مقدمه مترجم (سایت یادداشتهای بی مخاطب):
شهرنشینی یا همان تمدن در دو همسایه دیوار به دیوار ایران و هند، پا به پای هم، در ادوار تاریخی خود پیش آمدهاند، این دو خویشاوند نسبی، و پارههایی از یک تنِ تمدنی و اندیشهی آریایی هستند، که مطالعه یکی، ظرایف و تطور اندیشه و زندگی دیگری را نیز تا حدودی روشن میکند.
ادی شانکارآچاریا [1] ، یکی از اندیشمندان بزرگ هند در دوره انتقال از عصر ودایی [2] به عصری روشنتر در شهر نشینی آریاییان هند است، که نگاه مردمان خود را از خدایانی طبیعی به خدایانی در ماورا بازگرداند. از جمله کارهای او اهمیت دادن به انسان، بعنوان عنصر مهم دنیایی بود، که با همه داشتهها و نداشتههایش، او را در بر میگرفت، از این به بعد است که انسان در نقطه توجه اندیشمندان شرقی قرار میگیرد و از یک قربانی در برابر خدایانی همچون رود، خورشید، کوه و... به پدیدهای ارزشمندتر ارتقا مییابد که حتی در نظریه این اندیشمند هندی، خود را در مقام و ارزش خدایی و یا متصل به خدا قرار میدهد. اندیشه اومانیسم یا انسانگرایی اینجاست که در اندیشه شرق زاده میشود و به انسان ارزش میدهد تا خدا را در بیرون از خود جستجو نکرده، بلکه آن را در ژرفای درون خود بجوید.
در قرن 8 میلادی در حالی که جنگجویان مسلمان شاخ و شمال افریقا را درنوردیده بودند و اینک با عبور از جبل الطارق در شبه جزیره ایبری، در اروپای جنوب باختری پیش میرفتند (711 میلادی)، در این سو، بعد از فروریزش سامانه امپراتوری ساسانی در ایران، بعد از بلعیدن لقمه بزرگی چون امپراتوری ایران، اینک کم کم هند را نیز در معرض مزمز تهاجم اموی (661-750 میلادی) خود قرار داده بودند، تا بار دیگر همسرنوشتی ایرانیان و هندیها را به رخ تاریخ بکشند. پیشتازان اموی، اکنون شانس خود را در پیشروی در ژرفای تمدن هند را از طریق تهاجم به سند (پاکستان فعلی) در سال 672 میلادی آغاز، و سنجیدند، و این نبردهای پراکنده ادامه داشت، تا بعدها در سده دهم میلادی فرمانرواییهای اسلامی را در هند پایهگذاری نمایند،
در این هنگامه که آسیا، اروپا، و افریقا درگیر اینگونه هجومها بود، سواحل جنوب باختری هند (ساحل مالابار) نیز در معرض اخبار تحولات در دنیای اطراف خود بودند، که دریانوردان و صاحبان کشتیهای تجاری آنرا با ساحل نشینان این منطقه در شبه قاره هند تبادل میکردند، و آنانرا از کم و کیف این تحولات و سرانجام ملتهای سواحل مدیترانه، مکران، شاخاب پارس، دریای سرخ و... آگاه میکردند، در این زمانه و هنگامه بود که در اندیشه ادی شانکارآچاریا تحولی در نوع نگرش به دنیا و انسان، کلید خورد، تا خود، تمدن و ملت خود را برای بزرگترین تهاجم فرهنگی به اندیشهی باستانی و آریایی هند، که در پیش بود، آماده کند، و هند را از اندیشههای عقب مانده ودایی رها کرده، به سوی ارزش دادن به انسان و تغییر نگرش نسبت به جهان پیش براند، و تحولی در اندیشه و رفتار آنان در قبال انسان و اجتماع آدمیان باشنده در هندوستان ایجاد نمایند و...،
و شاید همین حرکت و حرکاتی از این دست بود که باعث شد که تمدن هند تا حدود زیادی از گزند تیز اندیشه فرهنگ مهاجمان جدید عصر مذکور، برهاند، و تمدن هند در مسیر هجوم بنیانکن تمدن اسلامی، دست نخورده تر از تمدن مصر، ایران و... بماند، که بی هیچ درنگی در معرض هجوم آنان واقع شدند، و فرصتی برای حفظ و حراست از خود نیافتند، تا باقی مانده، و بود و باش خود را در مسیر تحولات آتی تضمین نمایند.
این نکته را نیز نباید فراموش کرد که اسلامی وارد هند شد که ایرانیزه شده بود، که بعدها، سرِ فرصت به هند وارد شد، و مهاجمان در هضم لقمه بزرگی مثل ایران آنقدر معطل ماندند که اصلا تیزی هجوم اولیه جنگجویان خلافتی و اموی را در خود نداشته باشند، و لذا تمدن هند، بقای خود را مدیون اندیشوران نوگرایی همچون ادی شانکارآچاریا و اسلام ایرانیزهایی هستند، که حاملانِ آن اسلام بودند، ایرانیانی که خود طعم ویرانی تمدنی را، در مسیر هجوم اخیر چشیده بودند، و اکنون در ذیل حاکمیت مهاجمان مسلمان، آمیزه ایی از اسلام و ایران بودند، که در نقش توسعه دهندگان اسلام، به عموزاده های خود در هند، روی آوردند و الحق نیز، حق بقای فرهنگی و تمدنی را، حتی بعد از تهاجم بزرگ خود، به هندیها بخشیدند،
این در حالی بود که خط و زبان و تمدن ایران، در معرض هجومهای اولیه و تند و تیز خلافتی و اموی قرار گرفت، و هرگز از مزیتی که هندیان و فرهنگ و تمدن و ساختار اجتماعی آنان از آن برخوردار بودند، برخوردار نبود، و نابودی و دگرگونی بسیار زیادی را تجربه کردند، به طوری که در مقایسه هند و ایران بعد از قرار گرفتن زیر چتر حاکمان اسلامی، تفاوت در موجودیت تمدنی بسیار بود، و به طوری که باید گفت، اگرچه هند هم نهایتا مورد حمله قرار گرفت، ولی نتیجه بسیار متفاوت بود، به طوریکه هند کنونی مامن بزرگترین بود و باش فرهنگ و تمدن شرق، و از جمله آئین هندوست، ولی ایران هرگز این شانس را نداشت که میزبان بزرگترین اجتماع زرتشتیان و فرهنگ و آئین خود در جهان باشد، و بعد از آن هجوم اولیه، به مقام دوم در این زمینه تنزل مکان یافت، که میزبان پرجمعیت ترین ایرانیان تن نداده به تهاجم، و فرهنگ و تمدن خود نباشد.
حال آنکه هند اکنون بزرگترین کلونی ایرانیان با هزاران زرتشتی را هم در خود دارد که اگر شده با عددی ناچیز آنانرا نیز حفظ کرده است، و با صدها میلیون هندو، اولین کشور پرجمعیت هندو در جهان است که توانسته از کوران تهاجمات مذکور عبور کند، و موجودیت فرهنگی و تمدنی و اجتماعی و میراث نوشتاری و... خود را حفظ نموده، باقی بماند، بیشک در این بقای تمدنی، امثال ادی شانکارآچاریاها موثر بودند، چرا که در یک هنگامه چرخش و پیچ تاریخی، اندیشهایی والاتر از آنچه رسما در جامعه آنها جریان داشت را معرفی، و ملت و فرهنگ خود را به موقع، ارتقا بخشیدند، تا به وقتی که مهاجمان فرهنگ جدید که از راه میرسند، ملتهاشان در یک احساس جمود، فقر فرهنگی و... غرق نباشند و چندان هم مجذوب فرهنگ مهاجم نشوند، خود را در برابر توفان نظامی، فرهنگی، اجتماعی مذکور حفظ کنند.
در کنار دو دلیل بالا که سازمان ایران در برابر تهاجم خارجی این چنین به زودی فرو میپاشد و سازمان تمدنی هند باقی میماند، دلایل دیگری هم وجود دارد، که از جمله آن به نحوه برخورد جامعه و این دو نظام فرهنگی با مصلحین اجتماعی و اندیشوران اصلاح طلب خود بسته است، در نظام فرهنگی هند امثال ادی شانکارآچاریاها، با اندیشههای متحول و بنیانی خود، شنیده شده، تحمل میشوند و میدان میگیرند، و روحانیت هندو با مدارا از کنار این اندیشه زلزلهوار، در روند جاری اندیشه و رفتار رد میشود اما در نظام مغان زرتشت ایران، امثال مانی و مزدکها به طرز وحشتناکی با سعایت روحانیت زرتشت، پرونده سازی شده، و به دهان خونین قدرت سپرده میشوند تا لت و پار شوند، و هیچ اندیشه اصلاحی در ایران پا نگیرد و میزان شکنندگی اجتماعی و ملی در برابر تهاجم فرهنگی خارجی به اوج برسد، و لذا هجومهای ناچیز و کم تعدادی همچون جنگهای اولیه اعراب با ایرانیان، باعث فروپاشی بزرگ میشود، اما جامعه هند با بهرهگیری از مدارای خود و اندیشههای اصلاحی، خود را در مقابل مهاجمان پیروز هم، مقاوم و ماندگار، و بیمه میکند، این است که صدها سال حاکمیت مسلمانان بر هند باعث نگردید که فرهنگ هندو نابود شود، و هندوئیسم ضربه آنچنانی در خود احساس کند.
با این مقدمه به ترجمه مقالهایی از سایت «ریشههای باستانی» [3] به قلم دکتر ایوانیس سیریگوس [4] میپردازم که به اندیشه، زندگی و زمانه اندیشمند هندی، ادی شانکارآچاریا میپردازد:
فرزانهای که گفت تو خود خدایی:
چگونه غیردوگانگی ادی شانکارآچاریا میتواند به جستجوی شما برای معنا پایان دهد [5]
خرد باستان – هفته 20
ریشههای باستانی رها شده و دکتر ایوانیس سیریگوس
27 می 2026
در ژرفای جنگلهای پرپشت کرالا، در سال 800 میلادی، یک پسر بچه 8 ساله رویایی دید و مکاشفهایی داشت که در فلسفه شرق برای همیشه تغییر ایجاد کرد. او نه ثروتی، نه سپاهی و نه قدرت سیاسی داشت. در درازای 24 سال بعد، این پسر پای برهنه گوشه و کنار شبه قاره (هند) را پیمود، با بزرگترین اندیشمندان زمان خود به سخن نشست و در چهارگوشه این سرزمین صومعههایی تاسیس کرد، و فلسفهای معنوی را که تقریباً در گذر زمان از بین رفته بود، احیا کرد.
نام او ادی شانکارآچاریا بود.
بر خلاف بسیاری دیگر، که خود را از جانب خدایی در آن دور دستها و با آئینی از این دست معرفی میکردند، او به عنوان یک فیلسوف با یک پیام رادکال و سازش ناپذیر به میدان آمد. این پیام در ادامه نوع نگاه و فهم کنونی ما از طبیعت را به چالش کشید. نظریه او از «راه بهشت» [6] یا «خشنود ساختن خدایان» [7] سخن نمیگفت، پیام او دربارهی «بیدار شدن» [8] نسبت به چیزی بود که به همان اندازه که رهاییبخش است، ترسناک نیز هست.
چیزی که این راهب جوان می آموزاند چه تغییر و جهشی در آگاهی بشر در خود داشت؟ چه چیزی در فلسفه او، آدویتا ودانتا [9] ، وجود دارد که آن را به یکی از قویترین پادزهرها برای استرس، تنهایی و جستجوی بیوقفه جامعه مدرن (برای معنا) تبدیل میکند؟ نوشتار این هفته «خرد باستانی» به پاسخ به این گونه سوالها خواهد پرداخت و فرصتی برای نگاه کردن به آینه و دیدن کسی است که به شما نگاه میکند.
مشکل جدایی
فرضیات زیر در مورد زندگی را میتوان به عنوان باور جدایی نامید - هر فرد یک «خود» [10] دارد؛ در حالی که هر چیز دیگری خارج از «خود» فردی او بود و باشِ خود را دارد. بنابراین، هر فرد یک «خود» جداگانه و فردیتیافته است؛ در یک جهان بزرگ و بیتفاوت، آنها باید زنده بمانند، معنی خود را کشف کنند و در پایان بمیرند. این احساس جدایی ریشه تمام رنج آدمیست. این همان چیزی است که ایجاد ترس میکند، چرا که جهان بزرگ است و شما در برابر آن کوچکید. این همان چیزی است که آرزوها را ایجاد میکند، چراکه شما احساس ناکامل بودن میکنید و برای کامل شدن نیاز به چیزهایی خارج خود دارید.
زمانی که ادی شانکار در هند زندگی میکرد (سده هشتم میلادی)، چشم انداز معنایی کشور به تعداد زیادی از مسیرهای معنایی تجزیه شده بود. سنت ودایی سالها بود که درگیر آئینهای پیچیده، و الگو رفتارهایی کلیشهایی شده بود که مدتها از فرایند شکلگیری آن گذشته بود. بودائیگری زوال خود را طی میکرد و در حال از دست دادن حامیانش بود. مردم در جستجوی پاسخ به سوالهای خود بودند، و آن را در جاهای اشتباه جستجو میکردند، در مراسمات ظاهری، در گفتگوهای اندیشمندانه، و یا در آرزوی زندگی بهتر بعد از مرگ.
ادی شانکار این توانایی را داشت که نشان دهد، تمام این رفتارهای اشتباه جریان دارد، و در سردرگمی معنوی امروزین آدمیان موثرند، او همچنین این حقیقت را به رسمیت شناخت که فرضیات مرتبط با جستجوی بیداری و روشن بینی الهی [11] گمراه کننده هستند. وقتی فردی در حال جستجوی بیداری و روشن بینی الهی است، آن فرد قادر به کشف الوهیت [12] نخواهد بود، مگر اینکه آن جستجوگر آگاه شود که خود، در واقع منبع الوهیت است.
فلسفه غیر دوگانگی [13] (و یا عدم وجود دوالیسم)
آدویتا ودانتا در شکل کامل خود و اندیشهایی قابل فهم به وسیله شانکارآچاریا توسعه داده و نظاممند شد. آدوایت اغلب به در معنای ادبی و تحتاللفظی خود «نه دو» [14] یا «غیر دوگانگی» [15] ترجمه میشود، و این در حالیست که بر اساس جمعبندی وداها [16] ، یعنی قدیمیترین نوشتارهای معنوی هند، و به ویژه اوپانیشادها [17] ، این مفهوم بنا شده است؛ در این معنی، ادویتا ودانتا را در یک جمله میتوان در این اندیشه و ایده خلاصه کرد که یک واقعیت وجود دارد و آن همانا تویی.[18] برای دانستن این که چطور شنکارآچاریا به این جمعبندی رسید، ما باید به سه ستون پایه فلسفه او نظری بیندازیم.
سه ستون ادویتا ودانتا
شنکارآچاریا بیان داشت که تنها واقعیت این جهان برهمن است. بنابراین، برهمن نمیتواند به عنوان یک شخصیت طبیعی شکل یابد (مثل رود، خورشید و...)، مثل خدایی که از بالا و در آسمان بر زیر حکمرانی کند، برای این که برهمن یک خودآگاهی بیپایان و جامع [21] است که زمینه، و حد و مرزی ندارد [22] . آن همان پسزمینهای خاموش و بی تغییر است که کل نمایش جهان در برابر آن اجرا میشود. او نه آغاز دارد و نه پایان، نه شکل درد و نه محدودیت. او تنها چیزی هست که واقعا وجود دارد، زیرا آن تنها چیزی است که هرگز تغییری ندارد.
اگر برهمن همه واقعیت است، پس آن «چیزهایی» [25] که ما در اطراف خود میبینیم چیستند؟ در مورد درختان، شهرها، مردم، شادی و غم چطور؟ شانکارآچاریا در مورد همه اینها در مبحث مایا توضیح میدهد، که معمولا به عنوان توهم ترجمه میشود اما بهتر است به عنوان نمود و بروز [26] ترجمه شود. در حالی که عقیده بود و باش جهان کاذب نیست، اما باید توجه داشت که جهان همه چیز را مستقیما نمود و بروز نمیدهد. شانکاراچاریا از تشبیه معروف مار و طناب استفاده میکند، جایی که ممکن است در یک جاده تاریک باشید و چیزی را ببینید که روی زمین پیچیده شده است و شما با ترس به عقب میپرید و فکر میکنید که آن یک مار است. ترسیدهای، ضربان قلبت تند شده و کف دستهایت عرق کردهاند، چون فکر میکردی مار است. اما وقتی نوری به آن میاندازی، متوجه میشوی که یک تکه طناب است. هرگز ماری وجود نداشته است؛ این تصویری از ایدهی مار بر واقعیت طناب بوده است. به همین ترتیب، دنیای اشیاء جداگانه و خودهای فردی، تصویری است که بر واقعیت واحد برهمن قرار گرفته است.
این بخش از ستون سوم اندیشه شانکارآچاریا گویای رهاییبخشترین و رادیکالترین دیدگاه آدویتا ودانتا میشود. اگر برهمن تنها واقعیت هست، و جهان این چنین نمود و بروز دارد، بنابراین یک نوع جدایی بین ما انسانها وجود دارد، پس این چه معنا برای شما خواهد بود؟
شما نباید تن باشید، چراکه تن تغییر میکند و میمیرد. شما نمیتوانید ذهن باشید، زیرا ذهن بر پایه اندیشههای گذشته و احساسات گذرا استوار است. حقیقت خود واقعی شما، همان آگاهی ناب از بود و باش خود شماست، مشاهدهگری ساکت بر همه چیز، و هر آنچه که شما تجربهاش میکنید، خواننده همه کلماتی که شما آنرا امروز خواندید، آن همان روح (آتمن) [29] شماست. کشف نهایی شانکارآچاریا همین است که برهمن و روح هر دو یک چیز واحدند.
اندیشههای او هنوز معتبر و مرتبط است
در این عصر پرشتابِ بحران هویت مداوم و جستجوی هدف، ما تلاش میکنیم تا از طریق شغل، روابط، رسانههای اجتماعی و دستاوردهایمان، هویت خود را بسازیم. در نهایت هم شکست خواهیم خورد. مهم نیست چقدر برای ساختن هویت خود تلاش میکنید، هر آنچه را که در سطح مادیِ همواره در حال تغییر، خلق میکنید، در برههای از زمان محکوم به نابودی است.
ادویتا ودانتا احساسی از آرامش و آسودگی از این هم کارها و دلمشغولیها به شما عرضه میدارد. شما نباید و لازم نیست که خود را خلق کنید، زیرا شما خود کامل، جاودانه و عالی هستید. شما نباید به دنبال معنا باشید، زیرا این شما خود شما هستید که معنی را خلق میکنید. شما نباید از مرگ بترسید، چراکه حقیقت طبیعی شما زاده نشده که بمیرد، جاودانه است.
ادویتا ودانتا به ما نمیآموزد که از جهان دوری کنیم و از آن جدا باشیم و با زندگی خود در تعامل نباشیم. با آگاهی کامل، وقتی شما درک کنید، همان آگاهی که از چشمان شما میگذرد، از چشمان هر فردی که با او روبروئید نیز میگذرد، حس شفقت شما به دیگران، دیگر یک وظیفه اجتماعی نیست؛ بلکه این صرفاً یک واقعیت است. شما همسایه خود را دوست دارید، و این به هیچ دلیلی نیست الا اینکه آن همسایه، به معنای واقعی کلمه، همان خود شما هستید! (او و تو یکی و یکتا و از یک جنس هستید).
سه تمرین برای تجربه غیر دوگانگی
آدویتا ودانتا بیش از یک ایده به تنهایی است، چیزی است که شما دقیقا تجربه میکنید. موارد سه گانه زیر، راههای متفاوتی است برای آوردن ادویتا در زندگی روزمره شماست.
- تمرین نه این نه آن [30]
این تکنیک باستانی یک برانداز شخصی است و برای این استفاده میشود تا به شما نشان دهد که شما واقعا چگونهاید. وقتی به شدت با یک احساس، اندیشه یا حس فیزیکی همذاتپنداری میکنید، با صدای بلند یا در درون خود بگویید : «میدانم این احساس وجود دارد، بنابراین نمیتوانم همان باشم.» به حذف تمام موارد قابل مشاهده (بدن، ذهن، نقشها، گذشته) ادامه دهید، و آنچه را که پس از حذف هر آنچه که میتوان دید، باقی میماند، مشاهده کنید. آنچه پس از رفتن همه این چیزها باقی خواهد ماند، شاهد خاموش [31] است.
- تمرین شاهد خاموش
در طول روز، تلاش کنید یک مشاهده گر باشید، به جای یک کنشگر. در حالی که مشغول کارهایی همچن قدم زدن، خوردن، و یا کار کردن هستید، خود را نظارهگر این وقایع بر روی صفحه نمایش در نظر بگیرید. توجه کنید که ذهنتان چگونه دائماً سخن میگوید و قضاوت میکند؛ با این حال، درگیر آن نشوید؛ فقط آن را تماشا کنید. با توسعه جنبه «شاهد خاموش» وجود خود، به آرامی درام مایا را پشت سر خواهید گذاشت و با آرامش با روح (آتمن) خود ارتباط برقرار خواهید کرد.
- تمرین دیدن یکی در بسیاری [32]
وقتی با فرد دیگری سخن میگویید، با خود بیندیشید که «آگاهی در آنها، همان آگاهی موجود در من است.» با ایجاد این تغییر کوچک در ادارک خود، شما توهم جدایی را حل خواهید کرد احساس ژرفی از همدلی و ارتباط را در خود پرورش خواهید داد.
پایان جستجو
آتش برای هزاران سال است که میسوزاند. مهمترین سفری که هر انسانی میتواند طی کند، کشف خود واقعیمان است، که تنها یک میلیمتر با خودِ ادراکشدهمان فاصله دارد. ما زندگی خود را وقف جستجوی خدا، آرامش و معنا در زندگی کردهایم. پیام شانکاراچاریا ساده است: دست از نگاه به اطراف بردار. به خودت نگاه کن، آی کسی که در جستجوی چیزی هستی. آنچه میجویی در درون خودت است.
شاهرود - چهار شنبه 20 خرداد 1405، 10 Jun 2026، روز 103 جنگ امریکا و اسراییل با ایران، روز 65 آتش بس
در پایان این ترجمه، چند سخن از این اندیشور هندی خواهیم شنید:
حواس و ذهنت را مهار کن و خداوند را در قلبت ببین.
دنیا، مانند رویایی پر از دلبستگیها و بیزاریها، تا زمان بیداری واقعی به نظر میرسد.
به مال و ثروت، به قوم و خویشان و دوستان و به جوانی مغرور مشو. همه اینها در یک چشم به هم زدن به دست زمان ربوده میشوند. از این دنیای وهمآلود دست بکش، به حقیقت متعال دست یاب.
واقعیت را تنها میتوان با چشم فهم تجربه کرد، نه فقط توسط یک اندیشمند.
وقتی آخرین نفست میرسد، دیگر از دستور زبان هیچ کاری ساخته نیست.
اندیشه در حقیقت چیست؟ این اعتقاد راسخ است که خود حقیقی است و هر چیزی غیر از آن غیر حقیقی.
فضا به دلیل اشکال فراوان موجود در آن، شکسته و متنوع به نظر میرسد. اشکال را حذف کنید تا فضای خالص باقی بماند. در مورد خودِ حاضر در همه جا نیز همینطور است.
[1] - Adi Shankaracharya
[2] - Veda دوره ودایی، دوره اولیه ادیان آریایی هند است که در این مرحله پرستش مظاهر طبیعی است که شامل عناصر شکلی و اولیه پرستش است که این موارد در نوشتارهای ودایی گرد آمده است که عبور از این دوره را امثال ادی شانکارآچاریا رقم زدند.
[3] - Ancient Origins ریشه های باستانی
[4] - IOANNIS SYRIGOS دکتر یوانیس (جان) سیریگوس، مالک مشترک و مدیر عامل شرکت Ancient Origins است. یوانیس مهندس کامپیوتر و برق با مدرک دکترا در هوش مصنوعی، مدرس، کاوشگر و محقق است. او علاقه شخصی به تاریخ باستان، اسطورهشناسی، انسانشناسی و نجوم دارد و علاقه خاصی به فرهنگ عامه پیرامون مکانهای باستانی، آنطور که توسط مردم بومی محلی روایت میشود، دارد. ایوانیس سفرهای اکتشافی و تحقیقاتی در مناطق دورافتاده اکوادور، کلمبیا و پرو، از جمله سیوداد پریدیدا (شهر گمشده) در جنگل کلمبیا و مجموعه غارهای تایوس در جنگل آمازون اکوادور، شبکهای وسیع از غارهای زیرزمینی که قبلاً آثار باستانی در آن یافت شده بود، اما تعداد بسیار کمی از آنها رسماً کاوش شده است، انجام داده است. یکی از سفرهای اکتشافی او منجر به ربوده شدن او و یکی از همکارانش توسط یک قبیله پس از ورود ناخواسته به قلمرو آنها شد. آنها محاکمه شدند اما موفق به مذاکره برای آزادی خود شدند. ایوانیس در حال حاضر در حال بررسی مکانهای باستانی در سراسر ایرلند است، جایی که در حال حاضر مستقر است.
[5] - The Sage Who Said You Are God: How Adi Shankaracharya's Non-Duality Can End Your Search for Meaning
[6] - the way to heaven
[7] - pleasing the Gods
[8] - waking up
[9] - Advaita Vedanta
[10] - self
[11] - divine enlightenment
[12] - divine
[13] - Non-Duality
[14] - not-two
[15] - non-duality
[16] - Vedas
[17] - Upanishads
[18] - there is but one reality, and that is you.
[19] - Brahman
[20] - The One Reality
[21] - complete and unending consciousness
[22] - آنگونه که جلال الدین بلخی می فرمایند : «صورت از بی صورتی آمد برون»
[23] - Maya
[24] - The Veil of Illusion
[25] - stuff
[26] - appearance
[27] - Tat Tvam Asi
[28] - That Thou Art
[29] - Atman اصل حیات معنوی جهان، به ویژه هنگامی که به عنوان امری ذاتی در خود واقعی فرد در نظر گرفته شود.
[30] - The Practice of Neti Neti (Not This, Not That)
[31] - the Silent Witness
[32] - The Practice of Seeing the One in the Many
«آزادی بدون قدرت حمایت از آن، و در صورت لزوم دفاع از آن، یک توهم بیرحمانه خواهد بود. قدرت دفاع از آزادی تنها ناشی از صنعتی شدن گسترده، و تزریق علم و فناوری مدرن به زندگی اقتصادی کشور میسر است.»
جمشید نوشیروان تاتا (1839-1904 م)
موج مهاجرت ایرانیان به کشورها و مناطق دیگر همچنان ادامه دارد، و شدت بی سابقه ایی هم به خود گرفته است، و این روزها سخن از چندین میلیون ایرانی است، که در یک روندِ چند دهه ایی کشورهای نیم کره غربی را پناهگاهی مناسب برای خود در نظر گرفته، آرزو و آینده خود، و فرزندان شان را در آنجا جستجو کرده و می کنند.
ایرانیانی که امید از بهبودِ اوضاع در سرزمین خود بریده، هرچه داشتند را رها کرده، راهی سرزمین دیگران شده و می شوند، تا در آنجا زندگی خود را بر اساس استانداردهایی که آن فرهنگ و سرزمین جدید به آنان، زندگی و فرزندان شان تحمیل می کند، بسازند، و تن به این امر هم می دهند، چرا که خود را مجبور می بینند، فرایندی که بارها دامنگیر این مردمان شده است.
وقتی موبدان و پادشاهان امپراتوری ساسانی، در کنار هم وحدت هدف یافتند، و اولویت اول شان حفظ دین و سازمان شان، که به اوجب واجبات شان تبدیل شد، و مردم شان در درجه چهارم اهمیت قرار دادند، زمینه شکست ایران و ایرانیان را فراهم کردند، و بدین ترتیب ویرانی ملک و ملت کلید زده شد، و مهاجمانی در آن سوی مرزهای ایران را، به طمع تسخیر این مُلک انداخت، و در این جدایی بین حاکمیت و ملت بود که پیروزی مهاجمانی از راه رسیده، تضمین شد، و نه شاه ماند، نه موبد، و حتی نه دین؛ و فاتحین ماندند و این مردمِ به حاشیه رانده شده از قبل، و مشتخور کسانی که مست پیروزی و قدرت هر چه خواستند با این مردم کردند و...
اما گروه هایی از این مردم، تسلیم مهاجمان نشدند، راه مهاجرت را در پیش گرفتند، پارسیان متواری از ایران، در 1200 سال قبل، از آن دسته ایرانیان اند، که در راه گریز وقتی به ساحل گجرات، در هندوستان رسیدند، مجبور شدند شروط و استانداردهای حاکم این منطقه را، از جمله بکارگیری زبان گجراتی، پوشیدن سبک لباس زنان منطقه و... را بپذیرند، تا اجازه یابند، در این سرزمین بیگانه اقامت گزینند، و البته دین و مرام و سازمان قومی خود را بتوانند حفظ کنند؛ و چقدر غمناک است که انسانی برای حفظ دین و مرام، و یا تفکر خود، مجبور شود سرزمین آبا و اجدادی اش را رها کند، و تن به خطرات راه سفری این چنین دراز، دشوار، و با آینده ایی نامشخص دهد.
به هر تقدیر ایرانیان نشان داده اند، هر جا که رفته اند، آنرا آباد کرده و ساخته اند، و آثاری گرانقدر از خود بر جای نهاده اند، و در این میان، این تنها مام میهن، ایران عزیز بود، که از این تاراج، که بر مُلک و مردمش رفت، متضرر گردید، و البته این میزبانان مهاجرپذیر بودند، که از برکت این مهاجرت ها، و مهاجرینِ با کیفیت، و صاحب فکر و تمدن، به بلنداها دست یافتند.

تولید اتومبیل، ابزار دفاع و نظامی، جواهرات، مواد شیمیایی، محصولات الکترونیکی، لوازم خانگی، انرژی، فناوری اطلاعات، خدمات هواپیمایی، خدمات مشاوره، هتلداری، تنها بخشی از خدمات هلدینگ بزرگ تاتا (TATA Sons) است که با 100 شرکت وابسته، و با بیش از یک میلیون کارمند، در آمدی در حدود 165 میلیارد دلار را، تنها برای سال 2024 برای آن پیش بینی کرده اند، رقمی که از کل در آمد سالانه کنونی کشور ایران نیز بیشتر است.
محصولات این شرکت تمام مناطق هند، یعنی پرجمعیت ترین کشور جهان را، در زیر سیطره نفوذ و گسترش خود دارد؛ خانواده تاتا، یکی از هزاران خانواده مهاجر ایرانی به هند هستند، که همچنین در بنیانگذاری برنامه هسته ایی، راه آهن، تا پایه گذاری بنیان های علمی و صنعتی هند همچون ذوب آهن، و یا هتل سازی و... نیز دخالت موثر داشته اند،
که در زمینه هتلداری تنها هتل «تاج محل» ساخته شده در ساحل منطقه کولابا، یا همان منهتن شهر بمبیی را، می تواند نماد هتل سازی هند، نگین ارزشمند انگشتر شهر بمبیی و خانواده تاتا در هند دانست، که شوکت و عظمت خود را از زمان ساخت و افتتاح آن در سال 1903، تاکنون حفظ کرده، و میزبان بسیاری از رهبران ارشد جهان همچون، محمد علی جناح، بیل کلینتون، ملکه ویکتوریا، محمد رضا شاه پهلوی، باراک اوباما و... بوده است، و این چنین است که خاندان تاتا در هر زمینه ایی دست گذاشتند، هند را مدیون این خانواده پارسی و زرتشتی ساختند، یعنی چند نسل از خاندان تاتا که آمدند و به هند خدمت کردند و رفتند.
این حقیقت خیره کننده را، این روزها در واکنش ها به مرگ آقای راتان تاتا، یکی از بزرگان این خاندان می توان دید، که در چرخه صنعت و اقتصاد هند، متوازعانه، چه نقش برجسته ایی داشته و دارد، و این نشان می دهد که هندی ها با پذیرش مهاجرانی از برادران آریایی خود از ایران، زمینه رشد و توسعه کشور خود را نیز، توسط این مهاجرین مستاصل، فراهم کردند، و امروزه میوه محبت خود در حق مهاجرانی متواری را، که پناه می خواستند، و پناه شان دادند را، بر می چیند.
(قابل توجه هموطنان ایرانی ام، که از حضور برادران همزبان، همکیش، هم نسل، هم فرهنگ، هم تاریخ و... و متواری خود، از سرزمین خراسان باستان ایران (افغانستان)، که موقتا از ظلم طالبان فاشیست، قومیت گرا، خشک مغز و سخت گیر فرار کرده، و ایران را مقصدِ پناه و فرارِ خود قرار داده اند، و در این سو با بی مهری برخی، در ایرانیان مواجهه می شوند.)
اعلام یک روز عزای عمومی، نیمه برافراشته نگه داشتن پرچم هند، در ایالت بزرگ و راهبردی مهاراشترای هند، که اگر دهلی را پایتخت سیاسی هند در نظر بگیریم، بدون شک شهر بمبئی (مرکز این ایالت) پایتخت اقتصاد، سرمایه و صنعت هند محسوب می شود، که به همراه ایالت جهارکند، به احترام این صنعتگر بزرگ هندی که «ایالت عقب مانده ایی همچون جهارکند را شهرت جهانی بخشید» اعلام عزای عمومی کردند.
مرگ آقای راتان ناوال تاتا (2024-1937)، مدیر ارشد و بزرگ خاندان پارسی تاتا که "یک رهبر واقعاً غیر معمول بود که مشارکت فوق العاده او نه تنها گروه تاتا، بلکه ساختار ملت هند را نیز شکل داد" [1] ، جامعه صنعتی، اقتصادی و دلسوزان سیاسی این کشور را عزادار کرد.
او که در روز چهارشنبه 18 مهرماه 1403 در 86 سالگی دیده از جهان فرو بست، اما واکنش ها به خبر مرگ او در جامعه هند و بین الملل، از نفوذ شخصی او که خود را "وقف بشردوستی و توسعه جامعه" هند کرده بود، حکایت دارد، نفوذ این خاندان زرتشتی، و اقلیت ناچیز اما قدرتمند پارسی در ساختار اقتصاد، صنعت، علم، خدمات و فن آوری هند را نشان داد. راتان تاتا از سال 1991 تا 2012 راهبری گروه عظیم تاتا را عهده دار شد، که این ریاست را به کوروش میستری از شرکای دیگر زرتشتی خود محول نمود، اما در سال 2016 با برکناری میستری توسط هیات مدیره شرکت، به عنوان رئیس موقت، دوباره به مدیریت خود بازگشت.
ایرانیان عمدتا در سه مقطع تاریخی، هندوستان را به عنوان یک کشور مهاجرپذیر، در همسایگی شرقی خود به عنوان مقصد مهاجرت انتخاب کردند، و جمعیت قابل توجهی، عمدتا برای حفظ دین و مرام خود، که در اثر محدودیت هایی که در کشور خود با آن مواجه بودند، به ناچار راهی سرزمین «بهارات» شدند، تاریخ گواهی می دهد که در هر سه مقطعِ مهمِ برخاستن موج مهاجرت ایرانیان به هند، فاکتور مذهب در اوج نقش آفرینی خود در جامعه ایران بود، و ناچار باید اعتراف کرد که تبدیل به یکی از دلایل عمده مهاجرت ایرانیان به هند گردید؛
حداقل در نخستین موج مهاجرت ایرانیان زرتشتی به هند، که در سده دوم هجری اتفاق افتاد، موضوع دین و مذهب نقش اصلی را داشت، و این زمانی است که حملات اعراب به منطقه طبرستان و ایالت هیرکانا (گلستان و مازندران فعلی)، برای تبدیل این آخرین مناطق ایران به سیطره سرزمین های فتح شده اسلامی جریان داشت، تا پس از به انقیاد درآمدن این مناطق باقی مانده از امپراتوری ساسانی که تن به تسلیم نمی دادند، پس از تسخیر، تبدیل ایران زرتشتی، به سرزمینی اسلامی شدت گیرد، و این باعث شد که آن دسته از ایرانیان معتقد به دین زرتشت، که تا پیش از این، یک امپراتوری از جمعیت زرتشتی را تشکیل می دادند، و اکنون حاضر به تغییر دین خود، به دین اسلام نبودند، مجبور به فرار و مهاجرت از سرزمین خود شوند.
برخی از این ایرانیان هند را مقصد اقامت جدید خود برگزیدند، در حالی که هرگز نمی دانستند همین مهاجرت، بعدها آنان را به بزرگترین جزیره زرتشتیان جهان تبدیل خواهد کرد، و از این رو بود که یکی از شاخه های زرتشتی مهاجر به هند، عده ایی از اهالی ایالت هیرکانای باستان، و از منطقه شهر ساری کنونی اند، که به ایالت گجرات هند مهاجرت کرده، و شهر نوساری (Navsari) را که همان ساری جدید است را، در آنجا برای خود بنا نهادند، اینان اکنون به پارسیان هند مشهورند، و کسانی را شامل می شوند، که در واقع بزرگترین تجمع زرتشتیان جهان را تشکیل داده اند، در حالی که تنها 70 هزار نفر بیش نیستند!
تاسفبار است که جمعیت زرتشتیان در کل جهان آنقدر آب رفته است، که اکنون تنها سیصد هزار نفر بیشتر تخمین زده نمی شود، که نزدیک به سی درصد این جمعیتِ محدودِ بازمانده از یک امپراتوری بزرگ از زرتشتیان، که در زمان ساسانیان بر بخش بزرگی از جهان متمدن آنروز حاکم بودند، یعنی حدود 70 هزار نفر را در ایالت مهاراشترا و شهر بمبئی و اطراف در خود جا داده است [2] اما حضور اندک پارسیان باقی مانده از ایران باستان، در این منطقه، بسیار بارز و البته مهم است، چرا که از نظر اقتصادی اقلیتی با نفوذ در ساختار اقتصاد و صنعت هند به شمار میآیند.
چنین آماری تاسفباری، خود نشانگر آب رفتن جمعیتی بزرگ از پیروان زرتشت یکتاپرست تاریخ ایران است، که زمانی به وسعت یک امپراتوری بزرگ و بی نظیر در جهان بودند، و اکنون به جزیره هایی بسیار کوچک، از جوامع دینی و فرهنگیِ ناچیز تقلیل یافته اند، که متاسفانه جمعتی 70 هزار نفره، بزرگترین اجتماع آنان در جهان به شمار می رود! ایرانیانی که مرام و فرهنگ ایران باستان خود را حفظ کرده اند؛ کسانی که خود را از بهدینان می دانند، و توانسته اند بر هویت فرهنگی و دینی خود باقی مانده، آن را تحویل آیندگان دهند.
چرا که از انسجام خاصی برخوردار بودند، و سیاست مناسبی را برای بقای اقلیت خود در جامعه اکثریت هند اتخاذ کردند، و با گذشت نزدیک به ۱۲۰۰ سال، بسیاری از سنن ایرانی را حفظ و نگهداری می کنند. اما متاسفانه همین جمعیت ناچیز هم، در معرض خطر نابودی قرار دارد، چرا که امروزه جامعه پارسی به دلیل بالا رفتن سن ازدواج، افزایش میزان طلاق و بسته بودن جامعه آنان به روی غیر پارسیان و پارهایی علل و عوامل دیگر، روز به روز در حال کوچکتر شدن است.
موج دوم مهاجرت ایرانیان به هند، در زمان حاکمیت سلسله صفویان در ایران صورت گرفت، که این سلسله را می توان اوج شیعه گری در ایران دانست، مهاجران جدید ایرانی به هند شامل شهروندان، اندیشمندان، شعرا، دانشمندان و ایرانیانی بود که دربار گورکانیان (که به مغولان نامیده می شوند) هند را مقصد مهاجرت خود انتخاب کردند، امپراتوری پارسی زبانی که، هند را به عرصه فرهنگ و زبان پارسی تبدیل کرد، و تولیدات پارسی این دوره، در زمینه زبان و ادب پارسی خیره کننده و بس عظیم است، و در همین زمان بود که هند، بعد از اسلام، به یکی از خیره کننده ترین سیستم های حاکمیتی، از لحاظ ثروت و سیستم حکومتی، با آثار و تولیدات عظیم فرهنگی تبدیل شد، بناهای این دوره، امروزه سمبل هند هستند، مثل بنای مهم تاج محل در شهر آگرا و... که این مهاجرت ها تا زمان قاجار نیز کم و بیش ادامه یافت، و از جمله، از جمعی از مردم یزد می توان یاد کرد، که به مهاجرین دیگر ایرانی در هند پیوستند و...
و آخرین موج مهاجرین ایرانی به هند را، متقاضیان تحصیلات عالی تشکیل دادند که با وقوع انقلاب اسلامی و برخاستن خیزش کسب مدارج علمی، و عدم وجود ظرفیت دانشگاهی کافی در کشور، به واسطه اجرای انقلاب فرهنگی، اخراج اساتید و...، دانشگاه های هند را به مقصد تحصیل خود تبدیل، و در آنجا اقامت گزیدند.
اما آنچه برجسته ترین جامعه ایرانیان را، در بزرگترین دمکراسی، و پرجمعیت ترین کشور جهان، یعنی هند به رخ می کشد، نقش بزرگی است که در اقتصاد، صنعت و فناوری هند دارند. در این بین یکی از بزرگترین خاندان های زرتشتی، خاندان «تاتا» هستند، که بعد از مهاجرت به هند، برای 800 سال جامعه ایی کشاورزی را در هند تاسیس و اداره کردند، اما با ورود صنعت به هند، در زمان حاکمیت بریتانیایی ها، در این زمینه نیز بسیار فعال شدند، و خود یک ستون صنعتی شدن هند بودند، و با تحرک جناب جمشید تاتا [3] ، گروه تاتا به مرور شکل گرفت، و پیش رفت تا به این مرحله از رشد و شکوفایی دست یافت، باشد که از گزند روزگار محفوظ بماند.
این گروه صنعتی که در سال 1868 م توسط شخص وی شکل گرفت، امروز تنها بخشی از خانواده عظیم تاتا را تشکیل می دهد، چرا که به یک شرکت خوشه ایی و چند ملیتی تبدیل شده است که با مرکزیت شهر بمبئی فعالیت دارد. تاتا اکنون بزرگترین هلدینگ خصوصی هند است، که از شرکتهای شناخته شده این گروه میتوان به شرکت های تاتا موتورز، تاتا استیل، خدمات مشاوره تاتا، هتلهای تاج، جگوار کارز، لندرور، تاتا پاور و تاتا دوو و... اشاره کرد. [4]
شرکت پسران تاتا، شرکت هلدینگ سرمایه گذاری اصلی و حامی شرکت های تحت نظر تاتا است. 66٪ از سرمایه سهام این شرکت توسط تراست های بشردوستانه، در بخش آموزش، سلامت، تولید، معیشت، هنر و فرهنگ حمایت می کنند، و البته هر شرکت در مجموعه تاتا، به طور مستقل، تحت هدایت و نظارت هیئت مدیره خود، فعالیت دارند.
فقدان راتان تاتا در چهارشنبه گذشته، یکبار دیگر پارسیان هند را در دید و نظر دیگران قرار داد، و واکنش هایی را برانگیخت که روح انسان مدارانه ایرانیان را هم به رخ جهانیان کشید، به طوری که پیام های تسلیت رهبران اقتصاد، سیاست و صنعت هند، بار دیگر به فروتنی، جوانمردی، انسان دوستی، نوع جویی، فرهنگ کار و تلاش ایرانی و... متوجه شد، و این عنصر قدرتمند در خاندان تاتا که در واقع ویژگی فرهنگی ایرانیان نیز در مجموع می باشد، تاکید دارد.
در مراسم تشیع او که در محل برگزاری رسمی اینگونه مراسمات در ورلی (Worli) در شهر بندری و بزرگترین شهر هند یعنی بمبئی صورت گرفت، ابتدا با ادای احترام نظامی پلیس و تشریفات ایالتی همراه بود، و تابوت حامل جسد وی در گل های سپید (رنگ سپید نماد ایرانیان اصیل است) پیچیده شده و از خانه او به این مکان حمل شد، تا برای ادای احترام عمومی به این مرد عرصه صنعت، اقتصاد و فن آوری هند آماده شود، او که بیمارستان بریچ کندی بمبئی را آخرین ایستگاه سفر این دنیایی خود قرار داد.
نخست وزیر هند آقای نارندرا مودی همانروز در تماس با برادرش، نوئل تاتا (Noel Tata) این حادثه را تسلیت گفت، و راتان را «یک رهبر تجاری بینا، یک روح دلسوز و مهربان، و یک انسان فوق العاده» توصیف کرد، و به او ادای احترام کرد و از منحصر به فردترین جنبههای شخصیتی او یعنی «اشتیاق به رویاهای بزرگ» یاد کرد، که «در صف مقدم اهدافی مانند آموزش، مراقبت های بهداشتی، بهداشت و رفاه حیوانات» در هند بود.
مودی گفت تاتا رهبری پایداری را برای یکی از قدیمیترین، و معتبرترین مجموعه های تجاری هند به نام گروه تاتا فراهم کرد و در عین حال سهم او بسیار فراتر از اتاق هیات مدیره بود. نخست وزیر هند افزود، «او به لطف فروتنی، مهربانی و تعهد تزلزل ناپذیرش برای بهتر کردن جامعه، خود را در خدمت بسیاری از مردم ما قرار داده است» نارندرا مودی اضافه کرد «زمانی که سروزیر بودم، اغلب در گجرات او را ملاقات می کردم و در مورد موضوعات مختلف تبادل نظر کردیم. دیدگاه های او را بسیار غنی یافتم. این تعاملات زمانی که به دهلی آمدم (نخست وزیری) ادامه یافت. درگذشت او به شدت دردناک است. در غم او من با خانواده، دوستان و ستایشگران او در این ساعت غم انگیز شریکم، روحش را خداوند شاد کند.» نخست وزیر به دلیل شرکت در اجلاس کشورهای «آسه آن» عازم خارج از کشور بود، لذا در مراسم تشییع راتان تاتا شرکت نکرد و آمیت شاه، فرد دوم کابینه دولت حزب BJP به نیابت از نخست وزیر در این مراسم حضور یافت.
حزب کنگره، حزب اپوزیسیون در مجلس هند، و از جمله سکاندار آن آقای راهول گاندی و دیگر مقامات اصلی آن، از جمله مان موهان سینگ، نخست وزیر سابق این حزب و... نیز ضمن اعلام غم عمیق خود از راتان تاتا به عنوان «غول صنعت هند، و بشردوستی که چشم انداز شرکت های هندی را شکل داد» یاد کردند.
گروه های ملیگرای هندو که اینک حاکمیت را در دهلی به دست دارند نیز، به این مرگ و فقدان واکنش نشان دادند، گروه هایی که در فلسفه سیاسی و فرهنگی خود، طبق تعالیم بنیانگذاران آن، مذاهبی با خاستگاه غیرهندی را «دیگران» می دانند، و خواهان پاکسازی هند از اینگونه فرهنگ و مذاهب (اسلام، مسیحیت و...) هستند، که باید هندی های گرویده به این ادیان را، به دین های هندی خود باز گرداند و...،
و از جمله گروه اصلی و مادر آنها، یعنی گروه RSS به این مرگ و فقدان، برخوردی مثبت داشتند، چرا که زرتشتیان و هندوها، عموزاده های هم فرهنگ، هم کیش و هم نژاد تلقی می شوند، این دو خود را از نژاد آریایی اصیل، و با فرهنگ مشترک باستانی می دانند، و از یک ریشه که در عمق تاریخ به هم اتصال می یابد، هستند.
در همین رابطه موهان بهاگوات رهبر گروه داوطلبان ملی (RSS)، فقدان این رهبر صنعتی هند را که به خاطر اقدامات و تفکر منحصر به فردش، الهام بخش خواند، آن را تسلیت گفت و عنوان داشت که راتان تاتا «به رغم دست یافتن به قله ها (ثروت و موقعیت)، سبک سادگی و فروتنی اش مثال زدنی بود» و هند گوهری گرانقدر را از دست داد. «او که استانداردهای بسیار خوبی را در بخش های مهم صنعت همراه با ابتکارات جدید و موثر ایجاد کرد. همکاری و مشارکت مستمر ایشان در انواع کارها به نفع جامعه باقی ماند. چه در مسئله وحدت و امنیت ملی باشد و چه هر جنبه ای از توسعه یا رفاه کارکنان شاغل؛ جناب راتان با تفکر و کار منحصر به فرد خود الهام بخش باقی ماند. ما تهنیت و احترام قلبی خود را تقدیم ایشان کرده و از خداوند خواهان آرامش برای روح از بدن جدا شده اش هستیم.»
لازم به ذکر است که راتان تاتا، بهاگوات را در هیجده آوریل 2019 در دفتر مرکزی سازمان RSS در شهر ناگپور ایالت مهاراشترا ملاقات کرده بود، شهر ناگپور یکی از مناطق فعالیت آغازین شرکت تاتا، در زمان بنیانگذاری این شرکت توسط سِر جمشید تاتا بوده است. که این دومین دیدار این صنعتگر هندی از این دفتر بود. اولین دیدار مربوطه به 28 دسامبر سال 2016، در تولد 79 سالگی تاتا، وقتی اتفاق افتاد که در یک نبرد تلخ در اتاق هیئت مدیره تاتا با کوروش میستری، رئیس برکنار شده این شرکت بود، و کار مدیریت گروه تاتا قفل شده بود.
پس از درگذشت راتان تاتا، رئیس افسانهای گروه تاتا، جامعه تجاری در ایالت بنگال غربی، اودیسا و سراسر هند در سوگواری به سر میبرد. و ادای احترام رهبران صنعت و سازمان ها به او جریان یافت، و ابراز تاسف عمیق و تحسین خود را برای میراث تاتا ابراز می دارند. رهبری تحول آفرینی که درآمد گروه تجاری تاتا را از 4 میلیارد دلار در زمان آغاز کار خود، به بیش از 100 میلیارد دلار، در دوره مدیریت خود افزایش داد.
برای مردم شهر صنعتی جمشیدپور، که بنای این شهر توسط جمشید تاتا، بنیانگذار این شرکت گذاشته شد، تاتا فقط یک شرکت نیست، بلکه یک هویت اولیه است. کارمندان شرکت تاتا از مرگ او با اندوهی عمیق یاد می کنند. شهری که به هنگام بنیانگذاری اش، بنیانگذارش آقای جمشید تاتا، به آقای دواراب، فرزند خود عنوان داشت :
«حتما خیابانهای وسیع و کاشته شده با درختان سایه دار، از همه انواع دیگر که سریع رشد میکنند، قرار دهید. مطمئن شوید که فضای کافی برای چمنها و باغها وجود دارد. مناطق زیادی را برای فوتبال، هاکی و پارکها رزرو کنید. مناطق مشخص برای معابد هندو، مساجد محمد و کلیساهای مسیحی در نظر بگیرید.»
راتان تاتا، یک طراح با قابلیت بود، و آروزی ایر ایندیا را محقق کرد. در همکاری با شرکت ایرآسیا هند، و سپس با ویستارا که یک شرکت ایرلاین در ارتباط با سنگاپور ایرلاین است در بخش هواپیمایی نیز فعال شد. «ایر ایندیا»، «ایر ایندیا اکسپرس» و «ویستارا» در روز پنجشنبه به یاد پدرسالار گروه تاتا، راتان تاتا، که هوانوردی به طور ویژه در قلب او بود، در اعلامیههای حین پرواز خود، یاد او را گرامی داشتند. این مقامات روز پنجشنبه گفتند که سه شرکت هواپیمایی مذکور که بخشی از گروه تاتا هستند، در پروازهای خود در طول روز، او را بزرگ خواهند داشت.
راتان تاتا یک رهبر شاخص تجاری بود که به واقع مجسمه انسانیت نیز بود، که روح مهربانی سرمایه داری را متبلور کرد، جاناتان رینولدز، وزیر بازرگانی و تجارت دولت بریتانیا، به راتان تاتا به عنوان «تیتان» دنیای تجارت که نقش بزرگی در شکلدهی صنعت بریتانیا ایفا کرد، ادای احترام کرده است «از شنیدن خبر درگذشت راتان تاتا متأسفم. او واقعاً غول دنیای تجارت و کسی بود که نقش بزرگی در شکل دادن به صنعت بریتانیا داشت». رینولدز گفت: «افکار و دعای من با دوستان، خانواده و همه اعضای گروه تاتا است.»
سونتا ردی، مدیر عامل، بیمارستان های آپولو در هند نیز گفت : «آقای تاتا راه را برای همه شرکت ها نشان داد، تا سود را با هدف و مهر ترکیب کنند. من راه و سیاست مردم دوستانه گروه تاتا را تحسین می کنم. در طی جلسات شخصی، او علاقه عمیق خود را به حمایت از تحقیقات بهداشتی، و یافتن راه حل های بهتر برای درمان سرطان ابراز کرد. چشم انداز مراقبت های بهداشتی عالی هند، برای همه، توسط هر دو شرکت ما (تاتا و آپولو) مشترک بود. وقار و فروتنی او، او را به یک رهبر تجاری مورد احترام جهانی تبدیل کرد.»
وزیر کشور هند، آقای امیت شاه، سروزیر ایالت مهارشترا اکنات شینده، و معاونش دویندرا فدناویس، سروزیر ایالت گجرات، بهوپندارا پاتل، وزیر اقتصاد دولت مرکزی، پیوش گویال، در مراسم احترام نظامی پلیس ایالت مهارشترا در ورلی شرکت کردند، و بر پیکر راتان تاتا ادای احترام نمودند.
امیت شاه در یک پست توئیتری نوشت : «به میلیونها هندی ملحق شدهایم که در مرگ غمانگیز جناب راتان تاتا غمگین شدند. همچنین از طرف نخست وزیر حضرت نارندرا مودی تاج گل گذاشتم».
وزیر خارجه هند، جیشنکار مرگ راتان تاتا را «پایان یک دوره» ارزیابی کرد، او تاتا را در ارتباط عمیق با مدرنیزاسیون صنعت هند دانست، « درگذشت راتان تاتا پایان یک دوران است. او عمیقاً با نوسازی صنعت هند مرتبط بود. و حتی بیشتر از آن با جهانی شدن هند»
سیدارتا موهنتی رئیس شرکت بیمه هند (LIC) نیز عنوان داشت : «حضرت راتان نیوال تاتا، نماد صنعت هند و شخصیت جهانی خیرخواه و با بینش است که زندگی خود را وقف حفظ میراث تاتا کرد، و آن را به نیروگاهی از شیوه های تجاری اخلاقی، نوآوری و بشردوستی تبدیل کرد. از دست دادن او خلایی ایجاد می کند که هرگز نمی توان آن را پر کرد، اما روح او همچنان به جهان الهام می بخشد.»
خاندان امبانی هم به راتان تاتا ادای احترام کردند، ثروتمندترین فرد هندی، آقای موکش امبانی، در آخرین مراسم وداع راتان تاتا در محل برگزاری مراسم عمومی، به همراه خانواده اش حاضر شد ادای احترام کرد و تاج گلی را تقدیم نمود، آقای پیوش گویال وزیر اقتصاد هند را نیز در این مراسم همراهی کرد، او همچنین بلافاصله بعد فوت آقای تاتا، در بیمارستان بریج کندی نیز حاضر شد.
کرتیواسان رئیس شرکت مشاوره ایی تاتا (TCS) عنوان داشت : «خرد، شفقت و تعهد او به ارتقای زندگی میلیون ها نفر، او را در سراسر جهان مورد احترام قرار داد. رهبری قابل توجه او، با ترکیبی منحصر به فرد از فروتنی و اعتماد مشخص شده است، او موهبتی نادر برای ایجاد احساس ارزشمندی و شنیدن در اطرافیانش داشت، و تحسین و احترام همه کسانی را که افتخار آشنایی با او را داشتند را به دست آورد. رویکرد او به رهبری، همراه با مراقبت واقعی او از مردم، اثری محو نشدنی بر هر یک از ما بر جای گذاشته است.»
شاپور میستری رئیس گروه پالونجی شاپورجی از دیگر پارسیان همکار با تاتا عنوان داشت: «خاندان میستری همکاری و ارتباط درازی را با گروه تاتا و آقای راتان تاتا داشتند، مرگ ناگوار آقای تاتا نشانگر پایان یک دوره است. او همیشه به عنوان یک رهبر که اثری ماندگار در تکامل گروه تاتا از خود به یادگار گذاشت شناخته شده است. این ضایعه را به خانواده او، فرزندان عزیز، و کل برادران تاتا تسلیت قلبی می گوییم. روحش قرین آرامش باد.»
رئیس جمهور هند، و دیگر مقامات برجسته هندی، در سراسر این کشور، نیز فقدان صنعتگر بزرگ پارسیان هند را تسلیت گفته، و به این مرگ واکنش نشان دادند.
روحش شاد که تبلور یک ایرانی اصیل در غربت بود.

[1] - https://thewire.in/news/ratan-tata-no-more
[2] - هند بزرگترین جمعیت زرتشتیان جهان را در خود دارد که با حدود 70 هزار نفر در رده اول است، ایران با 25 هزار نفر زرتشتی در رده دوم، امریکا به 11 هزار نفر در رده سوم، افغانستان با 10 هزار نفر در رده چهارم، کانادا، پاکستان هر کدام با 5 هزار نفر در رده پنجم، سنگاپور با 4500 نفر در در رده ششم، بریتانیا با 4 هزار نفر در رده هفتم، استرالیا با 2700 نفر در رده هشتم، کشورهای حوزه خلیج فارس با 2200 نفر رده نهم، و نیوزیلند و ج. آذربایجان هر کدام با 2 هزار نفر در رده دهم، پذیرایی این بازماندگان امپراتوری ایران قرار دارند.
[3]- جمشید نوشیروان تاتا (۱۸۳۹ – ۱۹۰۴) از پیشگامان صنعت مدرن هند بوده است. او در یک خانواده پارسی در شهر نوساری ایالت گجرات زاده شد. از او که بنیانگذار گروه صنعتی تاتا محسوب می شود با لقب «پدر صنعت هند» یاد می کنند امروزه قسمتی از این تشکیلات اقتصادی عظیم، به وسیلهٔ افراد خاندان تاتا اداره می شود
[4] - شرکت های گروه تاتا عبارتند از : Indian Hotels Company ، Tata Chemicals ، Tata Communications, Tata Projects ، Tata Consultancy Services ، Tata Elxsi ، Tata Global Beverages ، Tata Investment Corporation ، Tata Motors ، Tata Power ، Tata Steel ، Titan Company ، Trent, Air India, ، Voltas ، Cromā and BigBasket

