هرگز کسی خود را این چنین فجیع نکشت
  •  

26 آبان 1401
Author :  

آنگاه که با دروغ، زمانه ی خود را سکه می زدند،

غافل بودند،

که دروغ خود سکه زمانه خواهد شد،

دروغ از پی دروغ باید گفت،

تا هزار دروغ دیگر را در لفافه ایی از، دروغ هایی دیگر پیچید،

و تف بر بنیانی که بر دروغ بنا نهاده شود،

تمام برکه ها را برای نشاندن آتشِ عطشِ بی انتهای قدرت، باید سر کشید!

و هر لحظه تشنه تر از قبل،

لهلهه یی از تشنگی زد، و به سوی سرابی دوید،

که از غارت برکه ها، خود نمایی می کند،

و تشنگان را به سوی خود می دواند،

لاجرم تشنگان باید، جرعه به جرعه خون بنوشند،

اما خون داغ نوشیده شده، بر عطش تشنگانی از این دست، خواهد افزود،

و لهلهه ی تشنگی را بر نوشندگانش، بیشتر خواهد کرد،

زبانم بند می آید،

وقتی به خون های داغی فکر می کنم،

که به محض جاری شدن از رگ های دریده شده،

 زمین تشنه ی ما، با ولع تمام آنرا می مکد،

به اشتراک بگذارید

Submit to DeliciousSubmit to DiggSubmit to FacebookSubmit to StumbleuponSubmit to TechnoratiSubmit to TwitterSubmit to LinkedIn
 مصطفی مصطفوی

پست الکترونیکی این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

نظرات (4)

Rated 0 out of 5 based on 0 voters
This comment was minimized by the moderator on the site

بولتن گیت
برای حفظ قدرت ...؟"

رحیم قمیشی

هنوز مقامی در مورد صحت و سقم بولتن محرمانه(خبرگزاری فارس) افشا شده اظهار نظری نکرده. حتما در چند روز آینده خواهند گفت این بولتن سراسر کذب است.
و آن‌وقت مردم تازه نتیجه خواهند گرفت بیشترش راست بوده!
اما آنچه من از بولتن افشا شده متوجه شدم تا قبل از تکذیب رسمی‌اش!

- مقامات همه چیز را می‌دانند و چیزهایی از واقعیات می‌دانند که ما هم نمی‌دانیم!
نیازی نیست فریاد بزنیم زندان‌ها پر شده، نیازی نیست داد بزنیم جوان‌ها قبول‌تان ندارند، نیازی نیست بگوییم کشتاری شد، که در زمان شاه هم نشده بود.
خودشان می‌دانند.
نشانش؟ بولتن‌هایشان!

- مقامات به‌خوبی می‌دانند چقدر بین خودشان ریزش کرده‌اند، آنها قدرت یک بسیج را هم از دست داده‌اند. آنها می‌دانند در اقلیت محض قرار گرفته‌اند. می‌دانند کشور دیگر در کنترل‌شان نیست.

- ائتلافی وجود دارد به نام نیروهای انقلاب، ائتلافی که خود را صاحب کشور می‌داند. ائتلافی از ورشکسته‌های سیاسی، که فکر می‌کنند وزنه‌ای هستند در کشور، و نمی‌خواهند باور کنند در بین اجتماع وجود خارجی ندارند.
آنها حتی قدرت برگزاری یک میتینگ را هم ندارند.

- رهبری به صراحت می‌خواهد به ظلمی که در زاهدان شده سریعا رسیدگی شود، کسی رسیدگی نمی‌کند. وقتی همه می‌دانند به مردم نمازگزار بلوچ با تیربار حمله شده و ده‌ها نفر قتل‌عام شده‌اند هنوز دنبال مقصری به نام مولوی عبدالحمید می‌گردند. آیا قدرت‌هایی وجود دارد که خود را بالاتر از رهبری می‌دانند؟

- با وجود آنکه اطمینان شده مردم مورد ظلم قرار گرفته‌اند، خون ریخته شده، کودک کشته شده، جوان از پا درآمده، اما حتی یک نفر محاکمه نمی‌شود، یک نفر مجازات نمی‌شود. نظام هیچوقت نباید مقصر قلمداد شود، ولو بکُشد، ولو شکنجه کند، ولو مردم را تحقیر و در زندگی روزانه درمانده و لِه کند.

- خون در نظام حرمت ندارد. با اینکه در قرآن گفته شده ریختن خون یک بیگناه مثل کشتن همه انسان‌هاست، مروجین دین آن را باور ندارند!
ریختن خون برایشان آسان است. حفظ نظام برای آنها اولویت است، مهمتر از قرآن، خدا، عدالت و انسانیت و جان انسان‌ها.

- منشأ اعتراضات هرگز خارج نبوده! درصد بسیار بالایی از مردم با جمعیت معترض در خیابان‌ها همدلی دارند. فرزند شهید و ایثارگران هم در بین بازداشتی‌ها بوده‌اند. سناریوی نقشه خارجی برای توجیه اعتراضات مردم، کاملا شکست خورده.

و نتیجه‌ای بسیار مهم؛
در لابلای بولتن هیچ صحبتی نه از ارزش‌هاست نه از اسلام، نه از عدالت نه از حقانیت، این گزارش با گزارشی که کاگ‌ب باید برای پوتین تهیه کند یا سی‌آی‌اِ برای بایدن، هیچ تفاوتی نمی‌کند!
"برای حفظ قدرت چه باید کرد؟"
مهم نیست چه کسی کشته می‌شود، چقدر حرف‌ها صادقانه‌اند، چقدر مردم، ما را باور دارند، چقدر اخبار صدا و سیما را می‌پذیرند، مهم آنست که ائتلاف نیروهای انقلاب باید حاکم باشد. سیستم نباید دستخوش تغییر شود!
ائتلافی از همان انقلابیون ۴۰ سال پیش، همان از کار افتاده‌ها، همان‌ها که به وقتش نظامی می‌شوند، به وقتش نماینده مجلس، به وقتش کارخانه‌دار، به وقتش قاچاقچی، به وقتش کاندیدای ریاست جمهوری، به وقتش مدافع سینه‌چاک نظام.
نظامی که پوسته‌ای از اسلام دارد
و پوسته‌ای نازک و شکسته بسته از جمهوریت!
نظامی که باید بماند!
به هر قیمتی...
@TahlilZamane

This comment was minimized by the moderator on the site

وقتی نفرت کاشتید

رحیم قمیشی

وقتی با اسم خدا ظلم کردید
وقتی قواعد دمکراسی را کلا کنار گذاشتید
وقتی هواپیمای نخبگان را با دو موشک زدید و دروغ گفتید
وقتی عملیات‌ها را به دروغ گفتید فریب بوده
وقتی دانستید مردم در فشارند و به روی خود نیاوردید
وقتی مردم نخواستند و شما کردید
وقتی پیرمردها را حکم مسئولیت‌های طولانی دادید
وقتی تظاهر کردید خیل معتادها را نمی‌بینید
وقتی گروه گروه مهاجرت نخبه‌ها را ندیدید
توانایی جوان‌ها را باور نکردید
وقتی به هر مخالفی انگ مخالفت با اسلام زدید
یک طبقه مرفه درست کردید، آنها که با قدرت بودند!
وقتی مرگ بر همۀ دنیا گفتید
وقتی زندان‌ها را چند برابر ظرفیت کردید
وقتی داروها و مایحتاج اساسی مردم از توان خریدشان خارج شد و شما به‌دروغ گفتید نمی‌بینید، همه راضی‌اند!
وقتی مردم را تحقیر کردید و خار و خاشاک‌ نامیدید
وقتی همه روشنفکران و دلسوزان کشور را راندید
وقتی قیافه داناها را به‌خود گرفتید و شما هنوز نمی‌دانستید ایمیل چیست و وب کدام است. اصلا دنیای ارتباطات چیست!
وقتی بی‌سوادها را بر مقدرات مردم گذاشتید...
"شما داشتید نفرت می‌کاشتید"

حالا جوان‌ها باورتان ندارند
اصلا از شما بدشان می‌آید
قبول‌تان ندارند
خودتان می‌دانید رفراندوم کنید ۲۰ درصد هم همراه و همدل‌تان نخواهند بود
اینطرف و آنطرف را نگاه نکنید...
آنچه کاشتید را باید درو کنید!

منفورترین قشر در جامعه ما کدام قشر است؟
نمی‌گویم ولی خودتان می‌دانید!
کدامتان در بین مردم مقبولیت دارید؟
در جلسات خصوصی‌تان گفتید اقلیت هم باشیم حکومت را به زور نگه داریم!
این را دیگر همه فهمیده‌اند.

گفتید دشمن، ولی کسی ندید
گفتید عدالت ولی نبود
گفتید انتقاد کنید ولی زندان بردید
امروز باید درو کنید آنچه را کاشتید!

التماس کنید تیم ملی را دوست بدارید
خواهش کنید به روحانیت احترام بگذارید
اسم طرفداران‌تان را بگذارید بسیجی
از همت و باکری‌ها و شهدا و جانبازان مظلوم خرج کنید تا بینهایت
از امام حسین خرج کنید و از امام زمان
مردم دیگر به قضاوت‌شان ایمان آورده‌اند
مردم اشتباه نمی‌کنند
شما را نمی‌خواهند
از شما نفرت دارند
شما وقتی نفرت می‌کارید، قرار نیست چیز دیگری برداشت کنید!

بچینید میوه کاشت‌تان را
مردم دیگر با شما شادی نمی‌کنند
مردم منتظر رفتن‌تان هستند
هر چقدر هم تظاهر کنید از غیب هدایت می‌شوید
هر چه بگویید چیزی می‌دانید که کسی نمی‌داند!
مردم باطن ذات شما را فهمیده‌اند
و از شما هم دیگر نمی‌ترسند
خودشان را باور کرده‌اند
کارتان تمام است
ولو باور نکنید!

This comment was minimized by the moderator on the site

هنگامی که جامعه‌ای به دروغ‌گوییِ سازمان یافته روی آورد و دروغ گفتن تبدیل به اصل کلّی شود و به دروغ گفتن در موارد استثنایی و جزئی اکتفا نکند، «صداقت» به خودی خود تبدیل به یک عمل سیاسی می‌شود و گوینده‌‌ی حقیقت، حتی اگر به دنبال کسب قدرت یا هیچ منفعتی دیگر هم نباشد یک کنشگر سیاسی محسوب می‌شود. در چنین شرایطی شما نمی‌توانید از سیاست کناره بگیرید و راه خود را بروید. شما ناچارید یکی از این دو راه را انتخاب کنید:
یا به وزارت دروغ می‌پیوندید،
یا یک مخالف سیاسی محسوب می‌شوید!
هانا‌_آرنت

This comment was minimized by the moderator on the site

مثل آب خوردن دروغ می گویند

پژمان موسوی
رستم قاسمی، یک «نمونه‌ی موردی» دقیق از آن‌چیزی است که بر صحنه‌ی سیاست و اقتصادِ ایران می‌رود.

با سودای «نفت» آمد، به وزارتِ «راه و مسکن» رسید، وعده‌ی ساختِ «چهار میلیون» مسکن داد، استعفا داد، استعفایش «به شدت» تکذیب شد، نهایتا استعفای «نداده‌اش» از سوی رییسِ دولت پذیرفته شد.

مثل آب خوردن دروغ می‌گویند و بی‌هیچ مسئولیت و پاسخ‌گویی‌ای، می‌روند پیِ کارشان. جملگی دروغ، جملگی تباه…

هنوز نظری ثبت نشده است

نظر خود را اضافه کنید.

  1. ثبت نظر به عنوان مهمان.
Rate this post:
پیوست ها (0 / 3)
Share Your Location
عبارت تصویر زیر را بازنویسی کنید. واضح نیست؟

دیدگاه

چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.

کامنت ها

ایران مطلوب من این شکلی است! ایران شما چه شکلی است؟ قسمت دوم ۱۱. در ايران مطلوب من سرمایه گذاران، ک...
ایران مطلوب من این شکلی است! ایران شما چه شکلی است؟ مجتبی لشکربلوکی (https://t.me/Dr_Lashkarbolouk...