در زمان قاجاریه و ناصرالدین شاه نقشه ایران به حد بی سابقه ای آب رفت

در زمان قاجاریه نقشه ایران به طرز شگفت انگیزی آب رفت به طوری که در زمان ناصرالدین شاه قاجار (۲۵ تیر ۱۲۱۰ - ۱۲ اردیبهشت ۱۲۷۵) مناطق شرقی ایران که شامل کل ایالت بلوچستان پاکستان فعلی و کل افغانستان فعلی و کل ترکمنستان فعلی و قسمت اعظم ازبکستان فعلی و قسمتی از تاجیکستان فعلی از ایران جدا شده و قسمت بزرگی از حوزه تمدنی ایران در فلات ایران و در خراسان بزرگ از دست رفت. با باختن منطقه قفقاز به روس ها که شامل کل کشور آذربایجان و ارمنستان فعلی و همچنین قسمت اعظم گرجستان فعلی بود قاجار ها نقشه ایران را به وضعیت فعلی آن نزدیک و نزدیک تر کردند و تقریبا همین شد که الان هست.

گفته می شود که این شهنشه قاجار به امام حسین (ع) هم ارادت خاص داشته و حتی اشعاری را هم در شان این امام (ع) سروده است که از جمله این شعر منصوب به اوست ببینید این خیانت پیشه نالایق چه زیبا در شان امام حسین (ع) می سراید :

عشق بازی کار هرشیاد نیست              این شکار دام هر صیاد نیست

عاشقی را قابلیت لازم است             طالب حق را حقیقت لازم است

عشق از معشوق اول سر زند             تا به عاشق جلوه دیگر زند

       تا به حدی که برد هستی از او        

سر زند صد شورش و مستی از او

شاهد این مدعی خواهی اگر              بر حسین و حالت او کن نظر

روز عاشورا در آن میدان عشق            کرد رو را جانب سلطان عشق

بارالها این سرم این پیکرم               این علمدار رشید این اکبرم

      این سکینه، این رقیه، این رباب         

این عروس دست و پا خون در خضاب

این من و این ساربان، این شهردون             این تن عریان میان خاک و خون

این من و این ذکر یارب یاربم              این من و این ناله های زینبم

پس خطاب آمد ز حق: کِی شاه عشق              ای حسین، ای یکه تاز راه عشق

       گر تو بر من عاشقی ای محترم        

پرده برکش من به تو عاشق ترم

غم مخور چون من خریدار  توام             مشتری بر جنس بازار توام

هرچه بودت داده ای در راه ما               مرحبا صد مرحبا خود هم بیا

خود بیا که می کشم من ناز تو            عرش و فرشم جمله پا انداز تو

    لیک خود تنها نیا در بزم یار      

خود بیا و اصغرت را هم بیار

 خوش بُوَد در بزم یاران بلبلی               خاصه در منقار او برگ گلی

خود تو بلبل، گل علی اصغرت               زودتر بشتاب سوی داورت

  ولی این سوال وجود دارد که چگونه چنین صاحب معرفتی به حسین (ع) می تواند این همه خاک پاک میهنش را به باد دهد و دم از حسین (ع) بزند. پس دوره شوم قاجار را باید نزدیکترین زمان به آب رفتن نقشه ایران دانست و باید بر آنان که نالایق بودند لعنت ابدی فرستاد که بی لیاقتی را به حد رساندند.

 سلام و تحیت خداوند را باید به روح و روان مقدس شهدایی که از خاک این کشور دفاع کردند نثار نمود خصوصا آنها که در آخرین نبرد در هشت سال دفاع مقدس به قافله سالاری امام خمینی (ره) از جدا شدن قسمت دیگری از خاک ایران در غرب و جنوب جلوگیری کردند. 

+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم دی ۱۳۹۱ ساعت 23:25 شماره پست: 226

نظرات (1)

Rated 0 out of 5 based on 0 voters
This comment was minimized by the moderator on the site

قدرت مطلقه علیه تمامیت ارضی
Posted: 16 Jan 2021 03:30 AM PST
مجتبی نجفی
مستند” استان چهاردهم” را در شبکه مستند دیدم که بخش نخست ارایه مستند است و بخش دوم نقد مستند توسط آقایان مجید تفرشی و شاهین زینعلی است. مستندی خوب برای کسانی که علاقه مند به بازخوانی تاریخند: اینکه چگونه بخشی از خاک ایران مفت و مجانی جدا شد.
مستند در نظرم خواسته یا ناخواسته این مشکل وحشتناک قدرت مطلقه را به تصویر میکشد: اعلیحضرت تصمیم گرفتند بحرین جدا شود چون آنرا در ردیف منافع ملی تعریف کردند. همچنانکه قدرت مطلقه چهل سال است اجازه عادی سازی رابطه با آمریکا را نمیدهند تا ما زیر ضرب سنگین تحریم، شبح دایمی جنگ و کندی قطار توسعه قرار بگیریم.
شاهنشاه در جدایی بحرین تمام صداها را خفه کرد. البته بخشی از اپوزیسیون هم بدش نمی آمد جدایی خاک وطن در کارنامه شاه خصمشان ثبت شود. حیرت آور است که چگونه دستگاه مخ شویی ” من و تو” یی، جدایی خاک وطن را عادی و در ازای حق مالکیت ایران بر جزایر سه گانه تفسیر میکند، این در حالی است که به خاطر تحقق یک حق تاریخی نمی توان چشم بر یک حق دیگر پوشاند.
بحرین با سیاست استعماری انگلستان بدون حتی برگزاری یک رفراندوم در استاندارهای لازم جدا شد. همه این جداسازی بر میگردد به تشخیص عالیجناب که با حاکمیت تک صدایی بر جامعه کشور را از حق تاریخی اش محروم میکند و بعد برای کسب یک حق دیگر تاریخی حماسه سازی میکند. حیرت آور است دستگاه مخ شویی حاکمیت وقت، سکوت یا تایید اپوزیسیون و عدم تحرک جامعه در برابر یک رخداد بزرگ تاریخی. حالا با تصویرسازی های یکطرفه میخواهند این جداسازی را به این بهانه که ایران حاکمیتی بر بحرین نداشته و تنها یک ادعای تاریخی است ماستمالی کنند.
اکنون بحرین کشوری مستقل است با تبعیض اقلیت بر اکثریت بر عکس امروز ما که سلطه اقلیت‌ بر اکثریت است. اما داستان بحرین را باید درس کرد تا بدانیم چگونه ” من تشخیص میدهم” ِحاکم مطلقه ، سرکوب رسانه های آزاد، فقدان بحث های عمومی در بستری امن میتوانند به نتایج فاجعه باری منجر شوند. این درد تاریخی است:نبود حاکمیت ملی، تداوم قدرت مطلقه، تفسیر قانون به اراده حاکم و تشخیص های اشتباه اپوزیسیون میشود جداسازی مجانی سرزمینی و منت گذاشتن به خاطر احقاق یک حق تاریخی.
از لابلای مستند استان چهاردهم به همان درد مزمن تاریخی پی بردم که وقتی اراده ملی حاکم نباشد منافع عالی ایران میشود منویات و فرمایشات نخستین شخص قدرتمند کشور. دعوای اصلی دعوای ولایت مطلقه و سلطنت مطلقه نیست، مساله نبود آزادی و حاکمیت ملی است. مساله این است استبداد،شهروند کنشگر ووپرسشگر را خُرد میکند، ذلیل میکند تا قدرتش را در دستان اسکندر بیرونی یا حاکم مستبد ببیند.

هنوز نظری ثبت نشده است

نظر خود را اضافه کنید.

  1. ثبت نظر به عنوان مهمان.
Rate this post:
پیوست ها (0 / 3)
Share Your Location
عبارت تصویر زیر را بازنویسی کنید. واضح نیست؟

دیدگاه

چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.

نظرات کاربران

- یک نظز اضافه کرد در  کم هزینه ترین پایان بر ضعیف ت...
«سقوط مشکوک» بالگرد رئیس‌جمهوری ایران؛ چرا روایت رئیس دفتر او بر ابهامات حادثه می‌افزاید؟ ابهامات رو...
- یک نظز اضافه کرد در  کم هزینه ترین پایان بر ضعیف ت...
«زندگی، جنگ و دیگر هیچ» داستان زندگی مردم ایران و سیاست‌های حاکم بر کشور محمدجواد مظفر مرحوم اور...