مطالب نویسنده

خدایا تو چطور می توانی بر همه ما خدایی کنی؟!!

مصطفوی 01 شهریور 1395 5113 کلیک ها

ای خدای خود گم کردگان مغرور و متکبر،

ای خدایِ کفار و بی ایمانان،

ای خدای خشک مغزان متکبر خالی از هنر و علم،

ای خدای بدکارانِ آلوده به زشتی ها،

ای خدای دزدانِ غارتگر ِجان و مال و ناموس دیگران،

ای خدای جنایتکارانِ قهار و بی شرم،

ای خدای انسان های کثیفِ پست و بی مقدار،

 ای خدای قاتلانِ سخت دل و بی رحم،

ای خدای حسودانِ و مَکر کننده بد دل،

ای خدای ظالمین به بند کشنده انسان ها،

ای خدای صاحبان زندان های مخوف مملو از بندگانت،

ای خدای بی بهره کنندگان انسان ها از نعمت هایت،

ای خدای بد طینتان خدعه گر، مکار بدکردار،

ای خدای دروغگویان پرگو و پرو و بی پروا،

...ای خدای نابودگران و ویران کنندگان و...

براستی چطور می توانی تو خدای اینها هم باشی؛ در حالی که خدای این دیگران هم هستی؟!!!!

ای خدای مظلومان و زجر کشیده ها،

ای خدای نوازندگان نواهای شادی بخش و زندگی ساز،

ای خدای نویسندگان و خلق کنندگان بزرگ،

ای خدای غیورمردان و شجاع زنان آزادیخواه،

ای خدای مصلحین درستکردارِ وسیع نظر،

ای خدای بزرگمردانِ کوجکِ نهفته در زیر خاکستر غرور و نخوت بندگان متکبرت،

ای خدای دانشمندان شکافنده علوم،

ای خدای بی گناهانِ کنج زندان های ظالمین،

ای خدای شکنجه شدگان مظلوم،

ای خدای انسان های بی غل و غش،

ای خدای محرومان و مستضعفین،

ای خدای محروم شدگان از خانه و کاشانه و فرزندان،

ای خدای خون های به ناحق ریخته شده، 

ای خدای مسجودِ سجده کنندگان،  

ای خدای دربند شدگان بی گناه،  

ای خدای شهیدان در خون غلتیده،

ای خدای آزاد مردان و آزاد زنان پاک،

ای خدای زحمت کشان سخت کوش،

...ای خدای راستگویانِ درست کردار، و...

اما تو چطور می توانی در دسترس همه ما از هر نوع باشی در حالی که هر یک در طیفی متفاوتیم، چطور می توانی نعمت هایت را بین ما با چنین تفاوت هایی به طور مساوی تقسیم کنی، چطور می توانی برای همه ما خدایی کنی در حالی که به حال همه ما آگاهی.

تو در حالی چنین هستی که امروز بعضا کسانی سخت مدعی تو و آخرین فرستاده و دین مرامش هستند که باید گفت انسان هایی پست و بی مقدارند که تنها این ارزش ها را به اسارت خود گرفته اند تا به کام دل خود رسیده و آنچه می خواهند محقق کنند و بدترین چهره را از تو نشان می دهند و تو، دین و پیامبرت را ضایع کرده به طوری که بیم آن می رود که با چنین نمایندگانی، با چنان دافعه ایی، از تو و مرامت آثاری در بین خلق نماند؛ که آنان اصلا در شان تو نیستند، آنها حتی در شان انسان هم نیستند، فقط در شان خودشانند و افکار پلیدشان که دنیای خود را در پناه نام تو می جویند.

خداوندگارا رهایم مکن

مصطفوی 23 مرداد 1395 6081 کلیک ها

خدایا تنهایم مگذار، که این تنهایی شوم و کشنده، و ابدی نابودم خواهد کرد. خدایا رهایم مکن که این رهایی بواقع زندانی تنگ و تاریک خواهد بود و به دور از تو زندگی بی معنیست. خدایا از همه بریده ام و تنها امیدوار به کمک توام، تنها از تو مدد می جویم که تنها تو همیاری مهربان و بخشنده ایی. خدایا از خزاین غیب خود برما سرازیر کن که سخت محتاج بذل و بخشش توایم، در میان خیل دشمنان خود گرفتار آمدیم که هرگاه فرصت یابند دشنه ایی در پشتمان فرو خواهند کرد و ما را خواهند درید، پس ای عزیز اجتماع آنان را که بر ظلم و خطا بنا شده است را از هم بپاشان و متلاشی اشان کن.

خدایا تو مهربان ترین پاسدار بر مایی

مصطفوی 13 مرداد 1395 5413 کلیک ها

"..وخداوند بهترین نگهبان است، او مهربانترین مهربانان است[1]."  

گاهی تصمیم به اقدامی می گیری و انتظار داری به هدف برسی، ولی در همان اول کار اقدامت ناکام می ماند و به جایی نمی رسد و بعد حس می کنی که دستی (خداوند) در همان اول کار آن را ناکام کرده و به خود که می آیی و کمی که فکر می کنی تو می فهمی که اگر به انجام می رسید چه خسارتی ممکن بود متوجه تو شود اینجا نا خود آگاه این دست مهربانانه را می بینی که نگهبانت بوده است.

خدایا از تو متشکرم، به خاطر این نگهبانی مهربانانه

 

  • فالله خير حافظاوهو ارحم الراحمين (یوسف 64)

مویه هایی از سر بهانه

مصطفوی 28 خرداد 1395 4990 کلیک ها

خدایا می دانم با هر اعترافی که نباید بشود، با هر جا خالی کردنی، با هر اظهار ضعفی، با هر احساس و بروز نا امیدیی، با هر شکوه ایی از مسایل و مشکلات و... و در کل با هر نشانه ی منفی که بروز می دهم، از درجات انسانی ام نزد تو کاسته می شود، اما اگر با تو سخن نگویم هم شاید بندهای دلم برای تحمل آنچه در درونم مخفی می کنم نتواند تحمل کرده و پاره شوند. پس این بروز ضعف ها را از من نادیده بگیر، که این ها تنها مویه هایی از سر بهانه برای ارتباطی و سخنی با تو بیش نیست.

 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم اردیبهشت ۱۳۹۵ ساعت 9:11 AM توسط سید مصطفی مصطفوی  | 3 نظر

دیدگاه

چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.

نظرات کاربران

یرواند آبراهامیان تاریخ نگار ارمنی و پژوهشگر تاریخ معاصر ایران: "درخواست بعضی معترضان برای کمک خارج...
- یک نظر اضافه کرد در بارَکْنا حَوْلَهُ؟! خدایا! از ...
خبرگزاری دانشجو: نتانیاهو: چشم اندازی در نظر داریم به عنوان یک سامانه کامل، در واقع یک شش ضلعی از ائ...