از کدام خدمتِ به مردم سخن می گویید، آقای مهدی چمران

دیشب تبلیغات انتخاباتی به اوج خود رسید و همه آخرین توان خود را در تبلیغ رو کردند؛ صبح که برای ورزش صبحگاهی عازم بودم، آثار تحرکات تبلیغی شبانه را هم دیدم، و هم از شاهدانش شنیدم که تا ساعت دو بامداد هم ادامه داشته است، اما آنچه مرا شوکه کرد حجم تبلیغات لیست به اصطلاح "خدمت برای مردم" بود که به زیر درب ورودی منزلمان تزریق شده بود، و تمام حجم زیر درب ورودی به اندازه ایی که جا داشت، کارت های تبلیغاتی لیست تیم آقای مهدی چمران و گروه تحت امرش، پر کرده بود که به لحاظ تعداد و حجم آن که برای یک منزل ما فقط گذاشته بودند، شگفت زده شدم، کل رای دهندگان ما در این ساختمان مگر چند نفر است که وقتی شمارش کردم 231 کارت رنگی کیفیت بالا از این لیست برای شورای شهر تهران فقط زیر درب ورودی ما ریخته بودند، با خود گفتم احتمالا فرد اجیر شده برای پخش این تبلیغات خسته بوده و آخرین بسته را زیر درب ورودی ما تزریق کرده و خود را از آنها خلاص کرده و برای خواب رفته است، اما بیرون آمدم دیدم تمام کوچه همین است، جلوی درب همسایه ها تا سر خیابان وضع به همین منوال است، علاوه بر آن روی برف پاک کن هر اتومبیل پارک شده ایی در خیابان هم شاید نصف همین مقدار از کارهای تبلیغاتی این گروه که سال هاست بر شورای شهر تهران حکم می رانند، را قرار داده اند.

 

 

رفتگر محله ما که اوایل هفته می گفت توی تهران به عنوان نفر اول در بین رفتگران شهرداری انتخاب شده و ناراحت بود که من ده دقیقه زودتر نیامده بودم تا شاهد فیلمبرداری و تهیه گزارش صدا و سیما از او باشم که برای مستند سازی کارش آن موقع صبح آمده بودند، هم خسته و پوکیده از جمع آوری این حجم از تبلیغات، که در کوچه و خیابان ریخته بودند، می گفت، می بینی آقای مهندس (مرا هر روز صبح قبل از طول آفتاب با همین اسم می شناسد و سلام و علیک می کنیم)، من نهصد هزار تومان حقوق می گیرم و آقای چمران برای من در شورای شهر چه کرده که این گونه خرج تبلیغ خود می کند؛ سپس خطاب به من گفت آقای مهندس اول هفته شما به من می گفتید تبلیغات انتخاباتی را جاروب نکنم، تا مردم ببینند و انتخاب کنند، حالا خودت بگو، من با این وضع کوچه چه کنم، آیا می شود کوچه و جلوی خانه مردم را با این وضع رها کرد؛ آخر چند روز پیش من به او گفتم مشهدی! برگه های تبلیغی که زحمت می کشند و پخش می کنند را صبح علی الطلوع جمع نکن، تا مردم وقتی بیرون می آیند بردارند و با کاندیداها آشنا شوند، زیرا برای این ها از جیب من و تو هزینه شده، تا مردم کاندیداها را بشناسند و تصمیم بگیرند و رای دهند.

 

  حجم تبلیغات تزریق شده به زیر درب ورودی ساختمان

چیزی حدود 230 تا را خود شمارش کردم

 

ولی آقای مهدی چمران که خود را با واژه "خدمت" می خواهید به مردم بشناسانید! بد کارنامه ایی را از خود به جای گذاشتید، شما در این چند سالی که رییس شورای شهر تهران بودید، آیا به مردم خدمت کردید و یا به کسانی که پاسخگوی اعمال خود نبودند؟!! آیا مردم مد نظر شما بود یا به کسانی که از اموال مردم این شهر نجومی خوردند؟!!، چگونه به خود اجازه دادید که نام "خدمت برای مردم" را برای خود انتخاب کنید که افشا کننده املاک نجومی (آقای یاشار سلطانی) زندان رفت، زیرا شما به وظیفه نظارتی خود روی شهردار و شهرداری عمل نکردید، کاری که شما وظیفه قانونی داشتید و نکردید، و امروز شهرداری تهران مثل کشور بعد از احمدی نژاد، یک مجموعه بدهکار خواهد بود که از سردار محمدباقر قالیباف به شهردار نگون بخت بعدی تحویل خواهد شد، و همانگونه که حسن روحانی چهار سال بدهی ها و خرابکاری های محمود احمدی نژاد را وارث شد، شهردار بعدی تهران نیز وارث هزاران میلیارد تومان بدهکاری خواهد بود، که شهردار تحت حمایت کامل شما برای بعدی به جای خواهد گذاشت؛ بد کردی آقای مهدی چمران، شما با اعمال خود، چهره مشعشع و تابان و پر افتخار برادرتان شهید مصطفی چمران را هم نابود کردید، البته برای اهل بصیرت بین شما و او اصلا تناسبی نیست، اما واقعیت این است که شما بر قله شهرت آن بزرگمرد صحنه دفاع، تفکر و... نشستی و جاده صاف کن "نجومی خواران" شدی، بد کارنامه ایی را از خود بجا گذاشتی. نام چمران را هم لکه دار کردی، در حالی که مردم با این نام به مبارزه، عرفان، دعا، علم، بصیرت، پیشاهنگی، تاریخ، مردان بزرگ، و هزاران واژه مقدس دیگر قرینه می شدند، اما با نام شما به یاد چه خواهند افتاد.

 

حجم تبلیغات قرار گرفته روی برف پاک کن شیشه اتومبیل های داخل کوچه

 

البته متاسفانه این خاصیت و سیره شما اصولگرایان و کاندیداهای شماست، که هر موقع می خواهند خیزی بزرگ بردارید، نهاد و یا منبع مملو از ثروتی در کشور را کرسی پرش خود قرار می دهد، وقتی آقای ابراهیم رییسی می خواهد خیز بزرگ ریاست جمهوری را بردارد، ابتدا بر امپراتوری ثروت امام رضا (ع) دست می یابد، محمود احمدی نژاد بر دریای ثروت شهرداری تهران تکیه می کند و به صله دادن و بذل و بخشش اموال مردم برای عوام فریبی می پردازد و رییس جمهور می شود، و همچنین سردار محمد باقر قالیباف هم بدون هیچ گونه پشتوانه حزبی، معاونت اجتماعی شهرداری تهران را تشکیلات حزبی و عملیاتی خود  قرار می دهد و ثروت این مردم در این تشکیلات عظیم شهرداری تهران که بودجه اش چند برابر وزارت چند خانه ی دولت دارد را، سکوی افکار و اقدامات سیاسی خود قرار می دهد، تا در نقش "پرده دری بی مهابا و بدون ترس از عقوبت" در انتخابات حاضر شود و از کاندیدای اصلی اصولگرایان (ابراهیم رییسی) هم پیش بیفتد، اما او مهره فصلی برای برهم ریختن اعصاب رقیب در انتخابات بود و اصولگرایان دیگر در جایگاه ریاست جمهوری به سرداری مثلی قالیباف نیاز نداشتند، بلکه به عمامه سیاهی مثل رییسی نیازمند بودند تا در نقش "منجی محرومین" بر سکوی امام رضا سوار شده و خیز بزرگ خود را بردارد، حتی اگر اقبالش در نظر سنجی ها کمتر از سردار محمد باقر باشد.

 

این همه خدمت؟!! برای هر منزل در کوچه ما

خدا رحم کند که اگر بیایند چقدر باید از ما بگیرند

تا این حجم تبلیغات را جبران کنند

 

اما جناب چمران شما در تمام اعمال خلاف سردار قالیباف در شهرداری تهران شریک هستید، آنگاه که پیش از انتخابات با محدود سازی نمایندگان واقعی مردم شهر تهران در شورای شهر، مثل دکتر مسجد جامعی، حافظی و...، نگذاشتید نظارتی موثر بر شهردار و شهرداری تهران شود و همین معاونت اجتماعی شهرداری در رسواترین شکل سو استفاده از امکانات و بودجه ورزشی منطقه 3 در تاریخ 24/2/1396 با سو استفاده از غفلت مسولین امر در شورایاری محلات، و نیروی ها مسول نظارت، شو تبلیغاتی برای آقای "علیرضا دبیر" در پارک ملت برگزار کردند، و موسیقی گذاشتند و رقصیدند و به نفع آقای قالیباف شعار دادند، و مسول معاونت اجتماعی منطقه سه شهرداری تهران به همراه معاونین و مشاورینش در این جمع بالای سن، قرار گرفتند و معترضین از مردم محل به این سواستفاده محرز هم از سوی دوستان معاونت اجتماعی مورد فحش و ناسزا و ضرب و شتم قرار گرفتند و...

 

 

حجم تبلیغات قرار داده شده

در مقابل درب ورود همسایه ایی دیگر

 

اما آقای چمران متاسفانه اگر روزی در این کشور کارهای خلافی می شد، انجام دهندگان آن هدفی خدایی داشتند و برای قرب الهی به مصلحتی بزرگ فکر می کردند و دست به اعمال خلاف قانون می زندند (که البته امام همان را هم بعد از بحران جنگ گفتند، تعطیل و همه به قانون باز گردند)، اما امروز تشنگان قدرت، می خواهند خود را "شیفتگان خدمت" برای مردم جلوه دهند، و امروز این قدرت و ثروت است که دیگر مثل روز هدف آنان شده است، که آقای پیرهادی (مسول اجتماعی شهرداری منطقه سه شهرداری تهران) برای کمک به برادرش که در شورای شهر تهران، دوشادوش شما به سردار قالیباف برای فرار از سوال و پرسش و بازرسی در مورد املاک نجومی، حادثه پلاسکو و... حضور دارد، به تبلیغ آقای علیرضا دبیر با امکانات و بودجه معاونت اجتماعی و ورزش منطقه 3 اقدام می کند. آری آقای چمران دست شما در اینجا هم پیداست، بله وقتی سردار قالیباف از کاندیداتوری انصراف می دهد هم، بنرهای او کنده می شود و بنرهای علیرضا دبیر و آن پهلوان دیگرمان آقای جدیدی و... که اینک در بازی های شما این قهرمانان و مدال آوران نیز آبروی خود را باختند، به بزرگی بنرهای سردار محمد باقر چاپ می شود و بر داربست های سردارِ شهردار بالا می رود. اینها اگر سو استفاده نیست پس چیست.

 

لیست خدمت پاش داده شده در ورودی خانه همسایه

 

اما جناب آقا مهدی چمران، آن روزی که برادر شما دکتر چمران (آقا مصطفی) در رکاب امثال مهندس بازرگان (نخست وزیر ایران)، وزارت دفاع را به عهده داشت و رخت مهندسی از تن بیرون کرده بود و مثل یک سرباز با دشمن متجاوز می جنگید، و تجربه مبارزات و جنگ های نامنظم خود در همکاری با شیعیان جبش امل در لبنان و مصر را به خدمت کشور و جنگ تحمیلی در آورده بود، و یا آن موقعی که در 31 خرداد 1360 آنقدر به دشمن نزدیک شده بود تا خمپاره 60 میلیمتری دشمن هم توانست او را مورد اصابت قرار دهد، و بعد از عمری علم آموزی، نبرد، تزکیه نفس، مبارزات اصیل و... آخرین نفس های خود را درحالی که خون از بدن با ارزشش جاری بود، می کشید، شاید هرگز فکر نمی کرد، سابقه انقلابی، مبارزات، شهرت علمی و... او سکویی برای برادرش آقا مهدی چمران شود، که برادر این شهید بزرگوار کارش به جایی برسد که روزی بر موج شهرت او سوار شود و جاده صاف کن کسانی شود که برای رسیدن به قدرت از هیچ چیزی حتی ضربه زدن به منافع ملی هم فرو گذار نمی کنند، و از پرورش یافتگان دستگاه اجتماعی شهرداری تهران در ذیل مدیریت آقای چمران و قالیباف از دیوار سفارت عربستان بالا روند و آن را به آتش بکشند و زمینه را برای مظلوم نمایی ظالمی مثل عربستان مهیا کنند که این ظالم در خون حاجیان منا، شیعیان مظلوم یمن، مردم مظلوم سوریه، نیجریه، پاکستان، افغانستان، عراق و هزار نقطه دیگر جهان از جمله نیویورک، پاریس و... غرق شده و راه گریزی ندارد، و اینکه با عمل خیانت بار امثال کردبچه ها، علیه دولت و ملت خود عمل کرده و عربستان بدهکار را، تبدیل به طلبکار و مظلوم نمایند.

 

جناب شهیدِ بزگوار! آقا مصطفی چمران عزیز

آیا هیچ فکر می کردی روزی بر موج نامِ نام آوری چون تو

با مردم تو این کنند

نظرات (5)

Rated 0 out of 5 based on 0 voters
This comment was minimized by the moderator on the site

اینکه مهدی چمران ۸۴ ساله پس از حدود دو دهه ریاست بر شورای شهر تهران بلاخره بفهمید قطع درختان تهران فاجعه جبران ناپذیر است حتماً جای شکر دارد اما ایکاش امثال چمران ۸۴ ساله شورای شهر تهران قادر به درک جمله سفیر انگلستان در تهران بودند وقتی امثال سردار نقدی سپاه در غوغای احمقانه لشکر سازی خود جوش برای تسخیر باغ قلهک اهدایی محمد شاه قاجار به ملکه بریتانیای کبیر بودند فرمود اجازه دهید باغ قلهک سفارت مانند حدود ۲۰۰ سال گذشته باغ قلهک سفارت بماند تا در روزهای نابودی آخرین باغهای تهران بتوانید فرزندانتان را برای مشاهده باغ به باغ قلهک سفارت بریتانیا بیاورید.
https://t.me/Khabar_Naghde

This comment was minimized by the moderator on the site

‏یادش بخیر
روزی در یک نشست دانشجویی،دانشجویی از مهدی چمران پرسید:چرا یک خیابان در تهران بنام مریم میرزاخانی نابغه ایرانی نامگذاری نکردید؟
چمران پاسخ داد:چون آدرس خانه میرزا خانی را نداشتیم.
و سپس دانشجو پرسید مگر آدرس سلیمان خاطر و خالد اسلامبولی تروریست های مصری را داشتید؟
‏سوال مجدد او ۱۵دقیقه تشویق دانشجویان را بدنبال داشت و‌ متعاقب آن مهدی چمران که هیچ مهارت‌ و‌ تخصصی ندارد جز اینکه برادر مصطفی چمران است، مفتضحانه و با تمسخر دانشجویان سالن را ترک کرد./رسا
https://t.me/+iK-468eUZ8tlYTQ0

This comment was minimized by the moderator on the site

مصطفی چمران_خدا
ح‌ق: خدا چمران را آفرید تا ثابت کند بدون عمامه هم می‌تواند کپی برابر اصل امام موسی بسازد. بی‌خود نیست که در همه‌ی مراحل زندگی، چمران در صدر بود. کراوات را از غرب گرفته بود و چفیه را از جنوب و اشک را از آدم و نوحه را از نوح و ایمان را از ابراهیم و مبارزه را از موسی و عشق را از عیسی و مهر را از محمد. درسی که در آمریکا خوانده بود، هیچ ربطی به علاقه‌اش نداشت. چمران دنبال نوبل نمی‌گشت؛ دنبال علی بود. چمران ایتام سرشار از غم و غصه‌ی ساحل مدیترانه را حتی از عناصر جدول مندلیف هم به‌تر می‌شناخت. در دانشگاه برکلی، فیزیک پلاسما خوانده بود اما در خلوت شب‌های دور و درازش، قلم‌مو دست می‌گرفت و ضجه‌های یک شمع را نقاشی می‌کرد و خودش هم پابه‌پای شمع گریه می‌کرد. دکتر بود و فیزیک‌دان بود و نخبه‌ی علمی بود و سیاست‌مدار بود و خطیب بود و مبارز بود و چریک بود و هیچ کدام این‌ها نبود. بیش‌تر دوست داشت هیچ باشد و به همین هیچ هم شناخته شود. فقط خدا را می‌دید و فقط بندگان خدا را می‌دید و برای خودش هیچ شأن و مقامی متصور نبود. چمران پیام‌بری بود که به هیچ معجزه‌ای نیاز نداشت؛ او خودش معجزه بود. از اسلحه‌ی روی دوش چمران، هیچ گل آفتاب‌گردانی نمی‌ترسید. این را همه‌ی گل‌ها، همه‌ی رزها، همه‌ی یاس‌ها، همه‌ی لاله‌ها، همه‌ی نرگس‌ها و همه‌ی مریم‌ها فهمیده بودند که چمران، پاسدار همه‌ی عطرهای خداوند است. خدا چمران را نه «چمران بازرگان» می‌خواست و نه حتی «چمران خمینی». خدا چمران را برای خودش می‌خواست و به چمران می‌گفت «چمران من». خدا لذت می‌برد وقتی چمرانش همین که صدای الله اکبر اذان را می‌شنید، جماعت را از همهمه پرهیز می‌داد و همه را دعوت به آرامش می‌کرد. عجب پیام‌بری بود «چمران خدا». انگار داریم افسانه می‌خوانیم. انگار موسی صدر و مصطفی چمران متعلق به انتزاعی‌ترین ابیات شاه‌نامه بودند. انگار هیچ یک وجود خارجی نداشتند. انگار فردوسی دلش خواسته بود از پستوی ذهنش، یک امام بسازد و یک پیام‌بر بتراشد. ولی نه؛ هم آن امام واقعیت داشت و هم این پیام‌بر حقیقت داشت. نقل دل ما نیست؛ همه‌ی گل‌ها این روزها دل‌تنگ چمران شده‌اند. دل‌تنگ مردی که وسط جنگ هم به صلح فکر می‌کرد. مردی که خانه را برای بنی‌آدم می‌خواست و خانه‌به‌دوشی را برای خودش. مردی که به خاطر خرابه‌های جنوب، زندگی خود را در غرب خراب کرد. مولانا هنر نکرد که با شعر، شوریده شد. هنر چمران را ببین که از فیزیک به عرفان رسید. آدمی همین است؛ خوب که بدرخشد، از شمع هم بالاتر می‌رود و می‌شود شمس. خوش به حال اصغر وصالی، بدا به حال ما...
حسین_قدیانی
سایت حق‌دیلی haghdaily.ir
@ghete26

This comment was minimized by the moderator on the site

استعفای میرسلیم از هیئت نظارت بر انتخابات؛ می‌خواستم با جرثومه‌های فساد مقابله کنم اما شبکه فساد اقتصادی و سیاسی نگذاشت
Posted: 12 Jun 2021 03:55 AM PDT
مصطفی میر‌سلیم نماینده مجلس و نایب رئیس هیات مرکزی نظارت بر انتخابات با صدور نامه‌ای سرگشاده، در اعتراض به روند بررسی تایید صلاحیت‌ها در انتخابات شورای شهر، از این هیات استعفا داد
میرسلیم در این نامه آورده است: به عنوان نماینده مردم شریف میهن اسلامی مان مؤکداً عرض می کنم که تلاش من بر این بوده است که جلو ورود جرثومه های انحراف و تباهی را بگیرم ولی شبکه فساد اقتصادی و سیاسی نگذاشت ما کارمان را بسلامت پیش ببریم و بسیاری افراد تأیید شده اند که فاقد صلاحیتند و بسیاری از داوطلبان واجد شرائط مظلوم واقع شده و نتوانسته اند به فهرست نهائی راه یابند
وی افزوده: به دلیل نفوذ‌های متعدد و دخالت غیر قانونی در فرآیند بررسی و اعلام نتایج صلاحیت نامزد‌های شوراها و مخدوش شدن آن نتایج، استعفای توام با اعتراض خود را از عضویت در آن شورا رسماً اعلام می کنم.

مسایل مرتبط با این پست
This comment was minimized by the moderator on the site

این انتخابات است یا حراج باقیمانده تهران؟!

با خبرهایی که این روزها می‌رسد جا دارد که حتی بیشتر از قبل نگران سرنوشت شهر تهران در دوره ششم شوراها بود. آن هم در شرایطی که هنوز سرنوشت بخش عمده‌ای از پرونده‌های دوره شهرداری آقای قالیباف مشخص نشده و به نظر می‌رسد تیم او برای آینده تهران، چیزهای بیشتری در ذهن دارند. در واقع اینطور به نظر می رسد که انتخابات شوراها برای قالیبافی ها بیشتر حکم حضور در رقابت «حراجی» تهران را دارد.

ماجرا از این قرار است که شامگاه جمعه مصطفی میرسلیم، نایب رئیس هیات مرکزی نظارت بر انتخابات با انتشار نامه سرگشاده‌ای از اعضویت در این هیات استعفاء کرد. نکته مهم در نامه او این است که گفته در بررسی صلاحیت نامزدها و برای جلوگیری از ورود کسانی که او «جرثومه هاى انحراف و تباهى» خوانده به شورای شهر «شبکه فساد اقتصادى و سیاسى نگذاشت ما کارمان را بسلامت پیش ببریم و بسیارى افراد تأیید شده اند که فاقد صلاحیتند و بسیارى از داوطلبان واجد شرائط مظلوم واقع شده و نتوانسته اند به فهرست نهائى راه یابند.»

نکته اینکه قبل از این استعفاء خبر یک تائید صلاحیت به شدت خبرساز شده بود. آن هم تائید صلاحیت مرتضی طلایی از چهره‌های بسیار نزدیک و همفکر محمدباقر قالیباف. هفته گذشته صلاحیت طلایی برای ورود به شورای شهر رد شد. تلاش‌های مرتضی طلایی به جایی نرسید و او روز پنجشنبه در توئیتی تهدید کرد: «به زودی در نامه ای سرگشاده به آقای قالیباف، ناگفته هایی را پیرامون انتخابات شورای شهر گوشزد خواهم کرد.» تنها ساعت بعد از این تهدید، خبر تائید صلاحیت طلایی منتشر شد و بلافاصله بعد از آن هم خبر استعفاء میرسلیم آمد.

به یاد داشته باشیم که هنوز نام قالیباف و تیم او در شهرداری با پرونده‌هایی مانند پرونده فساد هلدینگ یاس یا املاک نجومی و این دست مسایل گره خورده و به بسیاری از سوالات در این خصوص پاسخی داده نشده. حالا نکته جالب هم این است که در آن سوی میدان محمود میرلوحی، عضو شورای پنجم که پیگیر همین پرونده‌های فساد بوده برای انتخابات رد صلاحیت شده است. نکته اینکه از ترکیب 5 نفره هیات عالی نظارت مرکزی انتخابات شوراهای ششم به جز میرسلیم چهار نفر دیگر یعنی محسن پیرهادی، محمدصالح جوکار، حمیدرضا کاظمی و سیدنظام‌الدین موسوی از حامیان و و نزدیکان قالیباف محسوب می‌شوند.

در این میان هیچ خبری از شفافیت نیست، هیچ گزارش روشن و علنی از وضیت پرونده‌های دوره قبل شهرداری تهران به مردم داده نمی‌شود، شهرداری هنوز نتوانسته بخش زیادی از املاک تصرف شده خود از دیگران را پس بگیرد و تیم حاکم بر آن دوره شهرداری حالا با تسلط بر مجلس حتی قدرت بیشتری هم دارند. تیمی که در آن دوازده سال، وقتی نه مجلس را در دست داشتند و نه دولتی همسو با آنها بر سر کار بود با این شهر چنین کردند، اکنون با تسلط بر مجلس و دیدن یاران همسو در دولت، با منافع عمومی تهران چه می‌کنند؟ این بین متوجه این خبر هم باشید که این هیات می‌خواسته تعدادی از کاندیداهای تاییدصلاحیت شده در هیات‌های اجرایی ونظارت شهرستان‌ها را رد کند، در حالیکه چنین اختیار قانونی نداشته و وزارت کشور هم صبح شنبه بیانیه رسمی داده و اعلام کرده که جلوی این کار گرفته شده. واقعا باید پرسید آنجا چه خبر است؟ برای انتخابات شوراها چه اتفاقی در حال رخ دادن است؟ حق بدهید شک کنیم که آنجا چه امتیازاتی در حال رد و بدل شدن است؟ چه برنامه‌ای برای کلانشهرهای کشور و خصوصا تهران در سر دارند؟

باز هم مثل بسیاری از موارد باید آرزو کنیم که ای کاش دادستان محترم به این موضوع ورود می‌کرد و مشخص می‌شد در جریان بررسی صلاحیت نامزدهای شوراها، این تهدیدها و تجدیدنظرها، آن استعفاء و افشاگری دست و پا شکسته و چنین حجم عظیمی از ابهام و سوالات بی پاسخ مانده، چه رخ داده است؟ مگر می‌شود نایب رئیس هیات مرکزری انتخابات چنین صریح از وقوع فساد در بررسی صلاحیت‌ها بگوید و کسی نپرسد ماجرا چیست؟ این آیا طبیعی است؟

مسایل مرتبط با این پست
هنوز نظری ثبت نشده است

نظر خود را اضافه کنید.

  1. ثبت نظر به عنوان مهمان.
Rate this post:
پیوست ها (0 / 3)
Share Your Location
عبارت تصویر زیر را بازنویسی کنید. واضح نیست؟

دیدگاه

چون شر پدید آمد و بر دست و پای بشر بند زد، و او را به غارت و زندان ظالمانه خود برد، اندیشه نیز بعنوان راهور راه آزادگی، آفریده شد، تا فارغ از تمام بندها، در بالاترین قله های ممکن آسمانیِ آگاهی و معرفت سیر کند، و ره توشه ایی از مهر و انسانیت را فرود آورد. انسان هایی بدین نور دست یافتند، که از ذهن خود زنجیر برداشتند، تا بدون لکنت، و یا کندن از زمین، و مردن، بدین فضای روشنی والا دست یافته، و ره توشه آورند.

نظرات کاربران

- یک نظز اضافه کرد در  کم هزینه ترین پایان بر ضعیف ت...
«سقوط مشکوک» بالگرد رئیس‌جمهوری ایران؛ چرا روایت رئیس دفتر او بر ابهامات حادثه می‌افزاید؟ ابهامات رو...
- یک نظز اضافه کرد در  کم هزینه ترین پایان بر ضعیف ت...
«زندگی، جنگ و دیگر هیچ» داستان زندگی مردم ایران و سیاست‌های حاکم بر کشور محمدجواد مظفر مرحوم اور...