متفاوتند به نوع نشستن و نگاه کردن به مساله توسط آنها بستگی دارد و به قول فیلسوف فرانسوی آقای آتین دولابئوسی " مستبدان از آن جهت بزرگ به نظر می آیند که ما زانو زده در مقابل آنها نشسته ایم و به آنها نگاه می کنیم.و برای این که انسان ها به برده تبدیل شوند از دو حالت خارج نیست یا انسان را به زور تبدیل به برده کرده اند و یا انسان را فریب داده برده کرده اند " که به نظر من از هر دو روش برای ایجاد نظام برده داری در کره استفاده شده و خداوند مردم کرده و تمام ملت های در بند را آزاد فرماید. 

+ نوشته شده در شنبه دهم دی ۱۳۹۰ ساعت 17:56 شماره پست: 111

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

 امام خمینی ره را باید متجددی در حوزه دین و سیاست دانست که واقعا توانست حصارها را بشکند و طرحی نو در اندازد ولی همین بزرگ مرد وقتی به محرم و عاشورایش می رسد علیرغم این که روشنفکری توانا و موثر است تبدیل به محافظه کاری محطاط می شود و به نظرم بر حفظ عزاداری محرم به همان اشکال سنتی اش تاکید می فرماید. انسان وقتی فارغ از تعصبات و همیت مذهبی خود به مراسم محرم توسط شیعیان نگاه می کند اشکالات فراوانی را می بیند که واقعا نیاز به رفع آن را احساس می کند کما این که در این خصوص شهید بزرگوار ما مرتضی مطهری کار خوبی را داشته اند و اخیرا نیز یکی از دانشوران جدید حوزه دانشگاه به نام آقای دکترسید عبدالحمید ضیایی هم که از تحصیل کرده های دانشگاه سوربن فرانسه است نیز بعد از شش سال مطالعه در این خصوص کتابی داشته اند که البته بنده موفق به خواندن آن نشدم لیکن در سه فقره سخنرانی ایشان در این زمینه شرکت کردم و با نوع نگاه ایشان نسبتا آشنا شدم و محققانه به این مبحث نگاه کرده اند. ولی در خصوص خودم بگم که وقتی در مراسم محرم قرار می گیرم کاملا محافظه کار می شوم و سعی دارم و دوست دارم که در همان شکل سابق آن بماند به همین دلیل علیرغم مداحی های تهران که خیلی هم طرفدار دارد من شیوه نوحه سرایی قدیم را و آهنگ و مطالب آن را دوست دارم و سعی می کنم این ایام را در ولایت خود و قرین با آن سبک باشم حمل علم و نخل و رفتن به تکایا و کوش دادن به روضه انسان را جلا می دهد نوحه خوانی به سبک قدیم صفایی دیگر دارد. اینجا شما فراموش می کنی که چه اشتباهاتی ما داریم ولی آن را تکرار می کنیم. چنانچه امام خمینی ره هم با آن همه عظمت عرفانی و علمی که داشت روضه خوانی داشت که برایش روضه بخواند و نشان از اثر و صفای قلبی است که این کار می تواند برای بشر به همراه داشته باشد. اینجا دیگر نگاه روشنفکری و اصلاح طلبی و... کمتر برش و اثر دارد و انسان وارد نوعی محافظه کاری می شود. این دستگاه حسینی ع جاذبه هایی دارد که انسان در آن غرق می شود و سکر آور است. خدایا ما را هم در جمع سوگواران حسینی ع بذیر و نزد جدشان روسفید گردان . امین رب العالمین  

 

+ نوشته شده در دوشنبه پنجم دی ۱۳۹۰ ساعت 16:12 شماره پست: 110

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn

دیدگاه

چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.

نظرات کاربران

یرواند آبراهامیان تاریخ نگار ارمنی و پژوهشگر تاریخ معاصر ایران: "درخواست بعضی معترضان برای کمک خارج...
- یک نظر اضافه کرد در بارَکْنا حَوْلَهُ؟! خدایا! از ...
خبرگزاری دانشجو: نتانیاهو: چشم اندازی در نظر داریم به عنوان یک سامانه کامل، در واقع یک شش ضلعی از ائ...